وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ ٱلصَّـٰلِحُونَ [٢١:١٠٥] و ما در زبور -پس از تورات- نوشته‌ايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد. از
از
از، ظهور، 1394، اخرالزمان، حوادث قبل ازظهور، پیشگیری از فریضۀ حج در آخرالزمان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 بهمن 1393 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 152 بار

 تمام حرفم این است:

چه قدر، اوضاع شبیه است به آنچه در روایات در مورد سال ظهور گفته شده

 

خلاصه

 

به طور خلاصه، با فرض این که سال 1394، سال ظهور باشد، حوادث زیر از حدود یک سال قبل، به ترتیب گفته شده روی خواهند داد. البته حتی اگر سال 94 سال ظهور نباشد، در هر سالی که سال ظهور باشد (مثلاً 1396 یا 1402 یا بعد از آن)، باز ترتیب حوادث احتمالاً به صورت زیر خواهند بود.


 حوادث زمستان 1393

مرگ ملک عبداللهزلزله‌ی بزرگ دمشق، ظهور سفیانی از درعا و کشته شدن بشار اسد.

حوادث بهار 1394 (جمادی الآخر، رجب، شعبان، 1436 قمری)

1. جمادی الاخر (فروردین)، باران عجیب2. رجب (اردیبهشت)
                      2 -1) آغاز حرکت سفیانی، یمانی و خراسانی
                      2-2) تسلط یمانی بر صنعا
                      2- 3) دیده شدن چهره ای در ماه و دستی در آسمان
                      2- 4) سه ندا در رجب
                      2- 5) وقوع ظهور غیررسمی، شروع جمع شدن شیعیان در مکه

حوادث تابستان 1394 (رمضان، شوال، و ذی القعده، 1436 قمری)

رمضان - تیرماه: سحرگاه جمعه 23 رمضان پس از اذان صبح، ندای آسمانیشوال - مرداد: جنگ قرقیسیا بین دو گروه باطلذی القعده (احتمالاً) - شهریور
                   شیعه کشی در عراق به ویژه بغداد و نجف، دخالت ایران در عراق
                   سید خراسانی
                   شعیب صالح
                   پرچم های سیاه (یالثارات الحسین)

حوادث پاییز 1394 (ذی الحجة، محرم، صفر)

مهرماه - ذی الحجة 1436
*   9 ذیحجة (روز عرفه) - اعلام مرگ آخرین حاکم حجاز در عرفات و درگیری حاجیان در منی
*   آتشی در مشرق
*   25 ذیحجة - قتل نفس زکیه
آبان - محرم 1437
               *  در سال فرد
               *  در شب جمعه، شب تاسوعا، جمع شدن 313 نفر در مکه به طی الارض
               *  در روز تاسوعا، خسف بیداء 
               *  سخنرانی - در شب عاشورا 
               *  بیعت - در روز عاشورا، شنبه
 

بر اساس متن کتاب "المعجم الموضوعی لأحادیث الإمام المهدی (کلیک کنید)" از شیخ علی الکورانی (همان نویسنده ی کتاب عصر ظهور)، برخی از مهم ترین حوادث سال ظهور، احتمالاً به ترتیب زیر خواهند بود.

در این متن، من علاوه بر مرتب کردن این رویدادها، بر اساس ترتیب زمانی، سعی کرده ام این روایات را بر سال 93 و 94، تطبیق کنم که تنها یک حدس است، از جهت این که نشان می دهد این دو سال، ظرفیت این حوادث را دارند.

در واقع، هدف من از این متن، این است که بگویم، سال 94 این قابلیت را دارد که سال ظهور باشد، بدون این که حتی در یکی از نشانه های ظهور، بدا حاصل شود. سال 94 این قابلیت را دارد که سال ظهور باشد، و همه ی نشانه های ظهور همانگونه که در روایات گفته شده، محقق شود.

البته ممکن هم هست که سال 94 سال ظهور نـــباشد، اما به هر حال، ترتیبی که من در اینجا ارائه کرده ام، از این جهت مفید است که به خواننده، نشان می دهد، در سال ظهور، هر سالی که باشد، چه اتفاقاتی به چه ترتیب، انتظار می رود که واقع شود.

یک بحث اساسی این است که برخلاف، جمله ی شاعرانه ی معروف که می گوید ”شاید این جمعه بیاید شاید“، ظهور در هر سال تنها در یک روز امکان وقوع دارد، و آن هم روز عاشوراست. و البته قبل از این عاشورای موعود از حدود 6 تا 7 ماه قبل باید حوادثی رخ دهد، مثلاً حوادث رجب، که شش ماه قبل از ظهور است. اگر در سال 93 و در رجب، این حوادث رخ نداده، پس قطعاً در عاشورای 93 هم ظهوری اتفاق نخواهد افتاد.

همچنین نشانه های دیگری هم هست که بر هر سالی تطبیق نمی کند. مثلاً در سال ظهور، باید عاشورا مطابق با شنبه باشد و 23 رمضان قبل از آن نیز مطابق با جمعه باشد. همچنین، گفته شده که ظهور در سال فرد است، یعنی سالی که آخر آن 1 یا 3 یا 5 یا 7 یا 9 باشد.

با این حساب، در آینده ی نزدیک به ما، تنها در سال های 1394، 1396، و 1402، امکان برقراریِ این تطابق وجود دارد (برای سال 1394 مراجعه کنید به تقویم استخراج شده ی موسسه ی ژئوفیزیک دانشگاه تهران از اینجا. برای سال های 1396 و 1402، مراجعه کنید به تقویم سایت time.ir. البته برای این که تطابق زمانی گفته شده در این دو سال اخیر برقرار باشد، باید یک روز جابجایی در تقویم، اتفاق افتد، که در تقویم قمری، نامعمول نیست. در برخی دیگر از سایت های مبدل تاریخ، برای سال 1396 فاصله بیش از یک روز هفته است که امکان تطابق را کاهش می دهد. فعلاً نمی دانم این مشکل چه طور قابل حل است! ولی برای سال 1394 همه ی تقویم ها، مشابه اند).

از نظر تطابق با سال فرد، عاشورای سال 1394 شمسی، مطابق است با 10 محرم 1437، و عاشورای سال 1396 مطابقت دارد با 10 محرم 1439 (با 1402 هم سازگار است).

از نظر سیاسی، در یک ساله ی منتهی به ظهور، حوادث زیر اتفاق خواهد افتاد:

مرگ حاکمی به نام عبدالله و جنگ قدرت بین جانشینان تا مرز فرو پاشی حکومتویرانیِ شام (سوریه) بر اساس درگیری های فراوان و در نهایت حاکم شدن گروهی متعصب مذهبی و ضد شیعه، جنگ آنان با ترک و روم، و سپس جنایاتشان در عراقحاکم شدن گروهی که رهبران آن تفکر شیعه ی اثناعشری دارند بر یمنحضور یک حکومت زمینه ساز برای امام زمان، در ایران و حضور یهود در فلسطین

جالب است که در مورد نشانه های زمانیِ گفته شده در بالا و همچنین چهار مورد ذکر شده از نظر سیاسی، همه چیز در سال 1394 و 1396 امکان جمع شدن دارد. یعنی سال 1394 (یا 1396) می تواند سال ظهور باشد، بدون این که حتی یکی از این حوادث نقض شود. همه ی این حوادث در سال 1394 و 1396 امکان وقوع دارند و این دو سال ظرفیت این حوادث را دارند. از این که 23 ماه رمضان مطابق با جمعه و 10 محرم، مطابق با شنبه است، تا اینکه محرم، مطابق با سال فرد قمری است، تا حوادث سیاسی ذکر شده، و حتی تا این که از ’باران عجیب‘ در جمادی الاخر و رجب، سخن رفته که مطابق با فروردین و اردیبهشت (برای سال 94) و اسفند و فروردین (برای سال 96) است و بارش باران در این زمان از سال، عجیب نیست.

مشخصاً سال 1396 تقریباً تمام ظرفیت های سیاسی و تقویمی سال 1394 را داراست و شاید حتی از جهاتی، برتری هم داشته باشد، از جمله این که شرایط سیاسی آماده‌تر خواهد شد، و با پیشگویی های معروف شاه نعمت الله ولی هم سازگارتر است که می گوید:

بندگان جناب حضرت او / سر به سر تاجدار می بینم

تا چهل سال ای برادر من / دور آن شهریار می بینم

دور او چون شود تمام به کار / پسرش یادگار می بینم

پادشاه و امام هفت اقلیم / شاه عالی تبار می بینم

بعد ازو خود ِ امام خواهد بود / که جهان را مدار می بینم

میم و حا میم و دال خواهد بود (نام حضرت مهدی) / نام آن نامدار می بینم

در تفسیر این ابیات، چهل سال را فاصله ی انقلاب امام خمینی تا ظهور دانسته اند. جالب آن که انقلاب، با تقویم قمری، در سال 1399 هجری، اتفاق افتاده و محرم سال 1396 شمسی، مطابقت دارد با شروع سال 1439 قمری، که دقیقاً همان چهل سال می شود (البته برخی از بزرگان، نظر مثبتی نسبت به اشعار شاه نعمت الله ولی ندارند). نکته ی جالب دیگر آنکه، عاشورای سال 61 هجری، در مهرماه بوده و عاشورای سال 1396 هم در مهرماه خواهد بود.

بحثی در علم کلام هست، با عنوان ’بداء‘. در این بحث گفته می شود، برخی چیزهایی که ظاهراً مقدر شده، اتفاق نمی افتد، زیرا در تقدیر پنهان خداوند، چیز دیگری مقدر بوده است. معمولاً هنگامی که از پیشگویی های مربوط به ظهور، سخن می رود، این بحث هم مطرح می شود که شاید در فلان حادثه، بداء واقع شود. اما باید دانست، که بداء یک استثنا است یعنی مثلاً 5 درصد احتمال وقوع دارد و 95 درصد، حوادث همان گونه که در روایات پیش گویی شده، روی خواهند داد. بنابراین باید فرض را بر 95 درصد گذاشت و بحث بداء را به صورت جانبی مطرح کرد. بعلاوه، بسیاری از حوادثی که گفته شده، مقدمات آن همین الان، واقع شده است. مثلاً بعد از 1400 سال و برای اولین بار در یمن جنبشی به وجود آمده که رهبران آن (و البته نه عامه ی پیروان آن) کاملاً تحت تأثیر اعتقادات اثناعشری هستند، یعنی جنبش حوثی ها (عامه ی پیروان این جنبش شیعه ی زیدی هستند). وقتی مقدمات خروج یمانی فراهم شده، و تنها خروج خود یمانی در رجب، شش ماه به ظهور باقی مانده، خیلی لازم نیست از بداء در این زمینه سخن گفته شود. همچنین است در مورد دیگر پیش گویی ها در مورد فضای سیاسیِ سال قبل از ظهور.

 در هر حال، آنچه در این متن آمده، با این فرض است که بدائی اتفاق نیفتد و همه چیز همان طور که در روایات ذکر شده، پیش آید، وگرنه اگر بنا را بر وقوع بداء بگذاریم، در هر روزی از سال و هر ساعتی از روز، امکان وقوع ظهور، هست. همچنین باید توجه داشت که ظهور، به طور ذاتی، وقتی اتفاق می افتد که مردم آمادگی داشته باشند. یعنی حتی همین الان هم اگر مردم آمادگی پیدا کنند، ظهور اتفاق می افتد، و نیاز به هیچ نشانه ای نیست. یعنی در هر نقطه ای از زمان، به طور بالقوه، امکان وقوع ظهور هست (شاید این جمعه بیاید، شاید!). این از ذات قضیه، اما واضح است که بالاخره ظهور، در یکی از نقاط زمانی به وقوع خواهد پیوست، و از بین این همه نقطه ی بالقوه، یکی بالفعل، نقطه ی ظهور خواهد بود. احادیثی که نشانه های ظهور را نقل می کنند به این نقطه ی بالفعل اشاره دارند. در مقابل روایاتی هم هستند که به نقاط بالقوه ی ظهور اشاره می کنند و این دو منافاتی با هم ندارند.

 



اسناد

 

حوادث زمستان 1393
 
مرگ ملک عبدالله

عن الإمام الصادق قال: من یضمن لی موت عبد الله أضمن له القائم، ثم قال: إذا مات عبد الله لم یجتمع الناس بعده على أحد ولم یتناهَ هذا الأمر دون صاحبکم إن شاء الله، ویذهب ملک السنین ویصیر ملک الشهور والأیام ! فقلت یطول ذلک؟ قال: کلا.

ترجمه: از امام صادق علیه السلام: هر کس برای من مرگ عبدالله را تضمین کند، من برای او ظهور قائم را تضمین می کنم ... هنگامی که عبدالله بمیرد، مردم پس از او بر هیچ کس (به عنوان جانشین) به توافق نخواهند رسید و این وضعیت تا ظهور ادامه خواهد یافت، و در این دوره، جای پادشاهی های سال ها را، پادشاهی های ماه ها و روزها خواهد گرفت. راوی می گوید، گفتم، آیا این وضع به طول می انجامد؟ فرمود: هرگز.

از این روایت همین قدر مشخص است که مرگ حاکمی به نام عبدالله چند ماه قبل از ظهور خواهد بود به طوری که برخی جانشینان او چند ماه حکومت خواهند کرد (ملک الشهور) و برخی چند روز (والأیام) و از مرگ او تا ظهور فاصله ی زیادی نخواهد بود (کلا). این که این اتفاق در زمستان باشد تنها یک احتمال است و وقوع آن در بهار هم با این روایت جور در می آید. مهم آن است که پس از مرگ او تا ظهور چند ماه فاصله باشد.

هر چند در این روایت گفته نشده که این عبدالله حاکم کجاست، اما این روایت با شرایط عربستان سعودی جور در می آید. در حال حاضر ملک عبدالله با بیش از 90 سال سن، بیمار و در شرف مردن است. ولی عهد او نیز بیمار است به طوری که برای ولی عهد هم ولی عهد، مشخص کرده اند. پادشاهان هفتاد سال گذشته ی سعودی همگی برادر بوده اند و در حال حاضر با توجه به پیریِ این نسل و لزوم انتقال قدرت به نسل بعدی (پسر عموها) جنگ قدرت در خاندان سعودی، بارز است. عربستان کاملاً زمینه ی وقوع این پیشگویی را دارد.

تکمیلی:

3 بهمن 1393: امروز مرگ ملک عبدالله اعلام شد، درست در وقتی که پیش بینی می شد لبخند. حالا باید منتظر حکومت های چندماهه و چندروزه بود. فعلاً سلمان بن عبدالعزیز (79 ساله) به پادشاهی انتخاب شده است. وی مدت هاست که به بیماریِ زوال عقل مبتلاست. پیش بینی می شود در ماه های آینده وی نیز بمیرد یا به دلیل ناتوانی در اداره ی امور، از قدرت برکنار شود. مشکل اصلی بر سر ولیعهد او، و آخرین برادر از فرزندان عبدالعزیز، یعنی مقرن است. مقرن در زمان عبدالله، به عنوان ولیعهد ولیعهد انتخاب شد و اکنون ولیعهد ملک سلمان است. اما مشکل این است که بسیاری با او موافق نبودند و اکنون سلمان به عنوان ملک، حق دارد او را عزل کند. در نسل دومی ها هم متعب بن عبدالله فرزند ملک عبدالله، برای جانشینی خیز برداشته است. دیگرانی هم هستند. فعلاً که محمد بن نایف را ولی عهدِ ولی عهد (مقرن) کرده اند. او اولین فرد از نسل دوم است که در صف پادشاهی قرار گرفته. آیا دیگر پسرعموها، و خود مقرن، او را خواهند پذیرفت؟ (برای جزئیات بیشتر، اینجا را بخوانید)

 یک سناریو (حدس من، فقط حدس) می تواند این باشد: مثلاً چند ماه دیگر، سلمان به دلیل ناتوانی در اداره ی امور، از قدرت خلع شود و مقرن به قدرت برسد. اما مـُقرِن را هیچ کس نمی خواهد نه برادران بزرگترش که هنوز سرپا هستند مانند طلال و احمد، و نه جناح سـُدَیری ها و شِمـِری ها، لذا همگی با هم توطئه کرده و پس از چند ماه برکنارش می کنند. مقرن در مدت حکومتش، محمد بن نایف را عزل کرده و متعب بن عبدالله را ولی عهد می کند تا جناح ضعیف تر را با خود همراه کند، اما این کار اوضاع را بدتر می کند. چند روز پس از خلع مقرن، جناح سدیری ها که قوی هم هستند، متعب بن عبدالله را نیز از قدرت پایین می کشند (شاید با کشتن)، و محمد بن نایف، به قدرت می رسد و او همانی است که مرگش در روز عرفه اعلام می شود.

البته این فقط یک حدس بود برای این که نشان دهیم چگونه ممکن است روایت فوق در چندماه آینده در خاندان آل سعود به وقوع بپیوندد.

اگر این ملک عبدالله، همان عبدالله مذکور در روایات باشد، پس با اطمینان زیادی می توان گفت، ظهور یا در سال 1394 است یا در سال 1396. اگر در سال 94 باشد که پیش بینی آینده همان است که در بالا گفته شد. اما اگر ظهور در سال 1396 باشد، کمترین چیزی که می توان گفت، آن است که هیچ یک از جانشینان ملک عبدالله، دوازده ماه تمام، حکومت نخواهند کرد. انشاءالله با دعای منتظران، اولین احتمال، مقدر شود.

از 1953 تاکنون، شش برادر بر عربستان حکومت کرده اند، که عبارتند از سعود، فیصل، خالد، فهد، عبدالله، و اکنون سلمان. اختلاف بر سر حکومت، در بین آل سعود تازگی ندارد. در 1964، فیصل که ولی عهد سعود بود، به خاطر اختلافات گسترده با وی، و به بهانه ی بیماریِ او، سعود را از قدرت عزل کرد و خود به تخت نشست. فیصل، خود، در 1975، به دست برادرزاده اش، ترور و کشته شد. 

 

زلزله‌ی بزرگ دمشق، ظهور سفیانی از درعا و کشته شدن بشار اسد

 

وقال ابن حماد:1/285: عن أرطاة قال: ... وخسف بقریة بدمشق وسقط طایفة من غربی مسجدها، رُفع بالشام ثلاث رایات: الأبقع والأصهب والسفیانی، ویحصر بدمشق رجل فیقتل ومن معه، ویخرج رجلان من بنی أبی سفیان فیکون الظفر للثانی، فإذا أقبلت مادة الأبقع من مصر ظهر السفیانی بجیشه علیهم فیقتل الترک والروم بقرقیسیا حتى تشبع سباع الأرض من لحومهم.

 و [پس از] فرورفتن روستایی در دمشق و فروریختن بخش غربی مسجد دمشق [بر اثر زلزله]، سه پرچم در شام، برافراشته می شود: ابقع، اصهب و سفیانی، و مردی در دمشق محاصره شده و خودش و همراهانش، کشته می شوند، و دو نفر از نسل ابوسفیان شورش می کنند و دومی، پیروز می شود. پس آنگاه که ابقع از مصر روی آورد، سفیانی و لشکرش بر آنان پیروز می شوند، سپس ترک و روم را در قرقیسیا (دیرالزور) می کشد چندان که جانوران درنده ی زمین از گوشت آنان سیر می شوند [یا توانند شد].

مصر هم نام یک کشور، است و هم به معنیِ "شهر" است. شاید منظورش این است که ابقع پس از زلزله و قبل از سفیانی شهر دمشق را گرفته است. شاید هم منظورش این است که کشور مصر در این درگیری ها دخالت می کند، که اگر این طور باشد، باید گفت، آمریکا نظامیان حاکم بر مصر را تحریک خواهد کرد که در سوریه دخالت کنند
 علت پیشروی سریع سفیانی باید، همین زلزله ی بزرگ دمشق باشد که زیرساخت های دولت را از بین می برد و زمینه را برای فروپاشی حکومت فراهم می کند. آن فردی که در دمشق محاصره و کشته می شود، ممکن است بشار اسد باشد، اما قاتل او معلوم نیست سفیانی باشد. ممکن است قبل از سفیانی یکی از گروه های دیگر (ابقع) بر دمشق حاکم شود. به هر حال تسلط کامل سفیانی بر شام، باید شش ماه پس از شروع فعالیت او باشد، پس از آن او 9 ماه حکومت خواهد کرد.

 عن أبی جعفر الباقر قال: قال أمیر المؤمنین: ... قال: رجفة تکون بالشام یهلک فیها أکثر من مائة ألف، یجعلها الله رحمة للمؤمنین وعذاباً على الکافرین، ... فإذا کان ذلک فانظروا خسف قریة من دمشق یقال لها حرستا، فإذا کان ذلک خرج ابن آکلة الأکباد من الوادی الیابس، حتى یستوی على منبر دمشق، فإذا کان ذلک فانتظروا خروج المهدی.

 از ابی جعفر (امام باقر علیه السلام) است که فرمود: امیرالمومنین فرمود: ... زلزله ای در شام خواهد بود که بیش از صدهزار نفر را خواهد کشت. خداوند این زلزله را رحمتی برای مومنین و عذابی برای کافرین قرار خواهد داد ... پس بنگرید که روستایی از دمشق، که به آن "حرستا" می گویند، در زمین فرو خواهد رفت، پس از آن پسر هند جگرخوار از دره ی خشک، شورش خواهد کرد، تا این که دمشق را بگیرد، پس چون سفیانی دمشق را گرفت، منتظر قیام مهدی باشید.

وادی یابس (دره ی خشک) به منطقه ی مرزی سوریه و اردن، در استان درعای سوریه اطلاق می شود.

امروزه، حرستا، شهرکی در حومه ی شمالی شهر دمشق است.

عن الإمام الباقر: ... وخسفاً بقریة من قراها، ویسقط طائفة من مسجدها ... وإن أهل الشام یختلفون عند ذلک على ثلاث رایات: الأصهب والأبقع والسفیانی، ... ویظهر السفیانی ومن معه حتى لا یکون له همة إلا آل محمد وشیعتهم ... .

 از امام باقر است که فرمود: ... و فرو رفتن روستایی از دمشق، و فرو ریختن بخشی از مسجد دمشق، ... و اهل شام در زیر سه پرچم، با یکدیگر درگیر می شوند: اصهب، و ابقع و سفیانی، ... و سفیانی و یارانش، [بر دو گروه دیگر] پیروز می شوند، پس از آن، تمام فکر و ذکر سفیانی، [مبارزه با] آل محمد و شیعیانـشان خواهد بود.

 قال أمیر المؤمنین: یخرج ابن آکلة الأکباد من الوادی الیابس، وهو رجل ربعة وحش الوجه، ضخم الهامة، بوجهه أثر جدری، إذا رأیته حسبته أعور، اسمه عثمان، وأبوه عنبسة، وهو من ولد أبی سفیان، ....

 امیرالمومنین فرمود: پسر هندجگرخوار از دره ی خشک، شورش اش را آغاز می کند و او مردی است چهار شانه، با چهره ای خشن، و سری بزرگ، که در گونه اش اثر آبله هست، اگر بـبـیـنـی اش، می پنداری که کلاج (لوچ، مبتلا به تراخم) است، نامش عثمان است و پدرش عنبسه، و از نسل ابوسفیان است.

گویا این عثمان سفیانی از نسل عنبسة بن ابوسفیان، برادر معاویه است. سفیانی یعنی از نسل ابوسفیان. در مجموع به نظر می رسد که سفیانی یک فرد است نه یک گروه و نمی توان گفت، داعش همان سفیانی است. اما به هر حال، شباهت ها بسیار است. ظاهراً سفیانی از دو جهت شبیه داعش است، اول افراطی گریِ مذهبی، دوم ضدیت با شیعه، و از یک جهت با آنان متفاوت است و آن رابطه خوب با غرب است، چنان که از او به عنوان "رجل متنصر" یعنی فردی نصرانی نما، یاد شده است. کسی چه می داند، شاید سفیانی رهبر بعدیِ داعش باشد.

