به نام خدا
شمارش معکوس به روزهای سخت نزدیک شد کشتی بانان باهم اختلاف کردندودرزمانی که پیرامونشان امواج خروشان وصخره های سخت قرارداشت کشتی راسوراخ کردندتارقیب راتنبیه کنند غافل ازاینکه باغرق شدن کشتی خودشان هم غرق خواهند شد وجمع زیاد مسافران که به انان اعتماد کرده اند.
ای کاش زودبیدارمیشدیم وتوبه به درگاه خدامیبردیم وبابیداری وعمل صالح سربازحضرت قائم عج میشدیم ولازم نبود باتکانه های سخت بیدارمان کنند.استغفرالله
به این مطلب امتیاز بدهید:موضوعات مرتبط با این مطلب : شمارش معکوس
تمام حرفم این است:
چه قدر، اوضاع شبیه است به آنچه در روایات در مورد سال ظهور گفته شده
خلاصه
به طور خلاصه، با فرض این که سال 1394، سال ظهور باشد، حوادث زیر از حدود یک سال قبل، به ترتیب گفته شده روی خواهند داد. البته حتی اگر سال 94 سال ظهور نباشد، در هر سالی که سال ظهور باشد (مثلاً 1396 یا 1402 یا بعد از آن)، باز ترتیب حوادث احتمالاً به صورت زیر خواهند بود.
حوادث زمستان 1393
مرگ ملک عبداللهزلزلهی بزرگ دمشق، ظهور سفیانی از درعا و کشته شدن بشار اسد.حوادث بهار 1394 (جمادی الآخر، رجب، شعبان، 1436 قمری)
1. جمادی الاخر (فروردین)، باران عجیب2. رجب (اردیبهشت)حوادث تابستان 1394 (رمضان، شوال، و ذی القعده، 1436 قمری)
رمضان - تیرماه: سحرگاه جمعه 23 رمضان پس از اذان صبح، ندای آسمانیشوال - مرداد: جنگ قرقیسیا بین دو گروه باطلذی القعده (احتمالاً) - شهریورحوادث پاییز 1394 (ذی الحجة، محرم، صفر)
مهرماه - ذی الحجة 1436بر اساس متن کتاب "المعجم الموضوعی لأحادیث الإمام المهدی (کلیک کنید)" از شیخ علی الکورانی (همان نویسنده ی کتاب عصر ظهور)، برخی از مهم ترین حوادث سال ظهور، احتمالاً به ترتیب زیر خواهند بود.
در این متن، من علاوه بر مرتب کردن این رویدادها، بر اساس ترتیب زمانی، سعی کرده ام این روایات را بر سال 93 و 94، تطبیق کنم که تنها یک حدس است، از جهت این که نشان می دهد این دو سال، ظرفیت این حوادث را دارند.
در واقع، هدف من از این متن، این است که بگویم، سال 94 این قابلیت را دارد که سال ظهور باشد، بدون این که حتی در یکی از نشانه های ظهور، بدا حاصل شود. سال 94 این قابلیت را دارد که سال ظهور باشد، و همه ی نشانه های ظهور همانگونه که در روایات گفته شده، محقق شود.
البته ممکن هم هست که سال 94 سال ظهور نـــباشد، اما به هر حال، ترتیبی که من در اینجا ارائه کرده ام، از این جهت مفید است که به خواننده، نشان می دهد، در سال ظهور، هر سالی که باشد، چه اتفاقاتی به چه ترتیب، انتظار می رود که واقع شود.
یک بحث اساسی این است که برخلاف، جمله ی شاعرانه ی معروف که می گوید ”شاید این جمعه بیاید شاید“، ظهور در هر سال تنها در یک روز امکان وقوع دارد، و آن هم روز عاشوراست. و البته قبل از این عاشورای موعود از حدود 6 تا 7 ماه قبل باید حوادثی رخ دهد، مثلاً حوادث رجب، که شش ماه قبل از ظهور است. اگر در سال 93 و در رجب، این حوادث رخ نداده، پس قطعاً در عاشورای 93 هم ظهوری اتفاق نخواهد افتاد.
همچنین نشانه های دیگری هم هست که بر هر سالی تطبیق نمی کند. مثلاً در سال ظهور، باید عاشورا مطابق با شنبه باشد و 23 رمضان قبل از آن نیز مطابق با جمعه باشد. همچنین، گفته شده که ظهور در سال فرد است، یعنی سالی که آخر آن 1 یا 3 یا 5 یا 7 یا 9 باشد.
با این حساب، در آینده ی نزدیک به ما، تنها در سال های 1394، 1396، و 1402، امکان برقراریِ این تطابق وجود دارد (برای سال 1394 مراجعه کنید به تقویم استخراج شده ی موسسه ی ژئوفیزیک دانشگاه تهران از اینجا. برای سال های 1396 و 1402، مراجعه کنید به تقویم سایت time.ir. البته برای این که تطابق زمانی گفته شده در این دو سال اخیر برقرار باشد، باید یک روز جابجایی در تقویم، اتفاق افتد، که در تقویم قمری، نامعمول نیست. در برخی دیگر از سایت های مبدل تاریخ، برای سال 1396 فاصله بیش از یک روز هفته است که امکان تطابق را کاهش می دهد. فعلاً نمی دانم این مشکل چه طور قابل حل است! ولی برای سال 1394 همه ی تقویم ها، مشابه اند).
از نظر تطابق با سال فرد، عاشورای سال 1394 شمسی، مطابق است با 10 محرم 1437، و عاشورای سال 1396 مطابقت دارد با 10 محرم 1439 (با 1402 هم سازگار است).
از نظر سیاسی، در یک ساله ی منتهی به ظهور، حوادث زیر اتفاق خواهد افتاد:
جالب است که در مورد نشانه های زمانیِ گفته شده در بالا و همچنین چهار مورد ذکر شده از نظر سیاسی، همه چیز در سال 1394 و 1396 امکان جمع شدن دارد. یعنی سال 1394 (یا 1396) می تواند سال ظهور باشد، بدون این که حتی یکی از این حوادث نقض شود. همه ی این حوادث در سال 1394 و 1396 امکان وقوع دارند و این دو سال ظرفیت این حوادث را دارند. از این که 23 ماه رمضان مطابق با جمعه و 10 محرم، مطابق با شنبه است، تا اینکه محرم، مطابق با سال فرد قمری است، تا حوادث سیاسی ذکر شده، و حتی تا این که از ’باران عجیب‘ در جمادی الاخر و رجب، سخن رفته که مطابق با فروردین و اردیبهشت (برای سال 94) و اسفند و فروردین (برای سال 96) است و بارش باران در این زمان از سال، عجیب نیست.
مشخصاً سال 1396 تقریباً تمام ظرفیت های سیاسی و تقویمی سال 1394 را داراست و شاید حتی از جهاتی، برتری هم داشته باشد، از جمله این که شرایط سیاسی آمادهتر خواهد شد، و با پیشگویی های معروف شاه نعمت الله ولی هم سازگارتر است که می گوید:
بندگان جناب حضرت او / سر به سر تاجدار می بینم
تا چهل سال ای برادر من / دور آن شهریار می بینم
دور او چون شود تمام به کار / پسرش یادگار می بینم
پادشاه و امام هفت اقلیم / شاه عالی تبار می بینم
بعد ازو خود ِ امام خواهد بود / که جهان را مدار می بینم
میم و حا میم و دال خواهد بود (نام حضرت مهدی) / نام آن نامدار می بینم
در
تفسیر این ابیات، چهل سال را فاصله ی انقلاب امام خمینی تا ظهور دانسته
اند. جالب آن که انقلاب، با تقویم قمری، در سال 1399 هجری، اتفاق افتاده و
محرم سال 1396 شمسی، مطابقت دارد با شروع سال 1439 قمری، که دقیقاً همان
چهل سال می شود (البته برخی از بزرگان، نظر مثبتی نسبت به اشعار شاه نعمت
الله ولی ندارند). نکته ی جالب دیگر آنکه، عاشورای سال 61 هجری، در مهرماه
بوده و عاشورای سال 1396 هم در مهرماه خواهد بود.
بحثی در علم کلام هست، با عنوان ’بداء‘. در این بحث گفته می شود، برخی چیزهایی که ظاهراً مقدر شده، اتفاق نمی افتد، زیرا در تقدیر پنهان خداوند، چیز دیگری مقدر بوده است. معمولاً هنگامی که از پیشگویی های مربوط به ظهور، سخن می رود، این بحث هم مطرح می شود که شاید در فلان حادثه، بداء واقع شود. اما باید دانست، که بداء یک استثنا است یعنی مثلاً 5 درصد احتمال وقوع دارد و 95 درصد، حوادث همان گونه که در روایات پیش گویی شده، روی خواهند داد. بنابراین باید فرض را بر 95 درصد گذاشت و بحث بداء را به صورت جانبی مطرح کرد. بعلاوه، بسیاری از حوادثی که گفته شده، مقدمات آن همین الان، واقع شده است. مثلاً بعد از 1400 سال و برای اولین بار در یمن جنبشی به وجود آمده که رهبران آن (و البته نه عامه ی پیروان آن) کاملاً تحت تأثیر اعتقادات اثناعشری هستند، یعنی جنبش حوثی ها (عامه ی پیروان این جنبش شیعه ی زیدی هستند). وقتی مقدمات خروج یمانی فراهم شده، و تنها خروج خود یمانی در رجب، شش ماه به ظهور باقی مانده، خیلی لازم نیست از بداء در این زمینه سخن گفته شود. همچنین است در مورد دیگر پیش گویی ها در مورد فضای سیاسیِ سال قبل از ظهور.
در هر حال، آنچه در این متن آمده، با این فرض است که بدائی اتفاق نیفتد و همه چیز همان طور که در روایات ذکر شده، پیش آید، وگرنه اگر بنا را بر وقوع بداء بگذاریم، در هر روزی از سال و هر ساعتی از روز، امکان وقوع ظهور، هست. همچنین باید توجه داشت که ظهور، به طور ذاتی، وقتی اتفاق می افتد که مردم آمادگی داشته باشند. یعنی حتی همین الان هم اگر مردم آمادگی پیدا کنند، ظهور اتفاق می افتد، و نیاز به هیچ نشانه ای نیست. یعنی در هر نقطه ای از زمان، به طور بالقوه، امکان وقوع ظهور هست (شاید این جمعه بیاید، شاید!). این از ذات قضیه، اما واضح است که بالاخره ظهور، در یکی از نقاط زمانی به وقوع خواهد پیوست، و از بین این همه نقطه ی بالقوه، یکی بالفعل، نقطه ی ظهور خواهد بود. احادیثی که نشانه های ظهور را نقل می کنند به این نقطه ی بالفعل اشاره دارند. در مقابل روایاتی هم هستند که به نقاط بالقوه ی ظهور اشاره می کنند و این دو منافاتی با هم ندارند.
اسناد
مرگ ملک عبدالله
عن الإمام الصادق قال: من یضمن لی موت عبد الله أضمن له القائم، ثم قال: إذا مات عبد الله لم یجتمع الناس بعده على أحد ولم یتناهَ هذا الأمر دون صاحبکم إن شاء الله، ویذهب ملک السنین ویصیر ملک الشهور والأیام ! فقلت یطول ذلک؟ قال: کلا.
ترجمه: از امام صادق علیه السلام: هر کس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند، من برای او ظهور قائم را تضمین می کنم ... هنگامی که عبدالله بمیرد، مردم پس از او بر هیچ کس (به عنوان جانشین) به توافق نخواهند رسید و این وضعیت تا ظهور ادامه خواهد یافت، و در این دوره، جای پادشاهی های سال ها را، پادشاهی های ماه ها و روزها خواهد گرفت. راوی می گوید، گفتم، آیا این وضع به طول می انجامد؟ فرمود: هرگز.
از این روایت همین قدر مشخص است که مرگ حاکمی به نام عبدالله چند ماه قبل از ظهور خواهد بود به طوری که برخی جانشینان او چند ماه حکومت خواهند کرد (ملک الشهور) و برخی چند روز (والأیام) و از مرگ او تا ظهور فاصله ی زیادی نخواهد بود (کلا). این که این اتفاق در زمستان باشد تنها یک احتمال است و وقوع آن در بهار هم با این روایت جور در می آید. مهم آن است که پس از مرگ او تا ظهور چند ماه فاصله باشد.
هر چند در این روایت گفته نشده که این عبدالله حاکم کجاست، اما این روایت با شرایط عربستان سعودی جور در می آید. در حال حاضر ملک عبدالله با بیش از 90 سال سن، بیمار و در شرف مردن است. ولی عهد او نیز بیمار است به طوری که برای ولی عهد هم ولی عهد، مشخص کرده اند. پادشاهان هفتاد سال گذشته ی سعودی همگی برادر بوده اند و در حال حاضر با توجه به پیریِ این نسل و لزوم انتقال قدرت به نسل بعدی (پسر عموها) جنگ قدرت در خاندان سعودی، بارز است. عربستان کاملاً زمینه ی وقوع این پیشگویی را دارد.
تکمیلی:
3 بهمن 1393: امروز مرگ ملک عبدالله اعلام شد، درست در وقتی که پیش بینی می شد
.
حالا باید منتظر حکومت های چندماهه و چندروزه بود. فعلاً سلمان بن
عبدالعزیز (79 ساله) به پادشاهی انتخاب شده است. وی مدت هاست که به بیماریِ
زوال عقل مبتلاست. پیش بینی می شود در ماه های آینده وی نیز بمیرد یا به
دلیل ناتوانی در اداره ی امور، از قدرت برکنار شود. مشکل اصلی بر سر ولیعهد
او، و آخرین برادر از فرزندان عبدالعزیز، یعنی مقرن است. مقرن در زمان
عبدالله، به عنوان ولیعهد ولیعهد انتخاب شد و اکنون ولیعهد ملک سلمان است.
اما مشکل این است که بسیاری با او موافق نبودند و اکنون سلمان به عنوان
ملک، حق دارد او را عزل کند. در نسل دومی ها هم متعب بن عبدالله فرزند ملک
عبدالله، برای جانشینی خیز برداشته است. دیگرانی هم هستند. فعلاً که محمد
بن نایف را ولی عهدِ ولی عهد (مقرن) کرده اند. او اولین فرد از نسل دوم است
که در صف پادشاهی قرار گرفته. آیا دیگر پسرعموها، و خود مقرن، او را
خواهند پذیرفت؟ (برای جزئیات بیشتر، اینجا را بخوانید)
یک سناریو (حدس من، فقط حدس) می تواند این باشد: مثلاً چند ماه دیگر، سلمان به دلیل ناتوانی در اداره ی امور، از قدرت خلع شود و مقرن به قدرت برسد. اما مـُقرِن را هیچ کس نمی خواهد نه برادران بزرگترش که هنوز سرپا هستند مانند طلال و احمد، و نه جناح سـُدَیری ها و شِمـِری ها، لذا همگی با هم توطئه کرده و پس از چند ماه برکنارش می کنند. مقرن در مدت حکومتش، محمد بن نایف را عزل کرده و متعب بن عبدالله را ولی عهد می کند تا جناح ضعیف تر را با خود همراه کند، اما این کار اوضاع را بدتر می کند. چند روز پس از خلع مقرن، جناح سدیری ها که قوی هم هستند، متعب بن عبدالله را نیز از قدرت پایین می کشند (شاید با کشتن)، و محمد بن نایف، به قدرت می رسد و او همانی است که مرگش در روز عرفه اعلام می شود.
البته این فقط یک حدس بود برای این که نشان دهیم چگونه ممکن است روایت فوق در چندماه آینده در خاندان آل سعود به وقوع بپیوندد.
اگر این ملک عبدالله، همان عبدالله مذکور در روایات باشد، پس با اطمینان زیادی می توان گفت، ظهور یا در سال 1394 است یا در سال 1396. اگر در سال 94 باشد که پیش بینی آینده همان است که در بالا گفته شد. اما اگر ظهور در سال 1396 باشد، کمترین چیزی که می توان گفت، آن است که هیچ یک از جانشینان ملک عبدالله، دوازده ماه تمام، حکومت نخواهند کرد. انشاءالله با دعای منتظران، اولین احتمال، مقدر شود.
از 1953 تاکنون، شش برادر بر عربستان حکومت کرده اند، که عبارتند از سعود، فیصل، خالد، فهد، عبدالله، و اکنون سلمان. اختلاف بر سر حکومت، در بین آل سعود تازگی ندارد. در 1964، فیصل که ولی عهد سعود بود، به خاطر اختلافات گسترده با وی، و به بهانه ی بیماریِ او، سعود را از قدرت عزل کرد و خود به تخت نشست. فیصل، خود، در 1975، به دست برادرزاده اش، ترور و کشته شد.
زلزلهی بزرگ دمشق، ظهور سفیانی از درعا و کشته شدن بشار اسد
وقال ابن حماد:1/285: عن أرطاة قال: ... وخسف بقریة بدمشق وسقط طایفة من غربی مسجدها، رُفع بالشام ثلاث رایات: الأبقع والأصهب والسفیانی، ویحصر بدمشق رجل فیقتل ومن معه، ویخرج رجلان من بنی أبی سفیان فیکون الظفر للثانی، فإذا أقبلت مادة الأبقع من مصر ظهر السفیانی بجیشه علیهم فیقتل الترک والروم بقرقیسیا حتى تشبع سباع الأرض من لحومهم.
و [پس از] فرورفتن روستایی در دمشق و فروریختن بخش غربی مسجد دمشق [بر اثر زلزله]، سه پرچم در شام، برافراشته می شود: ابقع، اصهب و سفیانی، و مردی در دمشق محاصره شده و خودش و همراهانش، کشته می شوند، و دو نفر از نسل ابوسفیان شورش می کنند و دومی، پیروز می شود. پس آنگاه که ابقع از مصر روی آورد، سفیانی و لشکرش بر آنان پیروز می شوند، سپس ترک و روم را در قرقیسیا (دیرالزور) می کشد چندان که جانوران درنده ی زمین از گوشت آنان سیر می شوند [یا توانند شد].
عن أبی جعفر الباقر قال: قال أمیر المؤمنین: ... قال: رجفة تکون بالشام یهلک فیها أکثر من مائة ألف، یجعلها الله رحمة للمؤمنین وعذاباً على الکافرین، ... فإذا کان ذلک فانظروا خسف قریة من دمشق یقال لها حرستا، فإذا کان ذلک خرج ابن آکلة الأکباد من الوادی الیابس، حتى یستوی على منبر دمشق، فإذا کان ذلک فانتظروا خروج المهدی.
از ابی جعفر (امام باقر علیه
السلام) است که فرمود: امیرالمومنین فرمود: ... زلزله ای در شام خواهد بود
که بیش از صدهزار نفر را خواهد کشت. خداوند این زلزله را رحمتی برای مومنین
و عذابی برای کافرین قرار خواهد داد ... پس بنگرید که روستایی از دمشق، که
به آن "حرستا" می گویند، در زمین فرو خواهد رفت، پس از آن پسر هند جگرخوار
از دره ی خشک، شورش خواهد کرد، تا این که دمشق را بگیرد، پس چون سفیانی
دمشق را گرفت، منتظر قیام مهدی باشید.
وادی یابس (دره ی خشک) به منطقه ی مرزی سوریه و اردن، در استان درعای سوریه اطلاق می شود.
امروزه، حرستا، شهرکی در حومه ی شمالی شهر دمشق است.
عن الإمام الباقر: ... وخسفاً بقریة من قراها، ویسقط طائفة من مسجدها ... وإن أهل الشام یختلفون عند ذلک على ثلاث رایات: الأصهب والأبقع والسفیانی، ... ویظهر السفیانی ومن معه حتى لا یکون له همة إلا آل محمد وشیعتهم ... .
از امام باقر است که فرمود: ... و فرو رفتن روستایی از دمشق، و فرو ریختن بخشی از مسجد دمشق، ... و اهل شام در زیر سه پرچم، با یکدیگر درگیر می شوند: اصهب، و ابقع و سفیانی، ... و سفیانی و یارانش، [بر دو گروه دیگر] پیروز می شوند، پس از آن، تمام فکر و ذکر سفیانی، [مبارزه با] آل محمد و شیعیانـشان خواهد بود.
قال أمیر المؤمنین: یخرج ابن آکلة الأکباد من الوادی الیابس، وهو رجل ربعة وحش الوجه، ضخم الهامة، بوجهه أثر جدری، إذا رأیته حسبته أعور، اسمه عثمان، وأبوه عنبسة، وهو من ولد أبی سفیان، ....
امیرالمومنین فرمود: پسر
هندجگرخوار از دره ی خشک، شورش اش را آغاز می کند و او مردی است چهار شانه،
با چهره ای خشن، و سری بزرگ، که در گونه اش اثر آبله هست، اگر بـبـیـنـی
اش، می پنداری که کلاج (لوچ، مبتلا به تراخم) است، نامش عثمان است و پدرش
عنبسه، و از نسل ابوسفیان است.
