وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ ٱلصَّـٰلِحُونَ [٢١:١٠٥] و ما در زبور -پس از تورات- نوشته‌ايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد. سفیانی
سفیانی
سفیانی، پیشگویی اینده ایران، ظهور، ظهور، سوریه، مذاکرات وین
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 30 آذر 1394 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 66 بار

به نام بهترین حاکم

تحولات ایران درچندماه اینده به گونه ای خواهد بود که به لحاظ مسائل داخلی باعث تضعیف جبهه پیروان حضرت رسول الله ص واهل بیت پاکش گردیده وازسوی دیگرمنافقان اموی جسارت بیشتری پیداخواهندنموداما درنهایت به لطف بهترین حاکمان وقیام خلیفه برحق ایشان حکومت بزرگ اسلامی شکل خواهد گرفت انشالله.................

شیعه درایران متاسفانه هنوز بیدارنشده وبه نظر میرسدتحولات اینده ایران تلنگری جهت بیداری ازاین خواب خواهد بود.......ای کاش بیدارمیشدیم واین تلنگردردناک رالازم نداشتیم .تلنگری که رنج اورخواهد بود....

بارالهااستغفارداریم ازدرگاه شماوتمنای هدایت به صراط مستقیم راعاجزانه داریم..امین یارب العالمین

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : تفسیرریاضی سوره اسرا.نابودی اسراییلحکومت روحانیّون دراخرالزمانحدیث سلمان راجع به علائم قیامت و احوالاتحوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهورتقویم ایام سفیانیتحولات اتی ایران
____________________________________________________
برچسب ها:
،،
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 24 آبان 1394 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 54 بار

به نام خدا

مذاکرات وین درجهت حل وفصل درگیریها درسوریه برگذاروادامه می یابداما ان نکته راکه ما بایدتوجه کنیم این هست که این نشستها مشکل سوریه ومنطقه راحل نمی کند بلکه گروه وشخصی رابرقدرت مینشناند که حمایت غرب.اسراییل.عربستان وقدرتهای همسو وحتی روسیه رابدنبال خواهدداشت .این حمایت ازوی قدرتی خواهد ساخت که به راحتی سایرگروههای مسلح راتحت فرمان خود دراوردو درنهایت انچه شاهدش خواهیم بود سفیانی ووحشیگریهایش میباشد

بامذاکرات وین مقدمات برسرکارامدن سفیانی رقم خورد.ازعجایب روزگارروسیه وایران هم نادانسته دربه قدرت رسیدن ان شریکند

نشانه ها یک به یک می ایند وما هنور به خوبی بیدار واماده نشد ه ایم

115 126 133 30
به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : نشانه های ظهورشام قبل ازظهورنشانه های ظهور2نشانه های ظهور3گفته‌ها و ناگفته‌هایی از سفيانيهدایای سفیانی به حوریان وساخت تندیس یزیدسرزمين هاى شام در عصر ظهوركارنامة سیاه سفیانی در عراق (1)کارنامه سیاه سفیانی درعراق2سيماى كلى دوران ظهورسفبانی ازوین امد
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 4 تیر 1394 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 79 بار

پایگاه خبری "عربی 21" گزارش داد که برافراشته شدن پرچم 500 ساله هاشمی‌ها در اردن، حرف و حدیث‌های مختلفی پدید آورده و با توجه به سردی روابط امان و ریاض، برخی آن را پیامی برای سردمداران عربستان می‌دانند.
 
بنا بر این گزارش، رونمایی و برافراشتن پرچم هاشمی در یک مراسم خاص نظامی در اردن، ذهن بسیاری از اردنی‌ها را به خود مشغول کرده و تحلیل‌گران و ناظران، تفاسیر مفصل و گمانه‌زنی‌های مختلفی درباره علل و انگیزه‌های برافراشتن این پرچم بعد از گذشت 500 سال از اولین استفاده آن، مطرح کرده‌اند.
 
با وجود آن که سرلشکر مشعل الزبن، رئیس ستاد مشترک ارتش اردن و مشاور پادشاه در امور نظامی، سعی کرد با کم اهمیت جلوه دادن این اتفاق، دامنه خیال پردازی مفسران را درباره علل انتخاب این برهه از زمان برای تحویل دادن پرچم هاشمی به نیروهای مسلح کوتاه کند، اما بحث و جدل همچنان ادامه دارد و سیل نوشته ها و اظهارنظرها در این زمینه به سوی مطبوعات سرازیر شده است.

 دکتر عامر السبایله علت این افراط در تفسیر و تحلیل را در عادت نداشتن مردم اردن به شفاف سازی و اطلاع رسانی درباره تصمیمات آینده می داند، از این رو تفاسیر و تحلیل ها بسیار متنوع و مختلف است.

 تعدادی از مفسران این اقدام را پیامی به داعش می دانند، زیرا میان پرچم هاشمی و پرچم داعش تشابه زیادی هست و روی هردو شعار لا اله الا الله محمد رسول الله (ص)به چشم می خورد و این شعار دلالت دینی و شرعی دارد و می تواند تلاشی برای سلب مشروعیت دینی مورد ادعای داعش باشد. البته سخنان سرلشکر الزبن نیز تا حدودی این نظریه را تایید می کند زیرا وی گفته بود که کسی شایسته تر از اردنی ها برای حمل این پرچم نیست و این پرچم نه برای جنگ، بلکه شعار اسلام است.
 
در مقابل، برخی ها میان برافراشتن مجدد این پرچم با افول روابط اردن و عربستان ارتباط قائلند و آن را با اختلاف نظر این دو کشور درباره اولویت های این مرحله زمانی و طریقه پرداختن به بحران های منطقه مرتبط می دانند. در شرایط کنونی عربستان مبارزه با توسعه نفوذ ایران در یمن و سوریه را اولویت خود می داند؛ اما اردن اصرار دارد که جنگ با تروریسم و مخصوصا داعش ضروری ترین اولویت است و افتادن عربستان به گرداب حمله به یمن، به نوعی در مسیر تلاش برای سرنگونی داعش در عراق و سوریه مانع تراشی می کند.

 البته الزبن در اظهارات خود به پشت و رو پوشیدن شماغ (روسری مردانه عرب ها که به رنگ قرمز و سفید است) توسط سربازانی که پرچم را از ملک عبدالله تحویل گرفتند اشاره ای هم دارد و او تاکید می کند که این اقدام پیامی به دیگران است (بدون آن که نامی از آنها ببرد) به این معنی که صبر اردن تمام شده و نکته قابل توجه در سخنان او متهم کردن برخی کشورهای دوست (بدون ذکر نام) به خاطر بی مهری به اردن بود.
نمونه این اتفاق قبل از این هم افتاده بود، چنان که ملک حسین، پادشاه سابق اردن هرگاه که با عربستان اختلاف پیدا می کرد، محاسن خود را بلند می کرد و به دیگران دستور می داد که او را سید حسین صدا کنند تا بدین ترتیب با طلب کردن میراث تاریخی هاشمی ها در حجاز، به عربستان سعودی کنایه بزند.

 اما یکی از دیگر احتمالاتی که درباره این اتفاقات مطرح شده این است که برافراشتن پرچم هاشمی و میراث انقلاب بزرگ عربی ، زمینه ساز یک تحرک نظامی توسعه طلبانه از سوی اردن به سمت عراق و سوریه است.

جنجال بر سر رونمایی از پرچم 500 ساله هاشمی ها در اردن/ تصاویر

جنجال بر سر رونمایی از پرچم 500 ساله هاشمی ها در اردن/ تصاویر

جنجال بر سر رونمایی از پرچم 500 ساله هاشمی ها در اردن/ تصاویر

جنجال بر سر رونمایی از پرچم 500 ساله هاشمی ها در اردن/ تصاویر

جنجال بر سر رونمایی از پرچم 500 ساله هاشمی ها در اردن/ تصاویر

جنجال بر سر رونمایی از پرچم 500 ساله هاشمی ها در اردن/ تصاویر

جنجال بر سر رونمایی از پرچم 500 ساله هاشمی ها در اردن/ تصاویر

جنجال بر سر رونمایی از پرچم 500 ساله هاشمی ها در اردن/ تصاویر
30 34
به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : عثمان بن عنبثه.سفیانینشانه های ظهوراحتمال وقایع سوریه باقیام سفیانیحوادث سوریه به کدام سو؟ایا پادشاه اردن همان سفیانی ودرفکریارگیرپرچم سفیانی برافراشته شد؟؟؟؟؟
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 31 خرداد 1394 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 93 بار
ایا پادشاه اردن همان سفیانی ودرفکریارگیری درسوریه میباشد 
عشایر سوریه با تأکید بر مراتب وفاداری خود به ارتش و دولت سوریه، پیشنهاد تلویحی پادشاه اردن مبنی بر دریافت کمک تسلیحاتی را نپذیرفتند.

به گزارش پایگاه خبری العالم عشایر سوریه امروز جمعه با تأکید دوباره بر وفاداری خود به ارتش و دولت سوریه، سخنان عبدالله دوم، پادشاه اردن را که در آن به طور ضمنی به ارائه کمک تسلیحاتی به عشایر اشاره شده بود، رد کردند.

فرنس پرس در این خصوص نوشت: عشایر سوریه این مواضع را در پاسخ به خبری که خبرگزاری رسمی اردن "پترا" منتشر کرده بود، اتخاذ کردند. این خبرگزاری روز دوشنبه به نقل از پادشاه اردن، از "وظیفه" دولت این کشور در خصوص حمایت از عشایر شرق سوریه و غرب عراق - یعنی دقیقا همان مناطقی که در اشغال داعش است- سخن گفته بود.