در مجموع، ترتیب رویدادها به این صورت خواهد بود، اول، زلزله ی بزرگ دمشق، دوم، ظهور سفیانی از درعا (رجب)، سوم محاصره شدن شخصی در دمشق و کشته شدن او (احتمالاً بشار اسد)، چهارم، پیروزی سفیانی بر گروه های رقیب، پنجم، درگیری سفیانی با ترک و روم در قرقیسیا (شوال)، ششم، حمله ی سفیانی به عراق. هفتم، دخالت سید خراسانی در عراق و بیرون کردن سفیانی، هشتم، تسلط سفیانی بر اردن و دمشق، نهم، فرستادنِ سفیانی، سپاهی را به مدینه، دهم، خسف سپاه سفیانی در بَیداء.

شروع این حوادث، قبل از رجب (اردیبهشت) سال 1394 خواهد بود و احتمالاً در زمستان 93، اما ادامه اش به بهار 94 و بعد از آن هم می‌رسد. تسلط نهایی سفیانی بر شام، در آبان 94 و همزمان با ظهور خواهد بود. همزمان با عاشورای ظهور و گویا همزمان با تسلط بر دمشق، نیروهایی هم به عربستان ارسال خواهد کرد که به قضیه ی خسف بیداء منتهی خواهد شد.

نکته مهم: در مورد وقایع مهمی مانند زلزله ی دمشق و مرگ عبدالله، تاریخی در روایات ذکر نشده و لذا ما در این بخش، مجبوریم بر اساس قرائن حدس هایی بزنیم که ممکن است درست نباشند. مثلاً در مورد زلزله ی دمشق، می دانیم که قبل از ظهور سفیانی است، و چون می دانیم که ظهور سفیانی، در رجب، خواهد بود، پس زلزله، حداکثر باید اوایل رجب باشد.

 

 

حوادث بهار 1394 (جمادی الاخر، رجب، و شعبان، 1436)

 

1. جمادی الاخر (فروردین)
پیشواز ظهور، باران رحمت، بارانی عجیب و بی سابقه از اول جمادی الآخر تا دهم رجب، مطابق با فروردین و دهه ی اول اردیبهشت 94

عن أمیرالمومنین: یا عجباً کل العجب بین جمادى ورجب ...

عن أبی عبدالله: وإذا آن قیامه مطر الناس جمادى الأخرة وعشرة أیام من رجب مطراً لم یر الخلائق مثله، فینبت الله به لحوم المؤمنین وأبدانهم فی قبورهم، فکأنی أنظر إلیهم مقبلین من قبل جهینة ینفضون شعورهم من التراب.

از ابی عبدالله (منظور امام صادق علیه السلام است): آنگاه که قیامش نزدیک شود، در جمادی الآخر و ده روز از رجب، بر مردم بارانی می بارد، که مانندش را آفریدگان ندیده باشند، پس بدان باران، خداوند، گوشت و بدن مومنان را در قبورشان می رویاند. گویا دارم آنها را می بینم که از طرف جُهَینه می آیند، و خاک را از موهایشان می تکانند.

[گویا جُهینه یکی از طرف های مکه است.]

ظاهراً این همان بارانی است که برخی مردگان را برای رجعت زنده می‌کند. با این باران بدن ها در قبور، بازسازی می شود و ظاهراً با ندای آسمانی (احتمالاً ندای رمضان)، رجعت روح به بدن، اتفاق می افتد.
مشخص نیست، شروع این باران از ابتدای ماه جمادی خواهد بود یا از میانه‌ی آن.

گویا قضیه ی طغیان رود فرات و افتادن آب در کوچه های کوفه، که در برخی روایات گفته شده، مربوط به همین زمان باشد.

 این باران پایان همه ی خشک سالی ها و بی آبی ها، خواهد بود.

نکته: هر چند در روایات اسلامی، باران به طور کلی، شفاست، اما اگر این باران خاص را دیدید، حتماً برای شفا و تبرک استفاده کنید. بارانی که مرده زنده می کند، بعید نیست بیماری را هم شفا دهد.

 
2. رجب (اردیبهشت)

 

2- 1) آغاز حرکت سفیانی، یمانی و خراسانی، در یک سال و یک ماه و یک روز

عن أبی جعفر محمد بن علی: خروج السفیانی والیمانی والخراسانی فی سنة واحدة فی شهر واحد فی یوم واحد ... .

از ابوجعفر، امام باقر علیه السلام است که فرمود: قیام سفیانی و یمانی و خراسانی، در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود ...

عن أبی عبد الله قال: السفیانی من المحتوم وخروجه فی رجب، ومن أول خروجه إلى آخره خمسة عشر شهراً، ستة أشهر یقاتل فیها، فإذا ملک الکور الخمس ملک تسعة أشهر، ولم یزد علیها یوماً. والنعمانی/304،
عن هشام بن سالم، عن أبی عبد الله قال: إذا استولى السفیانی على الکور الخمس فعُدُّوا له تسعة أشهر. وزعم هشام أن الکور الخمس: دمشق وفلسطین والأردن وحمص وحلب .

از ابوعبدالله (امام صادق علیه السلام): سفیانی از حتمیات است، و خروجش در رجب است، از اول خروجش تا آخر آن، پانزده ماه است. شش ماه می جنگد، وقتی بر مناطق پنجگانه مسلط شد، نــه ماه حکومت می کند، یک روز هم بیشتر نمی شود.

 دوره ی سفیانی، 15 ماه است که گویا شش ماه آن قبل از ظهور است و 9 ماه آن بعد از ظهور.

برخی راویان، مناطق پنجگانه را دمشق و فلسطین و اردن و حمص و حلب دانسته اند (جزو متن روایت نیست و ممکن است برداشت راوی صحیح نباشد). برخی هم فلسطین را جزو آن مناطق نیاورده اند، بعلاوه دو نام اردن و فلسطین به طور تاریخی بر هر دو طرف رود اردن، یعنی اردن و فلسطین کنونی، با هم، اطلاق می شده است. یعنی حتی تسلط بر اردن را هم می توان به نوعی، تسلط بر فلسطین شرقیِ قدیم دانست.

  به نظر می رسد، منطقه ی اولیه ی تحت تصرف سفیانی همین منطقه ای باشد، که اکنون تحت تصرف داعش است، یعنی شرق سوریه و غرب عراق. سپس سفیانی در چهار جهت، حکومتش را گسترش خواهد داد، ابتدا درگیری هایی با دیگر گروه های رقیب سوری، خواهد داشت. سپس در سمت شمال با ترکیه درگیر خواهد شد و شکستشان خواهد داد (جنگ قرقیسیا). سپس در عراق، پیشروی خواهد کرد و شهرهای مذهبی عراق مانند سامرا، کاظمین، نجف، و البته بغداد را برای مدت کوتاهی تصرف خواهد کرد. در این زمان کشتارهای وسیع شیعیان و احتمالاً تخریب حرم ها، انجام خواهد شد و ایران مجبور خواهد شد در عراق دخالت کند و سفیانی را بیرون کند. فعالیت سفیانی در سمت غرب، در نهایت به تصرف همه ی شهرهای مهم سوریه (حلب، حمص، و دمشق) منجر خواهد شد و این رویداد همزمان با ظهور امام زمان علیه السلام در مکه خواهد بود. ضمناً در همین فاصله، سفیانی خواهد توانست اردن را نیز تصرف کند. همزمان با ظهور، لشکری هم به داخل عربستان خواهد فرستاد که به قضیه ی خسف بیداء منتهی خواهد شد.

 این که از فلسطین نام برده شده محل سوال است. تنها می توان حدس هایی زد. مثلاً شاید اسرائیل اجازه دهد که سفیانی نفوذ محدودی در کرانه ی باختری پیدا کند. اسرائیل با این کار به جهانیان نشان خواهد داد که به رسمیت شناختن کشور مستقل فلسطینی (بحثی که همین روزها در مجامع جهانی در جریان است) اشتباه است و این کشور مستقل، بر فرض تشکیل، فوراً به دست سلفی ها و تروریست ها خواهد افتاد. اسرائیل با این کار، می تواند، جهان را از فکر حمایت از تشکیل کشور مستقل فلسطینی، منصرف کند. البته این تنها یک حدس است. اخیراً اخباری هم از فعالیت حامیان داعش در غزه شنیده شده است.

2-2) تسلط یمانی بر صنعا

ذُکر عند أبی عبدالله السفیانی فقال: أنَّى یخرج ذلک؟ ولما یخرج کاسر عینیه بصنعاء.

نزد ابی عبدالله (امام صادق) از سفیانی یاد شد، پس فرمود: کجا سفیانی قیام کرده، در حالی که هنوز شکننده ی چشمش از صنعا قیام نکرده؟

عن الإمام الصادق فی الکافی: 8/310، قال: خمس علامات قبل قیام القائم: الصیحة، والسفیانی، والخسف، وقتل النفس الزکیة، والیمانی.

از امام صادق است که، پنج نشانه، قبل از قیام قائم خواهد بود، ندای آسمانی، و سفیانی، و فرو رفتن زمین در بیداء، و کشته شدن جان پاک، و یمانی.

در حال حاضر و برای اولین بار در تاریخ، جنبشی در یمن به وجود آمده که رهبران آن تفکرات شیعیِ اثناعشری دارند. جنبش حوثی حدود 20 سال سابقه دارد و موسس فقید آن، سید حسین الحوثی، مدتی را در ایران زندگی کرد و سپس به یمن رفت و فعالیت های سیاسی و فرهنگی خود را با الگوگیری از حزب الله لبنان و ایران آغاز کرد. در شرایط فعلی یمن، این گروه قوی ترین گروه فعال در یمن است و کاملاً زمینه ی تسلط بر حکومت را دارد. عامه ی طرفداران این جنبش شیعه ی زیدی هستند اما رهبرانش متهم به شیعه ی اثناعشری بودن هستند و این امر از اقدامات آن مانند منع کردن نماز تراویح در مناطق تحت نفوذ، مشخص می شود. شیعیان زیدی، به دلیل پیروی از فقه شافعی، این نماز را جایز می دانستند.

 

 

یمنی ها در کنار ایرانیان (سید خراسانی)، یاران امام زمان خواهند بود و در روایات ازشان ستایش شده است.

 

تکمیلی

1 مهر 93: در چند روز گذشته جنبش انصارالله پس از درگیری کوتاه مدت چهار روزه بر صنعا مسلط شد. البته این گروه هنوز حاضر نیست در حکومت، مسئولیت اجرایی بپذیرد و تنها نقش مشورتی را پذیرفته است هر چند عملاً کنترل اوضاع را در دست دارد. پیش بینی می شود وضعیت فعلی ادامه نیابد و انصارالله مجبور شود خودش تشکیل حکومت دهد.

22 مهر 93: حوثی‌ها بر هفت استان شمال یمن مسلط شدند (منبع)

29 آذر 93: حوثی ها، به تدریج در حال تسلط بر تمام مفاصل دولت هستند. در بخش مدنی، چند استاندار و بسیاری از کارمندان ارشد، مطابق نظر حوثی ها عوض شده اند. در بخش نظامی، قرار شده حدود 70 هزار نفر از افراد مورد تأیید حوثی ها در ارتش و پلیس استخدام شوند. قبلاً گمان می شد، حوثی ها دولتی در درون دولت خواهند بود (به سبک حزب الله). اکنون مشخص شده است که حوثی ها خود دولت خواهند بود به زودی. از همین الان بسیار گفته می شود که از اختیارات رئیس جمهوری، دیگر چیزی در دست منصور هادی، نیست. وقوع کودتا در اردیبهشت (رجب) کاملاً محتمل است. شاید هم رئیس جمهور، خودش استعفا دهد و در شرایط خلأ قدرت، انصارالله مجبور شود، حکومت را خودش به دست بگیرد.

3 بهمن 1393: در چند روز گذشته، انصارالله آخرین پایگاه های مهم در داخل صنعا یعنی پایگاه موشکی را تصرف کرد و ضمناً کنترل کاخ ریاست جمهوری را نیز در دست گرفت. در پی این اتفاق، نخست وزیر، خالد بحاح، و رئیس جمهور، عبدربه منصور هادی، استعفا کردند. یمن وارد دوره ی خلأ قدرت شد.

 5 بهمن 1393: استان های جنوبی یمن، و تعدادی از استان های سنی نشین شمال یمن اعلام نافرمانی کرده اند. هرج و مرج در حال اوج گرفتن است و قطعاً انصارالله مجبور خواهد شد، حکومت را یکسره، قبضه کند تا بتواند شرایط را کنترل کند.

18 بهمن 1393: همانی شد که پیش بینی می شد . انصارالله، مجلس را منحل اعلام کرد و قرار شد مجلسی انتقالی وظایف آن را به عهده گیرد. این مجلس، اعضای شورای ریاست جمهوری در دوره ی انتقالی را نیز تعیین خواهد کرد. گروه انصارالله، دیگر احزاب سیاسی را به مشارکت در فرایند جدید دعوت کرده است. اکنون، مدیریت فضای سیاسی یمن، در دست حوثی هاست.

امروز23/01/94نزدیک سه هفته هست که عربستان وجمعی دیگرازکشورهایمنطقه که جملگی سرسپرده امریکا واسرائیل هستندبه یمن حمله هوائی دارند وشدیدایمن رابمباران می نمایند حریم هوایی یمن بسته شده است بنادر وسایرمبادی تحت کنترل است امکان ارسال اذوقه وسایرمایحتاج وجود ندارد جنبش انقلابی یمن تاحالا مقاومت کرده اما به نظرمیرسد سلاح موشکی ضدهوائی ویاسایرسلاحهای موشکی که بتواند پاسخی به ال معاوبه بدهدهنوز به دست نیاورده است یادان حدیث افتادم که می فرماید قیام یمانی که شروع شودفروش سلاح حرام میشود نمی دانم شاید ربطی به همین محدودیتی که جنبش یمن درتامین سلاح دارد داشته باشد البته شاید والله اعلم...

 

2- 3) دیده شدن چهره ای در ماه و دستی در آسمان

عن أبی عبد الله أنه قال: العام الذی فیه الصیحة، قبله الآیة فی رجب، قلت: وما هی؟ قال: وجه یطلع فی القمر ویدٌ بارزة

از امام صادق علیه السلام است که فرمود: در سالی که صیحه [ی رمضانی] در آن روی می دهد، قبلش نشانه ای در رجب خواهد بود. [راوی می گوید:] گفتم، آن نشانه چیست؟ فرمود، چهره ای در ماه پدیدار می شود و دستی آشکار می گردد.


2- 4) سه ندا در رجب

ندای نخست: لعنت خدا بر ستمکاران

ندای دوم: ای مومنان، نزدیک شونده، نزدیک شد (منظور یا ظهور است یا قیامت)

ندای سوم: آگاه باشید که خدا فلانی را برای نابودیِ ستمکاران فرستاد (ظاهراً به جای "فلانی"، نام دقیق گفته می شود)

 

قال لی الرضا : ... قد نودوا نداء یسمعه من بالبعد کما یسمعه من بالقرب، یکون رحمةً على المؤمنین وعذاباً على الکافرین، فقلت: بأبی وأمی أنت وما ذلک النداء؟ قال ثلاثة أصوات فی رجب، أولها: ألا لعنة الله على الظالمین، والثانی: أزفت الآزفة یا معشر المؤمنین، والثالث: یرون بدناً بارزاً مع قرن الشمس ینادی ألا إن الله قد بعث فلاناً على هلاک الظالمین، فعند ذلک یأتی المؤمنین الفرج ویشفی الله صدورهم ، ویذهب غیظ قلوبهم.

از امام رضا علیه السلام است که فرمود: ... ندایی به گوششان می رسد که از دور چنان شنیده می شود که از نزدیک؛ رحمتی است بر مومنان و عذابی است بر کافران، [راوی می گوید] پس گفتم: فدایت شوم، این ندا چیست؟ فرمود، سه نداست در رجب، نخست: آگاه باشید که لعنت خدا بر ستمکاران است، و دوم: نزدیک شونده نزدیک شد، ای مومنان، و سوم: بدنی آشکار در بالای خورشید می بینند که ندا می دهد آگاه باشید خداوند فلانی را برای نابودی ستمکاران فرستاده است. پس در آن هنگام فرج برای مومنان حاصل می شود و خداوند [غم] سینه هاشان را شفا می دهد، و دلتنگی شان را می زداید.

 

عن أبی الحسن الرضا قال:  ... وقد نودوا ثلاثة أصوات الصوت الأول أزفت الآزفة یا معشر المؤمنین، والصوت الثانی ألا لعنة الله على الظالمین، والثالث بدن یظهر فیرى فی قرن الشمس یقول: إن الله بعث فلاناً فاسمعوا وأطیعوا.

 از امام رضا علیه السلام است که فرمود: ... و به سه سخن، ندا داده می شوند، ندای اول، نزدیک شونده نزدیک شد، ای مومنان، و ندای دوم، لعنت خدا بر ستمکاران، و سوم، بدنی در بالای خورشید دیده می شود که می گوید: خداوند فلانی را برانگیخت، پس بشنوید و فرمان برید.

  ممکن است این سه ندا، خصوصی باشند و همگان آن را نشنوند، برخلاف ندای صبح 23 رمضان که هم در محتوا با این نداها متفاوت است و هم تأکید شده، همه ی اهل زمین آن را خواهند شنید.

 

2- 5) وقوع ظهور غیررسمی، شروع جمع شدن شیعیان در مکه

 الکافی:8/264، عن عیص بن القاسم قال:سمعت أبا عبد الله یقول:... إذا کان رجب فأقبلوا على اسم الله عز وجل، وإن أحببتم أن تتأخروا إلى شعبان فلا ضیر، وإن أحببتم أن تصوموا فی أهالیکم فلعل ذلک أن یکون أقوى لکم وکفاکم بالسفیانی علامة.

مضمون: در رجب، با استعانت از خدا، رو به مکه آورید، و اگر دوست داشتید تا شعبان درنگ کنید، باکی نیست و اگر دوست داشتید روزه ی رمضان را در بین خانواده تان بگیرید، شاید برایتان دلگرم کننده تر باشد [اما در هر حال] خروج سفیانی [به عنوان نشانه ی نزدیک بودن ظهور] شما را بس است.

 

قال أبو عبد الله: یا سدیر الزم بیتک وکن حلساً من أحلاسه واسکن ما سکن اللیل والنهار، فإذا بلغک أن السفیانی قد خرج فارحل إلینا ولو على رجلک.

قال: لا تبرح الأرض یا فضل حتى یخرج السفیانی، فإذا خرج السفیانی فأجیبوا إلینا

عن عمار بن یاسر أنه قال: إن دولة أهل بیت نبیکم فی آخر الزمان ولها أمارات... وإذا رأیتم أهل الشام قد اجتمع أمرها على ابن أبی سفیان فالحقوا بمکة ...

 در واقع این روایات به شیعیان دستور می دهند، حداکثر پس از رمضان، به سوی مکه حرکت کنند و در مکه جمع شوند. بنابراین از این زمان شیعیان وظایف خاصی خواهند داشت و این وظیفه مشروط به ظهور نیست (دوستی می گفت ما تا روز قبل از ظهور، هیچ وظیفه ی متفاوتی نداریم).

 

 

حوادث تابستان 1394 (رمضان، شوال، و ذی‌القعده، 1436)

 

رمضان - تیرماه: برترین نشانه ی ظهور، سحرگاه جمعه 23 رمضان پس از اذان صبح، ندای آسمانی

 زمان ندا: عن أبی عبد الله قال: الصیحة التی فی شهر رمضان تکون لیلة الجمعة لثلاث وعشرین مضین من شهر رمضان.

از امام صادق علیه السلام: ندایی که در ماه رمضان است در شب جمعه، 23 رمضان خواهد بود.

 

عن أبی عبد الله قال: ... إن قدام هذا الأمر خمس علامات: أولاهن النداء فی شهر رمضان، وخروج السفیانی، وخروج الخراسانی، وقتل النفس الزکیة، وخسف بالبیداء ...

از امام صادق علیه السلام: ... پیشاپیش این امر (ظهور) 5 نشانه است: برترین شان ندا در ماه رمضان است، و (سپس) شورش سفیانی، و قیام خراسانی، کشته شدن جان پاک، و فرو رفتن زمین در بیداء

 

عن أبی جعفر قال: سئل أمیر المؤمنین عن قوله تعالى: فَاخْتَلَفَ الأَحْزَابُ مِنْ بَینِهِمْ، فقال: إنتظروا الفرج من ثلاث، فقیل: یا أمیر المؤمنین وما هن‌؟ فقال: اختلاف أهل الشام بینهم، والرایات السود من خراسان والفزعة فی شهر رمضان. فقیل: وما الفزعة فی شهر رمضان‌؟ فقال: أو ما سمعتم قول الله عز وجل فی القرآن: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ: هی آیة تخرج الفتاة من خدرها وتوقظ النائم وتفزع الیقظان.

عن أبی عبدالله أنه قال:أما إن النداء من السماء باسم القائم فی کتاب الله لبین، فقلت: فأین هو أصلحک الله؟ فقال: فی طسم، تلک آیات الکتاب المبین ، قوله: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ . قال: إذا سمعوا الصوت أصبحوا وکأنما على رؤوسهم الطیر.

از امام صادق است که فرمود: اما آن ندای آسمانی، به نام قائم در قرآن به وضوح بیان شده است. [راوی می گوید:] گفتم: کجای قرآن؟ پس فرمود: در سوره ی طسم، آنجا که می فرماید: "اگر بخواهیم از آسمان نشانه ای می فرستیم که گردنشان در برابر آن فرود آید". [سپس] فرمود: هنگامی که این صدا را بشنوند، [از تعجب در جایشان] خشکشان می زند (اصطلاحاً).

 

عن أبی عبد الله أنه قال: النداء من المحتوم والسفیانی من المحتوم، والیمانی من المحتوم، وقتل النفس الزکیة من المحتوم، وکف یطلع من السماء من المحتوم، قال وفزعةٌ فی شهر رمضان توقظ النائم وتفزع الیقظان وتخرج الفتاة من خدرها.

از ابوعبدالله امام صادق است که فرمود: ندا حتمی است، و سفیانی حتمی است و یمانی، حتمی است و کشته شدن نفس زکیه، حتمی است، و دستی که در آسمان ظاهر می شود، حتمی است، [سپس فرمود] و ندای رعب آوری که در ماه رمضان است و خفته را بیدار می کند و بیدار را به هراس می افکند و دختران را از پشت حجاب ها [در جستجوی منشاء صدا] بیرون می کشاند.

 

روت أحادیث النداء مصادر الجمیع، ومنها: ینادی مناد من السماء باسم القائم، فیسمع ما بین المشرق إلى المغرب، فلا یبقى راقد إلا قام، ولا قائم إلا قعد، ولا قاعد إلا قام على رجلیه من ذلک الصوت، وهو صوت جبرئیل الروح الأمین. (غیبة الطوسی/274 ، وإعلام الورى/428 ، وإثبات الهداة:3/540).

ندادهنده ای از آسمان به نام قائم ندا می دهد، پس هر که در زمین است آن ندا را می شنود، خفته ای نمی ماند مگر بیدار می شود، و ایستاده ای نیست مگر می نشیند و نشسته ای نیست مگر، از آن صدا، می ایستد، و آن صدای جبرئیل روح الامین است.

 اگر این ندا پس از اذان صبح به وقت مکه باشد، پس به وقت ایران باید حدود یک ساعت پس از اذان صبح شنیده شود.