گویا این عثمان سفیانی از نسل عنبسة بن ابوسفیان، برادر معاویه است. سفیانی
یعنی از نسل ابوسفیان. در مجموع به نظر می رسد که سفیانی یک فرد است نه یک
گروه و نمی توان گفت، داعش همان سفیانی است. اما به هر حال، شباهت ها
بسیار است. ظاهراً سفیانی از دو جهت شبیه داعش است، اول افراطی گریِ مذهبی،
دوم ضدیت با شیعه، و از یک جهت با آنان متفاوت است و آن رابطه خوب با غرب
است، چنان که از او به عنوان "رجل متنصر" یعنی فردی نصرانی نما، یاد شده
است. کسی چه می داند، شاید سفیانی رهبر بعدیِ داعش باشد.
در مجموع، ترتیب رویدادها به این صورت خواهد بود، اول، زلزله ی بزرگ دمشق، دوم، ظهور سفیانی از درعا (رجب)، سوم محاصره شدن شخصی در دمشق و کشته شدن او (احتمالاً بشار اسد)، چهارم، پیروزی سفیانی بر گروه های رقیب، پنجم، درگیری سفیانی با ترک و روم در قرقیسیا (شوال)، ششم، حمله ی سفیانی به عراق. هفتم، دخالت سید خراسانی در عراق و بیرون کردن سفیانی، هشتم، تسلط سفیانی بر اردن و دمشق، نهم، فرستادنِ سفیانی، سپاهی را به مدینه، دهم، خسف سپاه سفیانی در بَیداء.
شروع این حوادث، قبل از رجب (اردیبهشت) سال 1394 خواهد بود و احتمالاً در زمستان 93، اما ادامه اش به بهار 94 و بعد از آن هم میرسد. تسلط نهایی سفیانی بر شام، در آبان 94 و همزمان با ظهور خواهد بود. همزمان با عاشورای ظهور و گویا همزمان با تسلط بر دمشق، نیروهایی هم به عربستان ارسال خواهد کرد که به قضیه ی خسف بیداء منتهی خواهد شد.
نکته مهم: در مورد وقایع مهمی مانند زلزله ی دمشق و مرگ عبدالله، تاریخی در روایات ذکر نشده و لذا ما در این بخش، مجبوریم بر اساس قرائن حدس هایی بزنیم که ممکن است درست نباشند. مثلاً در مورد زلزله ی دمشق، می دانیم که قبل از ظهور سفیانی است، و چون می دانیم که ظهور سفیانی، در رجب، خواهد بود، پس زلزله، حداکثر باید اوایل رجب باشد.
1. جمادی الاخر (فروردین)
پیشواز ظهور، باران رحمت، بارانی عجیب و بی سابقه از اول جمادی الآخر تا دهم رجب، مطابق با فروردین و دهه ی اول اردیبهشت 94
عن أمیرالمومنین: یا عجباً کل العجب بین جمادى ورجب ...
عن أبی عبدالله: وإذا آن قیامه مطر الناس جمادى الأخرة وعشرة أیام من رجب مطراً لم یر الخلائق مثله، فینبت الله به لحوم المؤمنین وأبدانهم فی قبورهم، فکأنی أنظر إلیهم مقبلین من قبل جهینة ینفضون شعورهم من التراب.
از ابی عبدالله (منظور امام صادق علیه السلام است): آنگاه که قیامش نزدیک شود، در جمادی الآخر و ده روز از رجب، بر مردم بارانی می بارد، که مانندش را آفریدگان ندیده باشند، پس بدان باران، خداوند، گوشت و بدن مومنان را در قبورشان می رویاند. گویا دارم آنها را می بینم که از طرف جُهَینه می آیند، و خاک را از موهایشان می تکانند.
[گویا جُهینه یکی از طرف های مکه است.]
گویا قضیه ی طغیان رود فرات و افتادن آب در کوچه های کوفه، که در برخی روایات گفته شده، مربوط به همین زمان باشد.
این باران پایان همه ی خشک سالی ها و بی آبی ها، خواهد بود.
نکته: هر چند در روایات اسلامی، باران به طور کلی، شفاست، اما اگر این باران خاص را دیدید، حتماً برای شفا و تبرک استفاده کنید. بارانی که مرده زنده می کند، بعید نیست بیماری را هم شفا دهد.
2. رجب (اردیبهشت)
2- 1) آغاز حرکت سفیانی، یمانی و خراسانی، در یک سال و یک ماه و یک روز
عن أبی جعفر محمد بن علی: خروج السفیانی والیمانی والخراسانی فی سنة واحدة فی شهر واحد فی یوم واحد ... .
از ابوجعفر، امام باقر علیه السلام است که فرمود: قیام سفیانی و یمانی و خراسانی، در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود ...
از ابوعبدالله (امام صادق علیه السلام): سفیانی از حتمیات است، و خروجش در رجب است، از اول خروجش تا آخر آن، پانزده ماه است. شش ماه می جنگد، وقتی بر مناطق پنجگانه مسلط شد، نــه ماه حکومت می کند، یک روز هم بیشتر نمی شود.
دوره ی سفیانی، 15 ماه است که گویا شش ماه آن قبل از ظهور است و 9 ماه آن بعد از ظهور.
برخی راویان، مناطق پنجگانه را دمشق و فلسطین و اردن و حمص و حلب دانسته اند (جزو متن روایت نیست و ممکن است برداشت راوی صحیح نباشد). برخی هم فلسطین را جزو آن مناطق نیاورده اند، بعلاوه دو نام اردن و فلسطین به طور تاریخی بر هر دو طرف رود اردن، یعنی اردن و فلسطین کنونی، با هم، اطلاق می شده است. یعنی حتی تسلط بر اردن را هم می توان به نوعی، تسلط بر فلسطین شرقیِ قدیم دانست.
به نظر می رسد، منطقه ی اولیه ی تحت تصرف سفیانی همین منطقه ای باشد، که اکنون تحت تصرف داعش است، یعنی شرق سوریه و غرب عراق. سپس سفیانی در چهار جهت، حکومتش را گسترش خواهد داد، ابتدا درگیری هایی با دیگر گروه های رقیب سوری، خواهد داشت. سپس در سمت شمال با ترکیه درگیر خواهد شد و شکستشان خواهد داد (جنگ قرقیسیا). سپس در عراق، پیشروی خواهد کرد و شهرهای مذهبی عراق مانند سامرا، کاظمین، نجف، و البته بغداد را برای مدت کوتاهی تصرف خواهد کرد. در این زمان کشتارهای وسیع شیعیان و احتمالاً تخریب حرم ها، انجام خواهد شد و ایران مجبور خواهد شد در عراق دخالت کند و سفیانی را بیرون کند. فعالیت سفیانی در سمت غرب، در نهایت به تصرف همه ی شهرهای مهم سوریه (حلب، حمص، و دمشق) منجر خواهد شد و این رویداد همزمان با ظهور امام زمان علیه السلام در مکه خواهد بود. ضمناً در همین فاصله، سفیانی خواهد توانست اردن را نیز تصرف کند. همزمان با ظهور، لشکری هم به داخل عربستان خواهد فرستاد که به قضیه ی خسف بیداء منتهی خواهد شد.
این که از فلسطین نام برده شده محل سوال است. تنها می توان حدس هایی زد. مثلاً شاید اسرائیل اجازه دهد که سفیانی نفوذ محدودی در کرانه ی باختری پیدا کند. اسرائیل با این کار به جهانیان نشان خواهد داد که به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطینی (بحثی که همین روزها در مجامع جهانی در جریان است) اشتباه است و این کشور مستقل، بر فرض تشکیل، فوراً به دست سلفی ها و تروریست ها خواهد افتاد. اسرائیل با این کار، می تواند، جهان را از فکر حمایت از تشکیل کشور مستقل فلسطینی، منصرف کند. البته این تنها یک حدس است. اخیراً اخباری هم از فعالیت حامیان داعش در غزه شنیده شده است.
2-2) تسلط یمانی بر صنعا
ذُکر عند أبی عبدالله السفیانی فقال: أنَّى یخرج ذلک؟ ولما یخرج کاسر عینیه بصنعاء.
نزد ابی عبدالله (امام صادق) از سفیانی یاد شد، پس فرمود: کجا سفیانی قیام کرده، در حالی که هنوز شکننده ی چشمش از صنعا قیام نکرده؟
عن الإمام الصادق فی الکافی: 8/310، قال: خمس علامات قبل قیام القائم: الصیحة، والسفیانی، والخسف، وقتل النفس الزکیة، والیمانی.
از امام صادق است که، پنج نشانه، قبل از قیام قائم خواهد بود، ندای آسمانی، و سفیانی، و فرو رفتن زمین در بیداء، و کشته شدن جان پاک، و یمانی.
در حال حاضر و برای اولین بار در تاریخ، جنبشی در یمن به وجود آمده که رهبران آن تفکرات شیعیِ اثناعشری دارند. جنبش حوثی حدود 20 سال سابقه دارد و موسس فقید آن، سید حسین الحوثی، مدتی را در ایران زندگی کرد و سپس به یمن رفت و فعالیت های سیاسی و فرهنگی خود را با الگوگیری از حزب الله لبنان و ایران آغاز کرد. در شرایط فعلی یمن، این گروه قوی ترین گروه فعال در یمن است و کاملاً زمینه ی تسلط بر حکومت را دارد. عامه ی طرفداران این جنبش شیعه ی زیدی هستند اما رهبرانش متهم به شیعه ی اثناعشری بودن هستند و این امر از اقدامات آن مانند منع کردن نماز تراویح در مناطق تحت نفوذ، مشخص می شود. شیعیان زیدی، به دلیل پیروی از فقه شافعی، این نماز را جایز می دانستند.

یمنی ها در کنار ایرانیان (سید خراسانی)، یاران امام زمان خواهند بود و در روایات ازشان ستایش شده است.
تکمیلی
1 مهر 93: در چند روز گذشته جنبش انصارالله پس از درگیری کوتاه مدت چهار روزه بر صنعا مسلط شد. البته این گروه هنوز حاضر نیست در حکومت، مسئولیت اجرایی بپذیرد و تنها نقش مشورتی را پذیرفته است هر چند عملاً کنترل اوضاع را در دست دارد. پیش بینی می شود وضعیت فعلی ادامه نیابد و انصارالله مجبور شود خودش تشکیل حکومت دهد.
22 مهر 93: حوثیها بر هفت استان شمال یمن مسلط شدند (منبع)
29 آذر 93: حوثی ها، به تدریج در حال تسلط بر تمام مفاصل دولت هستند. در بخش مدنی، چند استاندار و بسیاری از کارمندان ارشد، مطابق نظر حوثی ها عوض شده اند. در بخش نظامی، قرار شده حدود 70 هزار نفر از افراد مورد تأیید حوثی ها در ارتش و پلیس استخدام شوند. قبلاً گمان می شد، حوثی ها دولتی در درون دولت خواهند بود (به سبک حزب الله). اکنون مشخص شده است که حوثی ها خود دولت خواهند بود به زودی. از همین الان بسیار گفته می شود که از اختیارات رئیس جمهوری، دیگر چیزی در دست منصور هادی، نیست. وقوع کودتا در اردیبهشت (رجب) کاملاً محتمل است. شاید هم رئیس جمهور، خودش استعفا دهد و در شرایط خلأ قدرت، انصارالله مجبور شود، حکومت را خودش به دست بگیرد.
3 بهمن 1393: در چند روز گذشته، انصارالله آخرین پایگاه های مهم در داخل صنعا یعنی پایگاه موشکی را تصرف کرد و ضمناً کنترل کاخ ریاست جمهوری را نیز در دست گرفت. در پی این اتفاق، نخست وزیر، خالد بحاح، و رئیس جمهور، عبدربه منصور هادی، استعفا کردند. یمن وارد دوره ی خلأ قدرت شد.
5 بهمن 1393: استان های جنوبی یمن، و تعدادی از استان های سنی نشین شمال یمن اعلام نافرمانی کرده اند. هرج و مرج در حال اوج گرفتن است و قطعاً انصارالله مجبور خواهد شد، حکومت را یکسره، قبضه کند تا بتواند شرایط را کنترل کند.
18 بهمن 1393: همانی شد که پیش بینی می شد
.
انصارالله، مجلس را منحل اعلام کرد و قرار شد مجلسی انتقالی وظایف آن را
به عهده گیرد. این مجلس، اعضای شورای ریاست جمهوری در دوره ی انتقالی را
نیز تعیین خواهد کرد. گروه انصارالله، دیگر احزاب سیاسی را به مشارکت در
فرایند جدید دعوت کرده است. اکنون، مدیریت فضای سیاسی یمن، در دست حوثی
هاست.
2- 3) دیده شدن چهره ای در ماه و دستی در آسمان
عن أبی عبد الله أنه قال: العام الذی فیه الصیحة، قبله الآیة فی رجب، قلت: وما هی؟ قال: وجه یطلع فی القمر ویدٌ بارزة
از امام صادق علیه السلام است که فرمود: در سالی که صیحه [ی رمضانی] در آن روی می دهد، قبلش نشانه ای در رجب خواهد بود. [راوی می گوید:] گفتم، آن نشانه چیست؟ فرمود، چهره ای در ماه پدیدار می شود و دستی آشکار می گردد.
2- 4) سه ندا در رجب
ندای نخست: لعنت خدا بر ستمکاران
ندای دوم: ای مومنان، نزدیک شونده، نزدیک شد (منظور یا ظهور است یا قیامت)
ندای سوم: آگاه باشید که خدا فلانی را برای نابودیِ ستمکاران فرستاد (ظاهراً به جای "فلانی"، نام دقیق گفته می شود)
قال لی الرضا : ... قد نودوا نداء یسمعه من بالبعد کما یسمعه من بالقرب، یکون رحمةً على المؤمنین وعذاباً على الکافرین، فقلت: بأبی وأمی أنت وما ذلک النداء؟ قال ثلاثة أصوات فی رجب، أولها: ألا لعنة الله على الظالمین، والثانی: أزفت الآزفة یا معشر المؤمنین، والثالث: یرون بدناً بارزاً مع قرن الشمس ینادی ألا إن الله قد بعث فلاناً على هلاک الظالمین، فعند ذلک یأتی المؤمنین الفرج ویشفی الله صدورهم ، ویذهب غیظ قلوبهم.
از امام رضا علیه السلام است که فرمود: ... ندایی به گوششان می رسد که از دور چنان شنیده می شود که از نزدیک؛ رحمتی است بر مومنان و عذابی است بر کافران، [راوی می گوید] پس گفتم: فدایت شوم، این ندا چیست؟ فرمود، سه نداست در رجب، نخست: آگاه باشید که لعنت خدا بر ستمکاران است، و دوم: نزدیک شونده نزدیک شد، ای مومنان، و سوم: بدنی آشکار در بالای خورشید می بینند که ندا می دهد آگاه باشید خداوند فلانی را برای نابودی ستمکاران فرستاده است. پس در آن هنگام فرج برای مومنان حاصل می شود و خداوند [غم] سینه هاشان را شفا می دهد، و دلتنگی شان را می زداید.
عن أبی الحسن الرضا قال: ... وقد نودوا ثلاثة أصوات الصوت الأول أزفت الآزفة یا معشر المؤمنین، والصوت الثانی ألا لعنة الله على الظالمین، والثالث بدن یظهر فیرى فی قرن الشمس یقول: إن الله بعث فلاناً فاسمعوا وأطیعوا.
از امام رضا علیه السلام است که فرمود: ... و به سه سخن، ندا داده می شوند، ندای اول، نزدیک شونده نزدیک شد، ای مومنان، و ندای دوم، لعنت خدا بر ستمکاران، و سوم، بدنی در بالای خورشید دیده می شود که می گوید: خداوند فلانی را برانگیخت، پس بشنوید و فرمان برید.
ممکن است این سه ندا، خصوصی باشند و همگان آن را نشنوند، برخلاف ندای صبح 23 رمضان که هم در محتوا با این نداها متفاوت است و هم تأکید شده، همه ی اهل زمین آن را خواهند شنید.
2- 5) وقوع ظهور غیررسمی، شروع جمع شدن شیعیان در مکه
الکافی:8/264، عن عیص بن القاسم قال:سمعت أبا عبد الله یقول:... إذا کان رجب فأقبلوا على اسم الله عز وجل، وإن أحببتم أن تتأخروا إلى شعبان فلا ضیر، وإن أحببتم أن تصوموا فی أهالیکم فلعل ذلک أن یکون أقوى لکم وکفاکم بالسفیانی علامة.
مضمون: در رجب، با استعانت از خدا، رو به مکه آورید، و اگر دوست داشتید تا شعبان درنگ کنید، باکی نیست و اگر دوست داشتید روزه ی رمضان را در بین خانواده تان بگیرید، شاید برایتان دلگرم کننده تر باشد [اما در هر حال] خروج سفیانی [به عنوان نشانه ی نزدیک بودن ظهور] شما را بس است.
قال أبو عبد الله: یا سدیر الزم بیتک وکن حلساً من أحلاسه واسکن ما سکن اللیل والنهار، فإذا بلغک أن السفیانی قد خرج فارحل إلینا ولو على رجلک.
قال: لا تبرح الأرض یا فضل حتى یخرج السفیانی، فإذا خرج السفیانی فأجیبوا إلینا
عن عمار بن یاسر أنه قال: إن دولة أهل بیت نبیکم فی آخر الزمان ولها أمارات... وإذا رأیتم أهل الشام قد اجتمع أمرها على ابن أبی سفیان فالحقوا بمکة ...
در واقع این روایات به شیعیان دستور می دهند، حداکثر پس از رمضان، به سوی مکه حرکت کنند و در مکه جمع شوند. بنابراین از این زمان شیعیان وظایف خاصی خواهند داشت و این وظیفه مشروط به ظهور نیست (دوستی می گفت ما تا روز قبل از ظهور، هیچ وظیفه ی متفاوتی نداریم).
رمضان - تیرماه: برترین نشانه ی ظهور، سحرگاه جمعه 23 رمضان پس از اذان صبح، ندای آسمانی
زمان ندا: عن أبی عبد الله قال: الصیحة التی فی شهر رمضان تکون لیلة الجمعة لثلاث وعشرین مضین من شهر رمضان.
از امام صادق علیه السلام: ندایی که در ماه رمضان است در شب جمعه، 23 رمضان خواهد بود.
عن أبی عبد الله قال: ... إن قدام هذا الأمر خمس علامات: أولاهن النداء فی شهر رمضان، وخروج السفیانی، وخروج الخراسانی، وقتل النفس الزکیة، وخسف بالبیداء ...
از امام صادق علیه السلام: ... پیشاپیش این امر (ظهور) 5 نشانه است: برترین شان ندا در ماه رمضان است، و (سپس) شورش سفیانی، و قیام خراسانی، کشته شدن جان پاک، و فرو رفتن زمین در بیداء
عن أبی جعفر قال: سئل أمیر المؤمنین عن قوله تعالى: فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِنْ بَینِهِمْ، فقال: إنتظروا الفرج من ثلاث، فقیل: یا أمیر المؤمنین وما هن؟ فقال: اختلاف أهل الشام بینهم، والرایات السود من خراسان والفزعة فی شهر رمضان. فقیل: وما الفزعة فی شهر رمضان؟ فقال: أو ما سمعتم قول الله عز وجل فی القرآن: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ: هی آیة تخرج الفتاة من خدرها وتوقظ النائم وتفزع الیقظان.
عن أبی عبدالله أنه قال:أما إن النداء من السماء باسم القائم فی کتاب الله لبین، فقلت: فأین هو أصلحک الله؟ فقال: فی طسم، تلک آیات الکتاب المبین ، قوله: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ . قال: إذا سمعوا الصوت أصبحوا وکأنما على رؤوسهم الطیر.
از امام صادق است که فرمود: اما آن ندای آسمانی، به نام قائم در قرآن به وضوح بیان شده است. [راوی می گوید:] گفتم: کجای قرآن؟ پس فرمود: در سوره ی طسم، آنجا که می فرماید: "اگر بخواهیم از آسمان نشانه ای می فرستیم که گردنشان در برابر آن فرود آید". [سپس] فرمود: هنگامی که این صدا را بشنوند، [از تعجب در جایشان] خشکشان می زند (اصطلاحاً).
عن أبی عبد الله أنه قال: النداء من المحتوم والسفیانی من المحتوم، والیمانی من المحتوم، وقتل النفس الزکیة من المحتوم، وکف یطلع من السماء من المحتوم، قال وفزعةٌ فی شهر رمضان توقظ النائم وتفزع الیقظان وتخرج الفتاة من خدرها.
از ابوعبدالله امام صادق است که فرمود: ندا حتمی است، و سفیانی حتمی است و یمانی، حتمی است و کشته شدن نفس زکیه، حتمی است، و دستی که در آسمان ظاهر می شود، حتمی است، [سپس فرمود] و ندای رعب آوری که در ماه رمضان است و خفته را بیدار می کند و بیدار را به هراس می افکند و دختران را از پشت حجاب ها [در جستجوی منشاء صدا] بیرون می کشاند.
روت أحادیث النداء مصادر الجمیع، ومنها: ینادی مناد من السماء باسم القائم، فیسمع ما بین المشرق إلى المغرب، فلا یبقى راقد إلا قام، ولا قائم إلا قعد، ولا قاعد إلا قام على رجلیه من ذلک الصوت، وهو صوت جبرئیل الروح الأمین. (غیبة الطوسی/274 ، وإعلام الورى/428 ، وإثبات الهداة:3/540).