عشایر در نامه ای خطاب به پادشاه اردن نوشتند: "ما از طریق رسانه ها از مضمون اظهارات شما مطلع شدیم و متوجه شدیم که حضرتعالی قصد دارید با توجه به حوادث دردناکی که این روزها گریبانگیر کشور عزیز ما سوریه شده است، عشایر سوریه را مجهز کنید."

در این نامه آمده است: "شخص شما بهتر از هر کسی از حجم توطئه ضد سوریه و ماهیت واقعی طرح و نقشه امریکا برای منطقه و ماهیت واقعی جنگی که این کشور برای تجزیه منطقه به راه انداخته است، آگاهی دارید واکنون امریکا (به عنوان بخشی از این نقشه) می کوشد با دعوت به تسلیح عشایر سنی غرب عراق، مقدمات لازم برای تجزیه مذهبی و طائفی عراق را فراهم کند."

عشایر سوریه در این نامه بر رد قاطعانه و بی چون و چرای هر گونه دعوت یا طرح و نقشه ای که آنها را از اصالت ملی و عربی شان جدا کند تأکید کردند.

شایان ذکر است محمد فارس عبدالرحمن شیخ قبیله طی، این نامه را در کنفرانس مطبوعاتی که در دمشق برگزار شد، قرائت کرد. در این کنفرانس نمایندگان بیش از 12 عشیره از مناطق مختلف شرکت کرده بودند.

اغلب عشایر شرکت کننده در این کنفرانس از عشایر سنی بودند که برخی از آنها تا داخل خاک عراق و اردن هم امتداد دارند.

شیوخ عشایر در این نامه خطاب به عبدالله دوم گفتند: "حرفهای شما ما را شوکه کرد. جناب پادشاه بهتر از هر کسی می داند که چه کسانی پشت پرده تروریسم هستند و اتاقهای عملیات و اردوگاههای آموزش تروریستها کجا قرار دارند و حمایتهای مالی و تسلیحاتی از انها از کجا می آیند و تروریستها چگونه از طریق اردن وارد کشور ما شده اند."

در این کنفرانس عشایر متعهد شدند که در کنار ارتش سوریه به عنوان تنها ضامن و مدافع قدرتمند کشور بمانند. آنها از اردن نیز خواستند که حامی و پشتیبان واقعی سوریه در مقابل توطئه باشد.

لازم به ذکر است که دمشق، اردن را متهم به آموزش تروریستها در خاک خود و کمک به آنها برای اشغال گذرگاههای مرزی سوریه کرده است.

برافراشته شدن پرچم 500 ساله هاشمی‌ها در اردن، حرف و حدیث‌های مختلفی پدید آورده و با توجه به سردی روابط امان و ریاض، برخی آن را پیامی برای سردمداران عربستان می‌دانند.

به گزارش پایگاه خبری العالم، رونمایی و برافراشتن پرچم هاشمی در یک مراسم خاص نظامی در اردن، ذهن بسیاری از اردنی‌ها را به خود مشغول کرده و تحلیل‌گران و ناظران، تفاسیر مفصل و گمانه‌زنی‌های مختلفی درباره علل و انگیزه‌های برافراشتن این پرچم بعد از گذشت 500 سال از اولین استفاده آن، مطرح کرده‌اند.

با وجود آن که سرلشکر مشعل الزبن رئیس ستاد مشترک ارتش اردن و مشاور پادشاه در امور نظامی، سعی کرد با کم اهمیت جلوه دادن این اتفاق، دامنه خیال پردازی مفسران را درباره علل انتخاب این برهه از زمان برای تحویل دادن پرچم هاشمی به نیروهای مسلح کوتاه کند، اما بحث و جدل همچنان ادامه دارد و سیل نوشته ها و اظهارنظرها در این زمینه به سوی مطبوعات سرازیر شده است.

دکتر عامر السبایله علت این افراط در تفسیر و تحلیل را در عادت نداشتن مردم اردن به شفاف سازی و اطلاع رسانی درباره تصمیمات آینده می داند، از این رو تفاسیر و تحلیل ها بسیار متنوع و مختلف است.

تعدادی از مفسران این اقدام را پیامی به داعش می دانند، زیرا میان پرچم هاشمی و پرچم داعش تشابه زیادی هست و روی هردو شعار ” لا اله الا الله محمد رسول الله” به چشم می خورد و این شعار دلالت دینی و شرعی دارد و می تواند تلاشی برای سلب مشروعیت دینی مورد ادعای داعش باشد. البته سخنان سرلشکر الزبن نیز تا حدودی این نظریه را تایید می کند؛ زیرا وی گفته بود که کسی شایسته تر از اردنی ها برای حمل این پرچم نیست و این پرچم نه برای جنگ، بلکه شعار اسلام است.

در مقابل، برخی ها میان برافراشتن مجدد این پرچم با افول روابط اردن و عربستان ارتباط قائلند و آن را با اختلاف نظر این دو کشور درباره اولویت های این مرحله زمانی و طریقه پرداختن به بحران های منطقه مرتبط می دانند. در شرایط کنونی عربستان مبارزه با توسعه نفوذ ایران در یمن و سوریه را اولویت خود می داند؛ اما اردن اصرار دارد که جنگ با تروریسم و مخصوصا داعش ضروری ترین اولویت است و افتادن عربستان به گرداب حمله به یمن، به نوعی در مسیر تلاش برای سرنگونی داعش در عراق و سوریه مانع تراشی می کند.

البته الزبن در اظهارات خود به پشت و رو پوشیدن شماغ (روسری مردانه عرب ها که به رنگ قرمز و سفید است) توسط سربازانی که پرچم را از ملک عبدالله تحویل گرفتند اشاره ای هم دارد و او تاکید می کند که این اقدام پیامی به دیگران است (بدون آن که نامی از آنها ببرد) به این معنی که صبر اردن تمام شده و نکته قابل توجه در سخنان او متهم کردن برخی کشورهای دوست (بدون ذکر نام) به خاطر بی مهری به اردن بود.

نمونه این اتفاق قبل از این هم افتاده بود، چنان که ملک حسین پادشاه سابق اردن هرگاه که با عربستان اختلاف پیدا می کرد، محاسن خود را بلند می کرد و به دیگران دستور می داد که او را "سید حسین" صدا کنند تا بدین ترتیب با طلب کردن میراث تاریخی هاشمی ها در حجاز، به عربستان سعودی کنایه بزند.

اما یکی از دیگر احتمالاتی که درباره این اتفاقات مطرح شده این است که برافراشتن پرچم هاشمی و "میراث انقلاب بزرگ عربی"، زمینه ساز یک تحرک نظامی توسعه طلبانه از سوی اردن به سمت عراق و سوریه است.

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : ایا پادشاه اردن همان سفیانی ودرفکریارگیر
____________________________________________________
برچسب ها:
،،
نوشته شده در تاريخ جمعه 14 فروردین 1394 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 49 بار

عمار ياسر گويد: علامت خروج مهدى عليه السلام آن موقعى است که ملت ترک بسوى شما برگردد ...نزدیکی روابط ترکیه وعربستان ....وآن
خليفه شما که اموال را جمع ميکند بميرد.......ملک عبدالله...... و)شخص( کوچکى را خليفه خود کند وبعد از دو سال از خلافت
خلع شود ....ملک سلمان .........وطرف غربى مسجد دمشق فرو رود وسه نفر در شام خروج کنند .......اصهب،ابقع،سفیانی....واهل مغرب بسوى مصر
خروج نمايند که همان امارت وسلطنت سفيانى خواهد بود. شخصى از اهل مغرب گويد: مهدى عليه السلام
خروج نميکند تا اينکه مرد، دختر خوشكل وزيبا را براى فروش عرضه کند وبگويد: کى بوزن اين دختر
طعام ميدهد وآن را ميخرد؟....قحطی وگرانی مایحتاج.... بعد از آن مهدى عليه السلام خروج خواهد کرد.

منبع:الملاحم والفتن باب111

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : زمان ظهورحضرت مهدی عج
____________________________________________________
برچسب ها:
،،
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 11 فروردین 1394 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 57 بار

صالحان.پیروان راستین حضرت رسول الله ص واهل بیت پاکش ...فازجدیدی ازمراحل قبل ازظهور اغاز شد.دشمنان خدا جنگ نیابتی بدادشان نرسید ومجبور شدند نقاب ازچهره بردارند.یاران موعد وعده داده شده به صالحان نزدیکتر شده ومشکلات برسرراه بیشتر.همانگونه که دشمنان خدا باهم متحد شده اند ماهم بایدبیدارومتحد شویم وبایادخدا وتوکل براو ثابت قدم باشیم یاری الله باماخواهدبود تحولات منطقه رادقیقا رصد کنید وهوشیار باشید.........

نبردیمن نبرد میان حق وباطل،نبردمیان پیروان حضرت رسول ص واهل بیت ع وپیروان ابوسفیان .همچنین ایران ودنیای کفرمیباشد.تبلیغات رسانه ای براه افتاده شده جملگی حکایت ازاین موضوع داردکه انان شکست انقلابیون یمن راشکست ایران میدانند پیروان ابوسفیان ازاینکه سران بنی امیه برعلیه پیروان اهل بیت رسول الله ص باهم متحدشده اند ونوانسته اندحملات هوائی داشته باشندبسیارابرازخوشحالی میکنندوارزودارندبعدازشکست یمن به کلیه شیعیان جهان منجمله ایران حمله نمایند.