همان طور که در روایت گفته شده، "أولاهن النداء فی شهر رمضان" یعنی ندای ماه رمضان برترین نشانه ی نزدیک شدن ظهور است. ویژگی این ندا این است که همه ی مردم زمین آن را می شنوند، هر کس به زبان خودش، حتی کسانی که خوابند با این ندا بیدار می شوند. ویژگی این ندا آن است که معجزه ای است که بسیاری از سر ناچاری در برابر آن تسلیم می شوند. همانطور که شیخ کورانی در کتاب المعجم اشاره کرده است، بسیاری از مردم، که احتمالاً اشاره به اهل سنت دارد، با بی میلی، امام زمان را می پذیرند. از یک طرف بی میل اند چون دوست ندارند بپذیرند، در همه ی این سال ها تشیع حق بود و از سوی دیگر، در برابر معجزه ای قرار گرفته اند که از آن راه گریزی نیست، لذا ایمان می آورند.

 به نظر می رسد با این ندا، بسیاری از مردم چه مسلمان، چه غیرمسلمان، نسبت به ظهور، پذیرش پیدا می کنند و یک آمادگی عمومی برای ظهور ایجاد می شود.

پس از این ندا، صحبت از امام زمان، در بین مردم، بسیار شایع می شود.

نظر شخصی من این است که فتنه ی تکفیری ها، جز با معجزه ی ندای آسمانی درمان ریشه ای نخواهد شد، و این به خاطر زمینه های مذهبیِ آنان است. بر خلاف سخن کسانی که می گویند، نشانه ها هیچ نقشی در زمینه سازی برای ظهور ندارند، می توان گفت، دست کم، ندای آسمانی، چنین نیست و خودش در آماده کردن مردم، بسیار نقش دارد.

 

 

محتوای ندا: حق با علی و شیعیان اوست

 

قلت لأبی عبد الله: ...  کیف یکون النداء‌؟ قال: ینادی مناد من السماء أول النهار: ألا إن الحق فی علی وشیعته، ثم ینادی إبلیس لعنه الله فی آخر النهار: ألا إن الحق فی السفیانی وشیعته، فیرتاب عند ذلک المبطلون.

از امام صادق علیه السلام است که فرمود: در ابتدای روز، ندادهنده‌ای در آسمان ندا می دهد که: آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست، در پایان همان روز، ابلیس ملعون، ندا می دهد: آگاه باشید حق با سفیانی و شیعیان اوست، پس بی باوران، [در صحت ندای ابتدای صبح] شک می کنند.

 

عن أبی عبد الله: ... والله إن ذلک فی کتاب الله عز وجل لبین حیث یقول: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ، فلا یبقى فی الأرض یومئذ أحد إلا خضع وذلت رقبته لها، فیؤمن أهل الأرض إذا سمعوا الصوت من السماء ألا إن الحق فی علی بن أبی طالب وشیعته! قال: فإذا کان من الغد صعد إبلیس فی الهواء حتى یتوارى عن أهل الأرض، ثم ینادی: ألا إن الحق فی عثمان بن عفان وشیعته فإنه قتل مظلوماً فاطلبوا بدمه، قال: فیثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت على الحق وهو النداء الأول، ویرتاب یومئذ الذین فی قلوبهم مرض، والمرض والله عداوتنا، فعند ذلک یتبرؤون منا ویتناولوننا فیقولون: إن المنادی الأول سحرٌ من سحر أهل هذا البیت.

از امام صادق علیه السلام: به خدا، این امر در کتاب خدا، آشکارا بیان شده است، آنجا که می گوید: "اگر بخواهیم از آسمان نشانه ای می فرستیم که گردنشان در برابر آن فرود آید"، پس در زمین، هیچ کس نمی ماند مگر این که [در برابر این حقیقت] سر فرود می آورد، پس اهل زمین ایمان می آورند آنگاه که آن صدا را از آسمان می شنوند که [می گوید] "آگاه باشید حق با علی بن ابی طالب و شیعیان اوست". فردای آن سحر، ابلیس در آسمان اوج می گیرد تا جایی که از زمین قابل دیدن نباشد، پس ندا می دهد که: آگاه باشید که حق با عثمان بن عفان و شیعیان اوست، که مظلوم کشته شد، به خونخواهیِ او برخیزید. پس خداوند باورمندان را بر سخن حق، پایدار می دارد و آن [سخن حق] همان ندای اول است، و در آن روز بیماردلان (و بیماری دل، به خدا دشمنیِ ماست) به شک می افتند و از ما بیزاری می جویند و توهین می کنند و می گویند: ندادهنده ی نخست، جادویی از جادوهای اهل این خانه/بیت، بود.

 

عن أبی عبد الله قال: ینادی مناد باسم القائم. قلت: خاص أو عام؟ قال: عام یسمعه کل قوم بلسانهم، قلت: فمن یخالف القائم وقد نودی باسمه؟ قال: لایدعهم إبلیس حتى ینادی ویشکک الناس.

از امام صادق علیه السلام است که فرمود، ندادهنده‌ای به نام قائم، ندا می دهد. گفتم، خصوصی یا عمومی؟ فرمود: عمومی که هر ملتی به زبان خودش آن را می شنود، گفتم: پس چه کسی با قائم مخالفت می کند در حالی که از آسمان به نامش ندا آمده؟ فرمود: ابلیس رهایشان نمی کند، تا ندایی دهد که مردم را به شک اندازد.

 

تفسیر القمی:2/327: قوله: وَاسْتَمِعْ یَوْمَ یُنَادِ الْمُنَادِ مِنْ مَکَانٍ قَرِیبٍ: قال: ینادی المنادی باسم القائم واسم أبیه. قوله: یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذَلِکَ یَوْمُ الْخُرُوج: قال: صیحة القائم من السماء ذلک یوم الخروج، قال: هی الرجعة). وعنه المحجة/209، والبرهان:4/229 .

در کتاب تفسیر قمی در تفسیر آیه ی "بشنو آن روزی که ندادهنده از جایی نزدیک ندا می دهد" می گوید، ندادهنده به نام قائم و نام پدرش ندا می دهد. و در تفسیر آیه ی "روزی که آن فریادِ به حق را می شنوند، آن روز، روز خروج است" می گوید، منظور فریادی است به نام قائم از آسمان؛ و منظور از روز خروج، روز رجعت[1] است.

[1] شاید اشاره دارد به این که بدن هایی که در اثر باران 40 روزه ی منتهی به رجب، بازسازی شده اند، اکنون، روح به آن ها رجعت می کند و در مکه حاضر می شوند.

 

قال علی بن موسى الرضا :  ... وهو الذی تطوى له الأرض ولا یکون له ظل. وهو الذی ینادی مناد من السماء یسمعه جمیع أهل الأرض بالدعاء إلیه یقول: ألا إن حجة الله قد ظهر عند بیت الله فاتبعوه فإن الحق معه وفیه، وهو قول الله عز وجل: إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ.

علی بن موسی الرضا، فرمود: ... و اوست که طی الارض می کند و سایه ندارد؛ و اوست که ندادهنده ای از آسمان ندا می دهد، ندایی که همه ی اهل زمین آن را می شنوند، و به او فرا می خواند و می گوید: آگاه باشید که حجت خدا در مسجدالحرام، ظهور کرده است، پس از او پیروی کنید که حق با او و نزد اوست، و این ندا تفسیر همان آیه ی قرآن است که می فرماید: "اگر بخواهیم از آسمان نشانه ای می فرستیم که گردنشان در برابر آن فرود آید".
 
در متن روایت فوق، ندادهنده می گوید: "حجت خدا در مسجدالحرام، ظهور کرده است" برخی از این روایت استفاده کرده و یک تقسیم بندی بین ظهور و قیام/خروج انجام داده اند که ظهور را در رمضان و قیام/خروج را در عاشورای بعد از آن دانسته اند. این تقسیم بندی از شیخ مفید نقل شده است. البته شیخ کورانی در کتاب المعجم، رجب را زمان ظهور غیررسمی ذکر کرده است. به هر حال، فرایند ظهور مراحلی را طی می کند که هر یک از آنها را می توان به نوعی، ظهور نامید. حتی شاید بتوان شروع باران چهل روزه را که در ابتدای فروردین است هم نوعی ظهور نامید که این برداشت مطابقت دارد با روایاتی که ظهور را در روز نوروز ذکر کرده اند.
البته در عرف مردم، وقتی می گویند ظهور، منظورشان همان ظهور رسمی، علنی و همگانی است که در شامگاه جمعه، شب عاشورا، اتفاق می افتد.

نکته: در صبح 23 رمضان ندای جبرئیل، با کیفیت فوق در همه ی جهان، از سوی همگان، شنیده می شود. عصر همان روز، هم ندای شیطان شنیده می شود که می گوید: حق با عثمان (سفیانی) و پیروان اوست، و این گونه بسیاری دوباره شک می کنند (البته معلوم نیست که کیفیت صدای شیطان مانند ندای جبریل، همگانی و همه جایی باشد).

 

 
شوال - مرداد: جنگ قرقیسیا بین دو گروه باطل

 عن جابر الجعفی قال: قال لی أبو جعفر: ... فأول أرض تخرب الشام یختلفون عند ذلک على ثلاث رایات: رایة الأصهب، ورایة الأبقع، ورایة السفیانی، فیلقى السفیانی الأبقع فیقتتلون فیقتله ومن معه ویقتل الأصهب، ثم لایکون همه إلا الإقبال نحو العراق ویمر جیشه بقرقیسا فیقتلون بها مائة ألف رجل من الجبارین.

از ابوجعفر (امام باقر علیه السلام) است که فرمود: ... نخستین سرزمینی که ویران می شود، شام است، که سه پرچم با یکدیگر درگیر می شوند: پرچم اصهب، پرچم ابقع، و پرچم سفیانی. سفیانی با ابقع روبرو می شود و او و همراهانش را می کشد، سپس اصهب را هم می کشد. پس از آن، همه ی تلاشش، برای حمله به عراق است و در راه عراق، لشکرش در قرقیسیا (دیرالزور)  صدهزار نفر از ستمکاران را می کشند.

وقال ابن حماد:1/285: عن أرطاة قال: ... السفیانی ... فیقتل الترک والروم بقرقیسیا حتى تشبع سباع الأرض من لحومهم.

 ... سفیانی ... سپس ترک و روم را در قرقیسیا (دیرالزور) می کشد چندان که جانوران درنده ی زمین از گوشت آنان سیر می شوند [یا توانند شد].

 
وقوع این جنگ در شوال را شیخ الکورانی در کتاب عصر ظهور ذکر کرده

 این جنگ بزرگ بین سفیانی از یک طرف و ترک و روم از طرف دیگر، که هر دو باطل اند، رخ می دهد و با پیروزی سفیانی به پایان می رسد. مکان جنگ، دیرالزور (قرقیسیا) در شرق سوریه است.

حدس می زنم که این جنگ همان جنگ علیه تروریسمی است که امریکا در حال ایجاد ائتلاف برای آن است. ترک همان ترکیه است و روم هم امریکا و همپیمانان غربی اش هستند. بعد از تلفات جنگ افغانستان و عراق، امریکا حاضر نیست نیروی زمینی به کشوری بفرستد و از دیگران می خواهد که نیروی زمینی را تأمین کنند. احتمالاً آمریکا، ترکیه را در این جنگ پیش خواهد انداخت و خود آمریکا و کشورهای هم پیمانش در این جنگ شرکت خواهند داشت و شکست خواهند خورد.

در روایات، دو طرف این جنگ باطل اند و تأکید شده، شیعیان از این جنگ فاصله بگیرند. این جنگ هر دو طرف را تضعیف خواهد کرد و کار را برای شیعیان راحت تر خواهد کرد.

با توجه به این جنگ قرقیسیا، بین سفیانی و روم، بعید است رابطه ی خوب بین سفیانی و غرب، که از عبارت "رجل متنصر" برداشت شده، مربوط به همه ی دوران سفیانی باشد. احتمالاً این رابطه ی خوب باید، مربوط به دوره ی بعد از ظهور باشد که سفیانی و غرب، با یک دشمن مشترک مواجه می شوند.

 

تکمیلی:

9 مهر 1393: بالاخره ترکیه هم وارد ائتلاف ضد داعش شد و ظاهراً قرار است، با حمایت هوایی آمریکا، نیروهای زمینی ترک، وارد سوریه شده و یک منطقه ی غیرنظامی در کنار مرز ایجاد کنند.

 ترکیه برای همکاری در ائتلاف، شرط گذاشته که سرنگونی بشار اسد هم باید در برنامه باشد و در این راستا آموزش نیروهای مخالف بشار اسد از گروه های ضد داعش، هم در خاک ترکیه شروع شود. در چهار سال گذشته ترکیه آبروی سیاسی خود را برای سرنگونی بشار اسد گذاشت. ترکیه در قالب ناتو در بمباران معمر قذافی در لیبی بسیار فعال بود و وقتی درگیری های سوریه شروع شد، گمان می کرد که به همان سرعت، اسد هم سقوط خواهد کرد، اما هر چه جلو رفت، اوضاع بغرنج تر شد. لیبی دچار جنگ داخلی بین اسلامگرایان و غربگرایان شده و اخوان المسلمین مصر هم که ترکیه روی آنها حساب کرده بود سرنگون شدند. ترکیه برای حفظ آبروی خودش هم که شده، می خواهد آمریکا را راضی کند که حمله ی زمینی هم حتماً در برنامه قرار گیرد.

حدود 25 سال پیش، وقتی شیخ کورانی، اولین ویرایش از کتاب عصر ظهور را می نوشت، در توضیح کلمه ی "ترک" در روایات جنگ قرقیسیا نوشته بود، منظور از ترک ها، احتمالاً روس ها هستند (شوروی هنوز سقوط نکرده بود). حق هم داشت، اصلاً معلوم نبود که چرا ترک ها باید در کنار روم، درگیر این جنگ شوند. امروزه می دانیم، که منظور از ترک ها در آن روایت قطعاً خود ترکیه است، و این از معجزات این روایت است.

15 دیماه 1393: در ماه های گذشته آمریکا با رهبر ایران و دیگر مقامات سیاسی، نامه نگاری هایی داشته و از ایران دعوت کرده که در ائتلاف ضد داعش شرکت کند. هر چند آمریکا همین الان هم از حضور ایران در عراق، ناراحت نیست و از آن استقبال می کند، اما دخالت سراسری و همه جانبه را بعید است هنوز بپذیرد. هنوز مخالفت های داخلی و خارجی، در سطح عامه ی مردم و در سطح سیاستمداران، با چنین امری زیاد است. شکست آمریکا و ائتلافش در جنگ با تکفیری ها مهم است زیرا بعد از آن بعید است آمریکا و همپیمانانش، هیچ مخالفتی با دخالت های سنگین سید خراسانی در عراق داشته باشند. شکست سنگین قرقیسیا باعث خواهد شد آمریکا و غرب برای مدتی از دخالت در خاورمیانه سرخورده شده و خود را کنار بکشند و میدان را به شیعیان واگذار کنند. تنها بعد از سقوط اسرائیل است که غرب دوباره به فکر اقدام جدی می افتد.

20 بهمن 1393: عبدالباری عطوان، روزنامه نگار معروف فلسطینی، ساکن لندن، در آخرین یادداشت خود، در سایت رأی الیوم، نوشته است: «آمریکا نواختن طبل برای شروع جنگ زمینی با داعش را آغاز کرده است و اردن بیش از همه برای مشارکت در این جنگ مشتاق است. ... در هتلی در لندن، به طور اتفاقی، یک مسئول بلندپایه‌ی سنی عراقی را دیدم، از او در مورد زمان آغاز حمله‌ی زمینیِ ائتلاف به موصل پرسیدم، با تأکید فراوان گفت: تابستان آینده!» (منبع).

 

ذی القعده (احتمالاً) - شهریور

 

شیعه کشی سفیانی در عراق به ویژه بغداد و نجف، دخالت ایران در عراق

 

رواه المفید فی الإختصاص/255: عن جابر الجعفی قال: قال لی أبو جعفر: ... ویبعث السفیانی جیشاً إلى الکوفة وعدتهم سبعون ألف رجل، فیصیبون من أهل الکوفة قتلاً وصلباً وسبیاً، فبیناهم کذلک إذ أقبلت رایات من ناحیة خراسان تطوى المنازل طیاً حثیثاً ومعهم نفر من أصحاب القائم، وخرج رجل من موالی أهل الکوفة فیقتله أمیر جیش السفیانی بین الحیرة والکوفة.

امام باقر علیه السلام فرمود: ... و سفیانی لشکری هفتادهزار نفری به کوفه می فرستد، که اهل کوفه را می کشند و غارت می کنند و به اسیری می برند. در حالی که مشغول این کارند، پرچم هایی سیاه از خراسان، به سرعت سر می رسند که در جمع آنان گروهی از یاران قائم هستند؛ و مردی از غیرعرب های کوفه قیام می کند و فرمانده لشکر سفیانی او را بین حیره و کوفه می کشد.

 در روایات گفته شده که لشکر سفیانی در محل قبر هود و صالح اردو می زند، و ما می دانیم که امروزه محل این دو قبر، همان قبرستان وادی السلام نجف است. همچنین در روایتی آمده که همسایه، همسایه را به لشکر سفیانی معرفی می کند که شیعه است و جایزه اش را می گیرد و آن شیعه هم گردن زده می شود. این روایت فقط با شرایط بغداد جور در می آید که شیعه و سنی با هم زندگی می کنند.  بر این اساس، منطقی است که بپذیریم سفیانی توانسته وارد سامرا هم بشود. اما از کربلا نامی نیست. البته با توجه به شعار "یالثارات الحسین" بعید نیست به کربلا هم تعرضی بشود، (شاید هم این شعار به خاطر وقوع ظهور در محرم باشد).

احتمالاً این ورود به شهرهای بغداد و نجف و سامرا و کاظمین و شیعه کشی در مقیاس وسیع، با تعرض به حرم های اهل بیت هم همراه خواهد بود. این رفتارهاست که ایران را وامی دارد رسما در عراق دخالت کند و سفیانی را از عراق بیرون کند.

این که از سرعت واکنش نیروهای خراسانی یاد شده، ممکن است به خاطر آماده باش قبلی باشد. بر همین اساس، مدت تسلط سفیانی هم، لااقل بر نجف ممکن است کوتاه باشد، مثلاً یک یا چند هفته.

 ضمناً گفته شده که مردی از غیرعرب های کوفه قیام کرده و کشته می شود. در برخی روایات از او به عنوان نفس زکیه، یعنی جان پاک، هم نام برده اند و از او تجلیل کرده اند. بعید نیست این فرد یکی از علمای شیعه ی غیرعرب ساکن نجف باشد که اعلام جهاد می کند و شکست می خورد. می ترسم ولی می گویم، بعید نیست این مرد، خود آیت الله سیستانی باشد، یا آیت الله اسحاق فیاض (از مراجع افغانی ساکن نجف) یا شخص دیگری از این طبقه.

 امیدوارم اگر قرار است در جریانات ظهور، بدائی رخ دهد در این شیعه کشی های سفیانی در عراق باشد.

 

  سید خراسانی

 

عن أبی جعفر قال: یخرج شاب من بنی هاشم بکفه الیمنى خال من خراسان برایات سود، بین یدیه شعیب بن صالح، یقاتل أصحاب السفیانی فیهزمهم.

  از امام باقر است که فرمود: جوانی از بنی هاشم، از خراسان، با پرچم های سیاه، قیام می کند که در دست راست او خالی است، در پیشگاهش شعیب بن صالح است. با یاران سفیانی می جنگد و شکستشان می دهد.

برخی بر آنند که عبارت 'بکفه الیمنی خال' تصحیف شده ی عبارت 'بکفه الیمنی خلل' است یعنی در دست راست او نقصی هست، که در این صورت سید خراسانی، می تواند، رهبری فعلی یعنی آیت الله خامنه ای، باشد. البته ایراد کلمه ی "شاب/جوان" هنوز به جای خود باقی است و لذا هنوز نمی توان با قطعیت نظر داد. شاید بتوان این کلمه را به گونه ای تأویل کرد.

 (تصحیف شدن، به پاک شدن نوشته های کتب دستنویس قدیمی، بر اثر ورق زدن و تماس دست، و ناشی از کیفیت پایین جوهر و کاغذ آن کتاب ها، گفته می شود)

 

شعیب صالح

 وفی ابن حماد/85، عن سفیان الکعبی قال: یخرج على لواء المهدی غلام حدث‎السن خفیف‌اللحیة، أصفر، لو قاتل الجبال لهزها حتى ینزل إیلیا.

 فرمانده سپاه مهدی، پسری است کم سن، با ریش کم پشت، زرد چهره، که اگر با کوه ها در افتد از جایشان بر می کند، [و آرام نمی گیرد] تا قدس را فتح کند.

 شعیب صالح، پسری است کم سن با ریش کم پشت (در برخی روایات کوسج/کوسه)، او فرمانده سپاه سید خراسانی در حمله به عراق برای بیرون راندن سفیانی است.

بر اساس این ویژگی های گفته شده، چهره ی شعیب بن صالح، چیزی شبیه به چهره ی سردار شهید حسن باقری (جوان‌ترین فرماندهِ ایرانی در دوران جنگ) خواهد بود.

 

 ضمناً شعیب بن صالح، پس از ظهور امام زمان، فرمانده سپاه ایشان در آزادسازی قدس هم خواهد بود (حتى ینزل إیلیا).

 

پرچم های سیاه

 

 قال رسول الله: یخرج من خراسان رایات سود لایردها شئ حتى تنصب بإیلیاء.

 مضمون: پیامبر فرمود، از خراسان، پرچم های سیاهی قیام می کنند که برنمی گردند تا در قدس، نصب شوند.

 حدیث الإمام الباقر الذی رواه النعمانی/273 ، عن أبی خالد الکابلی، عنه قال: کأنی بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحق فلایعطونه ثم یطلبونه فلا یعطونه، فإذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم على عواتقهم، فیعطون ما سألوه فلا یقبلونه حتى یقوموا، ولا یدفعونها إلا إلى صاحبکم. ’قتلاهم شهداء‘. أما إنی لو أدرکت ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب هذا الأمر.

من غیبة الطوسی/274: إذا خرجت الرایات السود الى السفیانی التی فیها شعیب بن صالح تمنى الناس المهدی فیطلبونه فیخرج من مکة ومعه رایة رسول الله ...

 وقتی پرچم‌های سیاهی که شعیب بن صالح با آنان است، به سوی سفیانی شتافت، مردم آرزوی دیدن مهدی را می کنند پس او را طلب می کنند، پس [مهدی] از مکه قیام می کند در حالی که پرچم پیامبر خدا با اوست ...

 
 
شعار روی پرچم: یالثارات الحسین
 

عن الإمام الصادق قال: له کنز بالطالقان ما هو بذهب ولا فضة ورایة لم تنشر مذ طویت، ورجال کأن قلوبهم زبر الحدید، لایشوبها شک فی ذات الله، أشد من الجمر لو حملوا على الجبال لأزالوها! لایقصدون برایاتهم بلدة إلا خربوها،کأن على خیولهم العقبان، یتمسحون بسرج الإمام یطلبون بذلک البرکة ویحفون به یقونه بأنفسهم فی الحروب، یبیتون قیاماً على أطرافهم، ویصبحون على خیولهم! رهبان باللیل، لیوث بالنهار. هم أطوع من الأمة لسیدها، کالمصابیح کأن فی قلوبهم القنادیل وهم من خشیته مشفقون، یدعون بالشهادة ویتمنون أن یقتلوا فی سبیل الله. شعارهم یالثارات الحسین، إذا ساروا یسیر الرعب أمامهم مسیرة شهر، یمشون إلى المولى أرسالاً، بهم ینصر الله إمام الحق.
 