ندادهنده ای از آسمان به نام قائم ندا می دهد، پس هر که در زمین است آن ندا را می شنود، خفته ای نمی ماند مگر بیدار می شود، و ایستاده ای نیست مگر می نشیند و نشسته ای نیست مگر، از آن صدا، می ایستد، و آن صدای جبرئیل روح الامین است.
اگر این ندا پس از اذان صبح به وقت مکه باشد، پس به وقت ایران باید حدود یک ساعت پس از اذان صبح شنیده شود.
همان طور که در روایت گفته شده، "أولاهن النداء فی شهر رمضان" یعنی ندای ماه رمضان برترین نشانه ی نزدیک شدن ظهور است. ویژگی این ندا این است که همه ی مردم زمین آن را می شنوند، هر کس به زبان خودش، حتی کسانی که خوابند با این ندا بیدار می شوند. ویژگی این ندا آن است که معجزه ای است که بسیاری از سر ناچاری در برابر آن تسلیم می شوند. همانطور که شیخ کورانی در کتاب المعجم اشاره کرده است، بسیاری از مردم، که احتمالاً اشاره به اهل سنت دارد، با بی میلی، امام زمان را می پذیرند. از یک طرف بی میل اند چون دوست ندارند بپذیرند، در همه ی این سال ها تشیع حق بود و از سوی دیگر، در برابر معجزه ای قرار گرفته اند که از آن راه گریزی نیست، لذا ایمان می آورند.
به نظر می رسد با این ندا، بسیاری از مردم چه مسلمان، چه غیرمسلمان، نسبت به ظهور، پذیرش پیدا می کنند و یک آمادگی عمومی برای ظهور ایجاد می شود.
پس از این ندا، صحبت از امام زمان، در بین مردم، بسیار شایع می شود.
نظر شخصی من این است که فتنه ی تکفیری ها، جز با معجزه ی ندای آسمانی درمان ریشه ای نخواهد شد، و این به خاطر زمینه های مذهبیِ آنان است. بر خلاف سخن کسانی که می گویند، نشانه ها هیچ نقشی در زمینه سازی برای ظهور ندارند، می توان گفت، دست کم، ندای آسمانی، چنین نیست و خودش در آماده کردن مردم، بسیار نقش دارد.
محتوای ندا: حق با علی و شیعیان اوست
قلت لأبی عبد الله: ... کیف یکون النداء؟ قال: ینادی مناد من السماء أول النهار: ألا إن الحق فی علی وشیعته، ثم ینادی إبلیس لعنه الله فی آخر النهار: ألا إن الحق فی السفیانی وشیعته، فیرتاب عند ذلک المبطلون.
از امام صادق علیه السلام است که فرمود: در ابتدای روز، ندادهندهای در آسمان ندا می دهد که: آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست، در پایان همان روز، ابلیس ملعون، ندا می دهد: آگاه باشید حق با سفیانی و شیعیان اوست، پس بی باوران، [در صحت ندای ابتدای صبح] شک می کنند.
عن أبی عبد الله: ... والله إن ذلک فی کتاب الله عز وجل لبین حیث یقول: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ، فلا یبقى فی الأرض یومئذ أحد إلا خضع وذلت رقبته لها، فیؤمن أهل الأرض إذا سمعوا الصوت من السماء ألا إن الحق فی علی بن أبی طالب وشیعته! قال: فإذا کان من الغد صعد إبلیس فی الهواء حتى یتوارى عن أهل الأرض، ثم ینادی: ألا إن الحق فی عثمان بن عفان وشیعته فإنه قتل مظلوماً فاطلبوا بدمه، قال: فیثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت على الحق وهو النداء الأول، ویرتاب یومئذ الذین فی قلوبهم مرض، والمرض والله عداوتنا، فعند ذلک یتبرؤون منا ویتناولوننا فیقولون: إن المنادی الأول سحرٌ من سحر أهل هذا البیت.
از امام صادق علیه السلام: به خدا، این امر در کتاب خدا، آشکارا بیان شده است، آنجا که می گوید: "اگر بخواهیم از آسمان نشانه ای می فرستیم که گردنشان در برابر آن فرود آید"، پس در زمین، هیچ کس نمی ماند مگر این که [در برابر این حقیقت] سر فرود می آورد، پس اهل زمین ایمان می آورند آنگاه که آن صدا را از آسمان می شنوند که [می گوید] "آگاه باشید حق با علی بن ابی طالب و شیعیان اوست". فردای آن سحر، ابلیس در آسمان اوج می گیرد تا جایی که از زمین قابل دیدن نباشد، پس ندا می دهد که: آگاه باشید که حق با عثمان بن عفان و شیعیان اوست، که مظلوم کشته شد، به خونخواهیِ او برخیزید. پس خداوند باورمندان را بر سخن حق، پایدار می دارد و آن [سخن حق] همان ندای اول است، و در آن روز بیماردلان (و بیماری دل، به خدا دشمنیِ ماست) به شک می افتند و از ما بیزاری می جویند و توهین می کنند و می گویند: ندادهنده ی نخست، جادویی از جادوهای اهل این خانه/بیت، بود.
عن أبی عبد الله قال: ینادی مناد باسم القائم. قلت: خاص أو عام؟ قال: عام یسمعه کل قوم بلسانهم، قلت: فمن یخالف القائم وقد نودی باسمه؟ قال: لایدعهم إبلیس حتى ینادی ویشکک الناس.
از امام صادق علیه السلام است که فرمود، ندادهندهای به نام قائم، ندا می دهد. گفتم، خصوصی یا عمومی؟ فرمود: عمومی که هر ملتی به زبان خودش آن را می شنود، گفتم: پس چه کسی با قائم مخالفت می کند در حالی که از آسمان به نامش ندا آمده؟ فرمود: ابلیس رهایشان نمی کند، تا ندایی دهد که مردم را به شک اندازد.
تفسیر القمی:2/327: قوله: وَاسْتَمِعْ یَوْمَ یُنَادِ الْمُنَادِ مِنْ مَکَانٍ قَرِیبٍ: قال: ینادی المنادی باسم القائم واسم أبیه. قوله: یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُرُوج: قال: صیحة القائم من السماء ذلک یوم الخروج، قال: هی الرجعة). وعنه المحجة/209، والبرهان:4/229 .
در کتاب تفسیر قمی در تفسیر آیه ی "بشنو آن روزی که ندادهنده از جایی نزدیک ندا می دهد" می گوید، ندادهنده به نام قائم و نام پدرش ندا می دهد. و در تفسیر آیه ی "روزی که آن فریادِ به حق را می شنوند، آن روز، روز خروج است" می گوید، منظور فریادی است به نام قائم از آسمان؛ و منظور از روز خروج، روز رجعت[1] است.
[1] شاید اشاره دارد به این که بدن هایی که در اثر باران 40 روزه ی منتهی به رجب، بازسازی شده اند، اکنون، روح به آن ها رجعت می کند و در مکه حاضر می شوند.
قال علی بن موسى الرضا : ... وهو الذی تطوى له الأرض ولا یکون له ظل. وهو الذی ینادی مناد من السماء یسمعه جمیع أهل الأرض بالدعاء إلیه یقول: ألا إن حجة الله قد ظهر عند بیت الله فاتبعوه فإن الحق معه وفیه، وهو قول الله عز وجل: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ.
نکته: در صبح 23 رمضان ندای جبرئیل، با کیفیت فوق در همه ی جهان، از سوی همگان، شنیده می شود. عصر همان روز، هم ندای شیطان شنیده می شود که می گوید: حق با عثمان (سفیانی) و پیروان اوست، و این گونه بسیاری دوباره شک می کنند (البته معلوم نیست که کیفیت صدای شیطان مانند ندای جبریل، همگانی و همه جایی باشد).
شوال - مرداد: جنگ قرقیسیا بین دو گروه باطل
عن جابر الجعفی قال: قال لی أبو جعفر: ... فأول أرض تخرب الشام یختلفون عند ذلک على ثلاث رایات: رایة الأصهب، ورایة الأبقع، ورایة السفیانی، فیلقى السفیانی الأبقع فیقتتلون فیقتله ومن معه ویقتل الأصهب، ثم لایکون همه إلا الإقبال نحو العراق ویمر جیشه بقرقیسا فیقتلون بها مائة ألف رجل من الجبارین.
وقال ابن حماد:1/285: عن أرطاة قال: ... السفیانی ... فیقتل الترک والروم بقرقیسیا حتى تشبع سباع الأرض من لحومهم.
... سفیانی ... سپس ترک و روم را در قرقیسیا (دیرالزور) می کشد چندان که جانوران درنده ی زمین از گوشت آنان سیر می شوند [یا توانند شد].
این جنگ بزرگ بین سفیانی از یک طرف و ترک و روم از طرف دیگر، که هر دو باطل اند، رخ می دهد و با پیروزی سفیانی به پایان می رسد. مکان جنگ، دیرالزور (قرقیسیا) در شرق سوریه است.
حدس می زنم که این جنگ همان جنگ علیه تروریسمی است که امریکا در حال ایجاد ائتلاف برای آن است. ترک همان ترکیه است و روم هم امریکا و همپیمانان غربی اش هستند. بعد از تلفات جنگ افغانستان و عراق، امریکا حاضر نیست نیروی زمینی به کشوری بفرستد و از دیگران می خواهد که نیروی زمینی را تأمین کنند. احتمالاً آمریکا، ترکیه را در این جنگ پیش خواهد انداخت و خود آمریکا و کشورهای هم پیمانش در این جنگ شرکت خواهند داشت و شکست خواهند خورد.
در روایات، دو طرف این جنگ باطل اند و تأکید شده، شیعیان از این جنگ فاصله بگیرند. این جنگ هر دو طرف را تضعیف خواهد کرد و کار را برای شیعیان راحت تر خواهد کرد.
با توجه به این جنگ قرقیسیا، بین سفیانی و روم، بعید است رابطه ی خوب بین سفیانی و غرب، که از عبارت "رجل متنصر" برداشت شده، مربوط به همه ی دوران سفیانی باشد. احتمالاً این رابطه ی خوب باید، مربوط به دوره ی بعد از ظهور باشد که سفیانی و غرب، با یک دشمن مشترک مواجه می شوند.
تکمیلی:
9 مهر 1393: بالاخره ترکیه هم وارد ائتلاف ضد داعش شد و ظاهراً قرار است، با حمایت هوایی آمریکا، نیروهای زمینی ترک، وارد سوریه شده و یک منطقه ی غیرنظامی در کنار مرز ایجاد کنند.
ترکیه برای همکاری در ائتلاف، شرط گذاشته که سرنگونی بشار اسد هم باید در برنامه باشد و در این راستا آموزش نیروهای مخالف بشار اسد از گروه های ضد داعش، هم در خاک ترکیه شروع شود. در چهار سال گذشته ترکیه آبروی سیاسی خود را برای سرنگونی بشار اسد گذاشت. ترکیه در قالب ناتو در بمباران معمر قذافی در لیبی بسیار فعال بود و وقتی درگیری های سوریه شروع شد، گمان می کرد که به همان سرعت، اسد هم سقوط خواهد کرد، اما هر چه جلو رفت، اوضاع بغرنج تر شد. لیبی دچار جنگ داخلی بین اسلامگرایان و غربگرایان شده و اخوان المسلمین مصر هم که ترکیه روی آنها حساب کرده بود سرنگون شدند. ترکیه برای حفظ آبروی خودش هم که شده، می خواهد آمریکا را راضی کند که حمله ی زمینی هم حتماً در برنامه قرار گیرد.
حدود 25 سال پیش، وقتی شیخ کورانی، اولین ویرایش از کتاب عصر ظهور را می نوشت، در توضیح کلمه ی "ترک" در روایات جنگ قرقیسیا نوشته بود، منظور از ترک ها، احتمالاً روس ها هستند (شوروی هنوز سقوط نکرده بود). حق هم داشت، اصلاً معلوم نبود که چرا ترک ها باید در کنار روم، درگیر این جنگ شوند. امروزه می دانیم، که منظور از ترک ها در آن روایت قطعاً خود ترکیه است، و این از معجزات این روایت است.
15 دیماه 1393: در ماه های گذشته آمریکا با رهبر ایران و دیگر مقامات سیاسی، نامه نگاری هایی داشته و از ایران دعوت کرده که در ائتلاف ضد داعش شرکت کند. هر چند آمریکا همین الان هم از حضور ایران در عراق، ناراحت نیست و از آن استقبال می کند، اما دخالت سراسری و همه جانبه را بعید است هنوز بپذیرد. هنوز مخالفت های داخلی و خارجی، در سطح عامه ی مردم و در سطح سیاستمداران، با چنین امری زیاد است. شکست آمریکا و ائتلافش در جنگ با تکفیری ها مهم است زیرا بعد از آن بعید است آمریکا و همپیمانانش، هیچ مخالفتی با دخالت های سنگین سید خراسانی در عراق داشته باشند. شکست سنگین قرقیسیا باعث خواهد شد آمریکا و غرب برای مدتی از دخالت در خاورمیانه سرخورده شده و خود را کنار بکشند و میدان را به شیعیان واگذار کنند. تنها بعد از سقوط اسرائیل است که غرب دوباره به فکر اقدام جدی می افتد.
20 بهمن 1393: عبدالباری عطوان، روزنامه نگار معروف فلسطینی، ساکن لندن، در آخرین یادداشت خود، در سایت رأی الیوم، نوشته است: «آمریکا نواختن طبل برای شروع جنگ زمینی با داعش را آغاز کرده است و اردن بیش از همه برای مشارکت در این جنگ مشتاق است. ... در هتلی در لندن، به طور اتفاقی، یک مسئول بلندپایهی سنی عراقی را دیدم، از او در مورد زمان آغاز حملهی زمینیِ ائتلاف به موصل پرسیدم، با تأکید فراوان گفت: تابستان آینده!» (منبع).
ذی القعده (احتمالاً) - شهریور
شیعه کشی سفیانی در عراق به ویژه بغداد و نجف، دخالت ایران در عراق
رواه المفید فی الإختصاص/255: عن جابر الجعفی قال: قال لی أبو جعفر: ... ویبعث السفیانی جیشاً إلى الکوفة وعدتهم سبعون ألف رجل، فیصیبون من أهل الکوفة قتلاً وصلباً وسبیاً، فبیناهم کذلک إذ أقبلت رایات من ناحیة خراسان تطوى المنازل طیاً حثیثاً ومعهم نفر من أصحاب القائم، وخرج رجل من موالی أهل الکوفة فیقتله أمیر جیش السفیانی بین الحیرة والکوفة.
امام باقر علیه السلام فرمود: ... و سفیانی لشکری هفتادهزار نفری به کوفه می فرستد، که اهل کوفه را می کشند و غارت می کنند و به اسیری می برند. در حالی که مشغول این کارند، پرچم هایی سیاه از خراسان، به سرعت سر می رسند که در جمع آنان گروهی از یاران قائم هستند؛ و مردی از غیرعرب های کوفه قیام می کند و فرمانده لشکر سفیانی او را بین حیره و کوفه می کشد.
در روایات گفته شده که لشکر سفیانی در محل قبر هود و صالح اردو می زند، و ما می دانیم که امروزه محل این دو قبر، همان قبرستان وادی السلام نجف است. همچنین در روایتی آمده که همسایه، همسایه را به لشکر سفیانی معرفی می کند که شیعه است و جایزه اش را می گیرد و آن شیعه هم گردن زده می شود. این روایت فقط با شرایط بغداد جور در می آید که شیعه و سنی با هم زندگی می کنند. بر این اساس، منطقی است که بپذیریم سفیانی توانسته وارد سامرا هم بشود. اما از کربلا نامی نیست. البته با توجه به شعار "یالثارات الحسین" بعید نیست به کربلا هم تعرضی بشود، (شاید هم این شعار به خاطر وقوع ظهور در محرم باشد).
احتمالاً این ورود به شهرهای بغداد و نجف و سامرا و کاظمین و شیعه کشی در مقیاس وسیع، با تعرض به حرم های اهل بیت هم همراه خواهد بود. این رفتارهاست که ایران را وامی دارد رسما در عراق دخالت کند و سفیانی را از عراق بیرون کند.
این که از سرعت واکنش نیروهای خراسانی یاد شده، ممکن است به خاطر آماده باش قبلی باشد. بر همین اساس، مدت تسلط سفیانی هم، لااقل بر نجف ممکن است کوتاه باشد، مثلاً یک یا چند هفته.
ضمناً گفته شده که مردی از غیرعرب های کوفه قیام کرده و کشته می شود. در برخی روایات از او به عنوان نفس زکیه، یعنی جان پاک، هم نام برده اند و از او تجلیل کرده اند. بعید نیست این فرد یکی از علمای شیعه ی غیرعرب ساکن نجف باشد که اعلام جهاد می کند و شکست می خورد. می ترسم ولی می گویم، بعید نیست این مرد، خود آیت الله سیستانی باشد، یا آیت الله اسحاق فیاض (از مراجع افغانی ساکن نجف) یا شخص دیگری از این طبقه.
امیدوارم اگر قرار است در جریانات ظهور، بدائی رخ دهد در این شیعه کشی های سفیانی در عراق باشد.
سید خراسانی
عن أبی جعفر قال: یخرج شاب من بنی هاشم بکفه الیمنى خال من خراسان برایات سود، بین یدیه شعیب بن صالح، یقاتل أصحاب السفیانی فیهزمهم.
از امام باقر است که فرمود: جوانی از بنی هاشم، از خراسان، با پرچم های سیاه، قیام می کند که در دست راست او خالی است، در پیشگاهش شعیب بن صالح است. با یاران سفیانی می جنگد و شکستشان می دهد.
برخی بر آنند که عبارت 'بکفه الیمنی خال' تصحیف شده ی عبارت 'بکفه الیمنی خلل' است یعنی در دست راست او نقصی هست، که در این صورت سید خراسانی، می تواند، رهبری فعلی یعنی آیت الله خامنه ای، باشد. البته ایراد کلمه ی "شاب/جوان" هنوز به جای خود باقی است و لذا هنوز نمی توان با قطعیت نظر داد. شاید بتوان این کلمه را به گونه ای تأویل کرد.
(تصحیف شدن، به پاک شدن نوشته های کتب دستنویس قدیمی، بر اثر ورق زدن و تماس دست، و ناشی از کیفیت پایین جوهر و کاغذ آن کتاب ها، گفته می شود)
شعیب صالح
وفی ابن حماد/85، عن سفیان الکعبی قال: یخرج على لواء المهدی غلام حدثالسن خفیفاللحیة، أصفر، لو قاتل الجبال لهزها حتى ینزل إیلیا.
فرمانده سپاه مهدی، پسری است کم سن، با ریش کم پشت، زرد چهره، که اگر با کوه ها در افتد از جایشان بر می کند، [و آرام نمی گیرد] تا قدس را فتح کند.
شعیب صالح، پسری است کم سن با ریش کم پشت (در برخی روایات کوسج/کوسه)، او فرمانده سپاه سید خراسانی در حمله به عراق برای بیرون راندن سفیانی است.
بر اساس این ویژگی های گفته شده، چهره ی شعیب بن صالح، چیزی شبیه به چهره ی سردار شهید حسن باقری (جوانترین فرماندهِ ایرانی در دوران جنگ) خواهد بود.

ضمناً شعیب بن صالح، پس از ظهور امام زمان، فرمانده سپاه ایشان در آزادسازی قدس هم خواهد بود (حتى ینزل إیلیا).
پرچم های سیاه
قال رسول الله: یخرج من خراسان رایات سود لایردها شئ حتى تنصب بإیلیاء.
مضمون: پیامبر فرمود، از خراسان، پرچم های سیاهی قیام می کنند که برنمی گردند تا در قدس، نصب شوند.
حدیث الإمام الباقر الذی رواه النعمانی/273 ، عن أبی خالد الکابلی، عنه قال: کأنی بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحق فلایعطونه ثم یطلبونه فلا یعطونه، فإذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم على عواتقهم، فیعطون ما سألوه فلا یقبلونه حتى یقوموا، ولا یدفعونها إلا إلى صاحبکم. ’قتلاهم شهداء‘. أما إنی لو أدرکت ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب هذا الأمر.
من غیبة الطوسی/274: إذا خرجت الرایات السود الى السفیانی التی فیها شعیب بن صالح تمنى الناس المهدی فیطلبونه فیخرج من مکة ومعه رایة رسول الله ...
وقتی پرچمهای سیاهی که شعیب بن صالح با آنان است، به سوی سفیانی شتافت، مردم آرزوی دیدن مهدی را می کنند پس او را طلب می کنند، پس [مهدی] از مکه قیام می کند در حالی که پرچم پیامبر خدا با اوست ...