مردم حق مدارومسئولین بدانندپیروزی بنی امیه دراین جنگ موجب قوت قلب سفیانیها درکل منطقه وسرخوردگی مظلومان عالم خواهدشد.بیدار باشیم وثابت قدم درراه خدا ،مطمئنایاری خداباصالحان خواهدبود..انشاء الله..

 

فعال زن رسانه‌ای خواستار حمله عربستان به ضاحیه شیعه نشین شد+تصویر

 

"ماریا معلوف" فعال زن رسانه ای لبنانی و مجری برنامه‌های سیاسی که به مواضعش علیه حزب الله و مقاومت معروف است از عربستان خواست پس از یمن به منطقه شیعه شین "ضاحیه" در جنوب لبنان حمله کند.

 

به گزارش «شیعه نیوز»، "ماریا معلوف" فعال زن رسانه ای لبنانی و مجری برنامه‌های سیاسی که به مواضعش علیه حزب الله و مقاومت معروف است از عربستان خواست پس از یمن به منطقه شیعه شین "ضاحیه" در جنوب لبنان حمله کند.

معلوف در صفحه توئیتر خود و در واکنش به آغاز حمله عربستان و متحدانش (دیروز پنجشنبه) علیه یمن نوشت: پادشاه ما "سلمان بن عبدالعزیز"! هنگامی که از حوثی ها در یمن خلاص شدید فراموش نکنید که یک "بی دین" در ضاحیه وجود دارد که منتظر شماست!

وی افزود: به ملک سلمان افتخار می کنیم که مانند "صلاح الدین"ـی است که بر دولت فاطمیان پیروز شد و امروز (سلمان به عنوان صلاح الدین عصر) کار امپراتوری فارس ها را تمام خواهد کرد.

"امروز (به عنوان دومین روز) تجاوز عربستان و ۹ کشور دیگر به یمن، با حمله به بازاری در "صعده" و کشته شدن ۱۵ نفر از مردم ادامه یافت. روز نخست‌ ۴۰ کشته بر جای گذاشت. انصارالله اعلام کرد که اگر حملات ادامه یابد همه گزینه‌ها روی میز خواهد بود".

فعال زن رسانه‌ای خواستار حمله عربستان به ضاحیه شیعه نشین شد+تصویر

 

بالاترین نهاد مفتی‌های وهابی، جواز حمله به ملت یمن را صادر کرد

هیأت موسوم به «علمای ارشد سعودی» که بالاترین نهاد دینی در عربستان می‌باشد، در واکنش به تجاوز عربستان به همراه 10 کشور دیگر به یمن مدعی شد این عملیات نظامی حکیمانه است .
بالاترین نهاد مربوط به مفتی‌های وهابی، جواز حمله به ملت یمن را صادر کرد

به گزارش «شیعه نیوز»، هیأت موسوم به «علمای ارشد سعودی» که بالاترین نهاد دینی دینی در عربستان به شمار می رود در واکنش به تجاوز عربستان به همراه 10 کشور دیگر به یمن مدعی شد این عملیات نظامی حکیمانه است و از تمامی مسلمانان جهان خواست آن را تایید کنند.

در این بیانیه آمده است: تصمیم عربستان و برادران آن در شورای همکاری خلیج فارس (بحرین، امارات، قطر، کویت به استنثنای عُمان) در عملیات نظامی "طوفان قاطع" علیه یمن برای حمایت از حکومت قانونی –به ادعای آنها- و دفاع از ملت این کشور حکیمانه و موفق و مورد تایید بلاد حرمین شریفین و دولت های خلیج (فارس) و منطقه عربی و جهان اسلامی است.

"سلمان بن عبدالعزیز" پادشاه عربستان لحظات اولیه بامداد امروز پنجشنبه دستور حمله به حوثی های یمن را صادر کرد و جنگنده های عربستانی چندین موضع را در عربستان بمباران کردند که طی آن بیش از 20 غیر نظامی کشته شدند.


به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : صالحان،اماده باش
____________________________________________________
برچسب ها:
،،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 16 بهمن 1393 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 80 بار

بررسی چگونگی اسلام اوردن عمرورفتارهای بعدی وی که شاید ماامروز خیلی بیشترازگذشته به ان پی  میبریم حکایت ازان داردکه عمر بسیار زیرکانه توسط دشمنان اسلام به عنوان عامل نفوذی جهت بهره برداری ازوی درروزهای خاص وارد اسلام گردیده است،مطالعه تاریخ صدر اسلام وبرخی ایات قران دقیقا تلاشهای دشمنان اسلام منجمله بنی امیه و...راجهت جلوگیری ازابلاغ رسالت تامرحله برنامه ریزی جهت به شهادت رساندن حضرت رسول الله ص واذیت وازار تازه مسلمانان ودرکل انچه ازدستشان میامد رانشان میدهد اما به لطف خداوند تبارک وتعالی به جای نرسیدند.سوره کوثر به روشنی بیان میداردهنگامیکه سران کفارتلاشهایشان راناکارامددیدندبه یاد اوردند که حضرت رسوالله ص فرزند پسر جهت جانشینی ندارد غافل ازانکه خداوند صاحب امور است وانان فراموش کرده بودند که حضرت عیسی ع به امر خداوند فقط ازمادرشناخته میشود.وانچه خداوند تدبیر نماید دیگران هیچ کاره اند.تفکر درمسائل نشان میدهد بابرداشت ازفرزند پسر نداشتن پیامبر سران کفر برنامه ریزی خود رابرای بعداز رحلت حضرت پیامبرص اغاز وعمررا درواقع به عنوان نفوذی وانجام خواسته های انان وارد اسلام نموده ودرپشت صحنه هدایت گروپشتیبان وی بوده اند،عمرنیز خوب مزد اعتماد وحمایت اربابانش راداد ایشان باکودتاابتدا ابوبکر رابرسر کاراورد درواقع ابوبکر درظاهر خلیفه بود انچه اجرا میشد خواسته های عمر واربابانشن بودعمر مسیری را پایه گذاری کردتاسران کفر یافرزندانشان که ظاهر اسلام اورده بودند به راس قدرت برگردندوچه زیرکانه به واسطه ساده نگری ویاضعف ایمان برخی ازمسلمانان به هدفش رسید.بنی امیه به واسطه عملکرد عمروادامه ان به دست عثمان ساختار قدرت مسلمانان رابه دست گرفت وانچنان قوی شد که تا به امروزهمچنان برستم خود فقط به خاطر مسند قدرت ادامه میدهند ازابتدای این عمل مولا علی ع جانشین برحق حضرت رسولله ص به مخالفت برخواست وحالا نیز پیروان ایشان درهمان سنگرند .بنی امیه ایی راکه عملکرد عمر وارد ارکان قدرت اسلام نمودامروز شاخ وبرگ زده وگسترش یافته است.اما اصالت خوددر دشمنی باحضرت رسوالله ص واهل بیت پاکش راحفظ نموده بلکه به ان افزوده تحت عناوین وهابیت،داعش،نصره،سلفی وغیره.......حال چگونه اسلام اوردن عمر رابخوانیدوخودانرا تحلیل نمایید.

عمر، با تضمين عاص بن وائل، اسلام را پذيرفت:

برخي ادعا مي‌كنند كه قبل از اسلام آوردن عمر، كسي جرأت نمي‌كرد در خانه كعبه علني نماز بخواند و مسلمانان مخفيانه به عبادت مي‌پرداختند، با اسلام آ‌وردن عمر مسلمانان شجاع شدند و ...

اين مسأله با روايتي كه در صحيح‌ترين كتاب اهل سنت بعد از قرآن نقل شده است،‌ كاملا در تعارض است ؛ بلكه به شدت از مسلمان شدن مي‌ترسيد و از ترس اين كه توسط مشركان كشته نشود، در خانه خود مخفي شده بود؛ اما با تضميني كه عاص بن وائل به او داد، علنا اسلام را پذيرفت . محمد بن اسماعيل بخاري در صحيح خود مي‌نويسد:

حدثنا يحيى بن سُلَيْمَانَ قال حدثني بن وَهْبٍ قال حدثني عُمَرُ بن مُحَمَّدٍ قال فَأَخْبَرَنِي جَدِّي زَيْدُ بن عبد اللَّهِ بن عُمَرَ عن أبيه قال بَيْنَمَا هو في الدَّارِ خَائِفًا إِذْ جَاءَهُ الْعَاصِ بن وَائِلٍ السَّهْمِيُّ أبو عَمْرٍو عليه حُلَّةُ حِبَرَةٍ وَقَمِيصٌ مَكْفُوفٌ بِحَرِيرٍ وهو من بَنِي سَهْمٍ وَهُمْ حُلَفَاؤُنَا في الْجَاهِلِيَّةِ فقال له ما بَالُكَ قال زَعَمَ قَوْمُكَ أَنَّهُمْ سيقتلونني إن أَسْلَمْتُ قال لَا سَبِيلَ إِلَيْكَ بَعْدَ أَنْ قَالَهَا أَمِنْتُ فَخَرَجَ الْعَاصِ فَلَقِيَ الناس قد سأل بِهِمْ الْوَادِي فقال أَيْنَ تُرِيدُونَ فَقَالُوا نُرِيدُ هذا بن الْخَطَّابِ الذي صبأ قال لَا سَبِيلَ إليه فَكَرَّ الناس .