روایت فوق معروف است به روایت گنج های طالقان

 از امام صادق علیه السلام است که فرمود: در طالقان گنج هایی است که از طلا و نقره نیست ... [بلکه] مردانی هستند که دل هاشان همچون پاره های آهن است ... برای شهادت خود دعا می کنند و آرزو می کنند در راه خدا کشته شوند. شعارشان، "به خونخواهی حسین" (یالثارات الحسین)، است. به هر سو روی می آورند، هراس یک ماه جلوتر از آنان در دل دشمنانشان می افتد، به سرعت به سوی امام شان می شتابند و خداوند به آنان، امام حق را یاری می کند.

 روایت پرچم های سیاه خراسان را اهل سنت هم از پیامبر نقل کرده اند. بر همین اساس است که داعش، رنگ پرچم خود را سیاه قرار داده و خراسان را هم این طور توجیه می کند که بسیاری از اعضای باسابقه اش از افغانستان (جزئی از خراسان بزرگ) آمده اند.

 

تکمیلی:

21 مهرماه 1393: در چند روز گذشته از برخی فرماندهان سپاه نقل شده است که در صورت تعرض به مقدسات شیعیان در عراق، ایران بی تفاوت نخواهد ماند.

 12 آذر 1393: اخباری منتشر شده که هواپیماهای ایران، اخیراً در بمباران مواضع داعش در شرق عراق شرکت کرده اند (منبع).

30 آذر 1393: وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران، باز هم تأکید کرد که عتبات مقدسه ی عراق، خط قرمز ایران است، داعش تهدید کند، وارد می شویم (منبع).

 پی‌نوشت: در روایات ماه رجب از خروج خراسانی همزمان با یمانی و سفیانی سخن رفته بود. شاید آغاز دخالت جدی و علنیِ ایران در عراق، زودتر از ذی القعده باشد. به هر حال، همین الان که در دیماه 93 هستیم هم ایران در عراق، فعالیت دارد و بخشی از این پیشگویی محقق شده است، هر چند نه در آن حدی که در روایات گفته شده (لشکرکشی).تا زمانی که کار به سقوط بغداد نرسد و به مقدسات شیعیان در عراق تعرض نشود، نسبت به دخالت فراگیر ایران در عراق، مخالفت های زیادی، حتی در داخل کشور، وجود خواهد داشت. اما وقتی کار به آنجا رسید، بعید است در داخل مخالفت خاصی با اقدام جدی، وجود داشته باشد و برعکس این امر مورد تقاضای عموم مردم خواهد بود. احتمال می رود دولت عراق، خودش درخواست این دخالت همه جانبه را داشته باشد. در سطح بین المللی هم، با توجه به شکست غرب در قرقیسیا، بعید است کشورهای اثرگذار جهان مخالفتی با دخالت ایران در عراق داشته باشند و احتمالاً این اقدام با حمایت جهانی هم همراه خواهد بود. در چند ماهه ی منتهی به ظهور، عراق، تحت الحمایه ی ایران خواهد بود.

 

 

حوادث پاییز 1394 (ذی‌الحجة، 1436، محرم، 1437)
 
مهرماه - ذی الحجة 1436

 

9 ذیحجة (روز عرفه) - اعلام مرگ آخرین حاکم حجاز در عرفات و درگیری حاجیان در منی

 

عن الإمام الصادق قال: بینا الناس وقوفٌ بعرفات إذ أتاهم راکب على ناقة ذعلبة یخبرهم بموت خلیفة یکون عند موته فرج آل محمد وفرج الناس جمیعاً. عن الإمام الباقر: یکون سبب موته أنه ینکح خصیاً له فیقوم فیذبحه ویکتم موته أربعین یوماً.

 از امام صادق علیه السلام است که فرمود: هنگامی که مردم در عرفات، وقوف کرده اند (عصر روز نهم ذی الحجة) فردی سوار بر مرکبی تندرو به سوی آنان می آید و خبر مرگ خلیفه را به آنان می دهد. در مرگ او فرج آل محمد و فرج همه ی مردم است. از امام باقر است که فرمود: سبب مرگش آن است که به مردی عقیم شده [ظاهراً خدمتکارش است] تجاوز می کند و آن مرد او را می کشد، و مرگش چهل روز، پنهان نگه داشته می شود.

مرگ آخرین جانشین مقتدر ملک عبدالله، در روز عرفه اعلام خواهد شد و این روز عرفه، 31 روز قبل از روز عاشورایی است که امام زمان ظهور می کند. با مرگ او شیرازه ی حکومت از هم می پاشد. به عبارت دیگر، در ماه آخر منتهی به ظهور، عربستان، حاکمی نخواهد داشت. بلکه چون این حاکم 40 روز قبل از اعلام رسمی مرگش، کشته شده، باید گفت در 70 روز آخر، عربستان حاکمی نخواهد داشت. این حاکم باید جوان باشد و احتمالاً از نسل دوم آل سعود چون اقدام به عملی غیراخلاقی می کند و بر اثر آن کشته می شود.

 این که حکومت عربستان در ماه آخر منتهی به ظهور، چنان از هم پاشیده باشد که عملاً حکومتی وجود نداشته باشد، مهم است، زیرا به شیعیان دستور داده شده در مکه جمع شوند، و ظهور قرار است در این جا اتفاق افتد. لذا اگر حکومت مستقری وجود داشته باشد، می تواند مانع از تحرکات شیعیان شود.

 این که گفته شده "در مرگ او فرج آل محمد و فرج همه ی مردم است" دو معنا می تواند داشته باشد. اول این که منظور این است که این رویداد، از نظر زمانی، بسیار به زمان فرج/ظهور نزدیک است؛ و دوم این که این رویداد، آخرین حلقه در تکمیل مقدمات ظهور است و یکی از آخرین موانع ظهور، را برمی دارد.

بعلاوه، در روایات گفته شده که کسی که خبر مرگ آن حاکم را می آورد به دست برخی حاجیان کشته می شود. گویا برخی افراد حاضر در محل (شاید از مقامات) نمی خواسته اند این خبر فاش شود. همچنین از درگیری شدید حاجیان در منا سخن رفته است که برخی به امام دعوت می کنند و برخی مخالف اند. در روایات سال ظهور، از تعطیل شدن حج هم صحبت شده که ممکن است مربوط به همین سال آخر باشد که حکومت عربستان از درون دچار فروپاشی شده و به خاطر مسائلی مانند ندای آسمانی، و ناآرامی های شدید همسایه های شمالی و جنوبی عربستان، اوضاع بسیار متشنج است و دولت عربستان، ورود حاجیان خارجی، خصوصاً از کشورهای شیعه نشین را ممنوع می کند.

  برخی این روایت را مربوط به ملک عبدالله دانسته اند و منتظر اعلام مرگ او در روز عرفه سال 93، (13 ماه قبل از ظهور) هستند. اما در این روایت نامی از عبدالله نیست و از طرف دیگر، اقدام غیراخلاقی او از پیرمرد مریضی مثل ملک عبدالله بعید است.

 

تکمیلی

11 مهر 1393: امروز عرفه در عربستان گذشت و خبری از مرگ حاکم حجاز در بین حاجیان اعلام نشد، بنابراین حدس فوق درست بود. این روایت مربوط به ملک عبدالله نیست.

اگر کسی باز هم اصرار داشته باشد که این روایت را مربوط به ملک عبدالله بداند، بنابراین باید بپذیرد که حتی ظهور در سال 94 هم واقع نخواهد شد. زیرا در جمع دو روایت، به این نتیجه می رسیم که عبدالله حاکم حجاز باید در روز عرفه مرگش اعلام شود و پس از او باید جانشینانی بیایند که برخی چند ماه حکومت کنند. در نتیجه اعلام مرگ عبدالله نمی تواند در آخرین عرفه ی قبل از ظهور (30 روز مانده به عاشورا) باشد، چون در 30 روز امکان این که کسی چند ماه حکومت کند نیست. بنابراین مرگ عبدالله باید اقلا 13 ماه پیش از ظهور اعلام شود (در دومین عرفه ی قبل از ظهور) تا امکان تحقق هر دو روایت باشد.

بنابراین از نظر کسانی که اصرار دارند، این دو روایت مربوط به یک نفر است، اگر ظهور بخواهد، مثلاً، در عاشورای 1394، باشد، پس مرگ عبدالله باید در عرفه ی 1393 اعلام شود، و اگر این اعلام انجام نشود، پس از همین الان می توان گفت، که در عاشورای 1394 هم ظهوری اتفاق نخواهد افتاد. در مجموع، به نظر می رسد، یک اشتباه در مربوط دانستن روایت روز عرفه، به ملک عبدالله (بدون وجود هیچ روایت صریحی) باعث چنین ناامیدی بزرگی در قضیه ی ظهور می شود.

برخی هم روایت روز عرفه را مربوط به صدام دانسته اند، اما صدام در روز عید قربان (روز بعد از عرفه) اعدام شد و ضمناً پس از مرگ او اتفاق خاصی هم نیفتاد که بتوان در مورد آن گفت: "در مرگ او فرج آل محمد و فرج همه ی مردم است". البته در سقوط او فرج مختصری بود، آن هم نه برای همه ی مردم، بلکه فقط برای مردم عراق، اما سقوط او چند سال قبل از مرگش بود.

 

آتشی در مشرق

 

عن الإمام الصادق قال: إذا رأیتم علامة فی السماء ناراً عظیمة من قبل المشرق تطلع لیالی، فعندها فرج الناس وهی قدام القائم بقلیل.

 از امام صادق است که فرمود: آنگاه که نشانه ای در آسمان دیدید، آتشی بزرگ از سوی مشرق، که شب ها دیده می شود، پس آن هنگام، زمانِ فرج مردم است و آن اندکی قبل از قیام قائم است.


25 ذیحجة - قتل نفس زکیه، فرستاده ی امام در کنار کعبه


عن أمیر المؤمنین: ألا أخبرکم بآخر ملک بنی فلان؟ قلنا بلى أمیر المؤمنین. قال: قتل نفس حرام فی بلد حرام عن قوم من قریش، والذی فلق الحبة وبرأ النسمة ما لهم ملک بعده غیر خمسة عشر لیلة.

از امیرالمومنین: آیا شما را خبر بدهم از پایان حکومتِ بنی فلان؟ گفتیم آری یا امیرالمومنین. فرمود: کشتن جانی محترم در شهری محترم، از قریش. به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، حکومت آنان، بعد از آن، بیش از پانزده شب، طول نخواهد کشید.

از این روایت بر می آید که با مرگ آخرین خلیفه، حکومت، هنوز به کلی از هم نپاشیده، بلکه تنها اختلاف بر سر جانشین باعث می شود، که حاکم جدید انتخاب نشود. همچنین از این روایت بر می آید که روز ظهور، روز سرنگونیِ نهایی حکومت آل سعود خواهد بود.

عن صالح مولى بنی العذراء قال: سمعت أبا عبد الله الصادق یقول: لیس بین قیام قائم آل محمد وبین قتل النفس الزکیة إلا خمس عشرة لیلة.

 شنیدم، ابو عبدالله الصادق، می گوید: بین قیام قائم آل محمد و قتل جان پاک، بیش از پانزده شب، فاصله نیست.

 
توجه شود که این نفس زکیه، غیر از آن نفس زکیه ای است که در عراق کشته می شود.

 گویا سخنرانی و قتل نفس زکیه هم در شب است، مانند سخنرانی اول خود امام

عن الإمام الباقر قال: یقول القائم لأصحابه: یا قوم إن أهل مکة لایریدوننی ولکنی مرسل إلیهم لأحتج علیهم بما ینبغی لمثلی أن یحتج علیهم. فیدعو رجلاً من أصحابه فیقول له: إمض إلى أهل مکة فقل: یاأهل مکة أنا رسول فلان إلیکم وهو یقول لکم: إنا أهل بیت الرحمة ومعدن الرسالة والخلافة، ونحن ذریة محمد وسلالة النبیین، وإنا قد ظلمنا واضطهدنا وقهرنا وابتُز منا حقنا منذ قبض نبینا إلى یومنا هذا، فنحن نستنصرکم فانصرونا! فإذا تکلم الفتى بهذا الکلام أتوا إلیه فذبحوه بین الرکن والمقام وهی النفس الزکیة. فإذا بلغ ذلک الإمام قال لأصحابه: أما أخبرتکم أن أهل مکة لایریدوننا! فلایدعونه حتى یخرج فیهبط من عقبة طوى فی ثلاث مئة وثلاثة عشر رجلاً عدة أهل بدر حتى یأتی المسجد الحرام فیصلی عند مقام إبراهیم أربع رکعات، ویسند ظهره إلى الحجر الأسود ثم یحمد الله ویثنی علیه ویذکر النبی ویصلی علیه ویتکلم بکلام لم یتکلم به أحد من الناس ...

  از امام باقر علیه السلام: قائم به یارانش می گوید: اهل مکه مرا نمی خواهند ولی من پیکی به سویشان می فرستم تا بر آنان حجت را تمام کند، آن گونه که شایسته ی من است. پس مردی از یارانش را فرامی خواند و به او می گوید: به نزد اهل مکه برو و بگو: ای اهل مکه من فرستاده ی فلانی ام به سوی شما و پیام او را می رسانم که می گوید: "ما اهل بیت رحمت و معدن رسالت و خلافتیم، و ما فرزندان محمد و نوادگان پیامبرانیم، و از روزی که پیامبرمان از دنیا رفت بر ما ستم شد و حقمان غصب شد تا همین امروز. ما از شما یاری می طلبیم، پس یاری مان کنید". هنگامی که آن جوان این سخنان را می گوید، بر او هجوم می برند و بین رکن و مقام، کنار کعبه، سرش می برند، این جوان همان جان پاک (نفس زکیه) است.

 

آبان - محرم 1437

 

در سال فرد

 عن أبی عبد الله قال: لا یخرج القائم إلا فی وتر من السنین، سنة إحدى أو ثلاث أو خمس أو سبع أو تسع.

 از امام صادق است که فرمود، قیام قائم نیست مگر در سال فرد، یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه.

 

عاشورای سال 94 شمسی، مطابق است با دهم محرم 1437

 

شب جمعه، شب تاسوعا، جمع شدن 313 نفر در مکه به طی الارض، اصلاح امور در یک شب

 

عن علی قال: قال رسول الله’: المهدی منا أهل البیت یصلح الله له أمره فی لیلة

 از پیامبر خدا (ص): مهدی از ما اهل بیت است و خداوند امر او را در یک شب اصلاح می کند.


   وفی دلائل الإمامة/307: یجمعهم الله إلى مکة فی لیلة واحدة وهی لیلة الجمعة فیتوافون فی صبیحتها إلى المسجد الحرام ، لایتخلف منهم رجل واحد.

 خداوند آنان را در یک شب جمعه، در مکه جمع می کند پس صبح به سوی مسجدالحرام روانه می شوند.

 

اصلاح امور در یک شب. همان طور که در متن روایات مربوط به قتل نفس زکیه، اشاره شده، در آستانه ی ظهور، شرایط مکه، بر حسب ظاهر، اصلاً آماده نیست. خود امام می فرماید: اهل مکه مرا نمی خواهند، فرستاده ی امام، نفس زکیه هم که کشته می شود. اما در تنها یک شب، ورق بر می گردد و شرایط به نفع امام تغییر می کند. این است معنای اصلاح امور در یک شب، نه چنانکه برخی گمان کرده اند، که ظهور بدون هیچ مقدمه ای و ناگهانی اتفاق می افتد.

 

در روز جمعف، تاسوعا، خسف بیداء

 عن جابر الجعفی قال: قال لی أبو جعفر: ... ویبعث السفیانی بعثاً إلى المدینة فینفر المهدی منها إلى مکة، فیبلغ أمیر جیش السفیانی أن المهدی قد خرج من المدینة، فیبعث جیشاً على أثره فلا یدرکه، حتى یدخل مکة خائفاً یترقب على سنة موسى بن عمران، وینزل أمیر جیش السفیانی البیداء فینادی مناد من السماء یا بیداء أبیدی القوم، فیخسف بهم البیداء فلا یفلت منهم إلا ثلاثة ... والقائم یومئذ بمکة، قد أسند ظهره إلى البیت الحرام مستجیراً به ینادی: یا أیها الناس إنا نستنصر الله ومن أجابنا من الناس فإنا أهل بیت نبیکم ونحن أولى الناس بالله وبمحمد ... الخ.

 از ابوجعفر (امام باقر علیه السلام) است که فرمود: ... و سفیانی لشکری به سوی مدینه می فرستد، پس مهدی از مدینه به قصد مکه بیرون می رود. به امیر لشکر سفیانی خبر می رسد که مهدی از مدینه خارج شده است. پس لشکری به دنبال او می فرستد که به او نمی رسند و مهدی وارد مکه می شود، ترسان و پاینده ی پیرامونش، مانند موسی بن عمران، و امیر لشکر سفیانی در بیداء [(خروجی مدینه به سوی مکه، امروزه داخل شهر مدینه است)] فرود می آید، در آن هنگام، ندا دهنده ای از آسمان ندا می دهد که ای بیداء، این قوم را نابود کن. پس زمین آنان را در خود فرو می برد و جز سه نفر باقی نمی مانند .... و قائم در آن روز در مکه است، به دیوار خانه ی کعبه تکیه کرده، گویی که به آن پناه آورده است، و فریاد می زند: ای مردم، ما از خدا یاری می جوییم و از هر که از مردم که ما را پاسخ دهد. ما اهل بیت پیامبرتان هستیم و ما نزدیکترین مردم به خدا و رسولیم و ....


در روز تاسوعا، سپاه عثمان سفیانی در خروجیِ مدینه، در زمین فرو می رود و این از معجزات است.

این که خسف بیدا در روز تاسوعاست از اینجا فهمیده می شود که در روایت آمده که "والقائم یومئذ بمکة ... ینادی" یعنی در همان روز، سخنرانی اول در مکه انجام می شود و ما می دانیم که سخنرانی اول، در شب عاشوراست بعد از نماز عشا.

 

سخنرانی - در شامگاه جمعه، شب عاشورا - در کنار کعبه

 ابن حماد: 1/345، عن أبی جعفر قال: ... ثم یظهر المهدی بمکة عند العشاء ...

 از امام باقر:  ... مهدی، هنگام عشا، در مکه ظهور می کند ...


عن الإمام الباقر قال: یقول القائم لأصحابه: ... وهی النفس الزکیة. فإذا بلغ ذلک الإمام قال لأصحابه: أما أخبرتکم أن أهل مکة لایریدوننا! فلایدعونه حتى یخرج فیهبط من عقبة طوى فی ثلاث مئة وثلاثة عشر رجلاً عدة أهل بدر حتى یأتی المسجد الحرام فیصلی عند مقام إبراهیم أربع رکعات، ویسند ظهره إلى الحجر الأسود ثم یحمد الله ویثنی علیه ویذکر النبی ویصلی علیه ویتکلم بکلام لم یتکلم به أحد من الناس ...

از امام باقر: [پس از ذکر قتل نفس زکیه در کنار کعبه که در بالا ترجمه شد] پس هنگامی که خبر قتل او به امام می رسد، به یارانش می گوید، نگفتم، اهل مکه ما را نمی خواهند؟ اما یارانش او را رها نمی کنند تا هنگام قیام که از گردنه ی طــُـوا [(نزدیک مکه)] پایین می آید در میان سیصد و سیزده مرد، به تعداد سپاه بدر، و به مسجد الحرام وارد می شود و نزد مقام ابراهیم، چهار رکعت نماز می خواند [(نماز عشا)] و سپس به حجر الاسود تکیه می کند و رو به مردم، پس از حمد خدا و یاد پیامبر، و درود فرستادن بر او، سخنانی می گوید، که هیچ یک از مردم، چنان سخنانی هرگز نگفته است ....


گویا امام در فاصله ی قتل نفس زکیه و روز تاسوعا که پانزده روز است، سفری هم به مدینه خواهد داشت، و درست در روز تاسوعا بر می گردد.

 

بیعت - در روز عاشورا، روز شنبه، دوم آبان 1394 - در کنار کعبه

  قال أبو جعفر: یخرج القائم یوم السبت یوم عاشوراء الیوم الذی قتل فیه الحسین.

ترجمه: ابوجعفر (امام باقر علیه السلام): قائم در روز شنبه، روز عاشورا، قیام می کند، همان روزی که حسین (علیه السلام) کشته شد.

 

عن أبی جعفر قال: کأنی بالقائم یوم عاشوراء یوم السبت قائماً بین الرکن والمقام، بین یدیه جبرئیل ینادی: البیعة لله، فیملؤها عدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً.