عن الإمام الصادق قال: له کنز بالطالقان ما هو بذهب ولا فضة ورایة لم تنشر مذ طویت، ورجال کأن قلوبهم زبر الحدید، لایشوبها شک فی ذات الله، أشد من الجمر لو حملوا على الجبال لأزالوها! لایقصدون برایاتهم بلدة إلا خربوها،کأن على خیولهم العقبان، یتمسحون بسرج الإمام یطلبون بذلک البرکة ویحفون به یقونه بأنفسهم فی الحروب، یبیتون قیاماً على أطرافهم، ویصبحون على خیولهم! رهبان باللیل، لیوث بالنهار. هم أطوع من الأمة لسیدها، کالمصابیح کأن فی قلوبهم القنادیل وهم من خشیته مشفقون، یدعون بالشهادة ویتمنون أن یقتلوا فی سبیل الله. شعارهم یالثارات الحسین، إذا ساروا یسیر الرعب أمامهم مسیرة شهر، یمشون إلى المولى أرسالاً، بهم ینصر الله إمام الحق.
روایت فوق معروف است به روایت گنج های طالقان
از امام صادق علیه السلام است که فرمود: در طالقان گنج هایی است که از طلا و نقره نیست ... [بلکه] مردانی هستند که دل هاشان همچون پاره های آهن است ... برای شهادت خود دعا می کنند و آرزو می کنند در راه خدا کشته شوند. شعارشان، "به خونخواهی حسین" (یالثارات الحسین)، است. به هر سو روی می آورند، هراس یک ماه جلوتر از آنان در دل دشمنانشان می افتد، به سرعت به سوی امام شان می شتابند و خداوند به آنان، امام حق را یاری می کند.
روایت پرچم های سیاه خراسان را اهل سنت هم از پیامبر نقل کرده اند. بر همین اساس است که داعش، رنگ پرچم خود را سیاه قرار داده و خراسان را هم این طور توجیه می کند که بسیاری از اعضای باسابقه اش از افغانستان (جزئی از خراسان بزرگ) آمده اند.
تکمیلی:
21 مهرماه 1393: در چند روز گذشته از برخی فرماندهان سپاه نقل شده است که در صورت تعرض به مقدسات شیعیان در عراق، ایران بی تفاوت نخواهد ماند.
12 آذر 1393: اخباری منتشر شده که هواپیماهای ایران، اخیراً در بمباران مواضع داعش در شرق عراق شرکت کرده اند (منبع).
30 آذر 1393: وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران، باز هم تأکید کرد که عتبات مقدسه ی عراق، خط قرمز ایران است، داعش تهدید کند، وارد می شویم (منبع).
پینوشت: در روایات ماه رجب از خروج خراسانی همزمان با یمانی و سفیانی سخن رفته بود. شاید آغاز دخالت جدی و علنیِ ایران در عراق، زودتر از ذی القعده باشد. به هر حال، همین الان که در دیماه 93 هستیم هم ایران در عراق، فعالیت دارد و بخشی از این پیشگویی محقق شده است، هر چند نه در آن حدی که در روایات گفته شده (لشکرکشی).تا زمانی که کار به سقوط بغداد نرسد و به مقدسات شیعیان در عراق تعرض نشود، نسبت به دخالت فراگیر ایران در عراق، مخالفت های زیادی، حتی در داخل کشور، وجود خواهد داشت. اما وقتی کار به آنجا رسید، بعید است در داخل مخالفت خاصی با اقدام جدی، وجود داشته باشد و برعکس این امر مورد تقاضای عموم مردم خواهد بود. احتمال می رود دولت عراق، خودش درخواست این دخالت همه جانبه را داشته باشد. در سطح بین المللی هم، با توجه به شکست غرب در قرقیسیا، بعید است کشورهای اثرگذار جهان مخالفتی با دخالت ایران در عراق داشته باشند و احتمالاً این اقدام با حمایت جهانی هم همراه خواهد بود. در چند ماهه ی منتهی به ظهور، عراق، تحت الحمایه ی ایران خواهد بود.
مهرماه - ذی الحجة 1436
9 ذیحجة (روز عرفه) - اعلام مرگ آخرین حاکم حجاز در عرفات و درگیری حاجیان در منی
عن الإمام الصادق قال: بینا الناس وقوفٌ بعرفات إذ أتاهم راکب على ناقة ذعلبة یخبرهم بموت خلیفة یکون عند موته فرج آل محمد وفرج الناس جمیعاً. عن الإمام الباقر: یکون سبب موته أنه ینکح خصیاً له فیقوم فیذبحه ویکتم موته أربعین یوماً.
از امام صادق علیه السلام است که فرمود: هنگامی که مردم در عرفات، وقوف کرده اند (عصر روز نهم ذی الحجة) فردی سوار بر مرکبی تندرو به سوی آنان می آید و خبر مرگ خلیفه را به آنان می دهد. در مرگ او فرج آل محمد و فرج همه ی مردم است. از امام باقر است که فرمود: سبب مرگش آن است که به مردی عقیم شده [ظاهراً خدمتکارش است] تجاوز می کند و آن مرد او را می کشد، و مرگش چهل روز، پنهان نگه داشته می شود.
این که حکومت عربستان در ماه آخر منتهی به ظهور، چنان از هم پاشیده باشد که عملاً حکومتی وجود نداشته باشد، مهم است، زیرا به شیعیان دستور داده شده در مکه جمع شوند، و ظهور قرار است در این جا اتفاق افتد. لذا اگر حکومت مستقری وجود داشته باشد، می تواند مانع از تحرکات شیعیان شود.
این که گفته شده "در مرگ او فرج آل محمد و فرج همه ی مردم است" دو معنا می تواند داشته باشد. اول این که منظور این است که این رویداد، از نظر زمانی، بسیار به زمان فرج/ظهور نزدیک است؛ و دوم این که این رویداد، آخرین حلقه در تکمیل مقدمات ظهور است و یکی از آخرین موانع ظهور، را برمی دارد.
بعلاوه، در روایات گفته شده که کسی که خبر مرگ آن حاکم را می آورد به دست برخی حاجیان کشته می شود. گویا برخی افراد حاضر در محل (شاید از مقامات) نمی خواسته اند این خبر فاش شود. همچنین از درگیری شدید حاجیان در منا سخن رفته است که برخی به امام دعوت می کنند و برخی مخالف اند. در روایات سال ظهور، از تعطیل شدن حج هم صحبت شده که ممکن است مربوط به همین سال آخر باشد که حکومت عربستان از درون دچار فروپاشی شده و به خاطر مسائلی مانند ندای آسمانی، و ناآرامی های شدید همسایه های شمالی و جنوبی عربستان، اوضاع بسیار متشنج است و دولت عربستان، ورود حاجیان خارجی، خصوصاً از کشورهای شیعه نشین را ممنوع می کند.
برخی این روایت را مربوط به ملک عبدالله دانسته اند و منتظر اعلام مرگ او در روز عرفه سال 93، (13 ماه قبل از ظهور) هستند. اما در این روایت نامی از عبدالله نیست و از طرف دیگر، اقدام غیراخلاقی او از پیرمرد مریضی مثل ملک عبدالله بعید است.
تکمیلی
11 مهر 1393: امروز عرفه در عربستان گذشت و خبری از مرگ حاکم حجاز در بین حاجیان اعلام نشد، بنابراین حدس فوق درست بود. این روایت مربوط به ملک عبدالله نیست.
اگر کسی باز هم اصرار داشته باشد که این روایت را مربوط به ملک عبدالله بداند، بنابراین باید بپذیرد که حتی ظهور در سال 94 هم واقع نخواهد شد. زیرا در جمع دو روایت، به این نتیجه می رسیم که عبدالله حاکم حجاز باید در روز عرفه مرگش اعلام شود و پس از او باید جانشینانی بیایند که برخی چند ماه حکومت کنند. در نتیجه اعلام مرگ عبدالله نمی تواند در آخرین عرفه ی قبل از ظهور (30 روز مانده به عاشورا) باشد، چون در 30 روز امکان این که کسی چند ماه حکومت کند نیست. بنابراین مرگ عبدالله باید اقلا 13 ماه پیش از ظهور اعلام شود (در دومین عرفه ی قبل از ظهور) تا امکان تحقق هر دو روایت باشد.
بنابراین از نظر کسانی که اصرار دارند، این دو روایت مربوط به یک نفر است، اگر ظهور بخواهد، مثلاً، در عاشورای 1394، باشد، پس مرگ عبدالله باید در عرفه ی 1393 اعلام شود، و اگر این اعلام انجام نشود، پس از همین الان می توان گفت، که در عاشورای 1394 هم ظهوری اتفاق نخواهد افتاد. در مجموع، به نظر می رسد، یک اشتباه در مربوط دانستن روایت روز عرفه، به ملک عبدالله (بدون وجود هیچ روایت صریحی) باعث چنین ناامیدی بزرگی در قضیه ی ظهور می شود.
برخی هم روایت روز عرفه را مربوط به صدام دانسته اند، اما صدام در روز عید قربان (روز بعد از عرفه) اعدام شد و ضمناً پس از مرگ او اتفاق خاصی هم نیفتاد که بتوان در مورد آن گفت: "در مرگ او فرج آل محمد و فرج همه ی مردم است". البته در سقوط او فرج مختصری بود، آن هم نه برای همه ی مردم، بلکه فقط برای مردم عراق، اما سقوط او چند سال قبل از مرگش بود.
آتشی در مشرق
عن الإمام الصادق قال: إذا رأیتم علامة فی السماء ناراً عظیمة من قبل المشرق تطلع لیالی، فعندها فرج الناس وهی قدام القائم بقلیل.
از امام صادق است که فرمود: آنگاه که نشانه ای در آسمان دیدید، آتشی بزرگ از سوی مشرق، که شب ها دیده می شود، پس آن هنگام، زمانِ فرج مردم است و آن اندکی قبل از قیام قائم است.
25 ذیحجة - قتل نفس زکیه، فرستاده ی امام در کنار کعبه
عن أمیر المؤمنین: ألا أخبرکم بآخر ملک بنی فلان؟ قلنا بلى أمیر المؤمنین. قال: قتل نفس حرام فی بلد حرام عن قوم من قریش، والذی فلق الحبة وبرأ النسمة ما لهم ملک بعده غیر خمسة عشر لیلة.
از امیرالمومنین: آیا شما را خبر بدهم از پایان حکومتِ بنی فلان؟ گفتیم آری یا امیرالمومنین. فرمود: کشتن جانی محترم در شهری محترم، از قریش. به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، حکومت آنان، بعد از آن، بیش از پانزده شب، طول نخواهد کشید.
از این روایت بر می آید که با مرگ آخرین خلیفه، حکومت، هنوز به کلی از هم نپاشیده، بلکه تنها اختلاف بر سر جانشین باعث می شود، که حاکم جدید انتخاب نشود. همچنین از این روایت بر می آید که روز ظهور، روز سرنگونیِ نهایی حکومت آل سعود خواهد بود.
عن صالح مولى بنی العذراء قال: سمعت أبا عبد الله الصادق یقول: لیس بین قیام قائم آل محمد وبین قتل النفس الزکیة إلا خمس عشرة لیلة.
شنیدم، ابو عبدالله الصادق، می گوید: بین قیام قائم آل محمد و قتل جان پاک، بیش از پانزده شب، فاصله نیست.
توجه شود که این نفس زکیه، غیر از آن نفس زکیه ای است که در عراق کشته می شود.
گویا سخنرانی و قتل نفس زکیه هم در شب است، مانند سخنرانی اول خود امام
عن الإمام الباقر قال: یقول القائم لأصحابه: یا قوم إن أهل مکة لایریدوننی ولکنی مرسل إلیهم لأحتج علیهم بما ینبغی لمثلی أن یحتج علیهم. فیدعو رجلاً من أصحابه فیقول له: إمض إلى أهل مکة فقل: یاأهل مکة أنا رسول فلان إلیکم وهو یقول لکم: إنا أهل بیت الرحمة ومعدن الرسالة والخلافة، ونحن ذریة محمد وسلالة النبیین، وإنا قد ظلمنا واضطهدنا وقهرنا وابتُز منا حقنا منذ قبض نبینا إلى یومنا هذا، فنحن نستنصرکم فانصرونا! فإذا تکلم الفتى بهذا الکلام أتوا إلیه فذبحوه بین الرکن والمقام وهی النفس الزکیة. فإذا بلغ ذلک الإمام قال لأصحابه: أما أخبرتکم أن أهل مکة لایریدوننا! فلایدعونه حتى یخرج فیهبط من عقبة طوى فی ثلاث مئة وثلاثة عشر رجلاً عدة أهل بدر حتى یأتی المسجد الحرام فیصلی عند مقام إبراهیم أربع رکعات، ویسند ظهره إلى الحجر الأسود ثم یحمد الله ویثنی علیه ویذکر النبی ویصلی علیه ویتکلم بکلام لم یتکلم به أحد من الناس ...
از امام باقر علیه السلام: قائم به یارانش می گوید: اهل مکه مرا نمی خواهند ولی من پیکی به سویشان می فرستم تا بر آنان حجت را تمام کند، آن گونه که شایسته ی من است. پس مردی از یارانش را فرامی خواند و به او می گوید: به نزد اهل مکه برو و بگو: ای اهل مکه من فرستاده ی فلانی ام به سوی شما و پیام او را می رسانم که می گوید: "ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافتیم، و ما فرزندان محمد و نوادگان پیامبرانیم، و از روزی که پیامبرمان از دنیا رفت بر ما ستم شد و حقمان غصب شد تا همین امروز. ما از شما یاری می طلبیم، پس یاری مان کنید". هنگامی که آن جوان این سخنان را می گوید، بر او هجوم می برند و بین رکن و مقام، کنار کعبه، سرش می برند، این جوان همان جان پاک (نفس زکیه) است.
آبان - محرم 1437
در سال فرد
عن أبی عبد الله قال: لا یخرج القائم إلا فی وتر من السنین، سنة إحدى أو ثلاث أو خمس أو سبع أو تسع.
از امام صادق است که فرمود، قیام قائم نیست مگر در سال فرد، یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه.
عاشورای سال 94 شمسی، مطابق است با دهم محرم 1437
شب جمعه، شب تاسوعا، جمع شدن 313 نفر در مکه به طی الارض، اصلاح امور در یک شب
عن علی قال: قال رسول الله’: المهدی منا أهل البیت یصلح الله له أمره فی لیلة
از پیامبر خدا (ص): مهدی از ما اهل بیت است و خداوند امر او را در یک شب اصلاح می کند.
وفی دلائل الإمامة/307: یجمعهم الله إلى مکة فی لیلة واحدة وهی لیلة الجمعة فیتوافون فی صبیحتها إلى المسجد الحرام ، لایتخلف منهم رجل واحد.
خداوند آنان را در یک شب جمعه، در مکه جمع می کند پس صبح به سوی مسجدالحرام روانه می شوند.
اصلاح امور در یک شب. همان طور که در متن روایات مربوط به قتل نفس زکیه، اشاره شده، در آستانه ی ظهور، شرایط مکه، بر حسب ظاهر، اصلاً آماده نیست. خود امام می فرماید: اهل مکه مرا نمی خواهند، فرستاده ی امام، نفس زکیه هم که کشته می شود. اما در تنها یک شب، ورق بر می گردد و شرایط به نفع امام تغییر می کند. این است معنای اصلاح امور در یک شب، نه چنانکه برخی گمان کرده اند، که ظهور بدون هیچ مقدمه ای و ناگهانی اتفاق می افتد.
در روز جمعف، تاسوعا، خسف بیداء
عن جابر الجعفی قال: قال لی أبو جعفر: ... ویبعث السفیانی بعثاً إلى المدینة فینفر المهدی منها إلى مکة، فیبلغ أمیر جیش السفیانی أن المهدی قد خرج من المدینة، فیبعث جیشاً على أثره فلا یدرکه، حتى یدخل مکة خائفاً یترقب على سنة موسى بن عمران، وینزل أمیر جیش السفیانی البیداء فینادی مناد من السماء یا بیداء أبیدی القوم، فیخسف بهم البیداء فلا یفلت منهم إلا ثلاثة ... والقائم یومئذ بمکة، قد أسند ظهره إلى البیت الحرام مستجیراً به ینادی: یا أیها الناس إنا نستنصر الله ومن أجابنا من الناس فإنا أهل بیت نبیکم ونحن أولى الناس بالله وبمحمد ... الخ.
از ابوجعفر (امام باقر علیه السلام) است که فرمود: ... و سفیانی لشکری به سوی مدینه می فرستد، پس مهدی از مدینه به قصد مکه بیرون می رود. به امیر لشکر سفیانی خبر می رسد که مهدی از مدینه خارج شده است. پس لشکری به دنبال او می فرستد که به او نمی رسند و مهدی وارد مکه می شود، ترسان و پاینده ی پیرامونش، مانند موسی بن عمران، و امیر لشکر سفیانی در بیداء [(خروجی مدینه به سوی مکه، امروزه داخل شهر مدینه است)] فرود می آید، در آن هنگام، ندا دهنده ای از آسمان ندا می دهد که ای بیداء، این قوم را نابود کن. پس زمین آنان را در خود فرو می برد و جز سه نفر باقی نمی مانند .... و قائم در آن روز در مکه است، به دیوار خانه ی کعبه تکیه کرده، گویی که به آن پناه آورده است، و فریاد می زند: ای مردم، ما از خدا یاری می جوییم و از هر که از مردم که ما را پاسخ دهد. ما اهل بیت پیامبرتان هستیم و ما نزدیکترین مردم به خدا و رسولیم و ....
در روز تاسوعا، سپاه عثمان سفیانی در خروجیِ مدینه، در زمین فرو می رود و این از معجزات است.
این که خسف بیدا در روز تاسوعاست از اینجا فهمیده می شود که در روایت آمده که "والقائم یومئذ بمکة ... ینادی" یعنی در همان روز، سخنرانی اول در مکه انجام می شود و ما می دانیم که سخنرانی اول، در شب عاشوراست بعد از نماز عشا.
سخنرانی - در شامگاه جمعه، شب عاشورا - در کنار کعبه
ابن حماد: 1/345، عن أبی جعفر قال: ... ثم یظهر المهدی بمکة عند العشاء ...
از امام باقر: ... مهدی، هنگام عشا، در مکه ظهور می کند ...
عن الإمام الباقر قال: یقول القائم لأصحابه: ... وهی النفس الزکیة. فإذا بلغ ذلک الإمام قال لأصحابه: أما أخبرتکم أن أهل مکة لایریدوننا! فلایدعونه حتى یخرج فیهبط من عقبة طوى فی ثلاث مئة وثلاثة عشر رجلاً عدة أهل بدر حتى یأتی المسجد الحرام فیصلی عند مقام إبراهیم أربع رکعات، ویسند ظهره إلى الحجر الأسود ثم یحمد الله ویثنی علیه ویذکر النبی ویصلی علیه ویتکلم بکلام لم یتکلم به أحد من الناس ...
از امام باقر: [پس از ذکر قتل نفس زکیه در کنار کعبه که در بالا ترجمه شد] پس هنگامی که خبر قتل او به امام می رسد، به یارانش می گوید، نگفتم، اهل مکه ما را نمی خواهند؟ اما یارانش او را رها نمی کنند تا هنگام قیام که از گردنه ی طــُـوا [(نزدیک مکه)] پایین می آید در میان سیصد و سیزده مرد، به تعداد سپاه بدر، و به مسجد الحرام وارد می شود و نزد مقام ابراهیم، چهار رکعت نماز می خواند [(نماز عشا)] و سپس به حجر الاسود تکیه می کند و رو به مردم، پس از حمد خدا و یاد پیامبر، و درود فرستادن بر او، سخنانی می گوید، که هیچ یک از مردم، چنان سخنانی هرگز نگفته است ....
گویا امام در فاصله ی قتل نفس زکیه و روز تاسوعا که پانزده روز است، سفری هم به مدینه خواهد داشت، و درست در روز تاسوعا بر می گردد.
بیعت - در روز عاشورا، روز شنبه، دوم آبان 1394 - در کنار کعبه
قال أبو جعفر: یخرج القائم یوم السبت یوم عاشوراء الیوم الذی قتل فیه الحسین.
ترجمه: ابوجعفر (امام باقر علیه السلام): قائم در روز شنبه، روز عاشورا، قیام می کند، همان روزی که حسین (علیه السلام) کشته شد.
عن أبی جعفر قال: کأنی بالقائم یوم عاشوراء یوم السبت قائماً بین الرکن والمقام، بین یدیه جبرئیل ینادی: البیعة لله، فیملؤها عدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً.
منبع...وبلاگ zohoor1394
به این مطلب امتیاز بدهید:
موضوعات مرتبط با این مطلب : پیشگویهای شاه نعمت الاه ولی ازظهورپیشگویی حاج سیداحمد خسروی2حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهورپیش گویی به سبک عرفان هندی ازظهوريمن و نقش آن در دوران ظهورروزشمارحواث منتج به ظهوردرسال94
برچسب ها: ظهورØŒ1394ØŒاخرالزمانØŒحوادث قبل ازظهور
پـيـرامـون اوضـاع و حـوادث عـراق ، در دوران ظـهور، روايات زيادى وارد شده است ، از آن روايات چنين برمى آيد كه عراق ، ميدان كشمكشى آرام نشدنى ميان نيروهاى متعدد مى باشد. و اين كشور در حقيقت چهار مرحله را پشت سر مى گذارد:
مرحله اول :
روزگار قبل از ظهور حضرت مهدى (ع) است كه ستمكاران مدت طولانى به عراق مسلط مى باشند، در آن سامان ، كشتار و ترس و وحشتى فراگير پيش مى آيد كه مردم آرامش خود را از دسـت مـى دهـند. تا زمانى كه آن كشور را زمينه سازان ظهور، ياران درفش هاى سياه آزاد مى كنند.