عبد اللّه بن عمر مى‏گويد: عمر ، در حالى كه ترسيده بود، در خانه مانده بود كه عاص بن وائل آمد و به او گفت: تو را چه مى‏شود؟ گفت: قوم تو مى‏گويند كه اگر اسلام بياورم مرا مى‏كشند. گفت: بعد از آنكه من تو را امان دادم كسى با تو كارى ندارد. عاص خارج شد مردم را ديد كه به سوئى مى‏روند گفت: كجا مى‏رويد؟ گفتند: اين پسر خطاب را كه اسلام آورده مى‏جوئيم گفت: كارى به او نداشته باشيد؛ پس مردم بازگشتند.

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاى256هـ)، صحيح البخاري، ج 3   ص 1403، ح3651، بَاب إِسْلَامُ عُمَرَ بن الْخَطَّابِ رضي الله عنه ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

عاص بن وائل، همان كسي است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله را مسخره مي‌كرد كه خداوند در باره او اين آيه را نازل كرد:

إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئينَ. الحجر/95.

ما شرّ استهزاكنندگان را از تو دفع خواهيم كرد.

او همان كسي است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله را «ابتر» ناميد و خداوند در جواب او كوثر را به پيامبرش مرحمت فرمود و خود او را «ابتر» لقب داد:

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَر. فَصَلّ‏ِ لِرَبِّكَ وَ انحَْرْ. إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتر.

آيا اگر واقعا، عمر آن قدر شجاع و دلاور بود كه اسلام آوردن او ضربه بزرگي به مشركان به شمار مي‌رفت و اسلام با ايمان آوردن او عزيز مي‌شد، چرا عاص بن وائل كه از سرسخت‌ترين دشمنان اسلام بود به او امان داد و مردم را از كشتن او منصرف كرد؟

يا اين مطالبي كه اهل سنت در باره اسلام آوردن عمر نقل مي‌كنند افسانه است، يا عاص بن وائل از اين كار هدفي داشته و عمر را به خاطر مسائل ديگر به اسلام آوردن تشويق كرده است.

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : شام قبل ازظهوربیوگرافی سفیانیگفته‌ها و ناگفته‌هایی از سفيانيتقویم ایام سفیانیهدایای سفیانی به حوریان وساخت تندیس یزیدسرزمين هاى شام در عصر ظهوركارنامة سیاه سفیانی در عراق (1)کارنامه سیاه سفیانی درعراق2بنیان گذارداعشسفیانیوهابیت
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 27 شهریور 1393 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 97 بار
سيماى كلى دوران ظهور

 قرآن كريم معجزه جاويد پيامبر اسلام (ص ) است و در هر زمان و نسلى تازگى دارد....با اين وصف از جمله معجزه هاى هميشه تازه وى خبرهايى است كه توسط آن حضرت از آيـنـده زندگى انسانها و خط سير اسلام ، تا فرا رسيدن زمان بازگشت اسلام (موعود) بيان شده است عصرى كه خداوند دين خود را بر تمام اديان و مكاتب جهان برخلاف خواست مشركان و كافران پيروز مى گرداند.

و ايـن عصر ظهور اسلام كه موضوع اين كتاب است همان عصر ظهور حضرت مهدى (ع) است و هـيـچ تـفاوتى بين اين دو، در صدها روايت بشارت دهنده پيامبر (ص ) و رواياتى كه از طـريـق صـحابه و تابعين و نويسندگان صحاح و مجموعه هاى روايتى كه درباره اين دو عـصـر رسـيـده وجـود نـدارد، بـا آنـكـه اخـتـلاف روش داشـتـه انـد. و اگـر روايـات امـامـان اهل بيت (ع) را بر آنها بيفزائيم بيش از يكهزار روايت مى شود، اگر چه ائمه (ع) همواره احـاديـث خـود را بـه پـيامبر (ص ) نسبت نداده اند، لكن بارها تاءكيد فرموده اند كه آنچه بيان نموده اند از پدران پاك و از جد بزرگوارشان پيامبر اكرم (ص ) مى باشد.