مضمون: گویی قائم را می بینم در روز عاشورا، روز شنبه، که بین رکن و مقام (کنار کعبه) ایستاده است، در پیشگاهش جبرئیل ندا می دهد: بیعت [کنید] برای خدا ... پس زمین را پر از عدل می کند، همانگونه که پر از ستم شده
منبع...وبلاگ zohoor1394

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : پیشگویهای شاه نعمت الاه ولی ازظهورپیشگویی حاج سیداحمد خسروی2حوادث‌ شش ماه پایانی منتهی به ظهورپیش گویی به سبک عرفان هندی ازظهوريمن و نقش آن در دوران ظهورروزشمارحواث منتج به ظهوردرسال94
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،
نوشته شده در تاريخ جمعه 4 اسفند 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 31 بار

پیشگیری از فریضۀ حج در آخرالزمان

طبق روایات اسلامی، در آخرالزمان، به ویژه در سال ظهور امام مهدی(علیه السّلام)، بر اثر جنگ، هرج و مرج و ناامنی، راهها بسته می شوند، و بسیاری از مردم، به ویژه مسلمانان، از سفر به خارج از منطقۀ سکونت خود و حتّی زیارت خانۀ خدا باز می مانند.
امیر مؤمنان علی(علیه السّلام) فرمود:
... آگاه باشید که بی‏گمان، خشکی ‏سمت و سویِ
خود را می‏بندد و دریا سوارِ خویش را باز می‏دارد...(1).
کعب الأحبار گفته است:
نزدیک است دریا دشوار شود، به حدّی که کشتی ای
در آن شناور نشود، و خشکی دشوار گردد، به گونه ای که
کسی نتواند به خانه ای پناه برد(2).
مقاله کامل در ادامه مطلب...
نیز، حسن بَصْرِی گفته است:
... راهها بسته می شوند. در نتیجه،
کسی از شهری به شهری نمی رود(3).
ابو سعید خُدْرِی گفت: پیامبر(صلّی الله علیه وسلّم) فرمود:
ساعت (قیام مهدی) فرا نمی رسد، مگر آنکه
خانه (کعبه) حج گزارده نشود(4).
محمّد پسر معروف هلالی گفت: ابو عبدالله جعفر پسر محمّد(علیهما السّلام) فرمود:
فرار، فرار، هر گاه عربها افسارهای خود را بر کنند و خشکی ‏سمت و سویِ
خود را ببندد و از حج جلوگیری شود. سپس فرمود: حج گزارید، پیش از آنکه
حج نگزارید، و با انگشت شستِ خود به قبله اشاره کرد و فرمود:
در این سو هفتاد هزار نفر یا بیشتر کشته می شوند(5).
طبق سخنان امام علی، امام صادق و امام مهدی(علیهم السّلام)، ایرانیها، عراقیها و شامیها از نخستین گروههای مسلمانانی اند که از حج گزاردن باز می مانند.
امام علی(علیه السّلام)، در بیان حوادث آخرالزمان، می فرماید:
... از شام خبری می آید که بی گمان، [راه] بر حاجیان
بسته شده است. پس در آن هنگام، حاجیان از حج منع می شوند؛
پس کسی از شام و عراق حج نمی گزارد و حج گزاری از مصر خواهد
بود، و سپس، در پی آن، [راه] حج بسته می شود...(6).
سَدِیر صَیْرَفی گفت: با گروهی از مردم کوفه نزد ابو عبدالله جعفر پسر محمّد(علیهما السّلام) بودیم، به ایشان رو کرد و فرمود:
حج گزارید، پیش از آنکه حج نگزارید،
حج گزارید پیش از آنکه خشکی ‏سمت و سویِ خود را ببندد...(7).
پسر مَهْزِیار اهوازی، در بارۀ دیدارش با امام مهدی(علیه‏ السّلام)، در جایگاهی ناشناخته در حجاز، گفته است:
... آن گاه که او را دیدم، عقلم در چگونگی و وصفش حیران شد. پس، به من
فرمود: ای پسر مهزیار، برادرانت در عراق را چگونه پشت سر گذاشتی؟
گفتم: در تنگی زندگی و گرفتاری، در حالی که شمشیرهای بنی شیصبان
پی در پی بر ایشان است! فرمود: خدا بکشد آنان را، چگونه [از حق]
بازداشته می شوند! گویا این گروه (بنی شیصبان) را می‏بینم که در
خانه‏های خود کشته شده‏اند، و فرمان خداوند آنان را شب یا روز فرا گرفته
است. گفتم: ای پسر رسول خدا، این کار کی خواهد شد؟ فرمود: هنگامی
که میان شما و راه کعبه، به وسیلۀ گروههایی که بهره‏ای از خوبی ندارند
و خدا و پیامبرش از آنان بیزارند، مانع ایجاد گردد، و سه [روز] سرخی‏ای در
آسمان پدیدار شود که در آن ستونهایی مانند ستونهای نقره‏ای وجود دارند
که نورافشانی می کنند، و شَروسی، با هدف کوه سیاه در پشتِ
ری (تهران)، پیوسته به کوه سرخ و چسبیده به کوههای تالقان،
از ارمنستان و آذربایجان بیرون می آید...(8).
«شَیْصَبان»، چنان که از کتابهای زبان عرب برمی آید، از نامهای شیطان رانده شده (ابلیس) می باشد، و «بنی شیصبان» - پسران شیطان - تعبیری است که امامان دوازده گانه(علیهم السّلام) و پیروانشان آن را در بارۀ حاکمان بنی عبّاس که در فریبکاری و گمراه ساختن مردم، شریک شیطان اند، به کار می‏بردند.
گفتنی است، در زمان دیدار پسر مهزیار با امام مهدی(علیه السّلام)، بنی عبّاس، برای بار نخست، بر جوامع اسلامی، از جمله عراقیها، حاکم بودند، و طبق روایات اسلامی، این گروه، بار دیگر در آخرالزمان، بر بخشهایی از مشرق زمین فرمانروایی می کنند، و با نابودی آنان، امام مهدی(علیه السّلام) به پا خاسته و در کار مردم گشایش پدید می آید.
چنین می نماید، مراد امام مهدی(علیه السّلام) از گروههای بی بهره از خوبی (دین و انسانیّت) که راه کعبه را بر مسلمانان، به ویژه ایرانیان و عراقیها، می بندند، عربهای سنّی ناصبی است که داعیۀ خداپرستی و پیروی از سنّت پیامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله) را دارند، در حالی که ادّعایشان دروغ بوده و خدا و پیامبرش از آنان بیزارند.
-------------------------------------------------
1. إلزام ‏الناصب، ج 2، ص 185، خطبۀ بیان 2 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).
2. الفتن، ص ۴۴، جزء 1، ح 1۴9.
3. التشریف بالمنن، ص 2۵۴، فتن سُلَیْلی، ب ۴۱، ح ۳۷۲.
4. المستدرک علی الصحیحین، ج 5، ص 365، ح 8570.
5. الاُصول الستّة عشر، ص 4- 353، از نوادر علیّ بن اسباط، ح 31.
6. الزام الناصب، ج 2، ص 161، خطبۀ بیان 1 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).
7. الأمالی، ص 65، مجلس 7، ح 10 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).
8. بحار الأنوار، ج 52، ص 6- 45، ب 18، ح 32، با نقل از: کمال ‏الدین، ص 7- 426، جزء 2، ب 44، ح 23 (ترجمۀ یکی از دانشمندان معاصر).
احادیث مبحث «بسته شدن راهها و پیشگیری از فریضۀ حج»
1. عن أمیر المؤمنین علیّ(علیه السلام)، قال: ... ألا و إنّه لیمنع البرّ جانبه و البحر راکبه... (إلزام الناصب، ج 2، ص 185، خطبة البیان 2).
2. عن کعب، قال: یوشک أن یستصعب البحر حتّى لاتجری فیه جاریة، و یستصعب البرّ حتّى لایستطیع أحد یأوی إلى بیت (الفتن، ص 44، الجزء 1، ح 149).
3. عن الحسن البصریّ، قال: ... تنقطع السبل؛ فلایخرج أحد من مدینة إلی مدینة (التشریف بالمنن، ص 254، الفتن للسُّلَیْلیّ، ب 41، ح ۳۷۲).
4. عن أبی سعید، عن النبیّ(صلّى الله علیه وسلّم)، قال: لاتقوم الساعة حتّى لایحجّ البیت (المستدرک علی الصحیحین، ج 5، ص 365، ح 8570).
5. عن محمّد بن معروف الهلالیّ، عن أبی عبدالله جعفر بن محمّد(علیهما السلام)، قال: الهرب الهرب إذا خلعت العرب أعنّتها و منع البرّ جانبه و انقطع الحجّ، ثمّ قال: حجّوا قبل أن لاتحجّوا، و أومأ إلى القبلة بإبهامه، و قال: یقتل فی هذا الوجه سبعون ألفاً أو یزیدون (الاُصول الستّة عشر، ص 4- 353، من نوادر علیّ بن أسباط، ح 31).
6. عن أمیر المؤمنین علیّ(علیه السلام)، قال: ... یأتی خبر من الشام آنّه قد قطع علی الحاجّ، فعند ذلک یمنع الحاجّ جانبه؛ فلایجّ أحد من الشام و لا من العراق، و یکون الحجّ من مصر، ثمّ ینقطع بعد ذلک... (إلزام الناصب، ج 2، ص 161، خطبة البیان 1).
7. عن سَدِیر الصَیْرَفیّ، قال کنت عند أبی عبدالله جعفر بن محمّد(علیهما السّلام) و عنده جماعة من أهل الکوفة، فأقبل علیهم و قال لهم: حجّوا قبل أن لاتحجّوا، حجّوا قبل أن یمنع البرّ جانبه... (الأمالی، ص 65، المجلس 7، ح 10).
8. قال ابن مَهْزِِیار الأهوازیّ حول لقائه الإمام المهدیّ(علیه السلام) فی بقعة غیر معروفة بالحجاز: ... فلمّا أنا بصرت به حار عقلی فی نعته و صفته، فقال لی: یا ابن مهزیار، کیف خلّفت إخوانک بالعراق؟ قلت: فی ضنک عیش و هناة، قد تواترت علیهم سیوف بنی الشَّیْصَبان(1)، فقال: قاتلهم الله، أنّى یؤفکون. کأنّی بالقوم و قد قتلوا فی دیارهم و أخذهم أمر ربّهم لیلاً أو نهاراً. فقلت: متى یکون ذلک، یا ابن رسول الله؟ فقال: إذا حیل بینکم و بین سبیل الکعبة بأقوام لاخلاق لهم، و الله و رسوله منهم براء، و ظهرت الحمرة فی السماء ثلاثاً [من الأیّام] فیها أعمدة کأعمدة اللجین تتلألأ نوراً، و یخرج الشَّروسیّ من أَرْمَنـِیَّة و آذَرْبـَیـْجان یرید وراء الری(2)، الجبل الأسود المتلاحم بالجبل الأحمر لزیق جبال طالَقان... (بحار الأنوار، ج 52، ص 6- 45، ب 18، ح 32، ناقلاً عن: کمال ‏الدین، ص 7- 426، الجزء 2، ب 44، ح 23).
----------------------------------------------------------------
1. أقول: «الشیصبان» - علی ما یظهر من کتب اللغة العربیّة- من أسماء الشیطان الرجیم، و المراد من «بنی الشیصبان» فی هذا الحدیث، بنو العبّاس الذین یتسلّطون علی الناس مرّتین؛ مرّة حکموا علی المسلمین بعد سقوط دولة الأمویّین، و مرّة یعود الملک إلیهم فی آخر الزمان، و بعد هلاکهم یأتی الله بالفرج.
2. وراء الری أی ظهر الرِی القدیمة، و هو طهران الحالیّة.

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : پیشگیری از فریضۀ حج در آخرالزمان
____________________________________________________
برچسب ها:
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 دی 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 43 بار

گفته‌ها و ناگفته‌هایی از سفياني

اندکي پس از مسلط شدن سفياني بر شام، در منطقه قرقيسيا (منطقه مرزي کشورهاي عراق، ترکيه و سوريه و نزديک شهر ديرالزور)، گنج و ثروت قابل توجهي (که ممکن است جواهرات، معادن کاني ارزشمند يا نفت و امثال آن باشد) نمايان مي‌شود.25 سپاهيان بي‌شماري از آسياي ميانه و ترکيه (ترک‌ها)، اروپا (روميان)، عراق، مصر و ...به اين منطقه سرازير مي‌شوند. 26 جنگ بزرگي در اين منطقه رخ مي‌دهد و سفياني با کشتن حدود صد يا چهارصد هزار نفر فاتحانه رقباي خويش را از ميدان بيرون مي‌کند.

اشاره:

روايات توصيف کننده آستانه ظهور، گاه از افرادي سخن به ميان آورده‌اند که در آن مقطع در سرزمین های درگیر به نقش‌آفريني خواهند پرداخت؛ از جمله اين افراد مي‌توان به خراساني، سيد حسني، حسيني، يماني، شيصباني، نفس زکيه، ابقع و اصهب و سفیانی اشاره کرد که درباره برخي از آنها مانند ابقع و اصهب اطلاعات بسيار اندکي ارائه شده و درباره برخي مانند سفياني بيش از صد روايت بيان شده و به تفکيک از اقدامات و جنايات او از شام و اردن فعلی تا قرقيسيا، عراق و عربستان پرده‌برداري نموده‌اند. در اين نوشتار به دنبال آن هستيم که از سويي به اجمال، ماجراي قيام سفياني را از ابتدا تا انتها مرور کنيم و نیز به نقد گفتارها و گويندگاني که به مصداق يابي اين شخصيت مبادرت ورزيده‌اند بپردازيم.

1. سفياني کيست؟

سفياني شخصي زشت‌رو1 و از نسل بني اميه، ابوسفيان و يزيد2 است که درباره نام، نسب و سيمايش از حضرت علي(ع) نقل شده که فرمودند:
«پسر هند جگرخوار (سفياني) از بيابان يابس (خشكي) بيرون مي‏آيد، او مردي متوسط القامه، صورتش وحشتناك و سرش ضخيم و آبله‏رو است. اگر او را ببيني خيال مي‏كني كه يك چشمي است. اسمش عثمان و پدرش عنبسه و او از اولاد ابوسفيان است. او خروج مي‏كند و به زمين آرام مي‏آيد و بر منبر آن مي‏نشيند».3 به تصريح روايات معتبر4 او اولين نشانه حتمي و قطعي ظهور است.5
او هرگز سر به بندگي خداوند نساييده است6 و زنازاده و دشمن اهل بيت(ع) و پيروان ايشان7 است. البته او در مقطعي براي بهره‌مندي از همراهي غربيان صليب به گردن مي‌آويزد.8

2. سرآغاز شورش

سفياني شش ماه پيش از ظهور و در ماه رجب اقداماتش را آغاز مي‌کند.9 سرآغاز شورش او از وادي يابس ـ تنگه‌اي بي‌آب و علف از ارضي شام ـ است.10 اين منطقه مرز سه کشور اردن، سوريه و فلسطين را تشکيل مي‌دهد. به عبارت ديگر از هرکدام از اين سه کشور ممکن است او شورش کند که احتمال اردن و سوريه بيشتر از فلسطين است و با مراجعه به نقشه مي‌توان احتمال اردن را نيز بيش از سوريه دانست. پس از مدتي کوتاه (حداکثر سه ماه)11 وي او بر پنج منطقه دمشق، فلسطين، حمص، حلب و اردن مسلط مي‌شود.12 اين پنج منطقه را مي‌توان کنايه از کلّ شام دانست. لازم به يادآوري است که همزمان با او، يماني و خراساني نيز دست به قيام و اقدامات انقلابي مي‌زنند.13 روايات، اصهب و ابقع را تنها موانع موجود بر سر راه سفياني براي سلطه بر منطقه شام بيان کرده‌اند.14 که به دلیل اجمال بسيار اين روايات نمي‌توان اطلاعات دقيقي درباره اين دو شخصيت به دست آورد. ظاهراً در آن ايام، دولت‌هاي حاکم بر شام از پايگاه اجتماعي قابل توجهي برخوردار نيستند که در مدتي کوتاه سفياني مي‌تواند بر تمام اين مناطق سلطه يابد؛15 البته از حمايات يهوديان و غربيان از سفياني در دستيابي به اين موفقيت نبايد چشم پوشي کرد.
در همين ماه سيماي يکي از اولياي الهي، در خورشيد نمايان شده و دستي در آسمان مردم را به حق رهنمون مي‌شود.16 اولين نداهاي آسماني در ماه رجب به گوش مي‌رسد که بدانيد:
ـ لعنت خداوند شامل حال ستمگران مي‌شود؛
ـ نزديک شوند (قيامت) نزديک شده است؛
ـ خداوند متعال، مهدي را فرستاده است؛ حرف‌هايش را بشنويد و از او اطاعت کنيد.17
بنا بر برخي روايات، خورشيد در اين ماه براي مدتي قابل توجه (مثلا سه ساعت) از حرکت مي‌ايستد18 و ماه دچار گرفتگي مي‌شود.19به دنبال شورش سفياني و قيام خراساني و يماني در ماه شعبان، در ديگر مناطق شرق و غرب نيز جنگ‌ها و شورش‌ها به راه مي‌افتند.20
در ماه رمضان با سه اتفاق غير عادي فضاي جهان به طور جدي ملتهب مي‌شود:
ـ خسوف و کسوف غير عادي در ابتدا و ميانة ماه: اين ماجرا به نحوي است که از زمان حضرت آدم(ع) بي‌سابقه است و همگان را دچار بهت و حيرت مي‌کند.21 با توجه به تأکيد روايات بر اهميت اين ماجرا و بي‌سابقه بودن آن از ابتداي حيات بشر بر كرة خاك، توجيهات و احتمالاتي که درباره تأثير اجرام آسماني بر وقوع اين ماجرا در برخي آثار آمده قابل اعتنا نيستند؛22
ـ نداهاي آسماني جبرييل(ع) و ابليس لعين: اين دو ندا در روز بيست و سوم ماه رمضان برمي‌خيزد. با اين تفاوت که يکي در ابتدا و ديگري در انتهاي روز است. اين نداها دو جبهة حق و باطل را به جهانيان معرفي مي‌كنند. ابليس، جهانيان را از شورش سفياني مطلع ساخته، آنان را به ياري او فرا مي‌خواند.23
در ماه رمضان سي هزار نفر از از قيبله بني کلب که ظاهراً همان دروزي‌هايي هستند که در لبنان امروز ساکنند24 با سفياني بيعت مي‌کنند. اين جمعيت پشتوانة نيروهاي سفياني را براي پيشبرد اهدافش تأمين کرده و او را از يک کودتاچي به حاکمي نيرومند مبدّل مي‌سازد.

3. قرقيسيا

اندکي پس از مسلط شدن سفياني بر شام، در منطقه قرقيسيا (منطقه مرزي کشورهاي عراق، ترکيه و سوريه و نزديک شهر ديرالزور)، گنج و ثروت قابل توجهي (که ممکن است جواهرات، معادن کاني ارزشمند يا نفت و امثال آن باشد) نمايان مي‌شود.25 سپاهيان بي‌شماري از آسياي ميانه و ترکيه (ترک‌ها)، اروپا (روميان)، عراق، مصر و ...به اين منطقه سرازير مي‌شوند. 26 جنگ بزرگي در اين منطقه رخ مي‌دهد و سفياني با کشتن حدود صد يا چهارصد هزار نفر فاتحانه رقباي خويش را از ميدان بيرون مي‌کند.27 جنگ به نحوي است که امکان دفن يا انتقال کشته‌ها وجود ندارد و از همين رو بدن کشتگان، خوراک درندگان مي‌شوند.28 روايات تأکيد مي‌کنند در اين جنگ شيعيان حداقل حضور و تلفات را خواهند داشت.29 اين اولين پيروزي سفياني در خارج از منطقه شام است که پشتوانه اقتصادي حکومت او را تأمين مي‌کند.

4. جنايات عراق

سفياني با به دست آوردن پيروزي در قرقيسيا بر رقباي شرقي و غربي خود و با استفاده از بي‌ثباتي سياسي موجود در عراق حرکت خود را به مناطق مرکزي عراق شروع مي‌کند.
او که در ماه ذي‌قعده با سپاهي صد و سي هزار نفري به بغداد مي‌رسد30 در دهه سوم اين ماه در عراق کشتارگاهي به راه مي‌اندازد که بوي خون و تعفن همه جا را فرامي‌گيرد و تا مدت‌ها دجله رنگ خون به خود دارد.31 ضمن اين ماجرا به بيش از دوازده هزار دوشيزه تجاوز مي‌شود و حداقل شصت هزار نفر در مدتي کمتر از سه هفته تنها روي پل بغداد32 کشته مي‌شوند.33 انگيزه سفياني صرفاً کشتار شيعيان است و براي سر هر شيعه رقمي را به عنوان جايزه تعيين مي‌کند، ولی با توجه به مشکلات اقتصادي موجود در عراق، مردم حتي به همسايه‌هاي خويش نيز رحم نمی‌كنند و آنها را به اتهام تشيع (که شايد صحت نداشته باشد) مي‌کشند و سر آنان را براي گرفتن هداياي نقدي سفياني به او تقديم مي‌کنند.
سفياني مشابه ماجراي بغداد را در کوفه نيز به راه مي‌اندازد با اين تفاوت که علاوه بر مردم عادي، هفتاد عالم شيعي به دست او در اين شهر به شهادت مي‌رسند34 و هفتاد هزار دختر را اسير مي‌کنند.35 تعداد سپاه سفياني به هنگام حمله به کوفه هفتاد هزار نفر بيان شده است.36 او آرام آرام بر تمام عراق مسلط مي‌شود.

5. حمله به ايران و عربستان

به دنبال پيروزي‌هاي عراق، سفياني براي تسلط بر کلّ منطقه خاورميانه، سپاهش را به سه دسته تقسيم مي‌کند:
ـ دسته‌اي در عراق باقي مي‌مانند؛
اينان به طور طبيعي همان جنايات پيشين را ادامه مي‌دهند و به تاراج مردم بيچاره و نفرين شده عراق مي‌پردازند.
ـ دسته‌اي به ايران حمله‌ور مي‌شوند؛
اينان تا منطقه اصطخر (شيراز37 يا اهواز38 کنوني) پيش مي‌آيند که در آنجا با سپاه خراساني روبه رو شده و اولين شکست خود را تجربه مي‌کند.39ـ دسته‌اي به شبه جزيره عربستان حمله ور مي‌شوند.اين دسته به راحتي تا مدينه پيش مي‌آيند و در طول دو روز و سه شب40 به حريم نبوي نهايت گستاخي را روا مي‌دارند و حرم، مسجد و منبر رسول خدا(ص) را ويران کرده و مسجد را آلوده و نجس مي‌سازند41 و روي وهابيان را در جسارت به آثار اسلامي سفيد و خاطرات واقعه طف را زنده مي‌کنند.همزمان با اقدامات سپاه سفياني، حکام مکه بي‌آنکه نگران اقدامات آنان باشند، فرستادة امام عصر(ع) را شهيد مي‌کنند.42 امام عصر(ع) و ياران ايشان در آستانه عاشورا به مکه مي‌آيند و حاکمان مکه را سرنگون مي‌سازند.43 اخبار ظهور و سلطه بر مکه به گوش همه مردم جهان و خصوصاً سفياني و سپاهش مي‌رسد. او دوازده هزار نفر از سپاهيانش را که در مدينه به جنايت و تاراج مشغولند روانة مکه مي‌سازد.44 اين سپاهيان در بيابان «بيداء» ميان مکه و مدينه با غضب الهي ملک مقرب خداوند جبرييل(ع) مواجه مي‌شوند و همگي به جز دو يا سه نفر در زمين فرو مي‌روند.45 اين واقعه که از آن با عنوان «خسف بيداء» ياد مي‌شود آخرين مورد از نشانه‌هاي حتمي ظهور و تنها مورد از آنهاست که پس از ظهور رخ مي‌دهد. سفياني جدي‌ترين و عجيب‌ترين شکست خود را در اين ماجرا تجربه مي‌کند. روايات از دو نفر باقي مانده با القاب «بشير» و «نذير» ياد کرده‌اند. جبرييل سر اين دو را به پشت برمي‌گرداند. بشير به خدمت امام عصر(ع) رسيده و گزارش ماجرا را براي ايشان نقل مي‌کند و سپس به دست حضرت توبه کرده و به حالت عادي باز مي‌گردد و در زمره ياران ايشان قرار مي‌گيرد. نذير نيز به سفياني گزارش ماجرا را مي‌دهد و بلافاصله هلاک مي‌شود.46

6. عقب نشيني تا افول و شکست

سپاهيان سفياني از اين پس عقب نشيني را تجربه مي‌کنند تا حوالي درياچه طبريه دو لشکر مهدوي و سفياني با هم رو در رو مي‌شوند. درياچه طبريه در قسمت غربي وادي يابس قرار دارد. اين منطقه که سرآغاز شورش سفياني را به چشم خويش ديده بود نه ماه بعد از آن47 و سه ماه پس از ظهور امام عصر(ع) شاهد سرانجام او خواهد بود:«سفياني با لشكر و مال‌هاي سواري خود خروج مي‌كند و تعداد صد و هفتاد هزار نفر با او خواهند بود و در درياچه طبريه فرود مي‌آيند، آنگاه مهدي(ع) در حالي كه جبرئيل(ع) پيشاپيش او حرکت مي‌کند به سوي سفياني حركت مي‌كند. آنان در شب راه مي‌روند و روز پنهان مي‌شوند و مردم هم از آن حضرت متابعت مي‌كنند تا اينكه در درياچه طبريه با سفياني رو به رو مي‌شوند و خدا به سفياني غضب مي‌كند. خلق خدا هم به جهت غضب خدا به او غضب مي‌كنند. پرنده‏ها آنها را با پر و بال خود سنگباران مي‌كنند و كوه‌ها با سنگ‏هاي خود و ملائكه با صداهاي خود آنها را مورد حمله قرار مي‏دهند. ساعتي طول نمي‌كشد كه خدا همه اصحاب سفياني را هلاك مي‌نمايد و غير از سفياني كسي از آنها باقي نمي‌ماند. آنگاه مهدي(ع) او را گرفته در زير درختي كه شاخه‏هاي آن به طرف درياچه طبريه متمايل است مي‌كشد و در پي آن، شهر دمشق را تصرف مي‌كند. بعد از آن پادشاه روم با صد هزار صليب كه‏ در زير هر صليبي ده هزار نفر قرار دارد شورش مي‌كند و طرسوسا را با نيزه فتح نموده، اموال مردم را غارت مي‌كند.48 اين سرانجام خفت بار سفياني است که حتي ارشادات امام عصر(ع) را برنمي‌تابد و تا پايان به عنوان دشمن اهل بيت(ع) در ميدان جنگ باقي مي‌ماند.