مرحله دوم :
بـرپـائى نـظام اسلامى در آن كشور و وجود كشمكش براى نفوذ در آن ، بين جناح طرفدار خراسانيهاى زمينه ساز و جناح طرفدار سفيانى فرمانرواى شامات .
مرحله سوم :
اشـغال عراق توسط سفيانى و آزار و اذيت مردم بوسيله او و سپس ورود سپاهيان يمنى ها و ايـرانـيـان زمـينه ساز ظهور به اين كشور، كه نيروهاى سفيانى را شكست داده و آنان را از عراق بيرون مى رانند.
مرحله چهارم :
آزاد شدن عراق توسط امام مهدى (ع) و پاك نمودن آن از لوث وجود سفيانيان و گروهكهاى شـورشـى و غـيـر آنـان و قـرار دادن آنـجـا بـعـنـوان محل استقرار و مركز فرمانروائى ، توسط آن حضرت .
روايات ديگرى نيز پيرامون حوادثى كه در خلال اين چهار مرحله بوجود مى آيد وارد شده اسـت مـانـنـد: خـروج شـيـصـبـانـى كـه از جـمـله مـخـالفـيـن حـضـرت مـهـدى (ع) قبل از سفيانى است . و بشهادت رسيدن نفس زكيه همراه با هفتاد تن ديگر از صلحا در پشت كوفه (نجف ) و خروج عوف سلمى از جزيره و يا تكريت و ممنوعيت عراقيها از رفتن به حج به مدت سه سال و فرو رفتن شهر بصره و خراب شدن آن اندكى پيش از ظهور حضرت مهدى (ع) و فرو رفتنى ديگر در بغداد و حله و ورود نيروهاى مغربى يا غربى به عراق و قـيـام فـردى نـيـكـوكـار و شايسته با گروهى اندك جهت روياروى با لشكر سفيانى و شورش گروهكهايى از خوارج شيعه و سنى بر ضد آن حضرت كه شايد خطرناك ترين گـروه شـورشـى ((گـروه رمـيـله دسـكره )) باشد كه منطقه اى است نزديك شهربان در استان ديالى ، در عراق .
و اينك مقدارى به توضيح اين مراحل مى پردازيم :
مرحله اول و دوم
روشـن تـريـن مـطـلبـى كـه در روايـات ايـن مرحله بچشم مى خورد، گرفتارى شديدى از نـاحـيـه فـرمـانـروايـان سـتـمـگـر كـشـور عـراق نـسـبـت بـه مـردم آن كـشـور و اخـتلاف اين فـرمـانـروايـان بـا ايـرانـيـان ، يـاران درفـش هـاى سـياه خواهد بود، از جابربن عبدالله انصارى (ره ) نقل شده كه گفت :
((نزديك است كه به مردم عراق ، پيمانه اى غله و درهمى نرسد، گفتم از چه ناحيه اى ؟ فرمود: از ناحيه عجم كه مانع اين امر مى شوند))
بـنـابـراين ، معنا اين مى شود كه مواد غذايى و كمكهاى مالى بواسطه جنگى كه ايرانيان با آنها دارند به آنان نمى رسد. و اين همان بحران اقتصادى و گرسنگى و ترسى است كه روايت جابر جعفى در خصوص آن وارد شده است كه گفت :
((از امام باقر (ع) درباره آيه شريفه ((ولنبلونكم بشى من الخوف و الجوع )) سؤ ال كـردم ، حـضـرت فـرمـود: اى جابر ترس و قحطى دو جنبه خصوصى و عمومى دارد، اما قـحـطـى خـاص در شـهـر كـوفـه اسـت . كـه خـداونـد سـبـحـان آن را ويـژه دشـمـنـان آل پيامبر (ص ) قرار داده است و بدينوسيله آنان را هلاك مى گرداند و اما آنچه را كه جنبه عـمـومـى دارد قـحطى و وحشتى است كه در شام به آنان مى رسد كه مانند آن را هرگز به يـاد نـداشـتـه اند، زمان اين قحطى پيش از قيام حضرت قائم و فرا رسيدن وحشت و ترس بعد از قيام آن حضرت خواهد بود))
البـتـه پـيـرامـون مـسـئله قـحـطـى كـه در روايـت آمـده مـخـصـوص دشـمـنـان اهل بيت (عليه السلام ) باشد دليلى را نيافتم ، مگر اينكه بصورت بحرانى ، اقتصادى باشد كه حكومت ستمگران در عراق گرفتار آن بوده و از آن سخت رنج مى برند.
وحـشـت و تـرسـى كـه بـعد از ظهور حضرت مهدى (عليه السلام ) سرزمين شام را فرا مى گـيـرد، منافاتى با وجود آن قبل از ظهور آن بزرگوار ندارد و روايت بعدى صراحت دارد كـه ايـن اظطراب و وحشت پيش از ظهور حضرت مهدى (عليه السلام ) فزونى مى يابد. از امام باقر (عليه السلام ) روايت شده كه فرمود:
((پـيـش از قـيـام قـائم ، مردم در اثر گناهانشان بوسيله آتشى كه از آسمان بر آنها آشـكـار مـى شـود، در عـذاب بـوده و رنـج مى برند و نشانه سرخ فامى كه آسمان را مى پـوشـانـد و فـرو رفتن زمين در بغداد و بصره و خون هايى كه در آنجا ريخته مى شود و خانه هايى كه خراب مى گردد و هلاكتى كه در بين اهالى آن سامان بوجود مى آيد و وجود چـنـان اضـطـرابـى كـه اهل عراق را فرا مى گيرد بگونه اى كه موجب سلب آرامش آنها مى گردد.))
البـتـه لازم نيست اين علامات و نشانه ها، بگونه اى كه در روايت آمده بطور زنجيره اى و پـشـت سـر هـم محقق شود، بلكه اضطراب و وحشت و فرو رفتن ، زمين ، پيش از نشانه هاى آسمانى خواهد بود و ظاهرا مراد از آتش و سرخى آن ، نشانه الهى مى باشد نه مثلا، آتش انفجارها.
روايـت بـعـدى كـه از امـيـرالمـؤ مـنـيـن (عـليـه السـلام ) نـقـل مـى شـود، بـرخى از حوادث و پيشامدهايى را كه در عراق و در زمان حاكميت ستمكاران پـيـش از سـفـيـانـى و قـبـل از ظـهور حضرت مهدى (عليه السلام ) واقع مى شود، بيان مى نمايد، از انس بن مالك نقل شده است كه گفت :
((زمانى كه اميرمؤ منان على بن الى طالب (عليه السلام ) از جنگ نهروان برمى گشت در منطقه اى به نام ((براثا)) فرود آمد در آن منطقه ، راهبى بنام حباب در صومعه خويش بـسر مى برد، همينكه هياهوى لشكريان را شنيد، از جايگاه ويژه خود به بيرون نگريست و نـظـاره گر سپاهيان اميرمؤ منان شد وى با مشاهده اين وضع سراسيمه بيرون آمده و سؤ ال كـرد ايـن شـخـص كيست ؟ و فرمانده اين لشكر چه كسى است ؟ گفتند: اميرمؤ منان (عليه السـلام ) است كه از جنگ نهروان بر مى گردد حباب با شتاب خود را به حضرت رسانده و در حـضـور وى ايستاد و آغاز سخن نمود و عرضه داشت ، درود بر تو اى پيشواى راستين مـؤ مـنان ! كه بحق اميرالمؤ منان هستى . حضرت فرمود: چگونه دانستى كه من اميرالمؤ منان راسـتـيـن و بـر حـق هـسـتـم ؟ عـرض كرد: چگونه نام مرا مى دانى ؟! حضرت فرمود: حبيب من پيامبر صلى الله عليه و آله مرا آموخت در اين لحظات بود كه حباب به آن حضرت عرض كـرد: دستت را بده من شهادت مى دهم كه خدايى جز خداى يكتا نيست و محمد صلى الله عليه و آله رسول و فرستاده اوست و تو على بن ابى طالب وصى و جانشين او هستى ، اميرالمؤ مـنـان (عليه السلام ) از وى سؤ ال فرمود: كجا زندگى مى كنى ؟ گفت در صومعه خويش حـضرت بدو فرمود: از امروز به بعد در آن سكونت مكن ، اما در اينجا مسجدى بنا بگذار و آن را به نام بانى و صاحب اين منطقه نامگذارى كن ، (بدين ترتيب مسجدى را در آنجا بنا نـمـود و بـه نام بانى آن براثا نام گذارى كرد) سپس حضرت فرمود: اى حبا از كجا آب مى نوشى ؟ عرض كرد: همين جا از دجله ، فرمود: چرا چشمه و چاهى حفر نمى كنى ؟، عرض كـرد: اى امـيـرالمـؤ مـنـان هـر وقـت بـه حفر چاه مبادرت نموديم آب آن شور غيرگوارا بود، حـضـرت اشاره فرمودند: در اينجا چاهى بكن و او حفر كرد تا به سنگى سخت برخوردند كـه قـادر بـر از جـاى كـنـدن آن نبودند، آن حضرت سنگ را از جاى بركنده كه از آن چشمه آبى جوشيد كه شيرين تر از عسل و لذيذتر از كره بود. حضرت به او فرمود: اى حباب آب آشاميدنى تو از اين چشمه است ، اما بزودى در مجاورت اين مسجد تو، شهرى بنا خواهد شد، كه ستمگران در آن افزون و بلا و مصيبتهاى بزرگى بوجود خواهد آمد تا جائيكه در هر شب جمعه هفتاد هزار عمل منافى عفت انجام مى شود وقتى كه بلا و گرفتارى ها به آنان رو مـى آورد بـه مسجد تو هجوم مى آورند و آن را منهدم مى سازند آنگاه تو آن را مجددا بنا كـن بـنا كردنى دوباره بنا نما كه آن جز كافر منهدم نمى كند، آنگاه آنجا را خانه اى بنا كـن ، زمـانـيـكـه دسـت بـه چـنـيـن عـمـلى يـازيـدنـد، مـدت سـه سال از رفتن به حج منع مى گردند، محصولات كشاورزى آنان دستخوش حريق مى گردد و خـداونـد سـبـحـان مـردى از كوه نشينان را بر آنان مسلط مى گرداند وارد هر شهرى كه مى شـود آن را نـابـود مـى كند و اهالى آنجا را بهلاكت مى رساند و ديگر بار نيز به سوى آنـان بـاز مـى گردد و پس از آن دچار 3 سال قحطى و گرانى طاقت فرسائى مى گردد بـار ديـگـر نيز آنها را رها نمى كند و بر مى گردد، بعد از آن وارد كوفه مى شود و هر چه سرپا باشد چه درخت و عمارت و چه انسان همه را با خشم از بين مى برد و مردم آن جا را قتل عام مى كند همه اين حوادث زمانى است كه بصره آباد گردد و در آن مسجد جامعى بنا شـود كـه در ايـن هـنـگـام زمـان نـابـودى بـصـره خـواهـد بـود سـپـس داخـل شـهـرى مـى شـود بـنـام واسـط كه توسط حجاج بنا شده است در اين شهر نيز مانند سـايـر جـاهـا عـمـل خواهد نمود و بعد از آن متوجه بغداد مى شود و با عفو و گذشت وارد آن شهر مى گردد پس از آن مردم به شهر كوفه پناه مى برند، منطقه اى از كوفه نيست كه ماجرا بر آن پوشيده باشد، آنگاه اين مرد با شخصى كه وى را وارد بغداد نموده است جهت نـبـش قـبـر مـن از شـهـر خارج خواهند شد كه سفيانى با آنها روبرو شده و پس از شكستى سـخـت آنـان را بـقـتـل مـى رسـانـد و سـپـاهـى را بـه سـوى كـوفـه گـسـيـل مـى دارد كه عده اى از اهالى آنجا را به بردگى مى گيرند، در اين هنگام مردى از كـوفـه رسـيـده و آنان را در حصارى ، جاى و پناه مى دهد كه هر كسى بدان مكان پناه آورد مـصـون مـى مـانـد. لشـكـريـان سفيانى وارد شهر كوفه گشته هر كس را كه بخوانند مى كـشـنـد، بـگونه اى كه اگر شخصى از اين لشكريان از كنار قطعه گوهرى بزرگ كه روى زمين افتاده باشد، بگذرد، متعرض آن نخواهد شد، اما اگر كودك خردسالى را ببينند دنـبال نموده و او را مى كشند، اى حباب در اين هنگام بعد از اين ماجراها، چه دور است ! بايد در انـتـظار مسائل بزرگ و مهم و فتنه و آشوبهايى مانند پاره شب تاريك بود، اين حباب آنچه به تو مى گويم بخاطر بسپار)
البـتـه در عـبـارتهاى اين روايت مقدارى آشفتگى بنظر مى رسد و مرحوم مجلسى هم بعد از نـقـل ايـن روايـت فـرمـوده اسـت : ((بـدانكه نسخه روايت مخدوش است و من خبر را آنطور كه يـافـتـم نـقـل نـمـودم )) از ايـن رو سـنـد و مـتـن ايـن روايـت قابل بحث و مناقشه است ، اما بهر حال پيرامون صحت اين حديث هر چه گفته شود، اين خبر حـاكى از وجود دشواريهايى است كه اهل عراق از نظامهاى جابر حاكم برخود و جور و ستم آنـان تـحـمل نموده و رنج مى برند كه در روايات ديگرى كه سند بعضى از آنها صحيح اسـت نـيـز قريب به چنين مضمونى آمده است برخى از حوادث و پيشامدهايى كه در روايات آمـده اسـت ، بـوقـوع پـيـوسـته و يا زمان آن گذشته است مانند خراب شدن مسجد براثا و كـثـرت فـسـاد و تـبـاهـى در بـغـداد و يـا تـسـلط يافتن و بدست گرفتن قدرت ، توسط فرماندهان نظامى به بغداد از مراكز كوه نشين كردستان و يا ايران و غير آن .... و برخى ديـگـر از ايـن نـوع حـوادث ، مـانـنـد جـريـان سفيانى و حوادث مربوط به او هنوز بوقوع نپيوسته است .
مـرحـوم شـيخ مفيد فرموده : ((نشانه هاى قيام حضرت قائم (عليه السلام ) و حوادثى كه قبل از قيام آن بزرگوار بوجود مى آيد در روايات آمده است از جمله خروج سفيانى و كشته شـدن حـسـنـى و اخـتلاف بنى عباس در زمينه پست و مقامهاى دنيوى و خورشيد گرفتگى در نـيـمـه مـاه رمـضـان و گـرفـتـن مـاه در اواخـر آن مـاه بـرخـلاف مـعـمـول و فرو رفتن زمين در بيابان بيداء و فرو رفتنى ديگر در مشرق و مغرب و متوقف شـدن خورشيد از ظهر تا نزديك عصر و طلوع آن از مغرب و كشته شدن نفس زكيه در پشت كوفه (نجف ) همراه هفتاد تن ديگر از صلحاء و ذبح شدن مردى از بنى هاشم در كنار كعبه بـيـن ركـن و مـقـام و خـراب شـدن ديوار مسجد كوفه و روى آوردن درفش هاى سياه از ناحيه خراسان و خروج يمنى و ظاهر شدن مغربى در مصر و بتصرف در آمدن شامات توسط وى و فـرود آمـدن تـركـان در جـزيـره و فـرود آمـدن روميان در رمله و طلوع نمودن ستاره اى از مشرق كه مانند ماه نورافشانى كرده و سپس به گونه اى خم مى شود كه دو طرف آن به يـكـديگر نزديك مى شود و هاله سرخى كه در آسمان آشكار و سپس در تمام نقاط آن پخش مـى گـردد و آتشى كه از طرف مشرق به طرف آسمان بلند شده و سه يا هفت روز در هوا بـاقـى مـى مـانـد و عـنـان گـسستن عرب ها و به تصرف در آوردن سرزمينهاى خود و خارج نـمـودن آن از تـحـت سـلطـه عـجم و كشتن اهل مصر فرمانرواى خويش را و خراب شدن شام و وجـود اختلاف بين طرفداران درفش هاى سه گانه در شام و ورود درفش هاى قيس و اعراب بـه مـصـر و درفـش هـاى كنده به شهر خراسان و ورود سوارانى از غرب كه در نزديكى كـوفـه مـسـتـقـر مـى شـونـد و روى آوردن درفـش هاى سياه از مشرق به همين ناحيه و ايجاد شكافى در فرات بگونه اى كه آب كوچه هاى شهر كوفه را فرا خواهد گرفت و خروج شصت نفر كه هر كدام به دروغ ، ادعاى نبوت مى كنند.
هـم چـنـيـن خـروج دوازده نـفـر ديـگـر از اولاد ابـوطـالب كـه هـر يـك ادعاى امامت مى نمايند و سوزاندن مرد با عظمتى از بنى عباس را بين جلولاو خانقين و ايجاد پلى كه از كـرخ بـه شـهـر سـلام وصـل مـى شـود و بـرخـاسـتـن بـادى سـيـاه در آن مـنـطـقـه كـه در اوائل صـبـح آن روز بـوقـوع مـى پـيـونـدند و زلزله اى كه در اثر آن بخش بزرگى از مـنـطـقـه فـرو مـى رود و تـرس و وحـشـت فـزايـنـده اى كـه اهـل عـراق و بـغداد را فرا مى گيرد و بوجود آمدن مرگ دسته جمعى در بين آنان و كمبود و كـاسـتـى در اموال و جانها و محصولات ، و ظاهر شدن گاه و بيگاه ملخ ها كه به كشتزارها رو آورده و در نـتـيـجـه كـمـبـود مـحـصـولات كـشـاورزى و اخـتلاف دو گروه از عجم كه باعث خـونـريـزى بسيارى در بين آنان خواهد شد و نافرمانى بردگان از صاحبان خود و كشتن اربابان خويش و مسخ شدن عده اى از بدعت گذاران به صورت ميمون و خوك و چيره شدن بـردگـان بـر مـمـالك اربـابـان و صـيـحـه آسـمـانـى كـه هـمـه اهـل زمـين و هر كس به لغت خود آن را مى شنود و تصوير صورت و سينه اى كه در قرص خـورشـيـد بـراى مـردم ظـاهـر مـى شـود و زنـده شـدن مردگانى كه جهت برگشت به دنيا، صورت مى گيرد كه يكديگر را شناخته و ملاقات مى نمايند.
تمام آنچه كه گفته شد با باريدن بيست و چهار باران پشت سر هم خاتمه مى يابد كه زمـيـن مـرده بـواسـطـه اين بارانها زنده و بركاتش هويدا مى گردد و بعد از اين ماجرا هر نـاراحـتـى و مرض جسمى از پويندگان حق و پيروان راستين حضرت مهدى (عليه السلام ) رخـت بـر مى بندد و طبق گفته روايات در اين بحبوحه است كه ياران آن حضرت از ماجراى ظهور آن بزرگوار از شهر مكه ، آگاه شده و جهت يارى وى متوجه آن حضرت مى شوند.
برخى از اين حوادث كه ذكر شد حتمى و برخى ديگر داراى شرائطى است و خداى سبحان بـه چـگـونـگـى آنـهـا آگـاه تر است و ما اين حوادث را به گونه اى كه در كتب تاريخ و روايات بوده ذكر نموديم و از خداى بزرگ يارى مى طلبيم .))
آنـچـه را كه مرحوم شيخ مفيد ذكر فرموده ، خلاصه اى از نشانه ها و علامات دور و نزديك ظـهـور اسـت و مـقـصـود او در اتـفـاق افـتـادن اين حوادث پشت سر هم بطور زنجيره اى به نـحـويـكـه بـرشمرده اند نيست ، چون برخى از اين پيشامدها مانند كشته شدن نفس زكيه و سر بريدن مرد هاشمى بين ركن و مقام ، فاصله اى بيش از دو هفته با ظهور حضرت ندارد بـلكـه در حـقيقت جزئى از نهضت ظهور آن بزرگوار است ، چه اينكه وى فرستاده حضرت مـهـدى (عـليـه السـلام ) مـى بـاشـد بـعـضـى ديـگر از نشانه ها قرنهاى زيادى با ظهور حضرت فاصله دارد مانند اختلاف بنى عباس بين خودشان و ظاهر شدن مغربى و بتصرف در آوردن شامات در حركت و جنبش فاطميان .
و مـراد مـرحـوم مـفـيد از حتمى بودن برخى حوادث و پيشامدهاى شمرده شده و مشروط بودن دسـتـه اى ديـگـر از آنـهـا ايـن اسـت كـه بـخـشى از اين نشانه ها حتما بوقوع مى پيوندد، همچنانكه در خصوص بعضى از اين علامات ، در اخبار، تصريح به حتمى بودن آنها شده اسـت مـانـند سفيانى و يمنى و كشته شدن نفس زكيه و صيحه آسمانى و فرو رفتن لشكر سـفـيـانـى و غـيـر آن ....و بخش ديگرى از اين حوادث مشروط به پيشامدهاى ديگرى در علم خـداى سـبـحـان و تـقـديـر اوسـت زيرا كه هم اوست كه به گذشته و آينده و نسبت به اين حوادث و غير آن ، داناست .