سـيـمـائى را كـه ايـن روايـات از اوضـاع جـهان در زمان ظهور ترسيم مى كند به ويژه از مـنـطقه ظهور آن حضرت . مانند: يمن ، حجاز، ايران ، عراق ، شام ، فلسطين ، مصر و مغرب (مـراكـش ).... سـيمائى است كامل كه بسيارى از حوادث بزرگ و كوچك و نامهاى اشخاص و اماكن را در برمى گيرد.
كـوشـيـده ام ايـن روايـات را از مـيان احاديث فراوان ، استخراج نموده و برگزينم و تا حد ممكن به شكلى واضح و پيوسته و دقيق در دسترس عموم مسلمانان قرار دهم .
در اين بخش ، قبل از پرداختن به مشروح آن روايات ، خلاصه اى از آنها را عرضه مى دارم تا سيمائى كلى از عصر ظهور باشد.
روايـات شـريـفـه حـاكى از اين است كه انقلاب و حركت ظهور حضرت مهدى (ارواحنا فداه ) بعد از فراهم شدن مقدمات و آمادگيهاى منطقه اى و جهانى از مكه آغاز مى گردد...
و طبق بيان روايات ، در سطح جهانى نبردى سخت بين روميان (غربيها) و بين تركان و يا هـواداران آنـهـا كه ظاهرا روسها باشند بوجود مى آيد، تا جائيكه به جنگ جهانى منجر مى گردد.
امـا در سـطـح مـنـطـقـه دو حـكـومـت هـوادار حـضـرت مـهـدى عـليـه السـلام در ايـران و يـمـن تـشـكـيـل خـواهـد شـد...كـه يـاران ايـرانـى آن حـضـرت مـدتـى قـبـل از ظـهـور، حـكـومـت خـويـش را تـاءسـيـس نـموده و درگير جنگى طولانى مى شوند كه سرانجام در آن پيروز مى گردند.
و انـدك زمـانـى پـيـش از ظـهـور آن بزرگوار در بين ايرانيان دو شخصيت ، با عنوان سيد خـراسـانـى ، رهـبـر سـيـاسـى و شعيب بن صالح ، رهبر نظامى ظاهر شده و ايرانيان تحت رهبرى اين دو تن ، نقش مهمى را در حركت ظهور آن حضرت ايفاء خواهند نمود.
امـا يـاران يـمنى وى ، قيام و انقلاب آنان چند ماه پيش از ظهور حضرت بوده و ظاهرا ايشان در سـامـان بـخـشيدن به خلاء سياسى كه در حجاز بوجود مى آيد همكارى مى نمايند. علت بوجود آمدن اين خلاء سياسى حجاز اين است كه شاه نابخردى از خاندان فلان ! كه آخرين پادشاه حجاز مى باشد كشته شده و بر سر جانشينى او اختلاف بوجود مى آيد به گونه اى كه اين اختلاف تا ظهور مهدى (ع) ادامه خواهد يافت .
آنگاه كه مرگ عبد الله فرا رسد، مردم در جانشينى او نسبت به هيچكس به توافق نمى رسـنـد و ايـن جـريـان تـا ظهور حضرت صاحب الامر همچنان ادامه مى يابد، عمر سلطنت هاى چندين ساله بسر آمده ، نوبت پادشاهى چند ماهه و چندين روزه فرا مى رسد. ابوبصير مى گويد: پرسيدم : آيا اين وضع به طول مى انجامد؟ فرمود: هرگز.
و ايـن درگـيـرى بـعـد از كشته شدن اين پادشاه (عبدالله ) منجر به كشمكش بين قبيله هاى حجاز مى شود.
از جمله نشانه هاى ظهور، حادثه اى است كه بين دو حرم (مكه و مدينه ) رخ مى دهد.
عـرض كـردم : چـه حادثه اى اتفاق مى افتد؟ فرمود: تعصب قبيله اى ميان دو حرم به وجود آمده و شخصى از فرزندان فلان ! پانزده تن از سران و شخصيتهاى قبيله مخالف و يا از فرزندان مخالفان خود را مى كشد.
در اين هنگام نشانه هاى ظهور حضرت مهدى (ع) آشكار شده و شايد بزرگترين نشانه آن ، نداى آسمانى است ، كه به نام او در 23 ماه رمضان شنيده مى شود.
سـيـف بـن عـمـيـره گـفـت : نزد ابوجعفر منصور بودم وى بدون مقدمه گفت : اين سيف بن عـمـيـره بـدون ترديد ندا كننده اى از آسمان نام مردى از فرزندان ابوطالب را مى خواند. گـفـتم : فدايت شوم اى اميرمؤ منان ، اين سخن را روايت مى كنيد؟ گفت : آرى سوگند به آن كـس كه جانم در دست اوست آن را با گوش خود شنيدم . گفتم : اى امير مؤ منان ، من تاكنون چـنـين حديثى از كسى نشنيده ام ! گفت : اى سيف ، اين سخن حق است ، زمانيكه آن امر واقع مى شـود، نـخـسـتـيـن كـسـى كـه اجـابـت نـمـايـد مـا هستيم ، مگر نه اين است كه آن ندا، مردى از عـمـوزادگان ما را مى خواند؟ گفتم : آيا آن مرد از فرزندان فاطمه (س ) است ؟ گفت : آرى اين سيف ، چنانچه اين روايت را از ابوجعفر محمد بن على امام باقر نشنيده بودم ، اگر تمام مـردم روى زمـيـن برايم مى گفتند نمى پذيرفتم ، اما او محمد بن على (امام باقر (ع) است .
طـبـق روايـات پـس از ايـن نـداى آسـمانى ، حضرت مهدى (ع) به طور سرى با برخى از ياران و هواداران خود ارتباط برقرار مى نمايد. درباره آن بزرگوار، در سراسر گيتى سخن بسيار به ميان آمده ، و نام وى زبانزد همگان گشته ، و محبتش در دلها جاى مى گيرد.
دشـمـنـان وى از ظـهـور آن حضرت سخت بيمناك شده ، و از اين رو براى دست يافتن به او بـه تـلاش و كـوشـش ‍ مـى پردازند...در ميان مردم شايع مى شود كه آن حضرت در مدينه مـنـوره اقـامـت گـزيـده ، و حـكـومـت حـجـاز يـا نـيـروهـاى خـارجـى جـهـت كـنـتـرل اوضـاع داخـلى حـجـاز، و پـايـان دادن بـه كـشـمـكـش قبائل با حكومت وقت لشكريان سفيانى را از سوريه به يارى مى طلبند.
ايـن سـپـاه وارد مـديـنـه گـشـته و به هر مرد هاشمى كه دست يابند او را دستگير مى كنند. بسيارى از آنان و شيعيان آنها را كشته و بقيه را بزندان مى افكنند.
سـفـيـانـى ، دسـتـه اى از نـيـروهاى خود را روانه مدينه مى كند و آنها مردى را در آنجا بـقـتـل مـى رسـانـند و مهدى و منصور از آنجا مى گريزند، و از اولاد پيامبر (ص ) كوچك و بـزرگ آنـان دستگير شده به گونه اى كه هيچكس نمى ماند جز اينكه دستگير و زندانى مى گردد،
نـيـروهـاى سـفـيـانى در تعقيب آن دو مرد از شهر بيرون مى آيند و حضرت مهدى (ع) همانند حـضـرت مـوسـى عـليـه السـلام ، بـيـمـنـاك و نـگـران از آنـجا خارج شده و رهسپار مكه مى گردد.
سـپس آن حضرت در شهر مكه با بعضى از ياران خود تماس مى گيرد.... تا اينكه قيام و حـركـت مـقـدس خـويـش را در شـب دهـم محرم بعد از نماز عشاء از حرم شريف مكى آغاز مى كند آنـگـاه نخستين سخنرانى خود را براى مردم مكه ايراد مى فرمايد، كه دشمنان وى سعى در تـرور آن حـضرت دارند، اما ياران آن حضرت با در ميان گرفتن آن بزرگوار دشمنان را دور و متفرق ساخته ، و نخست بر مسجد الحرام و سپس بر مكه تسلط مى يابند.
و در صـبـح روز دهم محرم حضرت مهدى عليه السلام پيام خود را به زبانهاى مختلف به تـمـام جـهـان ابلاغ مى كند و ملل دنيا را به يارى خويش دعوت كرده ، اعلام مى دارد كه در مكه باقى خواهد ماند، تا معجزه اى كه جد گرامى اش ‍ حضرت مصطفى (ص ) وعده فرموده ، و آن فـرو رفـتـن لشـكريان سفيانى بزمين است كه براى درهم شكستن حركت آن حضرت راهى مكه مى شوند، به وقوع پيوندد.
امـا پـس از انـدك زمـانـى ، مـعجزه وعده دادن شده در مورد سپاه سفيانى كه در مسير مكه به حركت در آمده اتفاق مى افتد.
چون (سپاه سفيانى ) به بيابان مدينه مى رسد خداوند آنها را در زمين فرو مى برد، و ايـن مـصـداق فـرمـوده خـداى بـزرگ اسـت كـه فـرمـود: ((و اگـر تـو اى پـيامبر سختى حـال تـبـهـكـاران را مـشـاهـده كـنـى آنـگـاه كـه ترسان و هراسان گشته و هيچ از عذاب آنان فروگذار نشود و از مكانى نزديك گرفتار شوند.
((هـمـيـنـكه به بيابان مى رسند به زمين فرو مى روند و كسانى كه پيشاپيش رفته اند بـاز مـى گـردنـد تـا بـبـيـنـند آن قوم چه كردند كه خود نيز به سرنوشت آنان دچار مى شـونـد و عـقـب مـانـدگـان نـيـز از راه رسـيـده و بـه آنـهـا مـى پـيـونـدنـد كـه جـويـاى حال آنان شوند، به همين بلا گرفتار مى شوند.
آن حـضـرت پـس از ايـن مـعـجـزه فـرو رفـتـن دشـمـنـان در زمـيـن ، بـا سـپـاه خـود كـه مـتـشـكـل از ده و انـدى هـزار تـن اسـت كه از مكه رهسپار مدينه مى گردد، و پس از نبردى با نيروهاى دشمن مستقر در آنجا، مدينه را آزاد ساخته ، آنگاه با آزادسازى دو حرم مكه و مدينه فتح حجاز و تسلط بر منطقه خاتمه مى يابد.
بـرخـى از روايـات خـاطـر نشان مى سازد كه آن حضرت ، پس از پيروزى بر حجاز راهى جـنـوب ايـران مـى شـود و در آنـجـا بـا سـپـاه ايـران و توده هاى مردم آن سامان به رهبرى خراسانى و شعيب بن صالح برمى خورد آنان با وى بيعت كرده و با همرزمى يكديگر با قواى دشمن در بصره به پيكار مى پردازند كه سرانجام به پيروزى بزرگ و آشكارى دست مى يابند.
سـپس امام (ع) وارد عراق گرديده و اوضاع داخلى آنجا را پاكسازى مى كند و با درگيرى بـا بـقـايـاى نـيـروهـاى سـفـيـانـى و گـروهـكـهـاى متعدد شورشى آنها را شكست داده و به قتل مى رساند.
آنـگـاه عـراق را مـركـز حـكـومـت و كـوفه را پايتخت خود قرار مى دهد، و بدين سان ، يمن ، حـجـاز، ايران ، عراق ، و كشورهاى خليج فارس يكپارچه تحت فرمانروائى آن حضرت در مى آيد.
رويات يادآور اين معناست كه نخستين جنگى را كه حضرت مهدى (ع) پس از فتح عراق به آن اقدام خواهد نمود جنگ با تركان است :
اول لواء يعقده يبعثه الى الترك فيهزمهم
نـخـسـتـيـن سـپـاهـى كه حضرت مهدى (ع) تشكيل مى دهد لشكرى است كه به سوى تركها گسيل داشته و آنها را شكست مى دهد.
و ظـاهـرا مـقـصـود از تـركان ، روس ها است كه بعد از جنگ جهانى با روميان يعنى غربيها ضعيف و ناتوان مى شوند.
و امـام (ع) پـس از تـجـهـيـز، سـپـاه بـزرگ قـومش را راهى قدس مى گرداند، در اين هنگام سفيانى در برابر آن حضرت عقب نشينى مى كند تا اينكه لشكريان حضرت مهدى (ع) در ((مـج عـذراء)) نـزديـك دمـشـق فـرود مـى آيـند، و گفتگو و مذاكراتى ميان آن بزرگوار و سـفـيـانـى انـجـام مـى پـذيـرد، امـا مـوضـع سـفـيـانـى در مقابل آن حضرت ضعيف است بخصوص كه موج گسترده مردمى به آن حضرت گرايش پيدا مـى كـنـنـد. بـه گـونـه اى كـه روايـات نـشـان مى دهد، سفيانى مى خواهد قدرت را به او واگذارد، اما حاميان يهودى و رومى وى و دستيارانش او را سرزنش مى كنند.
آنـهـا بـا بـسـيـج نـيـروهـاى خـود با امام (ع) و سپاه وى درگير نبردى بزرگ مى شوند، نـبـردى كـه مـحورهاى ساحلى آن ، از عكا در فلسطين گرفته تا انطاكيه در تركيه و در داخل از طبريه تا دمشق و قدس را فرا مى گيرد...
در ايـن هـنـگـام خـشـم الهـى بـر نـيـروهـاى سـفيانى و يهودى و رومى فرود آمده و به دست مـسـلمـانـان كشته مى شوند، به گونه اى كه اگر يكى از آنان در پشت صخره اى پنهان شود، آن صخره بانگ برآورد: اى مسلمان ، در اينجا فردى يهودى مخفى شده او را هلاك كن .
در اين لحظه ظفر و يارى خداوند بر امام مهدى (ع) و مسلمانان به ارمغان آمده پيروزمندانه وارد قدس ‍ مى گردند.
غـربـيان مسيحى به طور ناگهانى مواجه با شكست يهوديان و نيروهاى پشتيبان آنها به دست با كفايت آن حضرت مى شوند، از اين رو آتش خشم آنان برافروخته شده و عليه امام (ع) اعلان جنگ مى دهند.
ولى نـاگـاه حـضرت مسيح عليه السلام از آسمان به قدس فرود آمده و با سخنان خويش جهانيان و بويژه مسيحيان را مورد خطاب قرار مى دهد.
فرود آمدن حضرت مسيح (ع) براى جهانيان علامت و نشانه اى است كه موجب شادى مسلمانان و ملتهاى مسيحى خواهد گرديد.
بـه نظر مى رسد كه حضرت مسيح (ع) ميان حضرت مهدى (ع) و غربى ها وساطت نموده ، قرارداد صلحى به مدت هفت سال بين دو طرف بسته مى شود.
بين شما و روميان چهار پيمان صلح برقرار مى شود كه چهارمين آنها به دست مردى از (خـانـدان ) هـرقـل ، انـجـام مـى پـذيـرد و هـفـت سـال بـه طـول مـى انـجـامد. مردى از عبدالقيس به نام ((مستور بن غيلان )) پرسيد: اين پيامبر خدا پـيـشـواى مـردم در آن روز چـه كـسـى خـواهـد بـود؟ فـرمود: مهدى از فرزندانم ، كه مردى چـهـل سـاله بـنـظـر مـى رسـد، چهره اش چون ستاره تابان مى درخشد، بر گونه راست او خـالى وجـود دارد، و در حـالى كـه دو قـباى قطوانى  به تن دارد همچون مردان بنى اسـرائيـل جـلوه مى كند، وى گنجينه هاى زمين را استخراج نموده و شهرى شرك آلود را آزاد مى سازد.
آنـگـونـه كـه در بـعـضـى روايـات آمـده غـربـى هـا پـس از دو سـال پـيـمـان صلح را مى شكنند. شايد انگيزه اين پيمان شكنى ، ترس و وحشتى است كه حـضـرت مسيح (ع) در اثر ايجاد موج همبستگى مردمى در بين ملتهاى آنان بوجود مى آورد. بـسـيـارى از غـربيها به آئين اسلام گرويده و حضرت مهدى (ع) را مورد حمايت و تاءييد خويش قرار مى دهند.
لذا رومـيـان در يـك هـجـوم نـاگـهانى با نزديك به يك ميليون سرباز به سرزمين شام و فلسطين يورش ‍ مى آورند.
((آنـگـاه بـا شـمـا پـيـمـان شـكـنـى نـمـوده و بـا ارتـشـى مـتـشـكـل از هـشـتـاد لشـكـر و هـر لشـكـر دوازده هـزار سـربـاز بـه سـوى شـمـا گسيل مى شوند))
و نـيـروهـاى اسـلام رويـاروى آنـان قرار گرفته و حضرت مسيح موضع خود را هماهنگ با حضرت مهدى (ع) اعلام داشته و پشت سر وى در قدس نماز مى گزارد.
نبرد با روميان (غربيها) در همان محورهاى نبرد آزادى قدس ، از عكا تا انطاكيه ، و از دمشق تـا قـدس و مـرج دابـق  روى خـواهـد داد كـه شـكـسـتى سخت متوجه روميان و پيروزى بزرگ و آشكارى نصيب مسلمانان مى گردد.
پـس از اين كارزار دروازه هاى پيروزى جهت فتح نمودن اروپا و غرب مسيحيت ، به روى آن حـضـرت گشوده مى شود... و ظاهرا بسيارى از كشورها به وسيله انقلاب ملتهاى خودشان فـتـح مـى گـردد، چـرا كـه مـلتـهـا حـكـومـتـهـاى خـود را كـه مـخـالف حـضرت مهدى و مسيح عليهماالسلام است سرنگون ساخته و حكومتهاى طرفدار آن حضرت را برپا مى دارند.
بـعـد از فـتـح غـرب توسط امام (ع) و در آمدن آن تحت فرمانروائى آن حضرت ، و اسلام آوردن بيشتر مردم آن سامان ، حضرت مسيح عليه السلام رحلت نموده و حضرت مهدى (ع) و مسلمانان بر پيكر او نماز مى گزارند، و آنطور كه روايات مى گويد، امام عليه السلام مـراسـم دفن و نماز خواندن بر بدن وى را آشكارا در حضور مردم انجام مى دهد، تا همچون بار اول درباره او سخن ناروا نگويند، سپس پيكر پاك او را با پارچه اى كه دست بافت مـادرش مـريـم صـديقه عليهما سلام است كفن نموده و در جوار مزار شريف در قدس به خاك مى سپارد.
پـس از فـتـح جـهـان تـوسـط آن حضرت و يكپارچگى تمام دولتهاى جهان به صورت يك حكومت اسلامى ... امام (ع) جهت تحقق بخشيدن به اهداف الهى در ابعاد گوناگون و در ميان مـلتـهـاى جـهـان اقدام مى كند، و براى تعالى بخشيدن و شكوفائى زندگى مادى و تحقق تـوانـگـرى و رفـاه هـمـگان قيام نموده و جهت گسترش فرهنگ و دانش ، و بالا بردن سطح آگاهى دينى و دنيايى مردم مى كوشد...
طـبـق بـرخـى روايـات ، مـيزان افزايش دانشى را كه آن حضرت بر دانش مردم اضافه مى كـند، به نسبت 25 به 2 است ، يعنى اضافه بر 2 جزء از علم را كه قبلا" دارا بوده اند 25 جزء ديگر را بر آن افزوده و به طور كلى دانش بشر 27 جزء خواهد شد.
هـم چـنـانكه در زمان آن حضرت پاى ساكنان زمين به سوى ساكنان كرات گشوده مى شود بـلكـه مـرحـله گـشـوده شـدن درهاى عالم غيبت به روى اين جهان مادى ما آغاز مى گردد، كه انسانهائى از بهشت به زمين مى آيند كه براى مردم اعجاز آور و خارق العاده خواهد بود.
و در روزگـار آن حـضـرت و بـعد از آن شمارى از پيامبران و امامان عليهم السلام به زمين بـاز خواهند گشت و تا هر زمان كه اراده حق تعالى باشد فرمانروايى خواهند نمود. و اين امر از نشانه هاى رستاخيز و مقدمات آن مى باشد.
به نظر مى رسد كه جنبش دجال ملعون و فتنه و آشوب او يك حركت انحرافى بهره گيرى از پـيـشرفت علوم و حالت رفاهى باشد كه در زمان امام (ع) جامعه بشرى به آن دست مى يابد تا، دجال از روشهاى پيشرفته چشمبندى ، براى فريب جوانان پسر و دختر و زنان كه بيشتر پيروان او را تشكيل مى دهند، استفاده مى كند.
از ايـن رو در جـهـان موجى از فتنه و آشوب بوجود مى آورد كه فريبكارى هاى او را باور مـى كـنـنـد، امـا حـضـرت مـهـدى (ع) نـيـرنـگ هـاى وى را آشـكـار ساخته و به زندگى او و هوادارانش خاتمه مى بخشد.
ايـن بـود دورنمائى كلى از حركت و انقلاب جهانى حضرت مهدى موعود(ع)... اما روزگارى كـه ايـن حـوادث در آن رخ مـى دهـد، آشـكارترين نشانه ها و رويدادهاى آن از زبان روايات چنين است :
نـخـسـت فتنه اى است كه بر امت اسلامى پيش مى آيد و روايات ، آن را آخرين و سخت ترين فتنه ها توصيف مى كند كه بر آنان وارد شده ، و با ظهور امام (ع) برطرف مى گردد.
منبع :عصرظهور  علی کورانی