7. سفياني و امروز

از مرحوم بهلول و امام موسي صدر49 نقل شده است كه شخصي را در ارتش سوريه ديده‌اند که نام و اوصافش با سفياني مطابقت مي‌کند. در مصاحبه‌اي كه با مرحوم بهلول شده در اين زمينه در چنين آمده است:
ـ آقاي بهلول لطفاً جريان سفر خود را به سوريه و ديدن عثمان بن عنبسه سفياني را که در روايات آمده و جزء علامات حتمي ظهور امام زمان(ع) است بيان فرماييد.
ـ بسم الله الرحمن الرحيم. من براي زيارت حضرت زينب(س) و حضرت رقيه(س) به سوريه رفته بودم و در حدود بيست روز در آنجا بودم.حافظ اسد (رئيس جمهور پيشين) مرا دعوت نمود و به خانه خود برد و از من پذيرايي نمود و از آنجا مرا به ارتش سوريه برد و گفت که براي ارتش سوريه صحبت کنم، من هم به منبر رفته، براي آنها سخنراني کردم.وقتي که از منبر پايين آمدم يک منصب داري داخل شد. در آن وقت عده‌اي گفتند: «جاء سفياني؛ يعني سفياني آمد». ديدم او يک سرتيپ ارتش سوريه است. من با او شروع به صحبت کردن کردم و اسم کوچک او را پرسيدم. گفت:اسمم عثمان بن عنبسه است. ديدم خودش است و او از لحاظ قيافه‌اي همان خصوصياتي را داشت که در روايات از سفياني آمده است.
در صحبت‌هاي خود با او متوجه شدم که وي به فکر اين است که رييس جمهور سوريه شود و اين موضوع را از اينجا فهميدم که وقتي من پيش او از حافظ اسد تعريف کردم که حافظ اسد خيلي نسبت به من مهرباني کرده است. او گفت: حافظ اسد به شما لطفي نکرده اگر من جاي حافظ اسد بودم شما را نخست‌وزير خود مي‌کردم و من از اين حرفش فهميدم او ميل دارد جاي حافظ اسد بنشيند.50همان طور که مي‌بينيد دليل ايشان براي اثبات مدعا چندان قوي نيست. از اسارت امام موسي صدر - که خداوند هرچه سريعتر اين رادمرد استوار را از دست دژخيمان وابسته و همراه با صهيونيست‌ها رها کند- حدود سه دهه معادل مدت استخدام در نهادهاي دولتي مي‌گذرد. از همين رو احتمال صحت تطبيق ايشان نيز تا حد زيادي مخدوش مي‌شود و چندان قابل اعتنا نمي‌تواند باشد؛ زيرا به طور طبيعي اگر چنان درجه داري سي سال قبل در ارتش مشاهده شده باشد الآن بايد در دوره بازنشستگي گذر عمر را تجربه كند. از همين رو بهتر است مترصد شورش باشيم نه به دنبال يافتن شخصيت، پيش از آغاز اقدامات او. آنگونه که از سياق روايات برمي‌آيد وظيفه ما آمادگي براي مقابله با اقدامات سفياني و کاهش تلفات و آسيب‌هاي ناشي از آن و نه جست و جو براي شناسايي اوست. متأسفانه تا کنون ماجراي سفياني بسان داستاني جذاب و پيشگويي شيريني در ميان ما جاي يافته که آن را نُقل جلسات و محافل خويش کرده و پس از اشاره‌اي اجمالي به شخصيت و اقدامات او افزوده‌ايم: «مي گويند او را در ارتش سفياني ديده‌اند.» شايد بهتر باشد به جاي آنکه مصداق اين بيت شعر شويم:
پي قيل و قال مجلس آراستند
نشستند و گفتند و برخاستند

اين نکته‌ها را مدّ نظر بياوريم که:

1. شورش سفياني سرآغاز فتنه‌هاي غرب و شرق است که طبيعتاً کشور و ملت ما نيز از تبعات آن آسيب خواهند ديد؛
2. بيشترين كساني كه به دست سفياني كشته مي‌شوند، شيعيانند. به گونه‌اي که در روايات گفته شده است تا دو ماه مردانتان را از او مخفي سازيد51 و از آنجا که شيعيان نسبت به هم حقوق بسياري دارند همزمان با آمادگي براي صيانت از خويش، خود را مهياي حمايت و مددرساني به ديگر شيعيان کنيم. مسلماً شيعيان ساکن اردن، سوريه، عراق و عربستان با شورش سفياني دچار مشکلات جدي خواهند شد جا دارد از خود بپرسيم آيا ما به وظايف خويش در قبال ايشان آشنايي داريم و مي‌دانيم براي دوران کنوني و آن ايام چه تکاليفي برعهده ما قرار داده شده است؟ و آيا اساساً تأسيس يک حکومت اسلامي شيعي مسئوليت‌ها و تکاليف جديدتر و جدي‌تري نسبت به ديگران برعهده ما قرار مي‌دهد يا خير؟؛
3. معلوم نيست چرا ما اين همه به تطبيق نشانه‌ها و نه دريافت و استخراج وظايف خود تأکيد مي‌ورزيم. يکي از بزرگاني که به تعيين وقت براي ظهور شهرت داشت و چندي است به رحمت ايزدي پيوسته، گاه براي مخاطبان خود چنان مشکل ساز مي‌شده است که عملاً آنان را از مسير دين خارج کرده و زمينه ساز تزلزل عقيدتي آنان را فراهم مي‌ساخته است. نويسنده کتاب «نشانه‌هاي يار و چکامه انتظار» مشکلاتي را که جمعي از دانشجويان در ايام حمله نخست آمريکا به سبب شنيدن صحبت‌هاي اين سخنران شهير بدان دچار شده بودند، آورده است. در نقل اين صحبت که سفياني الآن در ارتش سوريه وجود دارد بهتر است مخاطب خود را متوجه صحت احتمالي و نه قطعي آن كنيم وگرنه به تعبير روايات مصداق آن شخصي مي‌شويم که بدون بصيرت در مسيري گام برداشت و هرچه بيشتر قدم برمي‌داشت يشتر از مقصدش دور مي‌شد.52
4. تنها چهار ماه پس از آغاز شورش سفياني مردم دچار قحطي و تورم شديدي مي‌شوند که به دنبال تهيه، انبار و احتکار کردن آذوقه و مواد غذايي مي‌افتند. حتي در بعضي از روايات آمده که براي يک سال خود آذوقه تهيه کنيد.53 آيا اين دست روايات نمي‌توانسته در طول اين سه دهه که احتمال حضور سفياني را در ارتش سوريه مي‌داده‌ايم مبناي جدي سياستگذاري و تصميم گيري‌هاي وزارتخانه‌هايي نظير جهاد کشاورزي (جهاد سازندگي و کشاورزي)، بازرگاني، نيرو، صنايع، رفاه و ... قرار گيرد؟ آيا واقعاً حال که دولت جمهوري اسلامي، برمبناي تعاليم و آموزه‌هاي ارزشمند و بي‌بديل اهل بيت(ع) در اختيار ما قرار گرفته است بهانه‌اي براي کوتاهي در انجام وظايف کلان خود داريم؟
5. با شروع شدن ماجراي سفياني تا زمان ظهور امام عصر(ع) طيّ سه نوبت در ماه‌هاي رجب، رمضان و محرم نداهاي آسماني براي تشخيص مسير حق از باطل به مدد انسان‌ها مي‌آيند حتي نداي دوم را ملک مقرب خداوند، جناب جبرييل(ع)، به نحوي سر مي‌دهد که تک تک انسان‌ها و ديگر موجودات آن را مي‌شنوند و عذري براي احدي باقي نمي‌گذارد54 اما با اين حال بازهم براي بسياري ناگهاني است.55 علت اين ناگهاني بودن را بايد در شدت التهابات جهاني و خصوصاً منطقه‌اي يافت که بسياري از مردم جهان به علت جنگ‌ها و خونريزي‌ها يا بيماري‌هاي فراگير و واگيردار گرفتار مرگ سرخ يا سفيد مي‌شوند56 و تعداد قابل توجهي از آنها نيز دچار مرگ روحي و عقيدتي مي‌شوند. در آن زمان تزلزل در عقايد و باورها به قدري شديد است که گاه به اندازه فاصله يک صبح تا عصر يا شب تا به صبح شخص ايمان خود را از دست مي‌دهد.57 اگر ما واقعاً باور داشتيم سفياني يکي از نشانه‌هاي حتمي ظهور است و اين احتمال را مي‌داديم که او الآن وجود دارد، با در نظر گرفتن رواياتي که در اين بند برشمرديم سياست‌هاي اصلي، مبنايي و کلان وزارتخانه‌هاي آموزش و پرورش، علوم، تحقيقات و فناوري، بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و .... و سازمان‌هايي نظير سازمان تبليغات اسلامي و حوزه‌هاي علميه ما در سراسر کشور، اين‌گونه بود که الآن شاهد هستيم. در پايان بايد پرسيد: آيا اساساً در جهت‌گيري‌هاي کلان ما رويکردهاي آخرالزماني برگرفته از آيات قرآن کريم و روايات اهل بيت(ع) جايگاهي دارد؟

محمود مطهري‌نيا
پي‌نوشت‌ها در دفتر مجله موجود است.
ماهنامه موعود شماره 97

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : گفته‌ها و ناگفته‌هایی از سفياني
____________________________________________________
برچسب ها:
،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 دی 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 42 بار

 

 

باقي ماندن 5 نشانه از 1200 نشانه‌ آخرالزمان

 

در شرايطي كه امروز همه مردم جهان به سر مي‌برند، هيچ سوالي جدي‌تر از اين نيست كه آيا آخرالزماني كه همه ملل در هر گروه و مذهبي از آن مي گويند مصداقش امروز است.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) گفت: طبق گفته اكثر محققان از يك هزار و 200 نشانه‌ آخرالزمان تنها پنج نشانه باقي مانده است.

 
اسماعيل شفيعي سروستاني دوشنبه شب در همايش آخرالزمان كه در دانشگاه بين‌المللي امام خميني (ره) برگزار شد، اظهار داشت: در شرايطي كه امروز همه مردم جهان به سر مي‌برند، هيچ سوالي جدي‌تر از اين نيست كه آيا آخرالزماني كه همه ملل در هر گروه و مذهبي از آن مي گويند مصداقش امروز است.

وي ادامه داد: با وجود اينكه گوش‌هاي زيادي در جهان براي شنيدن در خصوص اين موضوع آماده است ولي ما از آن زياد سخن نمي‌گوييم براي نمونه در دانشگاهي مانند دانشگاه بين‌المللي كه به نام امام خميني (ره) مزين است و در شهري مانند قزوين كه شهري با سابقه فرهنگي است و در نقطه مركزي ايران واقع شده است دو واحد درس اختياري در خصوص آخرالزمان، فرجام‌شناسي وجود ندارد.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) اضافه كرد: اين جاي تأمل دارد كه چرا موضوعي كه در جهان امروز در رأس همه مباحث جدي است ذهن جوانترين گروه اجتماعي در اين جامعه درگير آن نيست و اين مبحث بزرگ است و چگونه چشم‌ها از روي موضوعي به اين مهمي و بزرگي چرخيده و متوجه آن نيست.

*
تدريس رشته آخرالزمان شناسي در 257 دانشگاه در آمريكا

وي افزود: 130 سال است كه در دانشگاه‌هاي وابسته به كليساي كاتوليك در رشته آخرالزمان‌شناسي فارغ‌التحصيل دارند و در ايالات متحده آمريكا بيش از 257 كالج و دانشگاه در اين رشته وجود دارد و اگر اين موضوع مهمي نيست چرا بايد در سرزميني كه گاهي گمان مي‌كنيم عاري از مذهب است، اين تعداد دانشگاه و كالج در رابطه با اين رشته وجود داشته باشد.

شفيعي سروستاني عنوان داشت: بسياري از دانشگاه‌ها در ايران در رشته‌هاي هنري، سينمايي، كارگرداني و بازيگري مشغول به آموزش هستند.

وي اعلام كرد: بسياري از برنامه‌هاي رسانه‌هاي اين سرزمين توسط همين بازيگران كه بسياري مانند دلقك‌ها فقط بالا و پايين مي‌پرند و به اسم تهيه‌كنندگي و كارگرداني و سناريست، حد و اندازه سناريو آنها از چارچنگولي بالا نمي‌رود، هزاران ساعت شب و روز را به بيهوده‌گويي در مباحث مبتذل و حيات مردم عام كوچه و بازار را به خود مشغول مي‌كنند.

*
فيلمي در كشور ما با موضوع آخرالزمان ساخته نشده است

اين محقق در زمينه مهدويت عنوان داشت: اين در حالي است كه در آن سوي درياي مديترانه در دهه 90 بيش از 60 درصد پرفروش‌ترين فيلم‌هاي هاليوود در خصوص آخرالزمان است و آيا ساخت فيلم‌هايي با چنين موضوعاتي براي سرگرم كردن مردم است.

وي ادامه داد: ولي ما در كشورمان فيلمي با اين موضوع و مفهوم نداريم و نسبت به اين موضوع غفلت كرده‌ايم در حالي كه ذهن‌ها درگير اين موضوع است.

شفيعي سروستاني با اشاره به نگاه عام مردم به آخرالزمان توضيح داد: مردم ما زماني كه گراني، سختي معيشت و بيماري در زندگيشان پديدار مي‌شود، زماني كه دچار خشكسالي مي‌شوند مي‌گويند آخرالزمان است، يعني آخرالزمان را چيزي مساوي با بلا، آفت و بحران مي‌شناسند.

*
آخرالزمان تعداد حوادث افزايش و زمان آنها به هم نزديك مي‌شود

وي افزود: ولي آيا آخرالزمان به معناي بحران است، آخرالزمان به معناي بحران، جنگ و آفت نيست، آخرالزمان قسمت واپسين از دوراني است كه به قيامت پيوندد و از نظر ما آخرالزمان از زمان مبعوث شدن پيامبر آغاز و به ظهور موعود و سپس قيامت مي‌انجامد.

مسئول «موسسه فرهنگي موعود» يادآور شد: پيامبر (ص) فرموده‌اند برگزيده شدم در حالي كه ميان من و قيامت فاصله نيست، همان سان كه ميان دو انگشت فاصله است اما از آنجا كه در اين ظرف زماني حوادث بزرگ نزديك به هم روي مي‌دهد مردم عادت كرده و آخرالزمان را مساوي با بحران مي‌شناسند.

وي اضافه كرد: پيامبر فرموده‌اند كه نشانه‌هايي در آخرالزمان وجود دارد كه مانند دانه‌هاي تسبيح يكي يكي مي‌افتد و به آخرين دانه يعني ظهور مي‌انجامد و هرچه زمان ظهور نزديك باشد بر تعداد حوادث افزوده مي‌شود.

* 7
هزار روايت در خصوص آخرالزمان وجود دارد

شفيعي سروستاني توضيح داد: در ميان همه ملل يعني صاحبان اديان آسماني وجه مشترك ابتدا توحيد و سپس موعودگرايي و بلاخره قيامت است و در همه اديان حجم زيادي از روايات به موضوع موعود اختصاص دارد.

وي اعلام كرد: حجم روايات آمده از 14 معصوم در خصوص آخرالزمان و نشانه‌هاي ظهور بسيار زياد است به طوري كه 7 هزار روايت راجع به اين موضوع داريم و در خصوص نماز و روزه اين تعداد روايت نداريم.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) خاطر‌نشان ساخت: اين تعداد روايت نشان از اهميت موضوع دارد و بخش عمده‌اي از روايات آخرالزمان توسط پيامبر و در نخستين روزهاي بعثت بيان شده است.

وي با اشاره به كاركردهاي علائم و نشانه‌هاي ظهور بيان داشت: اين نشانه‌ها و علائم موقعيت بشر را در تاريخ معين مي‌كند و مردم مي‌دانند كه در چه فاصله‌اي از ظهور قيامت قرار گرفتند همچنين هشدار و تذكر، آمادگي يافتن، جلوگيري از يأس و نااميدي، شناسايي دوست و دشمن از كاركردهاي نشانه‌هاي ظهور است.

شفيعي سروستاني عنوان داشت: ما همواره در تحليل شرايط دچار مشكل مي‌شويم و با تحليل غلط موضع‌گيري كرده و گاهي با دوست با تصور دشمن بودن درگير و گاهي با دشمن به تصور دوست بودن ارتباط دوستي برقرار مي‌كنيم كه اين نشانه‌ها موجب مي‌شود تا دوست را از دشمن بشناسيم.

*
از 1200 نشانه‌ آخرالزمان تنها 5 نشانه باقي مانده است

اين محقق در زمينه مهدويت به حوادث آخرالزمان اشاره كرد و گفت: در آخرالزمان حوادث مختلفي روي مي‌دهد و پيامبر نيز فرموده‌اند به ناگزير فتنه‌اي پديد خواهد آمد كه هر گاه در نقطه‌اي آرامش پيدا كند، در نقطه ديگري ناآرامي شروع مي‌شود و اين چنين ادامه مي‌يابد تا وقتي كه منادي آسمان بانگ برآورد كه امير شما مهدي است.

وي اضافه كرد: يكي از مشخصات فتنه اين است كه فتنه كور است يعني اجازه تشخيص نمي‌دهد تا جايي كه همه در تشخيص حق و باطل دچار ترديد مي‌شوند و حتي خواص نيز نمي‌توانند حق و باطل را تشخيص دهند؛ بنابراين تأكيد شده است كه مواظب باشيد كه خود را از دست نداده و نابود نشويد.

شفيعي سروستاني يادآور شد: پيامبر فرموده‌اند «شما را به هفت فتنه بيم مي‌دهم كه بعد از من روي مي‌دهد، فتنه‌اي از مدينه، فتنه‌اي از مكه، فتنه‌اي از يمن، فتنه‌اي از شام، فتنه‌اي از شرق، فتنه‌اي از غرب و فتنه آخر فتنه سفياني است».

وي تصريح كرد: از بيش از يك‌ هزار و 200 نشانه آخرالزمان كه در روايات از آن سخن گفته شده طبق گفته همه محققان تمام نشانه‌ها رخ داده و فقط پنج نشانه باقي مانده است كه اولين آن «فتنه سفياني» است.

*
خروج سفياني از سوريه(و یا اردن) براي كشتار شيعيان

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) ادامه داد: در روايات آمده است سفياني با حمايت صهيونيست‌ها و غربي‌‌ها در سوريه(و یا اردن) كودتا مي‌كند و سپس يك گروه در سوريه به نام بني‌كلب از او حمايت مي‌كنند و امروز بني‌كلب جماعتي هستند كه بخشي از آنها در ارتش اسرائيل، بخشي در سوريه و بخشي در لبنان زندگي مي‌كنند.

وي اضافه كرد: سفياني جنگي در تركيه و عراق راه ‌مي‌اندازد و شروع به كشتن شيعيان مي‌كند و به كوفه مي‌رسد و در كوفه بزرگترين اتفاق رخ مي‌دهد و چنان شيعيان را مي‌كشند به نحوي كه همسايه به همسايه رحم نمي‌كند و براي گرفتن پول همسايه خود را شيعه معرفي مي‌كند.
شفيعي سروستاني يادآور شد: امروز جهان استكبار عليه شيعه به ميدان آمده و شيعيان غافل هستند.

وي تصريح كرد: زماني كه درگيري از شام به كوفه مي‌رسد از كنار شهر قزوين لشگر سيد خراساني حركت مي‌كند و از منطقه مركزي ايران عبور كرده و به كوفه مي‌رود و در روايات آمده كه اگر لشگر خراساني را يافتيد با او همراه شويد از يمن نيز سيد يماني به سوي كوفه مي‌آيد.

*
پيوستن يك ميليون ايراني در نخستين روز ظهور امام زمان (عج)

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) اظهار داشت: فرمانده اصلي سپاه خراساني «شعيب‌بن صالح» است و امروز در طالقان قبري به اين نام است كه مردم براي زيارت او مي‌روند و وزيران، مشاوران و سرداران اصلي امام زمان (عج) همه ايراني هستند و در روز اول يك ميليون ايراني به امام مي‌پيوندند.

وي افزود: بيان شده كه ظهور در سال‌هاي پر از جنگ رخ مي‌دهد و در قرن بيستم 100 ميلون نفر در جنگ‌هاي مختلف كشته شدند و هزينه نظامي جهان امروز 900 ميليارد تا يك ترليون دلار سال است و هزينه جنگ در جهان 2 ميليون دلار در دقيقه است كه اگر 18 روز جنگ متوقف شود سوء تغذيه از كل جهان رفع مي‌شود.

شفيعي سروستاني اعلام كرد: هزينه ارتش آمريكا در هر روز يك ميليارد و 250 ميليون دلار است و به خاطر اورانيوم مصرف شده در سلاح‌هاي غيرمتعارف در عراق مردم عراق به بيماري‌هاي مهلك دچار شدند و 4 هزار و 468 سال ديگر تاثيرات اورانيوم از عراق از بين مي‌رود.

*
طبق تحقيقات موساد و سيا آيت‌الله خامنه‌اي سيد خراساني است

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) گفت: دشمنان خود را براي مقابله آماده كرده‌اند ولي ما غفلت كرديم، در زمان رياست جمهوري بوش زير نظر رئيس جمهور، كميسيوني براي شناسايي امام زمان شكل گرفت.

وي تأكيد كرد: 20 روز قبل موساد و سيا اعلام كردند به دنبال امام زمان هستند و اعلام نيز كرده بودند شايد سيد خراساني آيت‌الله خامنه‌اي باشد زيرا در جواني در خراسان بوده است و سيد يماني نيز سيد حسن نصرالله باشد زير در كودكي در يمن بوده است.

شفيعي سروستاني اضافه كرد: مطالعات آنها در خصوص آخرالزمان صدها برابر ماست ولي دانشگاه‌هاي ما در اين زمينه تعطيل هستند و آنها از واقعه ظهور نگران هستند ولي ما غفلت مي‌كنيم.

*
وجود يك ميليارد نفر گرسنه و 45 ميليون مبتلا به ايدز نشانه‌اي از آخرالزمان

وي با اشاره به نشانه‌ها و حوادث آخرالزمان بيان داشت: خشكسالي، زلزله، قحطي و گرسنگي از نشانه‌هاي آخرالزمان است به طوري كه در سال 2009 يك ميليارد نفر در دنيا گرسنه هستند هر سال نيز يك هزار زلزله متوسط، 18 زلزله بزرگ و يك زلزله عظيم كره زمين را مي‌لرزاند.

مسئول موسسه فرهنگي موعود عصر (عج) ادامه داد: بي‌تقوايي و رواج فحشا و بيماري‌هاي مختلف نشانه ديگري است به طوري كه در حال حاضر 45 ميليون نفر در دنيا مبتلا به ايدز هستند و هر سال 5 ميليون نفر به اين تعداد اضافه مي‌شود كه 5 ميليون و 200 هزار نفر كودك هستند و نيمي را نيز از اين جمعيت زنان تشكيل مي‌دهند و در كشور ما نيز 60 هزار نفر مبتلا به ايدز هستند كه تاكنون 2 هزار و 121 نفر جان باختند.

وي افزود: شيوع ايدز از طريق رابطه جنسي، همجنس‌بازي و افزايش فساد از مسائلي است كه در آخرالزمان ديده مي‌شود.

*
حكومت سلمان فارسي در ايران در زمان ظهور امام زمان (عج)

شفيعي سروستاني در ادامه با اشاره به تكاليف مومنان در زمان غيبت توضيح داد: يكي از تكاليف مومنان در زمان غيبت پيدا كردن معرفت و شناخت نسبت به امام است به طوري كه در روايات آمده كسي كه امام زمانش را نشناسد و بميرد به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.

وي اضافه كرد: تمسك به دين و صبر و شكيبايي و انتظار فرج و دعا از ديگر كارهايي است كه در زمان غيبت بايد صورت گيرد تا امام زمان (عج) ظهور كند و خداوند بزرگترين مسئوليت تاريخ را به حضرت مهدي (عج) بزرگترين مرد خود گذاشته است تا براي تحقق عدالت ظهور كند.