ظـاهـرا مـنـظور از حسنى ، نفس زكيه در مكه است و يا جوانى كه نزديك ظهور حضرت مهدى (عـليـه السـلام ) در شـهـر مـديـنـه بـه دسـت لشـكـريـان سفيانى كشته خواهد شد گرچه احـتـمـال دارد او سيدى حسنى و رهبر حركت اسلامى عراق باشد چه اينكه در برخى روايات هم عبارت ((و تحرك الحسنى )) وارد شده است .
امـا كـشـتـه شـدن نفس زكيه همراه هفتاد تن از صلحاء، بعيد نيست كه بر شهيد عاليمقام آية الله سـيـد مـحـمـد بـاقـر صد (قدس سره ) و گروهى از علماى برجسته و مؤ منينى كه با ايـشـان بـه شهادت رسيده اند و تعداد آنان به هفتاد نفر مى رسد، منطبق شود. و مقصود از پشت كوفه كه در عبارت حديث آمده نجف مى باشد كه در روايات نيز با عنوان نجف كوفه يـعـنـى ارتـفـاعات و كوههاى آن شهر ناميده شده است و از اين رو آن را غرى و يا غريين مى نامند كه اين نام دو ستون يادبودى است كه نعمان بن منذر پادشاه حيره در آنجا بنا نموده و آنها را با رنگ سفيد نقاشى نموده اند. البته به شهادت رسيدن آنها لازم نيست كه دقيقا در پـشـت كـوفه اتفاق بيفتد و شايد اصل جمله ((و كشته شدن نفس زكيه در پشت كوفه )) يـعنى او (نفس زكيه ) از اهالى نجف و ساكن آنجاست ، اما هفتاد نفرى كه با وى بشهادت مـى رسـنـد نـه حديث مربوط به آنان و نه كلام مرحوم شيخ مفيد دلالت ندارد كه آنان نيز اهـل نـجـف بـاشـنـد، بـلكـه آنـهـا بـه هـمـراه نـفـس زكـيـه كـه او اهل نجف است به شهادت مى رسند.
روايـات ديـگرى كه پيرامون سواران مغربى كه در نزديكى كوفه مستقر مى شوند وارد شده ، بيانگر اين معناست كه اين ماجرا در زمان سفيانى و يا نزديك آن واقع خواهد شد.
امـا آنـچـه كـه در كـلام مـرحـوم شيخ مفيد ((و وارد شدن سوارانى از ناحيه غرب كه تا در نـزديـكـى كوفه مستقر شوند)) قابل توجه مى باشد اين است كه خود اين كلام راهگشاى دقـت و امـعـان نـظـر در روايـت اسـت كـه آيـا لفـظ روايـت غرب است يا مغرب و بيانگر اين احـتـمـال اسـت كه آنها نيروهاى غربى هستند كه جهت يارى نمودن سفيانى و روياروئى با يـاوران درفـش هاى سياه وارد عراق شده و يا قبل از سفيانى در آنجا بسر مى برند بلكه شـايـسـتـه اسـت در روايـاتـى كـه نـام لشـكـر مـغـرب و اهـل مـغـرب آمـده اسـت تـحـقيق و بررسى شود چه اينكه با مراجعه به نسخه هاى خطى كتب حـديـث كـلمـه اصـلى همان لشكر غرب و اهل غرب است و مراد از درفش هاى مشرق زمين درفش هـاى سـپـاه خـراسـانـيـان اسـت كـه در مـعـيت نيروهاى يمنى جهت مقابله و سركوبى نيروهاى سفيانى كه بدآنجا لشكركشى نموده وارد عراق مى شوند.
امـام شـكـافـتـه شـدن نـهـر فـرات و جـارى شـدن آن در شـهـر كـوفـه در هـمـان سـال ظـهـور اتـفاق مى افتد آنگونه كه در احاديث و از جمله در روايتى از امام صادق عليه السـلام وارد شـده كه حضرت فرمودند: ((سال فتح و پيروزى فرات شكافته مى شود به گونه اى كه آب وارد كوچه هاى شهر كوفه مى گردد))
از طـرفـى گـواهـى كـلام مـرحـوم شـيـخ مـفـيـد بـر ايـن مـعـنا كه اين نشانه ها و علامات در اصول روايات ثابت شده است ارزش و اهميت والايى را به اين دسته از روايات مى بخشد، بـلكـه مـى تـوان گـفـت آنـچـه را كـه او صـحـيـح بـدانـد در صـحـت آن شـكـى نـيـسـت بـه دليـل دقـت و مـقـام بـرجسته او و اينكه نسبت به منابع روايات دوران تابعين و امامان عليه السـلام نـزديـكـتـر بـوده اسـت ، چـه ايـنـكـه آن بـزرگـوار در سال 413 هجرى رحلت نموده است .
امـا روايـاتـى كـه دلالت بـر بـپـا شـدن نـظـام اسـلامـى در عـراق قـبـل از سـفـيـانـى دارد، عـمـده آنـهـا روايـاتـى اسـت كـه دال بـر پيروزى ايرانيان مهياگر مقدمات ظهور در نبرد آنان با فرمانروايان ستم پيشه عـراق مـى بـاشـد، مـانـنـد روايـتـى كـه از امـام بـاقـر عـليـه السـلام نقل شده كه فرمود:
((گـوئيا مى بينم گروهى از مشرق زمين خروج نموده حق خود را از مخالفان مى جويند امـا حقوق آنان را اداء نمى كنند ديگر بار طلب حق مى نمايند باز هم حقوقشان استيفاء نمى شود كه در اين مرحله شمشير بر دوش نهاده و مقاوم مى ايستند با مشاهده اين وضع از ناحيه مـخـالفـين خواسته هاى قبلى آنان در آستانه عمل قرار مى گيرد كه اين بار خودشان نمى پذيرند تا قيام نمايند و آنان درفش هدايت را جز به صاحب شما نمى سپارند، كشته هاى آنان شهيدند و اگر من آن زمان را درك مى كردم خويش را براى يارى صاحب آن امر نگه مى داشتم ))
همچنين اين روايت كه :
((درفـش هـايـى سـيـاه از خـراسـان بـرون مـى آيـد كـه هـيـچ چـيـز قـادر بـر شـكست و برگرداندن آنها نيست تا اينكه در بيت المقدس به اهتزاز در آيند))
و روايـت مـسـتـفـيـضـى كـه از طـريـق شيعه و سنى و بعضى صاحبان صحاح از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود:
((مـردمـى از مـشـرق زمين خروج مى نمايند كه مقدمات حكومت و سلطنت حضرت مهدى عليه السلام را فراهم مى نمايند))
بهر حال اين روايت و امثال آن اگر چه صريحا دلالت بر بپا شدن حكومت اسلامى در عراق قـبـل از ظـهـور حـضـرت ندارد امام بر پيروزى دو مرحله اى ايرانيان چنانكه در جاى خودش خـواهـيـم گـفـت ، دلالت دارد آنـچـه بـهـتر بنظر مى رسد اين است كه هدف ايرانيان در به سقوط كشاندن حكومت جباران در عراق و ايجاد حكومت اسلامى در آنجا تحقق مى يابد.
در روايـات مـتـفـرقـه ديـگرى نيز قضيه ورود ايرانيان به عراق و شهرهاى بزرگ آن از طـريـق خـانـقـيـن و بـصـره و مـنـع حـكومت ستمگران در آنجا آمده است اما آن روايات يا مرسله اسـت و يـا سند آنها ضعيف است مانند روايت براثا كه قبلا گذشت و روايت خطبة البيان كه مى گويد:
((آگـاه بـاشـيـد واى بـر بـغداد از اهل رى از مرگ و مير و كشتار و ترس و وحشتى كه اهـل عـراق را فـرا مـى گـيـرد زمـانى كه شمشير در بين آنان گذارده شود آن قدر كه اراده خداست كشته مى شود.. و در اين هنگام عجم بر عرب خروج نموده و بصره را بتصرف خود در مى آورند))
هـم چـنـيـن روايـت مـيـرلوحى از امام صادق عليه السلام نيز ارتباط با روايت قبلى دارد كه فرمود:
((سـپـس بـيـن سـران ارتـش عـرب و عجم دشمنى و اختلاف پيش مى آيد و اين اختلافات هـمـچـنـان ادامـه داشـتـه تـا امـارت و فـرمـانـروائى بـمـردى از ذريـه ابـوسـفـيـان مـى رسد))
روايـت ((تـحرك الحسنى )) نيز وارد شده كه با شواهد و قرينه ها چنين از آن استفاده مى شود كه وى در عراق بسر برده و بعد از به حكومت رسيدن كشته خواهد شد.
در مـقـابـل روايـاتى كه از آنها بر پائى حكومت اسلامى استفاده مى شود دسته ديگرى از روايات است كه از آنها بر مى آيد حكومت ستمگران در عراق همچنان تا ظهور حضرت مهدى عـليـه السـلام ادامـه خـواهـد داشـت زيـرا از امـام صـدق عـليـه السـلام نقل شده كه فرمودند:
((زمـانى كه ديوار عقب مسجد كوفه كه به خانه عبدالله بن مسعود مى رسد خراب مى شـود آن زمـان پايان سلطنت (خاندان فلان ) است كه بعد از آن حضرت قائم عليه السلام ظهور مى فرمايد))
و روايـتـى كـه در كـتـاب غـيـبـت طـوسـى آمـده اسـت ((خـراب كـنـنده ديوار آن را ترميم نمى كـنـد)) به اين معناست كه كسى كه ديوار مسجد را خراب نموده است يا كشته مى شـود و يـا قـبـل از ايـنـكـه بـه نـوسـازى و مرمت آن بپردازد از آنجا مى رود البته جريان تـخـريب ديوار مسجد صرفا جنبه نظامى داشته كه فرمانرواى آن شهر براى سركوبى حـركت معارضى كه مخالفان مبارز، به مسجد پناه برده و متحصن مى شوند، آن را تخريب مى كند.
گـاهى همين معنا از روايت مربوط به كشتار وحشيانه اى كه در كنار مسجد كوفه اتفاق مى افـتـد نـيـز اسـتـفـاده مـى شـود كـه ابـوبـصـيـر آن را از امـام صـادق عـليـه السـلام نقل كرده كه حضرت فرمود:
((بـراى فـرزندان فلان كنار مسجد شما (يعنى مسجد كوفه ) در روزى معين معركه اى رخ مـى دهـد كـه در آن درگـيـرى ، از دروازه فيل تا اصحاب صابون (محله اى در كوفه ) چهار هزار نفر كشته خواهد شد))
و در روايتى ديگر آمده است كه :
((مـلك و سـلطـنـت آنـان از بـيـن نـخـواهـد رفـت تـا مـردم را روز جـمـعـه در كـوفـه قتل عام نمايند گوئيا حد فاصل بين مسجد و اصحاب صابون سرهايى را مى بينم كه از بدن جدا مى شود))
همچنانكه قريب به همين مضمون از رواياتى كه در خصوص لشكركشى سفيانى به عراق وارد شـده است نيز استفاده مى شود كه در برخى زا آنها اشاره شده به اينكه سفيانى با حكومت ضعيفى كه غير اسلامى بلكه مخالف اسلام و دشمن امام مهدى عليه السلام مى باشد مـبـارزه مـى كـنـد، چـنـانـكـه در روايـتـى هـم كـه از بـحـار در زمـيـنـه حـركـت سـفـيـانـى نقل كرديم آمده است :
((و فـرمـانـرواى مردم در آن روز جبار و ستمگرى لجوج است كه كاهن و جادوگر ناميده مى شود))
امـا بـر فـرض صـحـت ايـن روايـات چـنـيـن اخـبـارى بـا احـاديـث اولى كـه دال بـر پـيـاده شـدن حـكـومت اسلامى در عراق قبل از ظهور حضرت مهدى عليه السلام بود مـنـافـاتـى ندارد زيرا اين روايات از مرحله اى سخن مى گويد كه پيوند آن به ظهور آن حـضـرت مـعـلوم نـبـوده و يـا مـرحـله بـسـيـار كـوتـاهـى اسـت كـه متصل به ظهور ايشان است ، بهر ترتيب بعد از پيروزى زمينه سازان ظهور حكومت و نظام اسـلامـى ايجاد مى شود و تا زمانيكه اراده خداوند تعلق بگيرد ادامه خواهد داشت ، سپس در اثـر انـحـراف از آن در هـمـان سـال ظـهـور و يـا انـدكـى قبل از ظهور حكومت به كام جباران گشته و ديگر بار چيره مى شوند و الله العالم .
منبع:عصرظهور علی کورانی
به این مطلب امتیاز بدهید:
موضوعات مرتبط با این مطلب : عراق و نقش آن در دوران ظهور
دومینوی حوادث خاورمیانه – بخصوص در سوریه – یک به یک شکل گرفته و حرکت آن شروع شده است ؛ این تغییر و تحولات ، حاوی چه پیامها و نکته هایی است ؟ آیا سوریه و بخشی از مردم آن تشنه خروج سفیانی هستند؟آیا این حوادث همان حوادث نزدیک ظهور است یا ممکن است این حادثه نیز بدون هیچ ارتباطی با علایم مورد نظر روایات رخ دهد و هیچ اتفاقی نیفتد؟ اگر این اتفاقات رخ دهد و حوادث سوریه منجر به رویدادهای آخرالزمانی گردد ؛ وظیفه ما چیست ؟ ایا به ظهور نزدیک شده ایم یا ده ها و صدها سال دیگر نیز باید منتظر بمانیم ؟! در این نوشتار سیر رویدادهای آخرالزمانی سوریه را بررسی می کنیم و بدون هیچ تطبیق و قضاوتی ،در انتظار تغییرات و تحولات مورد نظر ، این حوادث را به نظاره می نشینیم.
1. اتفاقات و حوادث سوریه را شاید بتوان مهم ترین ، تاثیر گذار ترین و متوقع ترین رویدادهای آخرالزمانی دانست. جرقه آخرالزمان و پایان تاریخ سیاه ، از سوریه زده می شود و آتش آن به سرعت شرق و غرب و شمال و جنوب را در می نوردد و خبر بزرگ آغاز عصر جدید اعلام می شود. خاورمیانه و حضور کشورهایی چون ایران ، عراق ، سوریه ، حجاز ، اردن ، مصر، ترکیه و فلسطین در آن ، در طول تاریخ منشا حوادث و تحولات مهمی در دنیا بوده و مرکز بیشتر حوادث آخرالزمانی نیز خواهد بود. مهم ترین این حوادث خروج سفیانی از سوریه است. براساس نصوص معتبر ، نقطه آغازین تحولات منجر به ظهور و شروع یک کشمکش ونزاع بزرگ ، خروج سفیانی از شامات و تسلط او بر سوریه است . مباحث مربوط به رویدادها و حوادث دیگر یا از اتقان برخوردار نیست و یا حول و حوش این حادثه روی خواهد داد . مثلا بیشتر جنگ ها و برخوردهای شدید( و احتمالی ) آینده ، در این موقعیت و محدوده زمانی و مکانی رخ خواهد داد . طبق پاره ای از روایات مردی اموی و از نسل یزید بن معاویة بنی ابی سفیان و از پلیدترین مردم است . نامش ((عثمان بن عنبسه)) است و با خاندان نبوت و امامت و شیعیان دشمنی ویژه ای دارد . سرخ چهره و کبود چشم و آبله رو و بدمنظر و ستمگر و خیانتکار است در شام (سابق که مشتمل بر دمشق و فلسطین و اردن و حمص و قنسرین است) قیام و به سرعت پنچ شهر را تصرف می کند و با سپاهی بزرگ به سوی کوفه در عراق می آید و در شهرهای عراق و یویژه نجف و کوفه جنایات بزرگی مرتکب می شود و سپاهی دیگر به مدینه در عربستان می فرستد سپاه سفیانی در مدینه به قتل و غارت می پردازند و از آنجا به سوی مکه می روند و سپاه سفیانی در بیابانی میان مدینه و مکه به فرمان خدای متعال به زمین فرو می روند آنگاه امام قائم پس از جریاناتی از مکه به مدینه و از مدینه به سوی عراق و کوفه می آید و سفیانی از عراق به شام و دمشق فرار می کند و امام سپاهی را به تعقیب او روانه می فرماید که سرانجام او را در بیت المقدس هلاک کرده و سرش را جدا می سازد.
3. فرجام و نکته پایانی این درگیری های داخلی و کشمکشهای کوبنده و خشن ، غلبه سفیانی و نیروهای او بر دیگر گروه ها و نیرو هاست . البته دو نکته عجیب در اینجا وجود دارد : همه گرو های درگیر نظامی هستند و نزاع آنها مسلحانه و خشونت بار است ( مثل وضعیتی که الان در سوریه حاکم است و بشار اسد و مخالفانش همه از نیروی نظامی و قهرآمیز استفاده می کنند ) . نکته بعدی حضور و دخالت گسترده ترک ها در این درگیری و سلطه موقت آنها بر سوریه است ( همان گونه که الان ترکیه بزرگ ترین حامی گرو های مخالف است و کم مانده که در سوریه دخالت نظامی بکند ) . در هر حال سفياني ابتدا به جنگ با ابقع ميپردازد و پس از آن اصهب را سرکوب ميکند و بر شام استيلا مييابد. چنانکه امام باقر در حديث معتبري فرمود : «اوّلين سرزميني که خراب ميشود، سرزمين شام است. در اين هنگام سه پرچم (لشکر) با يکديگر به نزاع برميخيزند: پرچم اصهب و ابقع و سفياني. سفياني با ابقع مواجه ميشود و با يکديگر ميجنگند. سفياني او و يارانش را ميکشد و پس از آن اصهب را ميکشد».هم چنين در روايتي ديگر آمده است: «هنگامي که کافر در شام به هلاکت برسد، اصهب کافر قيام ميکند وتسخير مرکز (شام) بر او سخت ميشود و طولي نميکشد که او نيز کشته ميشود و حکومت به اتراک ميرسد و در شام گراني پديد آيد و رويدادها پشت سر هم روي ميدهد و در هر قدميجنگ برپا ميشود».
8. مقارنت اين حوادث با اتفاقات جهاني – بخصوص ظهور امام زمان – مهم ترين و روشن ترين امر در اين زمينه است .خروج سفياني، حرکتي سريع و برق آسا بوده و فاصله زماني چنداني با ظهور امام مهدي(ع) ندارد. امام صادق(ع) مدّت زمان خروج او را از ابتدا تا آخر 15 ماه ذکر نموده اند که او 6 ماه آن را به جنگ مي پردازد و هنگامي که مناطق پنج گانه را تصرّف کند؛ دقيقاً 9 ماه و نه يک روز بيشتر حکومت مي کند. برخي روايات دورة حکومت او را به اندازة مدّت بارداري يک زن (يعني 9 ماه) دانسته اند و با توجّه به اين دوره و جنگ ها و فتح هاي او در آن مدّت کوتاه و فرجام او به دست سپاهيان امام زمان(ع)، به اين نتيجه مي رسيم که اين رويدادها بسيار سريع و برق آسا روي مي دهد. در اينجا به اختصار و نه مفصّل به ذکر کارها و اقدامات او مي پردازيم زيرا که روايات صحيحه در مورد جزئيات آن رويدادها اختلاف نظر دارند.در حديث ديگري امام صادق عليهالسلام ميفرمايند: «در آن هنگام سه پرچم در شام به اهتزاز درميآيد که پرچمهاي سفياني، اصهب و ابقع است و مردم شام زير اين سه پرچم نبرد ميکنند». اين حديث به روشني دلالت ميکند که خروج اصهب و ابقع با خروج سفياني همزمان است و طبعاً مقارن ظهورحضرت بقية الله عليهالسلام و از نشانههاي نزديک بودن ظهور خواهد بود. بدون ترديد شورش سفياني از روزي که خروج کرده تا روزي که نام و نشاني از او باقي نباشد، از 14 ماه تجاوز نميکند.
موضوعات مرتبط با این مطلب : عثمان بن عنبثه.سفیانیحوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور:حوادث سوریه به کدام سو؟
حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جریانات و اتفاقات ماه ذی الحجه
بسیارى از روایات از ماه ذیحجه به عنوان ماه خون و خونریزى یاد كردهاند. ابوبصیر ضمن حدیثى طولانى نقل مىكند كه از امام صادق(ع) پرسیدم: ذیحجه چگونه ماهى است؟ فرمودند:
آن ماه خون (خونریزى) است1. حضرت رسول(ص) هم فرمودند:
در ماه ذیحجه حجاج غارت شده و خون به پامىشود2.
در این ماه حوادث مهمى آنگونه كه روایات برشمردهاند رخ مىدهد كه یكى از آنها در زمره علایم حتمى است. وقایع این ماه به قرار زیر است:
1 - كشتارگاه دوم عراق
در روز شادى و عید این ماه كه همان روز عید قربان (دهم ذیحجه) است. سپاهیان پس از كشتارهاى وحشیانهاى كه در بغداد طى 18 شب انجام مىدهند، سفیانى متوجه كوفه یا نجف شده و در آنجا هم كشتارى به راه مىاندازند كه مثل و مانند ندارد.