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : علائم و شرایط ظهورشمارنشانه های ظهورشانه های اخرالزمانسيماى كلى دوران ظهور
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،،،،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 مرداد 1393 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 94 بار

درطول سالیان گذشته چنین به شیعه حضرت رسول الاه واهل بیت پاک ومطهرش ع القا شده که اوباید همیشه کوتاه بیایدودیگران هرچه میخواهند بکنندتاانجاکه نسبت به ظلم وستم وشهادت اهل بیت وفرزندانشان بی تفاوت شدند وخداوند متعال نیزوقتی این رویه رادیدشیعه رالایق داشتن این چنین الگویانی ندیدومااین چنین ازدیدارمولایمان محرومیم.اگرما بدرستی علت غیبت رابدانیم اینگونه رفتارنمیکنیم وحکم خدا رابارضایت هیچ کس عوض نمیکنیم

چند نکته در خصوص تعطیلی دفاتر برخی شبکه های ماهواره ای

 هفته گذشته وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی از توقیف برخی دفاتر شبکه های ماهواره ای شیعه خبر داد و علت تعطیلی این دفاتر را ایجاد اختلافات مذهبی و تشدید تفرقه در جهان اسلام وتخریب وجهه تشیع عنوان نمود .

در بخشی از بیانیه وزارت اطلاعات اینگونه آمده است : سربازان گمنام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با اقدامات اطلاعاتی، دفاتر تعدادی از شبکه های ماهواره ای را که بطور مخفیانه و غیرقانونی در چهار استان قم، اصفهان، تهران و خراسان رضوی فعالیت می کردند، شناسایی و با حکم قضایی این دفاتر را تعطیل و عوامل آن را بازداشت کردند.

در این خصوص لازم دیدم به چند نکته گذرا اشاره کنم .

حفظ وحدت سیاسی میان امت اسلامی یک اصل و ضرورتی غیر قابل انکار است. همچنین روش و منش اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) در برخورد با مخالفین الگویی عملی برای ما در برخورد با مخالفین و معاندین میباشد. و تاریخ گواه است که با این روش حتی بسیاری از دشمنان به دوستان و به پیروان مذهب حـقه تشیع گرویدند.

ولیکن وحدت به معنی کوتاه آمدن از موازین مسلم مذهب و دست بر داشتن از اعتقادات نیست متاسفانه عدم تفهیم صحیح کلمه " وحدت " باعث است عده ای به خطا افتاده و تصور کنند که منظور از وحدت و تقریب بین مذاهب یکی شدن اعتقادات میباشد و به نظرم بزرگانی که پروژه وحدت را رهبری نمودند شاید در خصوص شفاف سازی این معانی برای مردم و خصوصا نسل جوان کمی اهمال کرده اند .