اين محقق در زمينه مهدويت خاطر‌نشان ساخت: ما بايد براي رهايي از فتنه‌ها معرفت خود را افزايش داده و هوشيار باشيم تا امام زمان حكومت خود در زمين برپا دارد و در آن زمان امام حسين (ع)، اصحاب كهف، سلمان فارسي به اين امام خواهند پيوست و فقط امام حسين (ع) 300 سال بر روي زمين خلافت خواهد كرد.

وي اعلام كرد: با تشكيل حكومت، سلمان فارسي در ايران حاكم خواهد شد و حكومت امام زمان در كوفه شكل مي‌گيرد.

 منبع:فارس

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : باقي ماندن 5 نشانه از 1200 نشانه‌ آخرالز
____________________________________________________
برچسب ها:
،،
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 30 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 60 بار

در طی هفته های گذشته اخباری از نزدیک شدن ستاره ای دنبال دار به زمین منتشر شد که برخی آن را درخشان ترین ستاره دنباله دار تاریخ می دانند ، دنباله داری که در اواخر سال میلادی جاری اوج فعالیت خود را خواهد داشت ، صرف نظر از اینکه این خبر تا چه اندازه واقعیت دارد که ظاهراً منابع معتبری آن را تایید کرده اند ، بر آن شدیم تا نگاهی داشته باشیم به روایاتی که از ظهور ستاره دنباله داری در آستانه ظهور بعنوان یکی از نشانه ها خبر می دهند ، روایات متعددی که مسلمانان عصر ظهور را به رصد این نشانه آسمانی فرا می خوانند .  

وَعَلامَاتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ

سوره نحل/16



درخشانترین ستاره دنباله دار تاریخ در راه زمین

یک ستاره دنباله دار تازه کشف شده درحالی که به بیرون از ابر اورت زبانه می کشد به 

می رسد مسیری را در پیش گرفته تا یکی از چشم نوازترین رویدادهای آسمانی در تاریخ ما رقم بخورد و به زمین نزدیک شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، گذر ستاره دنباره دار که C/2012 S1 یا (ISON ) نام گرفته از آن جهت ویژه است که ستاره شناسان پیش بینی می کنند که این ستاره دنباله دار در نزدیکترین نقطه خود با خورشید از 1.8 میلیون کیلومتری خورشید عبور می کند. این نزدیکی به خورشید موجب می شود که مقدار قابل توجهی از یخ این ستاره دنباله دار آب شود، گاز و غبار آزاد شده و به دنباله چشم نواز این ستاره بیافزاید.

پس از حلقه زدن به دور خورشید و شکل گیری دنباله، این ستاره دنباره دار از فاصله نسبتا نزدیکی به زمین عبور می کند، البته این فاصله آنقدرها هم نزدیک نیست که نگرانی ایجاد کند اما فاصله آن به قدری نزدیک است که می تواند یک منظره تماشایی رقم بزند.

رصدگران آسمان در نیم کره شمالی بهترین چشم انداز را برای مشاهده این ستاره دنباره دار دارند. رشد انفجاری این ستاره های دنباله دار درهفته های نزدیک به کریسمس 2013 صورت می گیرد و این ستاره دنباله دار به روشنی قرص کامل ماه می شود.

البته ستاره های دنباله دار همواره عادت دارند که برخلاف انتظارات عمل کنند، در نتیجه ممکن است این ستاره هنگام رسیدن به نزدیک ترین نقطه خود به خورشید کاملا از بین برود و یا اینکه دنباله آن چندان رشد نکند.

اما این احتمالات اشتیاق ستاره شناسان را برای مشاهده آن از بین نخواهد برد، در حال حاضر نیز عده ای از فعالان این عرصه این رویداد را یک بار در تاریخ یک تمدن نامگذاری کرده اند.

جان ای. بورتل کارشناس ستاره های دنباله دارد ستاره دنباله دار ISON را با ستاره دنباله دار بزرگ سال 1680 مقایسه کرده است که براساس توصیفات معاصر موجبات هراس شدید مردم نیویورک را فراهم کرده بود.

دانشمندان اعتقاد دارند که با توجه به مدار این دنباله‌دار، منشاء احتمالی‌اش باید ابر اورت باشد.

بر اساس نظریه یان اورت ستاره‌شناس هلندی، ابر اورت نام مکانی است که خیلی از ستاره‌ های دنباله‌دار از آن سرچشمه می‌گیرند.

یان اورت در سال 1950 اعلام کرد به این علت که ستاره‌های دنباله‌دار از تمام جهات می‌آیند، پس باید از مکانی که دور منظومه شمسی را فراگرفته است سرچشمه گرفته باشند. نظریه اورت مورد قبول عده زیادی از ستاره‌شناسان قرار گرفت و پس از آن، این مکان ابر اورت نام گذاری شد.

دانشمندان ابر اورت را دربردارنده حدود ده تریلیون جرم فضایی برآورد می‌  کنند.


ستارگان دنباله دار

ستارگان دنباله دار اجرامی آسمانی می باشند که دارای شکل منحصر به فرد و اندزاه هایی بزرگ گهگاه ظاهر می شوند. ستاره دنباله دار که با چشم غیر مسلح چون ماه بی حرکت به نظر می آید، در واقع با سرعت صدها کیلومتر در ثانیه حرکت می کند، سرعت دقیق آن را می توان از تغییر مکان آن نسبت به ستارگان ثابت تعیین کرد.

تعداد ستاره های دنباله دار تا 10 عدد احتمال می رود. ولی تاکنون حدود هفتصد(700) ستاره دنباله دار شناخته شده و هر ساله نیز چند عدد ستاره دنباله دار جدید کشف و رصد می گردد.

حدود 260 عدد آنها در مدارهای بسته و کشیده دور می زنند و بسیاری از آنها چندین بار به جانب زمین باز گشته و مشاهده شده اند، و تعداد 370 عدد از آنها دارای مداری هذلولی یا سهمی هستند که پس از یک بار نزدیک شدن به زمین و مشاهده آنها دیگر دیده نخواهند شد. در حدود 45 ستاره دنباله دار در جهت سیاره ها حرکت می کنند(از مغرب به مشرق) و نقطه حضیض مداری آنها نزدیک به مدار سیاره مشتری و عضوی از خانواده مشتری هستند. مدار این ستاره ها بیضی است و اغلب آنها به سمت صورت فلکی غول (هرکول) که همه منظومه شمسی با سرعتی معادل 20 کیلومتر در ثانیه به طرف آن درحرکت است، پیش می روند.

ساختمان ستاره های دنباله دار

ستاره های دنباله دار از ذرات شهابی همراه با هسته جامد بزرگ تشکیل شده اند، و همه آنها به وسیله جرمی از گاز کما (Coma) احاطه شده که از مولکولها و اتمهای آزاد شده از ناحیه هسته تشکیل یافته و از عناصری همچون دو اتم سبک نظیر OH (هیدروکسیل)، ک. و ورم (K, Wurm) ، پی، سوینگز (P, Sings) و گروهی از مولکولهای مادر نظیر متان (C H4) را بربر دارند.

در زمین بعضی از این عناصر به شکل گاز آمونیاک یا مایع آب وجود دارند اما «سوینگز»و «ورم » خاطرنشان ساخته اند که این عناصر در ستاره های دنباله دار به شکل جامد وجود دارند، همچون یخ معمولی در مورد آب و یخ آمونیاک، و یخ متان و غیره که در درون آنها ماده های شهابی تشکیل یافته اند از آهن، کلسیم، منیزیم، نیکل، آلومینیم، سدیم و...

یخ های سطحی ستاره های دنباله دار با بازگشت متوالی و عبور از نزدیک خورشید به تدریج ذوب می شوند و در زیر آنها لایه های یخ جامدی باقی خواهند بود که به خوبی از تاثیر اشعه خورشیدی محافظت می شوند.

درجه حرارت این ستاره ها بستگی به فاصله آنها از خورشید دارد.

ستاره های دنباله دار مشهور

1 - مهشورترین ستاره های دنباله دار متناوب ستاره «هالی » (HALLEY,S,CMET) است این ستاره به وسیله «ادموند هالی »(1656 - 1742) عضو رصدخانه سلطنتی انگلستان پیش بینی شد. دکتر هالی در واقع یکی از همکاران جوان اسحاق نیوتن بود، وی برای اولین مرتبه اظهار داشت که ستاره های دنباله دار دیده شده در سالهای 1531م و1607 و 1682م بازگشت متفاوتی از یک ستاره دنباله دار می باشند که هر76 سال یک بار به دور خورشید گردش می کند، محاسبات دکتر هالی نشان داد که دنباله دار مزبور مجددا در سال 1758 در آسمان پدیدار خواهد شد، جرم مزبور که به افتخار وی دنباله دار «هالی » نام گرفته بود، نخستین بار در شب کریسمس سال 1758 دیده شد، هالی تنها دنباله داری است که با چشم غیر مسلح دیده می شود.

تاریخچه ظهور این دنباله دار به 240 سال پیش از میلاد و به گمانی 467 سال قبل از میلاد حضرت مسیح(ع) بر می گردد اما بازگشت های 83 پیش از میلاد و همچنین 11 قبل از میلاد در تاریخ ثبت است و بازگشت های بعدی نیز مرتبا به ثبت رسیده است.

از آنجایی که دنباله دار هالی تحت تاثیر نیروی گرانشی سیارات برجیس و کیوان(مشتری و زحل) قرار دارد لذا دوره گردش آن دقیقا ثابت نیست و بین 74 تا 78 سال به درازا می کشد، از این رو بازگشت مجدد آن به سال 2 - 2061م با درخشندگی خوبی خواهد بود.

ظهور ستاره دنباله دار در آستانه ظهور در آینه روایات

در برخى از روایات طلوع ستاره ‏هاى دنباله دار از علایم ظهور به حساب رفته است چنان‏که امیرالمؤمنین(ع) می ‏فرماید: «و طلوع الکواکب المذنبة واقتران النجوم‏».

کفایة‏الموحدین، اسماعیل عقیلى، مقاله 4، بیان برخى از علائم ظهور، منتهى الآمال محدث قمى، فصل‏7 - در بعضى از علامات ظهوره، بحار، ج‏52، ص 195.

و بدا لکم النجم ذوالذنب من قبل المشرق و لاح لکم القمر المنیر فاذا کان ذلک فراجعوا التوبة‏

براى شما ستاره دنباله‏ دارى از جانب مشرق آشکار و ماهتاب پرفروغى ظاهر می شود در این هنگام به توبه باز گردید

و در برخى از علامات، ظهور ستاره دنباله ‏دار را در نزدیک جدى به نگارش آورده ‏اند.

بحار، ج‏51، ص‏123 - روضه کافى، ج‏8، ص‏63.

از علائم نزدیکی ظهور :... طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق که همچون ماه می‌درخشد سپس دو جانب آن خم گردد که نزدیک شود که آن دو جانب به همدیگر متّصل شوند. پدید آمدن سرخی در آسمان که در فضا پراکنده گردد.

(علامه حلی:نگاهی بر زندگی دوازده امام. ترجمهٔ محمد محمدی اشتهاردی)

هر گاه ستاره ای سرخ را دیدی که آن را نمی شناسی و در مسیرحرکت ستارگان قرار ندارد و در آسمان از جایی به جایی دیگر می رود و مانند ستون است، در حالی که ستون نیست، پس بی گمان،چنین چیزی نشانۀ جنگ، بلاها، کشته شدن بزرگان، زیادی شرور و اندوه­ها و آشوب در میان مردم است

الاختصاص، ص 162

نابودی بنی عبّاس هنگام آشکارشدن ستاره ­ای در دل آسمان و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان و شکافته­ شدنی است. همۀ اینها در ماه رمضان خواهد بود. سرخی میان پنجم تا بیستم رمضان است و صدای شدید فروافتادن چیزی از آسمان در نیمه تا بیستم ماه می باشد و شکافته­ شدن از بیستم تا بیست و چهارم خواهد بود. و ستاره­ای دیده می­شود که مانند ماه نورافشانی می کند و سپس چونان مار در هم می پیچد تا جایی که نزدیک است دو سر آن به هم برسند. و دو لرزش در شبِ پدیدآمدنِ دو فرورفتن خواهد بود، و ستاره ای که شهابی به وسیلۀ او پرتاب می شود و از آسمان فرو می افتد؛ با آن صدایی شدید است تا آنکه در مشرق می افتد و مردم از آن دچار بلایی سخت می شوند. (الفتن، ج ۱، ص۲۳۰، جزء ۳، ح ۶۴۳، مکتبة التوحید، قاهره، چاپ اوّل، ۱۴۱۲ هـ. ق. )

مهدی(ع) بعد از غیبتی طولانی ، همزمان با طلوع ستاره ا ی سرخ و ویرانی ری و خسف زوراء ظهور می کند

بشارة السلام ص 189 ، الزام الناصب ص 188  ، بحارالانوار ج 52 ص 226

یکی دیگر از نشانه ها طلوع ستاره دنباله دار است

ملاحم و الفتن ص 111

ستاره ای از مشرق طلوع می کند که دنباله درخشانی دارد

الحاوی للفتاوی ج 2 ص 161 ، المهدی ص 186

هر گاه عبّاسی به خراسان رسد، گیسوی سختی ‏آور در مشرق طلوع می‏کند. نخستین بار که طلوع کرد، برای نابودی قوم نوح بود، هنگامی که خدا غرقشان کرد. در زمان ابراهیم (ع) آن گاه که او را در آتش افکندند و زمانی که خداوند فرعون وهمراهانش را نابود ساخت و هنگامی که یحیی پسر زکریّا کشته شد، طلوع کرد. پس هر گاه آن را دیدید، از شرّ فتنه‏ ها به خدا پناه برید. طلوع این ستاره پس از گرفتن خورشید و ماه خواهد بود. سپس [بنی‏ عبّاس]درنگ نمی‏کنند (دوام نمی آورند) [جز زمانی کوتاه]، تا آنکه اَبْقَع در مصر آشکار شود.

( الفتن، ص 148)

طلوع ستاره دنباله دار ملت عرب را به وحشت می اندازد ، و آن ستاره ای است که در طرف مشرق ظاهر می شود و همانند ماه می درخشد ، سپس دنباله اش برمی گردد و نزدیک می شود که دو سرش به یکدیگر برسد آنگاه سرخی در آسمان پدید می آید و جهان را از کران تا کران فرا می گیرد.

بحارالانوار ص 189 ، ملاحم و الفتن ص 34 ، المحجة البیضاء ج 4 ص 343 ، بشارة السلام ص 25 و ...

هنگامی که پل در آنجا(بغداد) زده شد و ستاره دنباله دار از طرف مشرق طلوع کرد ، در کنار آن پل مردم گروه گروه کشته می شوند.

المحجة البیضاء ج 4 ص 343 ، الملاحم و الفتن ص 162 ، بشارة الاسلام ص 60

برای ظهور 10 علامت است :

1- کشودن زاویه های کوچه های کوفه ( توسعه معابر و باز کردن کوچه های بن بست)

2- تعطیل شدن مساجد

3- خسف(زیرآور ماندن) و قذف(بمباران) در خراسان

4- بسته شدن راه حج

5- طلوع ستاره دنباله دار

6- تراکم ستارگان

7- فتنه و فساد

8- سرگردانی و سردرگمی

9- کشت و کشتار

10 – غارت و چپاول

از هر نشانه تا نشانه ی دیگر شگفتیهاست ، چون نشانه ها تحقق یافت ، قائم ما قیام می کند ، خوشا به حال اهل ولایت ماکه در راه ما کشته می شوند و به سبب ما کنار زده می شوند ، آنها گنجهای خداوند تبارک و تعالی در روی زمین هستند ، آنها در روز قیامت از " فزع اکبر" در امان هستند و برای آنها باکی نیست

بشارة السلام ص 58 و 275 ، الزام الناصب ص 27 ، الامام المهدی ص 221 و ...

اگر آنچه در دست آنهاست از دستشان برود ، دوران امتحان فرا رسد و پرده ها کنار رود ، و وعده الهی نزدیک شود و ستاره (دنباله دار) از مشرق زمین طلوع کند و ماه تابان چون قرص قمر در شب بدر ظاهر شود.

بشارة السلام ص 63 ، روزگار رهایی ص 909

ابن مسعود می گوید:

در ماه صفر نشانه ای خواهد بود  و ستاره ای دنباله دار آشکار می گردد .

الفتن ، ص 148 ،جزء 3، ذیل ح 609

در اینکه آیا ستاره دنباله دار درخشانی که در طی ماههای آتی در زمین مشاهده خواهد شد همان ستاره دنباله دار موعود روایات است نمی توان بصورت قطعی اظهار نظر کرد ، اما با توجه به نزدیک بودن ظهور از یک سو و وعده آشکار شدن ستاره دنباله دار در آستانه ظهور در روایات متعدد ، می توان در انتظار تحقق این نشانه روایی بود.

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : زدیک شدن ستاره دنباله دار..ایانشانه ائی
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،،
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 19 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 563 بار

پیش بینی مدیر سایت ظهورازوقایع متصل به ظهور

در آستانه انقلاب جهانی

 در سال 1429 هجری قمری علی رغم بی رغبتی حقیر به اطلاع رسانی از این وسیله (اینترنت) که وسیله ای است برای جاسوسی ، سرقت اطلاعات سیاسی واقتصادی ، نشراهداف وافکار ضد اسلام ناب محمدی صلی الله علیه واله وسلم ، که فعلآ مضرات آن برای نسل جوان بیش از منافع آن می باشد ، به ناچار از طریق این سایت به اطلاع عموم رساندم ، که بنظرمی رسد جهان در آستانه ظهور قراردارد وتمام معادلات جهانی به نفع اسلام وجمهوری اسلامی رقم خواهد خورد، تحولات وسیع در حکومت های منطقه روی می دهد وبحران اقتصادی دراروپا وآمریکا آغازوتا سال ظهورادامه دارد، تا جایی که ایالات درآمریکا خودمختار می شوند . افزایش جنایات آمریکا ورژیم ضد بشری اسراییل درمنطقه ،از جنایت در غزه وکودتا در سوریه تا حمله به جمهوری اسلامی ایران در سال 1439 هجری قمری که منجر به نابودی کامل رژیم اشغالگر قدس این  غده سرطانی وسران کفر در آمریکا وسراسر جهان  برای همیشه خواهد شد ، افزایش روز افزون عزت واقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ورهبری آن در جهان ، تا جایی که لبیک یا خامنه ای از مرز های ایران فراتر می رود وحکومت های منطقه دست نیاز به جمهوری اسلامی ایران دراز خواهند کرد. وقوع  سیل وزلزله های شدید در جهان ، وقوع زلزله بسیار شدید درسال 1439 هجری قمری در تهران ، افزایش بیش ازحد تورم ، گرانی ، قحطی ، احتکار، رواج  رشوه وربا ، اشاعه فحشا وترویج بی عفتی وتجمل گرایی وبها دادن به اهل طرب وغنا والگوسازی ازاشخاص فاقد معیار ارزش های دینی در تلویزیون جمهوری اسلامی ، علنی شدن گناه در جامعه شیعی و...

 

تركيب دولت امام مهدى (عج)

غير از 313 اصحاب خاص حضرت كه اصجاب امام حسين (ع) و اصحاب كهف و اندكی از آنان از معاصرين هستند .در روز های اول ظهور امام مهدی (عج) تعداد 10147 نفر از زنان و مردان كه بيشتر آنان از ايران اسلامی هستند را بكار ميگيرند كه اين افراد در اين ايام نزديك به ظهور انتخاب ميشوند كه انشا الله نفر اول آنان رهبر معظم انقلاب اسلامی با منسب فرمانده سپاه امام مهدی (عج) باشند.

در روايات نيز آمده است تركيب دولت امام مهدى (عج) را از پيامبران، جانشينان آنان، تقوا پيشگان و صالحان روزگار و امت هاى پيشين و از سران و بزرگان اصحاب پيامبر (ص) بيان مى كندكه نام برخى از آنان بدين گونه است: حضرت عيسى (ع) اصحاب كهف، يوشع وصي موسى (ع) مؤمن آل فرعون، سلمان فارسى، ابود جانه انصارى، مالك اشتر نخعى و ...(-بحار الانوار ج52 ص 346

بنا بر غيبت است نه رؤيت

هرچند تمام عوالم وجود،چون نگين انگشتری دركف دست امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ميباشد اما (چون بنا بر غيبت است نه رؤيت) لذا هر ادعای تشرفی ازهركسی آنهم درغيرازمكه ومدينه رانمی توان به راحتی باورنمودوبيشتربرای بزرگ جلوه نمودن شخص مدعی وصرف ادعا میباشد . ضمن اينكه توفيق تشرف بسته به ظرفيت و لياقت مؤمنين چند نوع می باشد .و تشرف (رؤيت كامل و حضوری) بسيار نادر بوده و مخصوص خواص خاص الخاص است...سایت ظهور