سفیانى سپاهى 130 هزار نفرى را به سوى كوفه و نجف گسیل مىدارد كه نیروهاى آن در روحا، فاروق و مقام حضرت عیسى(ع) و مریم(س) در قادسیه پیاده مىشوند. به عبارت دیگر این نیروها از جاده بابل به كوفه وارد مىشوند.
روحا منطقهاى است نزدیك فرات كه برخى گفتهاند منظور نهر عیسى(ع) است و فاروق محل جدا شدن جادهها از همدیگر است (چهارراه) كه یكى از این جادهها به سمت قادسیه (دیوانیه) مىرود و دیگرى بابل و بغداد و جاده سوم هم به سوى ذىالكفل و كوفه و نجف مىرود و دیگر جادهها هم از این جاده منشعب مىشود.
30 هزار نفر از سپاه سفیانى كه قصد حمله به نجف دارند به سمت قبر حضرت هود(ع) در نخیله (فضاى روحانى و معنوى وادىالسلام در نجف اشرف) حركت كرده و روز عید قربان از مسیر بابل به كوفه مىرسند و سپس رو به نجف نموده و از این دو شهر 70 هزار دختر جوان را اسیر كرده و سوار بر وسایل نقلیه به سمت شویه كه قبر كمیلبن زیاد و دیگر یاران حضرت على(ع) قرار دارد حركت مىكنند. در این مكان گنبد و بارگاهى عظیم براى كمیل و محلهها و خانههایى در اطراف آن بنا كردهاند. دختران و زنان اسیر شده را به همراه غنایم به دست آمده، در آنجا مىگذارند.
پس از آن كه سپاه سفیانى در كوفه كشتار و اعدامهاى بسیار انجام داده و بسیارى را اسیر مىكند، یاوران خاندان رسولاللَّه(ص) و هر كه را كه گمان برند از این دسته است، مىكشند. سخنگوى این سپاه در شهر جار مىزند كه هر كس سر یكى از شیعیان على را بیاورد هزار درهم جایزه مىگیرد. به دنبال آن همسایه به همسایهاش به دلیل اختلاف مذهبى (در درون اسلام) حمله مىكند و مىگوید این هم از آنهاست گردنش را مىزند و سرش را به فرماندهان سپاه سفیانى مىدهد و از آنها ده هزار درهم را مىگیرد.
نه تنها مقابلههاى كوچك و جنبشهاى ضعیف مردمى كه در كوفه شكل مىگیرد، نمىتوانند آنها را از شر سلطه سفیان خلاص كنند بلكه به خاطر ضعف و ناتوانى زیاد آنها، سفیانى این امكان را مىیابد كه رهبر جنبش را در بین حیره و كوفه بكشد.
ظاهراً پس از ناتوانیهاى پدید آمده در جنبش وى، نیروهایش درهم شكسته و سفیانى قدرت مىیابد كه او را بكشد. مضاف براینكه سفیانى 70 نفر از صالحان را (منظور عالمان بزرگوار دینى است) مىكشد. سر دسته آنها مردى با منزلت است كه او را هم كشته و خاكسترش را در میان جلولاء و خانقین برباد مىدهد و این اعمال را زمانى مرتكب مىشود كه قبل از آن 400 هزار نفر را در كوفه كشته است.
آنگونه كه روایات بیان مىكنند جماعت یا حزبى غیر دینى متشكل از 100 هزار مشرك و منافق تحت فرمان سفیانى سر به شورش برداشته و در این مسیر گام مىنهند تا اینكه به دمشق مىرسند.
پس از كشتارهاى سپاه سفیانى در نجف و شهادت علما و صالحان و مؤمنان و خراب كردن مقبره شریف حضرت على(ع) و اسیر كردن زنان نجف و تاراج اموالشان، جنگ را تا منطقه اصطخر در ایران مىكشاند.
سید خراسانى هم قیام كرده و مؤمنان ایران را خبر كرده و از آنها براى نجات اهل عراق یارى مىطلبد. در پى آن سپاهى پر توان و مستعد جمع مىشوند كه پیشاپیش آنها شعیببن صالح حركت مىكند. در دروازه اصطخر سپاه خراسانى (صاحبان پرچم سیاه) با سپاه سفیانى مقابله مىكند و جنگى عظیم رخ مىدهد. پرچمهاى سیاه پیروز گشته و سپاه سفیانى درهم مىشكند كه این اولین شكست سفیانى پس از آن همه پیروزىهاى پى درپى و سریعش درگذشته است. سید یمنى هم از یمن قیام مىكند (نامش حسن یا حسین است) كه خبر این حوادث به گوش او هم مىرسد و چنین اتفاقات ناراحت كنندهاى او را بیمار مىكند، از این رو خود را به سرعت به كوفه مىرساند، به سپاهیان سید خراسانى برخورد مىكند و بر علیه سپاه سفیانى متحد شده و سلاح خویش را بر آنها نشانه مىروند و با حمله آنها را از نجف بیرون رانده و اسرا و هر آنچه را كه سفیانى و لشكریانش به غنیمت برده بودند به صاحبانشان باز مىگردانند. پس از آن مردم به حضرت مهدى(ع) دل بسته و چشم انتظار دیدارش گشته و به جستوجویش مىپردازند.
روایات شریف ما حوادث كوفه و نجف را به روشنى و صراحت به تصویر مىكشند كه به عنوان مثال به برخى از آنها اشارهاى خواهیم داشت:
اصبغ بن نباته از حضرت على(ع) نقل مىكنند كه فرمودند:
130000 نفر را به سوى كوفه گسیل مىدارد كه در روحا و فاروق پیاده مىشوند. 60000 نفر از آنها به راه مىافتند تا اینكه به محدوده نخیله كه قبر حضرت هود(ع) در آنجاست در كوفه مىرسند. در روز عید به آنها یورش مىبرند. فرمانرواى مردم، ستمگر دشمنى پیشهاى است كه به كاهن و جادوگر مشهور است.
در بخش دیگرى از این حدیث آمده است:
70000 دختر جوانى را كه روسرى و لباسشان (تا آن موقع) برداشته نشده اسیر كرده و آنها با وسایل نقلیه به طویله (غرى) مىبرند. سپس 100000 منافق و مشرك از كوفه خارج مىشوند و بدون آنكه نیروى قدرتمندى مانع حركت آنها بشود، وارد دمشق مىشوند. پرچمهاى نامشخصى از زمین بلند مىشود كه از جنس پنبه، كتان و ابریشم نیست و بر نوك نیزه (پرچم) عنوان «سید اكبر» حك شده است. (این سپاه) را مردى از آل محمد(ع) كه از مشرق نمایان مىشود، رهبرى مىكند. عطر آن همانند بوى مشك خوشبو در مغرب شنیده مىشود و از یك ماه پیش از آن ترس (در میان غربیان) حاكم مىشود تا اینكه به خونخواهى پدران خویش وارد كوفه مىشوند در این زمان كه آنها به این امر مشغولند، سپاهیان یمانى و خراسانى (به آنها) رو مىكنند كه همانند اسبان مسابقهاى آشفته موى كه گرد سفر بر تن نشسته، شمشیر از نیام بر كشیده و راست قامت و پولادین عزم و چونان تیر كمان هستند وقتى یكى از آنها به باطن مردى نگاه مىكند مىگوید از این پس، هیچ خیرى در مجلس ما نیست. بارالها حقیقتاً توبه كردهایم. آنها همان «ابدالى» هستند كه خداوند متعال در كتاب عزیزش آنها را (چنین) توصیف كرده است:
إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ 3
(حقیقتاً خداوند توبه كنندگان و طهارت جویان را دوست دارد)
همانندان آنها هم از آل محمد(ع) هستند4.
جابر جعفى هم در حدیثى طولانى از امام باقر(ع) نقل مىكند:
«سفیانى سپاهى را به كوفه اعزام مىكند كه 70000 نفر هستند. آنها اهل كوفه را به مصایب كشتار، اعدام و اسارت مبتلا مىكنند. در این زمان است كه پرچمهایى از ناحیه خراسان نمایان مىشوند كه منازل را بهسرعت سپرى مىكنند و در میان آنها یكى از اصحاب حضرت مهدى(ع) وجود دارد. پس از آن مردى از موالى ساكن كوفه به همراه جمعى از ضعیفان شورش مىكند كه سپاه سفیانى او را در بین حیره و كوفه مىكشند5.»
امام صادق(ع) هم طى روایتى طولانى مىفرمایند:
«آن واقعه اتفاق نخواهد افتاد، تا اینكه یكى از شورشیان از نسل ابوسفیان سر به طغیان بردارد و به مدت باردارى یك زن؛ یعنى 9 ماه حكومت كند و چنین نخواهد شد تا اینكه یكى از فرزندان »شیخ« قیام كند و او را درون نجف پس از سیرش مىكشند. واللَّه گویى كه نیزهها و شمشیرها و كالاهاى همراه آنها (الآن در مقابلم هستند و) دارم به آنها نگاه مىكنم كه در كنار دیوارى از دیوارهاى نجف در روز دوشنبهاى آنها را نهادهاند و روز چهارشنبه شهید مىشود6.»
اصبغ بن نباته در حدیث بلند دیگرى از امیرالمؤمنین(ع) روایت مىكند كه فرمودند:
«... و حصار كشیدن در اطراف كوفه به وسیله نگهبانى و كندن خندق و از بین بردن سه گوش خانه در بنبستهاى كوفه و تعطیلى مساجد به مدت 40 شب و پیدا شدن هیكل و تكان خوردن سر پرچم در اطراف مسجد اكبر كه قاتل و مقتول هر دو به آتش افكنده مىشوند و كشتار سریع و مرگ ناگهانى و كشته شدن نفس زكیه در پشت كوفه در میان 70 (نفر)7.»
از آن حضرت باز نقل شده كه:
«70 نفر از صالحان (عالمان دینى) كه سر دستهشان مرد با منزلتى است كشته خواهند شد كه او را (سفیانى) مىكشد و خاكسترش را در میان جلولا و خانقین برباد مىسپرد و این پس از آن است كه در كوفه 4000 نفر را كشته است8.»
از امام صادق(ع) هم چنین نقل شده است:
«گوییا (هم عصر) با سفیانى هستم كه بارَش را در میدانهاى شما پهن كرده و سخنگوى او ندا در مىدهد كه هركس سر شیعهاى از شیعیان على را بیاورد، 5000 درهم (جایزه) مىگیرد. پس همسایه به همسایهاش حمله مىكند و مىگوید این از آنهاست. گردنش را مىزند و 1000 درهم (جایزه) را مىگیرد. فرمانروایى شما هم در آن زمان از آن حرامزادگان است. گوییا آن مرد آبله رو را مىبینم. پرسیدند او كیست؟ فرمودند: مردى كه به عنوان یكى از شما و هم عقیده با شما (عرب و مسلمان) وارد صحنه مىشود. او شما را خوب مىشناسد ولى شما او را نمىشناسید پس شما را محاصره كرده و یك یك دستگیر مىكند و نابود مىسازد و او زنازادهاى بیش نیست9.»
حضرت على(ع) هم فرمودند:
«وقتى سپاه سفیانى به سوى كوفه حركت كند، به طلب اهل خراسان گسیل مىشوند كه اهل خراسان هم به جستوجوى حضرت مهدى(ع) قیام كردهاند پس (سفیانى) و هاشمى (سید خراسانى) كه پرچمهاى سیاه را حمل مىكنند با هم رو در رو مىشوند. پیشاپیش آنها شعیب بن صالح در حركت است كه در دروازه اصطخر به سفیانى برمىخورد در میان آنها جنگى شدید درمىگیرد و (صاحبان) پرچمهاى سیاه پیروز مىشوند و سپاه سفیانى متوارى مىشود. پس از آن است كه مردم مشتاق و آرزومند حضرت مهدى(ع) مىشوند و به جستجویش مىپردازند10. »
2 - آشوبهاى منا
احادیث شریف ما از آشوبى كه در میان حاجیان طى مراسم حج رخ خواهد داد خبر مىدهند كه در واقع دنباله اختلافات اهالى حجاز بر سر پادشاهى آن دیار است.
امام صادق(ع) فرمودند:
«مردم با هم حج مىكنند و وقوف در عرفاتشان را هم با همدیگر و بدون امام انجام مىدهند. هنگامى كه در منا هستند فتنه سختى برمىخیزد و همه قبایل برهم مىشورند. «جمره عقبه» از خون رنگین مىشود. مردم وحشتزده گشته و به كعبه پناهنده مىشوند11. »
از این حدیث مىتوان فهمید كه مردم در آن زمان چندان روابط صمیمانهاى با هم ندارند كه بلافاصله پس از انجام مناسك حج و یا حتى پیش از اتمام آنها طى انجام «رمى جمرات در منا» كه بخشى از مناسك حج است، دسته دسته شده و شورشها شكل مىگیرد. حاجیان غارت مىشوند و اموالشان به تاراج مىرود و خودشان هم كشته مىشوند و پردههاى نوامیس مردم دریده مىشود.
سهل بن حوشب از رسول مكرم اسلام(ص) نقل كرده است كه:
«در ماه رمضان صدایى خواهد بود و در ماه شوال درگیرى و در ذىقعده قبایل با هم به جنگ مىپردازند و نشانه آن تاراج (در) حج است. جنگى در منا به پا مىشود و كشتار زیادى طى آن رخ مىدهد و چنان خون به جریان مىافتد كه به جزیره (جمره) مىرسد12. »
عبدالله بن سنان هم از امام صادق(ع) روایت كرده است:
«مردم چنان دچار مرگ و كشتار مىشوند كه به حرم پناه مىبرند پس (از آن) منادى راستگویى ندا در مىدهد كه براى چه جنگ و كشتار به پا كردهاید؟ سرور شما فلانى است13. »
3 - كشته شدن صاحب نفس زكیه (از علایم حتمى ظهور)
پس از وقوع مجموعه همه حوادثى كه تا به حال از آنها یاد كردیم شعاعهاى نورانى آن خورشید تابان بیش از پیش نمایان گشته و حضرت مهدى(ع) فرستادهاى از جانب خویش به مكه اعزام مىكنند كه علاوه بر روشن شدن اوضاع و كسب خبر از آنها مقدمات آن انقلاب مبارك را فراهم كند. جوانمردى هاشمى (محمد بن الحسن كه همان نفس زكیه است)، در بیست و پنجم ماه ذىالحجة پس از قیام خویش وارد مسجدالحرام شده و بین ركن و مقام ایستاده و نامهاى شفاهى از ناحیه حضرت را براى مردم مكه قرائت مىكند كه در این نامه خبرى از توهین و بىاحترامى و تهدید نیست و ضمن آن حضرت از مردم مكه طلب یارى و نصرت مىكنند. بقایاى نظام منحوس حاكم در حجاز جرمى شنیع مرتكب شده و وى را در حالى كه بین ركن و مقام ایستاده، شهید مىكنند كه این جرم عاقبت آنها را مشخص مىكند و معلوم مىسازد كه حضرت 15 روز بعد كه بناست ظهور شریفشان رخ بدهد، باید با آنها چگونه رفتار بكنند.
چنین فاجعه دردناكى در مدینه بر سر پسر عموى نفس زكیه - كه نام خودش محمد و نام خواهر (دوقلویش) فاطمه است - مىآید و هر دو را بر سر در مسجدالنبى(ص) اعدام مىكنند.
امام صادق(ع) فرمودند:
«كشته شدن نفس زكیه از علایم حتمى (ظهور) است14.»
«ابو بصیر هم از امام باقر(ع) ضمن حدیثى بلند روایت كرده است:
حضرت مهدى(ع) به یاران خویش مىفرمایند: اى قوم (همراهان) اهالى مكه مرا نمىخواهند ولى براى آنكه حجت بر آنها تمام شود و خود هم به وظیفهام عمل كرده باشم (یكى از شما را) به سوى آنها مىفرستم. سپس یكى از یارانشان را خوانده و به او مىفرمایند: به سوى اهل مكه برو و بگو: اى اهالى مكه من فرستاده فلانى (حضرت مهدى(ع)) هستم و او براى شما چنین پیغام فرستاده كه ما خاندان رحمت و معدن رسالت و خلافتیم. ما نوادگان حضرت محمد(ص) و سلاله پیامبران هستیم به ما ظلم شده وآزار رساندهاند و ما را سركوب كردهاند. حقمان را تا به امروز به زور از زمان رحلت پیامبر(ص) گرفتهاند. از شما طلب یارى مىكنیم پس یاریمان كنید. وقتى این جوانمرد این پیام را رساند به سوى او مىآیند و مابین ركن و مقام او را كه نفس زكیه است مىكشند (سر مىبرند)15. »
امیرالمؤمنین على(ع) هم فرمودند:
«آیا شما را از انتهاى سلطنت «بنىفلان» باخبر كنم؟ كشتن نفس حرام! در روزى حرام در شهر حرام قسم به آنكه دانه را شكافت و آدمى را آفرید، پس از آن بیش از پانزده روز حكمرانى نخواهند كرد16. »
از امام صادق(ع) هم نقل شده كه فرمودند:
«فاصله قیام حضرت مهدى(ع) و كشته شدن نفس زكیه تنها 15 شب است17. »
زرارة بن اعین هم از آن حضرت روایت كرده است كه:
«حتماً جوانى در مدینه كشته خواهد شد. »
پرسیدم: «آیا سپاهیان سفیانى او را مىكشند؟» فرمودند:
«خیر، ولى او را سپاهیان »بنىفلان« مىكشند. قیام كرده و خارج مىشود تا اینكه به مدینه مىرسد؛ مردم بدون آنكه بدانند چه مىگوید و چه مىخواهد، او رإ؛ مىكشند، و از آنجا كه ناجوانمردانه و از روى ستم او را مىكشند خداوند متعال هم به آنها مهلت نخواهد داد. در این زمان چشم انتظار فرج باشید18. »
امام باقر(ع) هم فرمودند:
«در آن زمان نفس زكیه در مكه كشته مىشود و برادرش را در مدینه هلاك مىكنند19. »
آنكه در مدینه منوره به همراه خواهرش كشته و اعدام مىشود از عموزادگان نفس زكیه است. امام صادق(ع) فرمودند:
«مظلوم در یثرب (مدینه) و پسر عمویش در مكه كشته مىشوند20. »
باز هم تأكید مىكنیم كه نفس زكیهاى كه كشته شدنش از علایم حتمى ظهور است همان «محمدبن الحسن» است كه 15 روز پیش از ظهور حضرت مابین ركن و مقام شربت شهادت را مىنوشد و در روایات با اسامى و القاب مختلفى نظیر: نفس زكیه21 (شخص بىگناه)، مستنصر (طلب كننده نصرت و یارى)22 مرد هاشمى و جوانى از آل محمد(ص)، حسنى23 یاد كردهاند.
پىنوشتها :
1 . بحارالانوار، ج52، ص272؛ بشارةالاسلام، ص142.
2 . منتخبالاثر، ص451؛ یومالخلاص، ص280.
3 . البقره، ص222.
4 . بحارالانوار، ج52، ص274؛ الزامالناصب، ج2، ص120؛ بشارةالاسلام، صص58 و 69.
5 . الغیبة نعمانى، ص187؛ بشارةالاسلام، ص102؛ یومالخلاص، ص637.
6 . بشارةالاسلام، ص155.
7 . بحارالانوار، ج52، ص273؛ بشارةالاسلام، ص67؛ یومالخلاص، ص635.
8 . بحارالانوار، ج52، ص220؛ یومالخلاص، ص635.
9 . الغیبة شیخ طوسى، ص273؛ بشارةالاسلام، ص124؛ یومالخلاص، ص703؛ بیانالائمه(ع)، ج2، ص612.
10. بشارةالاسلام، ص184؛ یومالخلاص، ص651.
11. الممهدون للمهدى(ع)، ص60؛ یومالخلاص، ص570.
12. منتخبالاثر، ص451؛ بشارةالاسلام، ص34؛ یومالخلاص، ص532؛ بیانالائمه(ع)، ج1، ص433 و ج2، ص355.
13. الغیبة نعمانى، ص178.
14. الغیبة نعمانى، ص169؛ بشارةالاسلام، ص119؛ یومالخلاص، ص667.
15. بحارالانوار، ج52، ص307؛ بشارةالاسلام، ص224؛ المهدى(ع) منالمهد الىالظهور، ص368؛ یومالخلاص، ص662؛ بیانالائمه(ع)، ج3، ص20.
16. الغیبة نعمانى، ص173؛ بحارالانوار، ج52، ص234؛ الممهدون للمهدى(ع)، ص61.
17. الارشاد شیخ مفید، ج2، 4ص37؛ الغیبة شیخ طوسى، ص271؛ كمالالدین و تمامالنعة، ص649؛ اعلام الورى، ص427؛ بشارةالاسلام، ص128؛ المهدى(ع) من المهد الى الظهور، ص368.
18. بحارالانوار، ج52، ص147؛ بشارةالاسلام، ص117؛ یومالخلاص، ص666.
19. بشارةالاسلام، ص177؛ یومالخلاص، ص665.
20. بشارةالاسلام، ص187؛ یومالخلاص، ص666.