برائت جستن از دشمنان و ظالمین به اهل بیت (علیهم السلام) جز فروع دین مذهب حقه تشیع است و کسی که از ظالمین به اهل بیت (علیهم السلام) اعلام برائت ننماید جزو دوستان این خاندان مکرم محسوب نمیشود.

ولیکن برائت و وحدت سیاسی قابل جمع است رهبر انقلاب بارها به این نکته اشاره کردند که منظور از وحدت کوتاه امدن از مسلمات اعتقادی مذهب نیست و مباحث طلبگی باید در حوزه ها و مراکز علمی به قوت خود باقی بماند .

متاسفانه در طول تاریخ عده ای دچار افراط و عده ای دچار تفریط شده اند و این مطلبی خطرناک است . امیدواریم متولیان وحدت و تقریب بین مذاهب روشی صحیح و منطقی را برای برون رفت از برخی ناهنجاریها اتخاذ نمایند .

تعطیلی دفاتر برخی شبکه های ماهواره ای که از آنان به عنوان شیعیان تندرو یاد میشود درست است که آنان را در داخل کشور دچار محدودیت میکند ولیکن این اقدام باعث قطع برنامه های آنان نخواهد شد. نمونه ی آن برخورد با شبکه ی موسوم به اهل بیت (علیهم السلام) که توسط شخصی به نام "حسن اللهیاری" در ایالات متحده امریکا اداره میشود که نه تنها باعث کنترل این جریان فکری نشد بلکه  نتیجه ای معکوس داد. لذا شایسته است متفکرین و بزرگان شیعه با حفظ وحدت شیعی تلاش نمایند با گفتگو و تعامل سیاست مشترکی را در راستای تبلیغ مذهب تشیع و مقابله با دشمنان اسلام اتخاذ نمایند.

تعطیلی دفاتر برخی شبکه ها انعکاس های داخلی و خارجی را نیز به همراه داشت  طبیعتا از هر رخ دادی برخی تلاش میکنند اهدافشان را جلو ببرند که میتوان به عنوان نمونه به واکنش ائمه جمعه اهل سنت گنبدکاووس اشاره کرد .

در این بیانیه که نسخه ای از آن روز یکشنبه 19 مرداد به ایرنا ارسال شد، آمده است:  ائمه جمعه اهل سنت گنبدکاووس هرگونه تفرقه افکنی و ایجاد نفاق بین مذاهب اسلامی به ویژه شیعه و سنی، اهانت به اصحاب رسول الله، مقدسات و بزرگان مذاهب اسلامی را تحت هر نام و عنوانی به شدت تقبیح کرده اند. 

 نویسندگان بیانیه همچنین در ادامه ابراز امیدواری کرده اند دیدگاه ها و بیانات حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی و حرکت مخلصانه وزارت اطلاعات که بدون شک در راستای منافع اسلامی و ملی تعبیر می شود، الگویی عملی برای آحاد مردم شیعه و سنی ایران و جهان قرار گیرد .

* چگونه است حضرات امضاء کننده ی این بیانیه که از وحدت سخن میگویند از شبکه های ماهواره ای وهابی که 24 ساعت مقدسات شیعیان و پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را با بی شرمی تمام مورد اهانت و جسارت قرار میدهند اعلام برائت نمی کنند!؟

* بر مبنای اعتقاد بر کدام اصل وحدت است که برخی از مولوی های اهل سنت کشور خصوصا منطقه بلوچستان برای شرکت در برنامه های این شبکه های ضد شیعی و ضد ملی سر از پا نمی شناسند و چگونه است حضرات امضاء کننده این بیانیه در این خصوص نیز واکنشی نشان نداده و این اقدامات وحدت شکن و تفرقه افکن را محکوم نمیکنند!؟

* مقام معظم رهبری مکرر بر حفظ وحدت میان اهل سنت و شیعیان تاکید نموده اند چگونه است که برخی بیانات ایشان را مصادره به مطلوب نموده و یکجانبه خرج میکنند ؟!

برخی تصور نکنند اقدام اخیر وزارت اطلاعات در برخورد با برخی شبکه ها به معنی چراغ سبز به افراطیون اهل سنت بوده است. مردم ولایتمدار ایران از نهاد های امنیتی و اطلاعاتی میخواهند به شدت با عناصر و حامیان داخلی شبکه های و وهابیت برخورد نموده و ریشه تفکر این فرقه ی ضاله  را در کشور بخشکانند. ایران اسلامی هیچگاه محل امنی برای دشمنان خاندان رسالت نبوده و نخواهد بود .

      والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین    

مسعود بحرینی             

مدیر موسسه راهبردی گفتمان جهانی انتظار


به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : تعطیلی دفاتر برخی شبکه های ماهواره ای
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 2 تیر 1393 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 153 بار

کارنامه سیاه سفیانی درعراق2 

در شماری قبل ضمن اشاره به این مطلب که قیام و خروج سفیانی از علائم حتمی ظهور به شمار می رود، به اقدامات جنایتکارانه سفیانی در کوفه از قبیل: نسل کشی سفیانی در کوفه، کشتار شیعیان در کوفه، ویران ساختن کوفه و ... پرداختیم و عنوان داشتیم که تسلط بر عراق از اهداف اصلی خروج سفیانی می باشد.


در ادامه به گوشه ای دیگر از اقدامات سفیانی در عراق اشاره خواهیم کرد:
سفیانی بر کرانة رود دُجَیل

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در مورد کارکرد سفیانی می‌فرماید: «چون سفیانی از فرات عبور کند و به محلّی به نام «عاقرقَوْفا»(1) برسد، خداوند ایمان را از دلش می‌زداید، در کرانة رود دُجیل هفتاد هزار مرد جنگی و بیش از آن از افراد غیر نظامی را به قتل می‌رساند. بر خزانه دست پیدا می‌کند، نظامیان را می‌کشد و شکم بانوان را می‌شکافد، به این بهانه که شاید حامله باشند و فرزند پسر به دنیا آورند».(2) در ادامه می‌فرماید: «بانوان قریشی از رهگذرها و قایق‌ران‌ها استمداد می‌جویند و از آنها می‌خواهند که آنان را سوار کرده، به منطقة امنی ببرند، ولی آنها به جهت دشمنی با اهل‌بیت آنان را سوار نمی‌کنند».(3)

در حدیث دیگری می‌فرماید: «برای پسرعموهایم (بنی‌العبّاس) شهری در سمت مشرق، در میان دجله، و دجیل خواهد بود... نابودی آن به دست سفیانی می‌باشد. گویی با چشم خود می‌بینم که سقف‌های آن روی پایه‌هایش فرو ریخته است».(4)

جنایات سفیانی در شهر بصره

سفیانی سه بار وارد بصره می‌شود، اشراف (سادات) را می‌کشد، عزیزان را بر خاک مذلّت می‌نشاند، بانوان را به اسارت می‌برد؛ وای بر آبروهای بر باد رفته، شمشیرهای از نیام بر آمده، کشته‌های روی هم انباشته و دامن‌های مورد تعرّض قرار گرفته است.(5)

در خطبة البیان منسوب به امیرمۆمنان(علیه السلام) آمده است: سفیانی پس از حوادث خون‌بار حِمص، حلب، رقّه، رأس‌العین و نُصَیبین، وارد موصل می‌شود، مردم بغداد در آنجا گرد آیند و اهالی شهر حضرت یونس به لخمه می‌روند، نبرد سختی در موصل رخ می‌دهد که تعداد شصت هزار نفر در آن میان کشته می‌شود
کارکرد سفیانی در عَینُ التّمر

در منابع حدیثی آمده است که، سفیانی در «عَینُ التّمر»(6) هفتاد هزار نفر را به قتل می‌رساند.(7)

دیوار حایل

سفیانی با لشکری جرّار به سوی عراق حرکت می‌کند، یکصد هزار نفر به دنبال او حرکت می‌کنند، در بین جلولا و خانقین سدّ ایجاد می‌کند و معترضان را همانند گوسفند سر می‌برد.(8)

کشار فجیع در موصل

در خطبة البیان منسوب به امیرمۆمنان(علیه السلام) آمده است: «سفیانی پس از حوادث خون‌بار حِمص، حلب، رقّه، رأس‌العین و نُصَیبین، وارد موصل می‌شود، مردم بغداد در آنجا گرد آیند و اهالی شهر حضرت یونس به لخمه می‌روند، نبرد سختی در موصل رخ می‌دهد که تعداد شصت هزار نفر در آن میان کشته می‌شود».(9)

جنایات بی‌شمار سفیانی در بغداد

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده که سپاه سفیانی بیش از پانصدهزار نفر را در بغداد به قتل می‌رساند.(10) امیرمۆمنان(علیه السلام) در فرازی از یک خطبه طولانی از کشته شدن هفتاد هزار نفر در بغداد خبر داده است.(11) امام صادق(علیه السلام) از انتقال پایتخت عبّاسیان به زوراء (بغداد) خبر داده، در فرازی از آن می‌فرماید: «در آن هنگام سفیانی خروج کرده بدترین شکنجه‌ها را روا می‌دارد».(12)

درگیری‌های پراکنده

امام باقر(علیه السلام) می‌فرماید: «هنگامی که سفیانی بر ابقع، منصور، کندی، ترک و روم چیره شود، به سوی عراق عزیمت می‌کند... بر شهری سیطره پیدا می‌‌کند، کشتار فجیعی در آن به راه می‌اندازد، افرادی را ـ صبراً ـ می‌کشد و شش تن از افراد برجسته بنی‌العبّاس را به قتل می‌رساند».(13) و در حدیث دیگری از درگیری سپاه سفیانی در اصطخر، قومس، دولات ری، مرز زریخ... ری، بابل، مداین و نصیبین و حوادث مرگ‌بار در آنها سخن گفته است. (14)