21. طى داستان حضرت موسى در قرآن كریم (آیه 74 سوره كهف) هم آمده است: آیا نفس زكیهاى (یعنى مبرّا از گناه) را كشتى؟
22. فراموش نكنیم كه او كلامش را با طلب یارى براى حضرت (آل محمد(ص)) و پیروانش آغاز مىكند.
23. جهت اثبات سیادت وى و اینكه از ناحیه امام مجتبى(ع) هستند.
به این مطلب امتیاز بدهید:
موضوعات مرتبط با این مطلب : حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور:حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور
برچسب ها: حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور2
حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور: جریانات و اتفاقات ماه شعبان
به طور كلی دو جریان در این ایام در حال شكل گرفتن است: جریان یاوران حضرت مهدی(ع) (یمانی از یمن و سید خراسانی از ایران) و جریان سفیانی كه بر رقبای خویش «اصهب» و «ابقع» فایق آمده و پس از این پیروزی با رومیان و یهودیان (غرب) هم پیمان گشته است.
در ماه شعبان جریانات از هم جدا شده و مردم هم از كنار یكدیگر پراكنده میشوند و به همین علت است كه در احادیث نشانهها و حوادث دوران ظهور، خاورمیانه همانند میدان مبارزه و جنگهای متعدد و با كشتههای بسیار ترسیم شده است. ساكنان این منطقه هم كه مسلمانان هستند در شرایط گرفتاری و سختی و ناراحتی به سر میبرند كه نتیجه عدم ثبات سیاسی كشورهای منطقه است و به زودی هم آتش جنگ جهانی بزرگی برافروخته خواهد شد.
ابوبصیر نقل میكند كه از امام صادق(ع) درباره ماه رجب پرسیدم. حضرت فرمودند:
«پیش از اسلام (دوران جاهلیت) آن را ـ یعنی ماه رجب را ـ بزرگ میشمردند و در آن جنگ نمیكردند (نام آن را ماه خالی از ندای جنگ نهاده بودند).»
ابو بصیر میگوید:
« پرسیدم شعبان؟»
ـ« امور در آن از هم جدا میشود؛»
ـ «(ماه) رمضان چطور؟»
ـ« ماه خداوند تبارك و تعالی است كه در آن به نام صاحب شما، حضرت مهدی(ع)، و پدرش ندا در دهند.»
ـ «شوال؟»
ـ« در آن مردم پراكنده شوند.»
ـ« ذیالقعده؟»
ـ «در آن مینشینند؛»
ـ «ذیحجة؟»
ـ« آن ماه خون است؛»
ـ «پس محرم (چطور خواهد بود؟)»
ـ «در آن حلال را حرام كرده و حرام را حلال میگردانند. »
ـ« صفر و ربیع(الاول و الثانی)؟ »
ـ «در آن ننگی (مرگ) زشت (وحشتناك) و امری عظیم خواهد بود. »
ـ «جمادی (الاول و الثانی)؟ »
ـ« از ابتدا تا انتهایش فتح و پیروزی است. 1»
ابو حمزه ثمالی از قول امام باقر(ع) نقل كرده كه فرمودند:
«وقتی شنیدید كه مردم شام دچار اختلاف شدهاند، از آنجا فرار كنید كه فتنه و كشتار به جانش افتاده است.»
گفتم به كجا فرار كنیم؟ فرمودند:
«مكه بهترین جایی است كه مردم بدانجا بگریزند. 2»
در روایتی كه در روضة الكافی آمده و این رویدادها را توصیف كرده و مردم را متوجه وظایفشان در آن زمان و شرایط میكند آمده است:
«وقتی ماه رجب شد با نام خداوند متعال روی كنید و اگر دوست داشتید كه تا شعبان به تأخیر بیندازید، ضرر نمیبینید و اگر دوست داشتید كه در میان اقوام و خویشانتان پناه بگیرید (روزه بگیرید) شاید برای شما بهتر (محكمتر) باشد سفیانی هم به عنوان یك نشانه برای شما كافی است. 3»
در این حدیث اجازه داده شده است كه شتاب كردن در مسافرت تا پایان ماه رمضان به تأخیر انداخته شود. و امام باقر(ع) برای راهنمایی كردن شیعیان خویش در قسمتی از آن حدیثی طولانی چنین فرمودهاند:
«سفیانی برای شكنجه كردن دشمنان شما كافیست و او از جمله نشانههایی برای شماست (برای فهم نزدیكی ظهور). علیرغم اینكه این فاسق شورش كرده شما یك یا دو ماه پس از خروج او از جای خود تكان نخورید؛ ناراحتی به شما نخواهد رسید تا اینكه جمع زیادی از غیر شما (غیر شیعیان) را بكشد (اشاره به معركه قرقیسیاست).»
برخی از اصحاب گفتند: با عیال (زن و فرزند) خود در آن زمان چه كنیم؟ فرمودند:
«مردان خویش را از سفیانی پنهان كنید؛ چرا كه او كینه و حرص شیعیان را به دل دارد ولی زنان انشاءالله ناراحتی به آنها نخواهد رسید.»
پرسیدند: «پس مردان به كدام سو خارج شوند و از دست او به كجا فرار كنند؟» فرمودند:
«در مدینه چه میتوانید بكنید در حالی كه سپاهیان آن فاسق بدانجا روی میكنند. ولی شما به مكه بروید كه محل اجتماع شما آنجاست و فتنة او به مدت حمل یك زن یعنی 9 ماه طول میكشد و انشاءالله بیش از این اجازه نخواهد یافت. 4»
پینوشتها :
1- بحارالانوار، ج52، ص272؛ بشارةالاسلام، ص142؛ بیانالائمه(ع)، ج2، ص686.
2- بحارالانوار، ج52، ص271؛ السفیانی، فقیه، ص123.
3- بحارالانوار، ج52، ص302؛ السفیانی، ص122.
4- الغیبة، نعمانی، ص203؛ السفیانی، ص122.
به این مطلب امتیاز بدهید:
موضوعات مرتبط با این مطلب : حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور:حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور
برچسب ها: حوادث شش ماه پایانی منتهی به ظهور
به نظر می رسد یهودیان در حال زمینه سازی اتّحاد روسیه و امریکا برای حمله به ایران اند؛ همان حادثه ای که در روایات اسلامی از آن به «شوراندن ترک و روم دیگران را علیه مسلمانان» تعبیر شده است. ماجرا از این قرار است که در سال پیش از قیام امام مهدی(علیه السلام)، امریکا و روسیه، برای کسب منافع مشترک و حفاظت از اسرائیل، با یکدیگر متّحد شده و از منطقۀ ارمنستان و آذربایجان، نیروهایی را بسیج می کنند و با ایران درگیر نبردی سخت و ویرانگر می شوند. جالب توجّه آن است که این نیروهای ترک تبار سرانجام به داخل عراق می روند و در آنجا با نیروهای غربی می جنگند و همگی نابود می شوند. کسینجر، سیاستمدار کهنه کار یهودی، اخیراً سخنانی گفته است که به تعبیر اهل سیاست، بند را به آب داده است و اشاره به حوادثی کرده است که در متون زردشتیان و روایات اسلامی پیشگویی شده اند و در آینده ای نه چندان دور شاهد وقوع آنها خواهیم بود. اینک به گزارش زیر، به نقل از سایت «تابناک»، توجّه کنید:
کسینجر: آمریکا با روسیه علیه ایران متحد شود!
سرویس بین الملل تابناک: وزیر امور خارجه اسبق امریکا در گفتگو با "الشرق الاوسط" گفت: آمریکا برای مقابله با ایران دو راه دارد: اوّل اینکه با روسیه در زمینۀ دفاع از خود علیه ایران به توافق برسد و دوم اینکه سیستمهای موشکی متعدّدی را در اختیار بگیرد که نقش بازدارنده داشته باشد و حملات احتمالی از سوی غیر ایرانیها را کنترل و دفع کند.
به گزارش "تابناک"، کسینجر از مخالفت روسیه برای احداث پایگاههای موشکی آمریکا در اروپای شرقی پرده برداشت و افزود: تنها راه باقیماندۀ موشکی همکاری های واشنگتن - مسکو علیه ایران است.
چهرۀ مرموز آمریکا، در باره نقش آینده چین در منطقه و جهان، گفت: باید همپای چین حرکت کنیم.
و در پاسخ این سؤال که امکان همراهی چین با آمریکا برای اعمال تحریمها علیه ایران چگونه پیش بینی می شود، گفت: در هفته های اخیر چراغ سبز از پکن دریافت کرده ایم و امیدواریم چین نیز به این باور برسد که جنگ افزار هسته ای برای تمامیّت جهان خطر دارد و نهایتاً دست از حمایتهای همه جانبه از ایران بکشد.
پیشگویی اوضاع ایران
در جدیدترین پیشگویی که بر گرفته از سخنان یکی از دانشمندان جفر و نجوم می باشد و نگارنده آن را تکمیل و همانند نوسترادموس، به صورتی رمزگونه درآورده و در قالب شعر نو ریخته است، می خوانیم:
در ایران بوی خیانت و زوال به مشام می رسد.
ستارۀ بخت مردسفیدپوش در حال غروب است.
شخصی به سرنوشت پدرش دچار خواهد شد.
مرد قدرتمند می خواهد عصای شهریاری را به پسرش بسپارد.
این پیشگویی نگارنده نیز برگرفته از روایات اسلامی بوده و با نگاهی عمیق به وضعیّت کنونی و آیندۀ ایران سروده شده است:
در ایران اختلاف، فقر و فساد رو به فزونی می نهد.
یک گروه از قدرت برکنار و دوگروه با یکدیگر درگیر می شوند.
به ناگاه خشکسالی، سیل، قحطی و جنگ از راه می رسد.
در این هنگام، توده ها از کردۀ خویش پشیمان خواهند شد.
(6/4/1389)
بر اساس پیش بینی پیشگویی ایرانی ساکن هندوستان، از خرداد ١٣٩١ به بعد تحوّلاتی در ایران رخ می دهد که ایرانیها دیگر روی ..... را نخواهند دید.
طبق پیش بینی پیشگویی ایرانی، در سال ١٣٩٢ هـ.ش حوادث مهمّی در ایران روی خواهد داد.
در ایران مشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر اثر محاصرۀ قدرتهای خارجی و سوء مدیرِیّت داخلی، افزایش می یابد و یک گروه انقلابی از قدرت بر کنار و دو گروه قدرتمند انقلابی با یکدیگر در گیر می شوند.
حکومت روحانیّون در ایران تا سال پیش از قیام امام مهدی(علیه السلام) ادامه می یابد و مخالفین سیاسی انقلاب ایران که بسیاری از آنان در خارج از کشور به سر می برند و رؤیای حکومت بر این کشور را در سر می پرورانند، هیچ گاه به آرزوی خود دست نمی یابند.
اسرائیل به طور مستقیم وارد جنگ با ایران نمی شود.
غربیها به دلیل صبور بودن، حماقت و تصرّف خدای متعالی در اراده شان، حمله به ایران را تا سال ظهور به تأخیر می اندازند.
یهودیان فتنه گر روسیه و یا گروهی شورشی از ترکها را به جنگ با ایران تشویق می کنند و این حادثه در سال ظهور رخ می دهد.
(19/9/1389)
برخی حوادث پیش روی جهان (جدید)
فساد و تباهی در طبیعت و بین مردم جهان روز به روز زیاد می شود.
حاکمان به ملّتها وعده های دروغ می دهند و ملّتها رفته رفته دست از حمایت آنان برمی دارند.
اختلاف میان گروهها، ملّتها و دولتها رو به فزونی می نهد.
مشکلات اقتصادی، به ویژه گرانی، در سراسر جهان روز به روز افزایش می یابد.
خشم شدید خداوند بر ملّتهای گناهکار معاصر، با بروز توفانها، بارانهای سیل آسا و زلزله های ویرانگر، به طور کامل آشکار خواهد شد و بلاهای طبیعی پس از توفان خورشیدی در سال 2012 رو به فزونی می نهند.
ایرانیان در سال ظهور درگیر جنگی شدید با برخی دولتهای شرقی و غربی می گردند.
کشور چین وارد جنگهای محدود منطقه ای می شود و بر اثر بلاهای طبیعی، به ویژه توفان شن، آسیبهایی جدّی می بیند و حکومت آن رو به ضعف می نهد.
روسیه و امریکا درگیر جنگ جهانی می شوند و قدرتشان رو به افول می نهد.
در پی جنگ جهانی، حسینی خراسانی در خراسان و حسینی یمانی در یمن و سفیانی شامی در شام قیام می کنند.
در ماه رمضان سال ظهور، ستاره ای دنباله دار به مدّت هفت روز بر زمینیان نورافشانی می کند و شهاب سنگی بزرگ از آن جدا و در مشرق زمین سقوط می کند که این حادثه با صدایی مهیب همراه خواهد بود و در پی آن، عدّۀ زیادی از مردم آسیب خواهند.
در شب 23 رمضان سال ظهور، جهانیان نام امام مهدی(علیه السلام) را از آسمان خواهند شنید و در پی این حادثه، برخی از مؤمنان در بعضی مناطق جهان موفّق به زیارت امام مهدی(علیه السلام) خواهند شد.
(19/9/1389)
در مصر شورشهای مردمی ایجاد می گردد و حاکم این کشور کشته می شود و یکی از فرماندهان نظامی قدرت را به دست می گیرد و در همان زمان، در ایران تحوّلات مهمّی رخ می دهد.
گرانی قیمت ها
از جمله نشانه های مهمّ نزدیک شدن ظهور امام مهدی(علیه السلام) گران شدن نرخ کالاها، به ویژه موادّ غذایی، است که بر اثر آن بسیاری از مردم کم درآمد دچار گرسنگی می شوند.
مفضّل بن عمر میگوید:
از امام صادق(علیهالسّلام) در بارۀ گفتار خدای عزّ و جلّ [و لنذیقنّهم
من االعذاب الأدنی دون العذاب الأکبر، لعلّهم یرجعون] (1) پرسیدم، فرمود:
عذاب سبکتر گرانی نرخ، و عذاب سختتر مهدی با شمشیر است(2) .
چنان که میدانید، امام مهدی(علیهالسّلام) و شمشیرش برای نافرمانان عذاب، و برای مؤمنان رحمت است.
کَعْب بن حارث از کاهنی(3)به نام «سَطیح» نقل کرده است:
. . . . در آن هنگام . . . قیمتها در همه جا افزایش مییابند . . .(4).
بالارفتن قیمتها و افزایش تورّم، اکنون به صورت مشکلی جهانی درآمده است و کارشناسان اقتصادی و زمامداران از چارهجویی آن ناتوان گشتهاند(5).
با افزایش قیمتها، از قدرت خرید مردم کاسته میشود و آنان که درآمد کمتری دارند، از دسترس آسان به نیازمندیهای ضروری زندگی، بهویژه موادّ غذایی، باز میمانند و دچار گرسنگی میشوند.
امام صادق(علیهالسّلام) در این باره میفرماید:
. . . . گرسنگی به خاطر گرانی قیمتها . . .(6).
رسول خدا(صلّیاللهعلیهوآله) نیز به بالارفتن هزینههای ازدواج و افزایش قیمت خودرو که هر دو از نیازمندیهای ضروری زندگیاند، اشاره فرموده است:
زمان ظهور فرا نمیرسد . . . مگر آنکه اسبان و زنان گران شوند.
سپس ارزان میگردند و تا روز رستاخیز گران نخواهند شد(7).
گفتنی است، گرچه گرانی قیمتها از ستمگری حاکمان، ثروتاندوزی تاجران، مدیریتهای نادرست اقتصادی و کاهش محصولات دامی و کشاورزی ناشی میشود، نتیجۀ قهری کارهای ناشایست و اثر وضعی گناهان مردم در دورۀ آخرالزّمان نیز هست.
همچنین شایستۀ یادآوری است، در سالهای نزدیک به ظهور امام مهدی(علیه السلام)، بر اثر وقوع برخی جنگها، خصوصاً در منطقۀ حسّاس خاورمیانه، و بروز هرج و مرج و ناامنی در جهان، قیمت نفت ـ راهبردیترین کالای تجاری عصر حاضر ـ به گرانترین حدّ خود، طیّ تاریخ کشف، استخراج و خرید و فروش این مادّه، میرسد و در پیِ آن، بهای دیگر کالاها نیز رو به افزایش مینهد و بدین سان، سایۀ شوم گرانی بر اقتصاد جهان میافتد.
------------------------------------------------
1. و البتّه ایشان (نافرمانان) را پیش از عذاب سختتر، از عذاب سبکتر میچشانیم، تا شاید باز گردند (قرآن کریم، سورۀ سجده، آیۀ 21).
2. بحارالأنوار، ج 51، ص 59، ح 55.
3.کاهِن: پیشگو؛ کسی که از برخی علوم سرّی و امور غیبی آگاه است.
4. بحارالأنوار، ج 51، ص 163.
5. روزگار رهائی، ج 2، ص 772، بخ 16، با حذف و تصرّف
6. الإرشاد، ج 2، ص 377.
7. الدرّ المنثور، ج 6، ص 35، سورۀ محمّد صلّیاللهعلیهوآله.......منبع:وب حبیب منجی2
به این مطلب امتیاز بدهید:موضوعات مرتبط با این مطلب : پیشگویهای شاه نعمت الاه ولی ازظهورمهدوینشانه های ظهورپیشگوییهای نوستراداموسپیش بینیهای مدیرسایت ظهورازحوادث زمان ظهپیشگوی های حضرت علی عپیشگوئی حوادث اخرالزمان
برچسب ها: پیشگوئی حوادث اخرالزمان
روایت شده که حضرت امام امیرالمومنین علیه السلام روزی برمنبرفرمودند..
"من پدرمهدی قیام کننده دراخرالزمانم"
مالک اشتربرخاست وعرض کرد:ای امیرمومنان چه وقت قائم ازفرزندان شماقیام خواهندنمود؟
ازنشانه هائی که ان حضرت برای ظهور بیان فرمودند این بود:
ای وای برری!وبرکشتارعظیم وبه اسارت رفتن زنان وسربریدن کودکان ونابودی مردان که دران واقعه می شود .....!
هان ای وای براهل بحرین ازرویدادهائی که پشت سرهم ازهرناحیه ومکانی دران اتفاق می افتدکه بزرگان ان دستگیرشده کودکانش به اسارت خواهندرفت
.من هفت واقعه بزرگ رادرانجا می شناسم:
2-واقعه دوم بین زمینی است که بین رود وبین چشمه ابی است که درشاخ شمال غربی بحرین واقع است.
3-واقعه سوم بین ابله ومسجدواقع خواهد شد.
4-واقعه چهارم بین کوه بلند وبین دو تپه است که به کوه حنوه معروف است.
5-واقعه پنجم به طرف کرخ میرود که بین تپه وجاده واقع شده است. 6- واقعه ششم بین درختان کناری است معروف به سدیرات3 نزدیک رودخانه ماحی4واقع شده است. 7-واقعه بزرگ هفتم درحورتین است"نشانه اش ان است که دران مردی ازبزرگان عرب درخانه اش کشته می شود.اونزدیک به ساحل دریاست. سپس سری رابه امرحاکم انجا قطع می کنند.انگاه عرب بروی هجوم برده مردمان رامی کشند واموال راغارت می کنند.دراین هنگام عجم برعرب خروج نموده انان راتاقطیف تعقیب می نمایند. .
.ای وای براهل قطیف ازوقایع مختلفی که پشت سرهم رخ می دهد!
نخستین واقعه ای است دربطحا.سپس واقعه ای دردبیره/دیوره/وواقعه ای درصفصف وواقعه ای کنار ساحل وواقعه ای دربازارقصابهاوواقعه ای درمدارس وواقعه ای درکوچه هاوواقعه ای بین زرافه/زراقه/وواقعه ای درجراره/جرار/وواقعه ای درمدارس وواقعه ای درتاروت.
علامت ان زمانی است که قدرت روم ضعیف گرددوعرب مسلط شود وفتنه ها به سوی مردم خزیدن گیرد.دراین هنگام عجم برعرب خروج وبصره را تصرف نماید.
ای وای برفلسطین!ازفتنه هائی که درتوان نیست وبرانان وارد اید.
ای وای براهل دنیاوفتنه هائی که دران زمان برانان وبرتمام شهرها.غرب یاشرق.شمال یاجنوب وارد اید.!
اگاه باشید که برخی ازمردم برگرده برخی دیگرسواروگرفتارجنگهای دائمی خواهندگردید.این گرفتاری به خاطرکارهای زشت خود انان است. چرا که خداوند بربندگان ستم نمی کند.
1-شایدجزیره قیس جزیره مشهورکیش باشد.
2-سماهیج قبلاجدابوده ولی امروزه به بحرین متصل شده است
3-درنسخه دیگربدیرات امده است
4-درنسخه دیگررودخانه ماجی امده است
منبع:کتاب امام مهدی علیه السلام ازولادت تا ظهور نوشته دانشمند محترم سید محمدکاظم قزوینی به این مطلب امتیاز بدهید:
موضوعات مرتبط با این مطلب : مهدوینشانه های ظهورپیشگوی های حضرت علی ع
برچسب ها: پیشگوی های حضرت علی عØŒظهورØŒحوادث ظهور