دیگر جنایت‌ها

آنچه گفته شد نمی از یَم و اندکی از جنایات بی‌شماری است که سفیانی در عراق مرتکب می‌شود. در حدیثی، امیر بیان مولای متّقیان(علیه السلام) شماری از جنایات او را بر شمرده که در زیر می‌آوریم:

1. دستگیره‌های اسلام را یکی پس از دیگری نابود می‌کند،

2. اهل دانش و فضیلت را می‌کشد،

3. قرآن‌ها را طعمه حریق می‌سازد،

4. مساجد را ویران می‌کند،

5. محرّمات را مباح می‌سازد،

6. دستور ساز و آواز در کوچه و بازار می‌دهد،

7. فرمان باده نوشی در گذرگاه‌ها صادر می‌کند،

8. کارهای ناشایست را مباح اعلام می‌کند،

9. از انجام فرایض جلوگیری می‌کند،

10. در گسترش فسق و ستم تلاش می‌کند،

11. هر لحظه بر طغیان و سرکشی خود می‌افزاید،

12. از روی دشمنی با اهل‌بیت، هر کس را که نامش: محمّد، احمد، علی، جعفر، حمزه، حسن، حسین، فاطمه، زینب، رقیّه، امّ کلثوم، خدیجه و عاتکه باشد، به قتل می‌رساند،

13. کودکان را جمع می‌کند، در دیگ با زیتون می‌جوشاند،

14. دو کودک را که حسن و حسین نام دارند، دستگیر کرده، به دار می‌زند.(15)

افول قدرت سفیانی و بشارت ظهور

جنایات بی‌شمار سفیانی موجب می‌شود که گروه‌های غیور با یکدیگر پیمان بسته، علیه سفیانی خروج کنند، که به چند نمونه از آنها اشاره می‌کنیم:

1. سپاه سفیانی بر عفّت سی هزار دوشیزه در کوفه تعدّی می‌کنند، سپس سرهای آنها را برهنه کرده، به عنوان برده در معرض فروش قرار می‌دهند... خبر به اهل بصره می‌رسد، از دریا و خشکی حمله می‌کنند و زن‌ها را از دست آنها رهایی می‌دهند.(16)

2. نیروهایی از کوفه و بصره هم پیمان شده‌اند، با سفیانی به نبرد می‌پردازند.(17)

3. سفیانی چهل روز با آنها درگیر می‌شود، چون نیروی کمکی نمی‌رسد، ناگزیر با رومیان قرارداد صلح امضا می‌کند، که هیچ یک از طرفین، چیزی به طرف دیگر پرداخت نکند.(18)

4. سیّد هاشمی با پرچم‌های سیاه به پرچم‌داری «شعیب بن صالح» از خراسان حرکت می‌کند، در دروازه اصطخر با سپاه سفیانی درگیر می‌شود، نبرد سختی روی می‌دهد، پرچم‌های سیاه پیروز می‌شوند و سپاه سفیانی فرار می‌کنند.(19)

5. به هنگام خروج سفیانی از کوفه، دو سپاه متّحد شده، با سپاه او می‌جنگند، آنها را از پای در می‌آورند، غنایم و اسیران جنگی را از دست آنها می‌رهانند.(20)

6. جوان هاشمی، با خالی در کف دست چپ، با پرچم‌های سیاه و جلوداری مردی از بنی تمیم به نام شعیب بن صالح، با سپاه سفیانی نبرد می‌کند و آن را شکست می‌دهد.(21)

7. پرچم‌های سیاه سپاه سفیانی شکست داده، آنها را تا بیت‌المقدّس عقب می‌رانند و زمینه را برای حکومت حضرت مهدی(عج) فراهم می‌سازند.(22)

در خطبة البیان منسوب به امیرمۆمنان(علیه السلام) آمده است: سفیانی با دویست هزار مرد جنگی از سواره و پیاده حرکت می‌کند تا در حیره فرود آید... در آنجا نبرد سختی بین او و حضرت مهدی(عج) رخ می‌دهد. سپاه سفیانی شکست می‌خورد، سفیانی با تعداد اندکی از یارانش فرار می‌کند. یکی از یاران حضرت به نام «صیّاح» با گروهی از اصحاب، او را دنبال کرده، دستگیر نموده، به نزد حضرت می‌آورد
بشارت ظهور: پیشوای پرواپیشگان، امیرمۆمنان(علیه السلام) در فرازی از خطبه مفصّلی می‌فرماید: «هنگامی که لشکر سفیانی به سوی کوفه عزیمت نمود، منتظر ظهور بهترین آل‌محمّد(علیهم السلام) باشید».(23) از طریق عمّار یاسر روایت شده که چون سفیانی وارد کوفه شود و یاوران آل محمّد(علیهم السلام) را به قتل برساند، حضرت مهدی(عج) ظاهر شود و پرچم او را شعیب بن صالح حمل کند.(24) امام زین‌العابدین(علیه السلام) می‌فرماید: «قائم(عج) از مدینه حرکت نموده... وارد قادسیّه می‌شود، در حالی که مردم با سفیانی بیعت کرده، در کوفه گرد آمده باشند».(25)

دستگیری سفیانی: رئیس مذهب، حضرت امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «قائم(عج) وارد نجف اشرف می‌شود، سفیانی با یارانش از کوفه حرکت می‌کند، حضرت با آنها محاجّه می‌کند... . آنگاه پرچم پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را به اهتزاز در می‌آورد، فرشتگان بدر به یاری‌اش فرود می‌آیند... . پس سپاه سفیانی را شکست داده، تا داخل کوفه به عقب‌نشینی وادار می‌کند.

منادی حضرت ندا سر می‌دهد: زخمی‌ها را نکشید و فراری‌ها را دنبال نکنید. پس با آنها همانند سیره امیرمۆمنان(علیه السلام) در مورد اهل بصره رفتار می‌کند».(26)

در خطبة البیان منسوب به امیرمۆمنان(علیه السلام) آمده است: «سفیانی با دویست هزار مرد جنگی از سواره و پیاده حرکت می‌کند تا در حیره فرود آید... در آنجا نبرد سختی بین او و حضرت مهدی(عج) رخ می‌دهد. سپاه سفیانی شکست می‌خورد، سفیانی با تعداد اندکی از یارانش فرار می‌کند. یکی از یاران حضرت به نام «صیّاح» با گروهی از اصحاب، او را دنبال کرده، دستگیر نموده، به نزد حضرت می‌آورد» .(27)



بیعت سفیانی:

امام باقر(علیه السلام) در مورد فرجام کار سفیانی می‌فرماید: «به سفیانی خبر می‌رسد که حضرت قائم(عج) به سوی او عزیمت نموده، با سپاهیانش به سوی آن حضرت حرکت می‌کند و تقاضای دیدار می‌نماید. حضرت مهدی(عج) حجّت را بر وی تمام می‌کند، او تسلیم شده، بیعت می‌کند. چون به سوی سپاهیانش بر می‌گردد، آنها او را سرزنش می‌کنند، پس بیعتش را می‌شکند و آماده نبرد می‌شود و حضرت مهدی(عج) آنها را شکست می‌دهد. اگر یکی از آنها پشت درخت، یا پشت سنگی مخفی شده باشد، آن درخت و آن سنگ می‌گوید: «ای مۆمن، فرد کافری در پشت من مخفی شده است».(28)

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون



پی نوشت ها :

1. عاقر به معنای شن‌زار است و احتمالاً منظور از «عاقرقوفا» «عقرقوف» از کوه‌های سیلحین در نواحی بغداد باشد؛ معجم البلدان، ج 4، ص 68.

2. مروزی، الفتن، ج1، ص304، ح885.

3. همان.

4. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج1، ص38.

5. حائری، الزام النّاصب، ج2، ص203.

6. نام شهری در نزدیکی انبار، در غرب کوفه، [یاقوت، معجم‌البلدان، ج 3، ص759].

7. سلمی، عقدالدرر، ص77.

8. الزام الناصب، ج2، ص209.

9. همان، ص213.

10. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج1، ص40.

11. عقدالدرر، ص912.

12. سید ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص134، ب54.

13. مروزی، الفتن، ج1، ص3047، ح884.

14. همان، ص316، ح913.

15. عقدالدّرر، ص93.

16. مقدسی، فرائد فوائد الفکر، ص310.

17. مروزی، الفتن، ج1، ص316، خ916.

18. همان، ص222، ح 620.

19. همان، ص316، ح912.

20. طبری، تفسیر جامع البیان، ج22، ص72.

21. مروزی، الفتن، ج1، ص314، ح907.

22. همان، ص310، ح 894.

23. سید ابن طاووس، الملاحم و الفتن، ص125، ب39.

24. مروزی، الفتن، ج1، ص314، ح908.

25. نیلی، سرور أهل الایمان، ص100، ح78.

26. همان، ص101، ح79.

27. حائری، الزام الناصب، ج2، ص221.

28. سرور أهل الایمان، ص101، ح80.



منبع:ماهنامه موعود شماره 103.

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : كارنامة سیاه سفیانی در عراق (1)کارنامه سیاه سفیانی درعراق2
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،
.: Weblog Themes By blogskin.ir :.