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : پیشگوییهای نوستراداموسنشانه ظهور.حضرت علی عپیشگوی های حضرت علی عپیشگوئی حوادث اخرالزمانپیشگویی های عجیب،ایران در آخر الزمانپیشگویی ستاره شناس مصری درمورد ایران،عربپیش بینی مدیر سایت ظهورازوقایع متصل به ظ
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 33 بار
   همزمان با تاخت و تاز سفیانی در بین النّهرین، سپاهی از ایران به فرماندهی مردی که از او در روایات با عنوان «سيد خراساني» يا «شعیب بن صالح» یاد شده، برای دفع سفیانی به سوی عراق می شتابد. بنا بر برخی روایات نیز «سید خراسانی» و «شعیب بن صالح» دو شخصیت جداگانه هستند که با یکدیگر همکاری خواهند داشت. شعیب بن صالح از فرماندهان ارشد سپاه قائم آل محمد(ص) برای تصرّف قدس خواهد بود.
نام «شعیب بن صالح» نامی مستعار و رمزی است و می تواند بدین معنی باشد که این شخص دارای خصوصیاتی از این دو پیامبر است. یکی از خصوصیاتی که از حضرت شعیب(ع) دارد عدالتخواهی اوست هنگامی که به قوم خود گفت: «اى قوم من، پيمانه و ترازو را از روى عدل به طور كامل ادا كنيد و در دارايي هاي مردم نادرستی نکنيد و چون تبهكاران در زمين فساد نكنيد» و سپس گفت: «بَقِيَّه اللَّهِ خَيرٌ لَكُم إِن كُنتُم مؤمِنين». خصوصیت دیگر این که شعيب پيامبري بود كه قبل از قيام منجی موعود بني اسرائيل يعني حضرت موسی(ع) كه متواري شده و در خفا زندگي مي كرد، او را ياري كرده و زمینه های حركتش را فراهم نمود. ظهور جریان شعیب بن صالح در اوج نا امیدی و در آستانه شکست کامل نیروهای نیکی در برابر جریانهای شیطانی- صهیونیستی دجّال و سفیانی رخ می دهد و جنبشی است  انفجاری، رعب آفرین و جهانشمول که امید را در دلهای محرومان جهان زنده می سازد.
از امام علی(ع) در ضمن حدیثی نقل است که فرمود:«...و لکن در طالقان مردمانی مؤمن خواهند آمد که به خداوند معرفت واقعی دارند و آنان انصار مهدی در آخرالزمان می باشند».
رسول خدا (ص) به حسنین(علیهما السلام) نظری نمود و گریست و سپس فرمود:«ما اهل بیتی هستیم که خداوند به جای این دنیا،آخرت را برای ما برگزیده است. همانا اهل بیتم پس از من دچار آوارگی، سختی و گرفتاری خواهند گردید تا این که گروهی از مشرق برخیزند که باخود پرچم های سیاه* دارند، آنها حق را می طلبند که به آنها داده نمی شود، پس می جنگند و پیروز می شوند و هر چه بخواهند به آنها داده می شود ولی آنها نمی پذیرند تا این که حکومت را به دست مردی از اهل بیتم بسپارند که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد. پس هر که آن زمان را دریابد، باید که به سوی آنان بشتابد اگرچه با دست و زانو بر روی برف یا یخ راه برود»
*پرچم سیاه رنگ در طول تاریخ، نماد رسمیِ مذهب تشیّع بوده است. این رنگ نمایانگر ماتم اهل بیت طهارت(س) به ویژه امام حسین(ع) و نشانگر عزای شیعیان به سبب حاکمیت نظام ظلم جهانی است. افراشتن پرچم تشیع و برپا داشتن نمادهای آن در دورۀ غیبت از اهمیت و فضیلت بسیار برخوردار است.
امام باقر(ع) فرمود:«پرچم هایی سیاه از مشرق ظاهر می شوند که مربوط به اولاد عباس هستند. آنها حکومت را به دست می گیرند و مدت زمامداری آنها آنچه خداوند بخواهد می شود.سپس پرچم های سیاه کوچک دیگری ظاهر می شوند که با سفیانی و لشگریانش مبارزه می کند و مردم را به فرمانبرداری از حضرت ولیّ عصر(ع) فرا می خواند»
امیرالمؤمنین(ع) دربارۀ اهميت نقش ايشان در انقلاب جهاني منجي موعود مي فرمايد: «و مَبدأهُ مِن مشرق... و آغاز كار او(حضرت مهدي) از مشرق خواهد بود». آن حضرت همچنين دربارۀ لزوم پیوستن به ایشان می فرماید:«اگر در میان صندوقی بودی که در آن را بسته و قفل زده باشند، آن را بشکن و خود را به آنها برسان».
«سید حسنی قیام می کند از خراسان با سلاحهایی که چون رعد می غرّد»
  «...سید حسنی ظاهراً از اولاد حضرت امام حسن مجتبی(ع) باشد و دعوی بر باطل ننماید و دعوت بر نفس خود نکند بلکه از شیعیان خالص ائمه اثنی عشر علیهم السلام و تابع دین حق باشد و دعوت نیابت و مهدویت نخواهد نمود لکن مطاع و بزرگ و رئیس خواهد بود و در گفتار و در کردار موافق است با شریعت مطهره حضرت خاتم النّبیین(ص) و در زمان خروج او، کفر و ظلم عالم را فرو گرفته باشد و مردم از دست ظالمان و فاسقان در اذیت باشند و جمعی از مؤمنین نیز مستعد باشند از برای دفع ظلم ظالمین، در آن حال سید حسنی استغاثه نماید از برای نصرت دین آل محمد علیهم السلام، پس مردم او را اعانت نمایند خصوصاً گنجهای طالقان که از طلا و نقره نباشد بلکه مردان شجاع و قوی دل و مسلح و مکمل که در اطراف او جمع گردند و جمعیت او زیاد شود و به نحو سلطان عادل در میان ایشان حکم و سلوک نماید و کم کم بر اهل ظلم و طغیان غلبه نماید و از مکان و جای خود تا کوفه، زمین را از لوث وجود ظالمان و کافران پاک کند...».منتهي الآمال(شیخ عباس قمی).
«سفیانی سپاهی هفتاد هزار نفری را به سوی کوفه گسیل می دارد. در این حال(که لشگر سفیانی در حال قتل و غارت کوفیان است)پرچم هایی از خراسان حرکت می کنند و به سرعت منازل را می گذرانند. در میان آنها برخی از اصحاب قائم(ع) نیز حضور دارند»
«...پس در این میان که لشگریان سفیانی در کوفه مشغول قتل و غارت هستند، ناگهان لشگریان یمانی* و خراسانی مانند دو اسبی که مسابقه می دهند از راه می رسند. آن دو لشگر غبارآلود و مو پریشان، جوانانی هستند از اصلاب خالص در عِرق تشیّع که هیچ گونه غلّ و غشی در وجودشان راه ندارد...»
*اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «اهل يمن بر سر حكومت درگير شوند». امام صادق(ع) نيز فرمود: «مردي از اولاد عمويم زيد در يمن خروج مي كند». چهل و هشت درصد جمعيت يمن را شيعيان زيدي تشكيل می دهند. سالهاست كه گروهي از ايشان در حال نبرد مسلحانه با دولت اين كشور هستند، که سال گذشته مورد تهاجم شدید ارتش این کشور و نیز ارتش عربستان سعودی و نیروی دریایی آمریکا قرار گرفتند.
 
«پرچم های سیاه از مشرق زمین فرا می رسند و مردانی نیرومند و دارای محاسن که شهرت ایشان شهرهایشان است و اسمهایشان کنیه، این پرچم ها را رهبری نموده و به جلو می رانند. آنان شهر دمشق را می گشایند و به مدت سه ساعت رحم و شفقّت از دلهایشان برداشته می شود».
*مقصود از«شهرت ایشان شهرهایشان است»این است که اسامی خانوادگی ایشان، نامهایی چون طالقانی، اصفهانی، شیرازی، و... است، و مقصود از«اسمهایشان کنیه است»این است که اسامی شان نامهایی است چون: ابوالحسن، ابوالفضل و... . در متون مقدس آئین زرتشت نیز به جنبش ایرانیان برای یاری منجی اعظم اشاره شده است(علاقمندان جهت اطلاع بیشتر می توانند به موتورهای جستجوی اینترنتی مراجعه نمایند). جنبش ایرانیان، کلید انقلاب جهانی تشیع به رهبری قائم آل محمد(ص) است. در حالی که لشگر خونخوار سلفیون ناصبی به رهبری «سفیانیِ» اموی پس از تهاجم به عراق و قتل و غارت و تاراج وسیع در آستانه حمله به ایران است، سید خراسانی با سازماندهی نیروهای شیعه به مقابله با ایشان می شتابد. سید خراسانی که از ذخایر مهدی موعود(عج) است، با تحرّک نظامی خود، نقشۀ صهیونیزم بین المللی برای نیل به حکومت جهانی را خنثی کرده و سرنوشت جهان را تغییر خواهد داد (تحقّق این امور در سالهای آتی، حقانیت تشیع را بر تردیدکنندگان اثبات خواهد نمود). از همین روست که صهیونیزم یکصد سال است که عوامل و امکانات خود را بر تخریب تشیع متمرکز نموده است. 
لازم به ذکر است که لشگرکشی ابومسلم خراسانی از ایران زمینه ساز سقوط و نابودی رژیم اُموی گشت و بنا بر اخبار رسیده، با لشگرکشی سید خراسانی از ایران بر ضد سفیانی، تاریخ تکرار خواهد گشت.

محود محمود در جلد دوم کتاب «تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس» می نویسد: هيچ يك از مللي كه در اين قسمت از آسيا سكني دارند، مانند ملت ايران داراي استعداد ذاتي و سوابق تاريخي نيستند. ملت ايران ملت مرموزي است. هر آن انتظار ظهور مردان نامي در ميان آنان مي رود. اين ملت داراي استعداد ذاتي است. روحش زوال ناپذير است. ممكن است حوادث دوران چندي آن را در حال وقفه نگاهدارد ولي طولي نمي كشد كه با نيروي تازه ديگري حيات اجتماعي خود را از سر مي گيرد. چنان كه در اين يكصد و پنجاه سال اخير از طرف عمّال سياسي اجانب و خائنين داخلي كه در انواع لباس ها و محافل هستند، كوشش هاي فراواني شده است كه اين روح مرموز ايراني را محدود و نابود كنند، ولي تا امروز نتوانسته اند موفقيتي حاصل كنند».

  «سفیانی از کوفه قصد حمله به خراسان دارد و مردم خراسان در طلب حضرت مهدی(ع) به حرکت در می آیند و با سید هاشمی ملاقات می کنند در حالی که پرچم های سیاه در اهتزاز است(رایات سید حسنی). پیشاپیش سپاه، شعیب بن صالح قرار گرفته است و در جایی به نام اصطخر نبرد شدیدی در می گیرد که لشگریان سفیانی از بین می روند و آنگاه مردم تمنای دیدار حضرت مهدی را دارند».
«زمانی که جنگهای سخت و خونینی در گرفت، خداوند مردی از موالی(ایرانیان) را بر می انگیزد که گرامی تر از اعراب است و از نظر تسلیحات و سپاهیان نیز بر ایشان برتری دارد، و خداوند دین را به وسیلۀ ایرانیان تأیید خواهد فرمود...»
«هنگامی که سنت مرا تغییر دادند، یار و یاور این خانواده از سرزمینی که آن را خراسان می نامند با پرچم های سیاه قیام خواهد نمود. هیچ کس با ایشان روبرو نمی شود مگر که شکستش می دهند و بر آنچه در دست دشمنانشان(از تسلیحات، غنائم و فرمانروایی) قرار دارد چیره و غالب می شوند تا جایی که سرانجام پرچم های آنان به بیت المقدس نزدیک می شود».
سید خراسانی و شعیب بن صالح کوفه را تصرّف کرده و در انتظار رسیدن حضرت مهدی(ع) می مانند.«گویا دو نفر حسنی(خراسانی) و حسینی(مهدی)را می بینم که پرچم را بر افراشته اند، و حسنی پرچم خود را به حسینی تسلیم می کند»
«چون پرچم های سیاه از سوی مشرق نمایان شد، پس عجم را گرامی دارید که دولت ما با ایشان است».
«درفش هایى سیاه از خراسان خروج مى كند كه هیچ چیز قادر به بازگرداندن آنها نیست تا این كه در ایلیا (بیت المقدس) به اهتزاز در آیند».
امام صادق(ع) در میان گروهی از اصحاب، آیات پنجم تا نهم سورۀ اسراء مبنی بر وعده های سرکوب بنی اسرائیل را تلاوت می کردند، پس اصحاب عرض کردند: این بندگان خدا کیانند؟ پس فرمود:«هُم واللّه اهل القُم...به خدا سوگند که اهل قم هستند»و سه بار نیز تکرار فرمود
«اهل خراسان پرچم های ما هستند، اهل قم یاران ما هستند و اهل کوفه اوتاد ما هستند و ما نیز از ایشان هستیم».
 

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : جنبش ایرانیان پیش از ظهور:
____________________________________________________
برچسب ها:
،،
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 39 بار

حتما  تا حالا خیلی این خبر به گوشتان خورده که سال 2012 بر اساس تقویم مایا سال پایان جهان خواهد بود. این موضوع آنقدر گسترده شده و حساسیت برای این و آن ایجاد کرده که حتی هالیوود هم دست به کار شد تا از این وضعیت و این التهاب ایجاد شده کمال استفاده را بکند و به همین دلیل فیلم 2012 را به اکران سینمای دنیا در آورد. کتابها و مطالب فراوانی در این زمینه منتشر شده و حتی برخی مستندهایی هم توسط کانالهای مطرح و مهمی مثل نشنال جئوگرافی و چانل هیستوری تهیه و پخش شده که آمده اند پیشگوییهای نوسترآداموس را با تقویم مایاها مخلوط کرده اند و دست آخر نتیجه گرفته اند که حتما در سال 2012 خبرهایی خواهد شد. البته این همه ماجرا نیست، چند ماه قبل هم ناسا اعلام کرده طوفانهای خورشیدی در سال 2012 زمین را در برخواهد گرفت و این موضوع تقریبا جدی ترین احتمال نابودی زمین را شکل داد که جامعه علمی را هم وارد ماجرا کرد.

 اما خود آنهایی که جد و آبادشان به مایاها می رسد از شنیدن این خبرها شگفت زده شده اند! و حتی چند نفری از آنها شاکی بودند که از وقتی این موضوع در اینترنت پخش شده روزی نیست که سوالهای مختلف و جورواجور از آنها نشود. آنها معقدند این جوسازیها در مورد یک رویدادی که صرفا در تقویم مایاها آمده بیشتر کار خود غربیها باشد تا از این وضعیت کمال استفاده را بکنند. نوادگان مایاها معتقدند که آن چیزی که در تقویم های اجدادشان در مورد سال 2012 نوشته شده صرفا بازگو کننده یک حادثه طبیعی و ستاره شناسی است که اعتقاد دارند هر 25 هزار سال تقویم زمانی آنها پایان می یابد و اصلا قرار نیست کره زمین کن فیکون شود!، اما ظاهرا برخی ستاره شناسان و منجمان چیزهایی پیدا کرده اند که دقیقا در همین سال 2012 اتفاق می افتد که بیشتر جنبه ستاره شناسی و کیهانی دارد و همانها را هم به تقویم مایاها چسبانده اند.

 

مایاها که بودند ؟

 مایاها قومی بودند که چند هزار سال پیش در مناطق آمریکای مرکزی زندگی می کردند، البته الان هم از قوم اونها بازماندگانی وجود دارن. حتما معبد زیر رو که متعلق به مایا هست رو دیدید:

        معبد مایاها

مایاها قومی بودند که هزاران سال پیش معبد و هرمی که در بالا مشاهده می کنید رو با 365 پله ساخته! به تعداد روزهای سال. مایا تمامی خسوف ها و کسوف ها را دقیقا تا سال 2012 ثبت کرده و بعضیشون طبق برنامه دارن اتفاق می افتن، مایا چندین هزار سال پیش عدد یک میلیون رو کشف کرده بود، مایا هزاران سال پش تو معابدش تصاویری از سفینه ها و فضانوردان رو روی سنگ ثبت کردن! مایا آن زمان حتی تعداد روزهای هر سال ماه رو که گمونم 279 روز هست محاسبه کرده بود. مایا ها از اورانوس و نپتون اطلاع داشتند، تقویم مایا برای 400 میلیون سال استخراج شده است، سال خورشید و زهره را تا چهار رقم اعشار محاسبه کرده اند.

ظاهرا مایا اون زمون به علم پر کردن دندون های پوسیده هم رسیده بودند، جالب اینه موادی که برای پر کردن دندون استفاده کردند از اون زمون تا حالا سالم داخل دندون باقی موندن، گفته می شه نوعی سیمان یا چسب ناشناخته می تونه باشه!

همه اینها رو به دو دلیل اشاره کردم یکیش اینکه بگم مایا چقدر قدرت محاسباتی و علمی داشته و دوم رو هم تو پی نوشت ها خواهید خوند. . حالا بریم سر اصل مطلب، پیشگویی!

 

پیشگویی مایاها چه بود؟

 

پیشگویی می گه: تو 21 دسامبر سال 2012 این زندگی روی کره زمین به اتمام یا حداقل بخش بزرگیش نابود میشه و یک دوره جدید زندگی که ظاهرا پر از صلح و عشق و عاشقی است شروع میشه. (مایاها حتی زمان سقوط قوم خودشون رو پیشبینی کرده بودند)!!
مایاها معتقد بودند که زمین از 5 دوره تشکیل شده، پایان هر دوره یه اتفاق خیلی بد می افته و دوره جدید شروع می شه. جالب اینجاست که 2012 پایان دوره پنجم هست! و ما وارد دوره ششم خواهیم شد، ظاهرا تمدن حاضر از بین خواهد یا حد اقل بخش بزرگیش نابود میشه تا دوره ششم شروع بشه! گفته می شه پایان دوره دوم توسط هوا بوده (گمونم منظورش نارسایی های جوی) دوره سوم با آتش و دوره چهارم با سیل تموم شدند، لذا نظریه های زیادی مبنی بر اینکه دوره پنجم با زلزله از بین بره جاری هست.

 

تقویم مایاها چگونه پایان دنیا را در سال 2012 نشان میدهد ؟

 

 مایایی ها از تقویم های مختلفی استفاده می کردند و زمان را بعنوان گردش هایی روحانی درنظر می گرفتند. ازآنجایی که این تقویمها استفاده های عملی زیادی داشتند، مثل: کاربردهای اجتماعی، کشاورزی، اقتصادی و... ، به عنصر مذهبی قوی ای تبدیل شده بودند. این کاملا با تقویم میلادی جدید متباین است که تنها دارای معانی اجتماعی و اقتصادی است.

           تقویم مایاها

  

بیشتر تقویمهای مایایی کوتاه بودند. تقویم تزولکئین (Tzolk"in) در 250 روز تمام می شد و تقویم هاآب (Ha"ab) طول سال را 365 روز درنظر می گیرد.  مایایی ها این دو تقویم را با هم ترکیب کردند تا تقویمی به نام «گرد تقویم» (Calandar Round) تهیه نمودند: که برابر است با یک چرخه از 52 هاآب (تقریبا 52 سال که برابر طول تقریبی یک نسل است.) درون یک گرد تقویم چرخه های 13 و 20 روزه وجود دارد. واضح است که این سیستم  تنها زمانی استفاده می شود که 52 سال را 18980 روز واحد در نظر بگیریم. بعلاوه ی این سیستمها، مایایی ها چرخه ای داشتند به نام «چرخه ی زهره». ایشان با دقت زیاد تقویمی شکل دادند که بر اساس موقعیت زهره در آسمان شب بود. وهمچنین ممکن است که آنها تقویمهای مشابهی برای سیارات دیگر هم داشته اند.

                                        تقویم مایا

  با استفاده از گرد تقویم هیچ گاه نمی توان سالی قدیمی تر از 52 سال را مشخص کرد! پس چگونه می توان تاریخ های طولانی را با استفاده از تقویم مایایی ها تعیین نمود؟

 

پایان شمارش طویل= پایان دنیا؟

مایاها برای حل این مشکل روشی ابتکاری بکار بردند. در نهایت تقویم آنها از دوره ی بلندی استفاده کرد که 5126 سال دارد. این دوره بر اساس ملاحظات مذهبی، دوران قاعدگی، محاسبات ریاضی روی اعداد 13 و 20 و همچنین اساطیر اخترگویانه ایجاد شده است.

        تقویم مایاها

ولی این تقویم چگونه کار می کند؟

سال مبدأ در شمارش طویل مایایی در «0.0.0.0.0» آغاز می شود. هر صفر از 0-19 تغییر می کند که هرکدام نشاندهنده ی روزهای مایایی است. مثلا اولین روز از شمارش طویل به صورت 0.0.0.0.1 نوشته می شود. این عدد اضافه می شود تا روز 19. با افزوده شدن 1 روز دیگر یعنی 20 روز به صورت زیر نوشته می شود: 0.0.0.1.0 این شمارش تا 0.0.1.0.0 ادامه می یابد(حدود یک سال ) و همینطور تا 0.1.0.0.0 (حدود 20 سال) و 1.0.0.0.0 (حدود 400 سال). حالا مثلا تاریخ 2.10.12.7.1 در تقویم مایایی نشان دهنده ی تاریخ تقریبی 1012 سال و 7 ماه و 1 روز است

           تقویم مایا

   سه ستون نوشته شده توسط مایایی ها: ستون سمت چپ نشاندهنده ی تاریخ 8.5.16.9.9 یا 156 میلادی است.

واقعا تقویم جالبی است. ولی این تقویم با پایان جهان چه ارتباطی دارد؟ رسالت مایایی تماما بر این اساس است که هنگامی که شمارش بلند مایایی تمام شود، یک اتفاق بدی بوقوع خواهد پیوست. متخصصین مایا از هر دو عدد 13 و 20 استفاده می کنند. طبق نظر ایشان پایان این دوره می تواند در 13.0.0.0.0 روی دهد. و این تاریخ برابر با 5126 سال است. این شمارش بلند دوره در 0.0.0.0.0 آغاز شده است که مطابق 11 آگوست 3114 پیش از میلاد می شود. حالا مسأله را متوجه شدید؟ شمارش طویل دوره ی مایاها در 5126 سال بعد از این تاریخ یعنی در 21 دسامبر 2012 به پایان می رسد.

 

پایان دنیا از دیدگاه ادیان مختلف :

 پایان دنیا که شاید یکی از اساسی ترین نظریه های اکثر ادیان و شریعت های دنیا باشد در میان اکثر جوامع امری شناخته شده است البته پذیرش ان همیشه مورد تقبل همه افراد قرار نگرفته است اما باید پذیرفت مسئله ای حتمی است که به چنین گستردگی در کتب اسمانی و ادیان از ان یاد شده است همانند انچه بارها در ایات متعدد در کتاب اسمانی قران از ان به اسامی گوناگون یاد شده است حادثه ای چون ان هر گز رخ نداده است روزی که زمین پی در پی به لرزه خواهد افتاد کوهها ذره ذره خواهند شد دریا ها به جوش خواهند امد و اسمان دونیم می شود و...

                                                   2012

از کهن ترین اعصار همیشه از زمان وقوع این پدیده ها صحبت بسیاری شده است در میان برخی وقوع این پدیده بسته به بسیاری شروط بوده است و پس از سیر برخی حوادث به وقوع می پیوندد همانند انچه ما در مکتب تشیع و یا در دیگر ادیان به ان بر می خوریم البته نیت رد یا قبول کردن این پیش بینی ها نیست قصد تنها استفاده از تمام منابع برای اثبات این قضیه است

نه تنها در میان اهل شریعت بلکه در میان اهل علم نیز بارها در اعصار کنونی صحبت از پایان کیهان و بر هم خوردن قواعد فیزیکی ان هستیم انیشتن با نظریه شکست قطب ها و نیوتن با نظریه که به تازگی افشا شده است یعنی پایان دنیا در سال 2050و بسیاری دیگر از دانشمندان عصر کنونی منبع دیگر که باید یاد اور ان شد پیشگویان هستند عده ای که که قدرت ماورایی در پیش بینی حوادث اینده داشتند و بارها موفق بودند سرامد انان نوسترداموس و سپس ادگار کیسی .مادر شیپتون .مرلین جادوگر و بسیاری دیگر شناخت انان امری ضروری است البته در دهه گذشته نام انها به یکباره بر سر زبان مردم افتد کتابهایی با عنوان نوستراداموس شاید به اقرار به تمامی زبانهای عمده جهان ترجمه شد نکته ضروری که همینک لازم به ذکر ان است این افراد خود نه تنها پیشگامان دانش و علم بودند بلکه در بسیاری از علوم که علم جدید انها را از یاد برده است سر امد بودند انگونه که بسیاری از این افراد منجمان ماهر بودند و شاید ستاره شناسی کلید پیشگویی باشد همانگونه که مایا ها و بین النهرینیان خود منجمان پیشرفته ای بودند .

همورابی پادشاه بابل جایی گفته است که از امروز علم بشر رو به کاستی می رود اری همان علم و دانشی که تمدن های باستان را اینگونه برای ما نا شناخته و اسرار امیز کرده است و گاه از خود پرسیده ایم مصریان چگونه این کار را انجام داده اند ودیگری چگونه پی به این مسئله برده اند بابلی ها هزاران سال پیش چگونه چنین تقویمی با ان دقت تدوین کرده بودند پس نسنجیده است که باور گذشتگان خویش را واهمه و خرافه بدانیم و مهر بطلان را برهمه دانستنه های انان بکوبیم.

" ادامه، پنج پدیده که طبق پیش‌گویی مایایی زمین را نابود می‌کند، بررسی شده است. شاید شما هم پس از به پایان بردن این مطلب، نظر دیگری درمورد این پیش‌گویی پیدا کنید..."

 تمام این پدیده ها و بیشتر نه تنها مربوط به قوم مایا بل در همه ادیان و اقوام دیگر هم امدند از کتاب مقدس قران تا هندو و مکاشفه یوحنا و نوشته های کتاب یهودی یهود و درمیان ملل خاور دور و حتی پیشگویی های چند قرن گذشته خدا در قران سوره الرحمن ایه 35 می گوید ( بر سر شما اتش بی دود و دودهای متراکم فرود می اید ) کاملا مشهود است که منظور از دود متراکم همان ستاره و شهاب هایی هستند که از گاز متراکم تشکیل شده اند و به جرائت یکی از مشهور ترین سناریو های پایان دنیاست در این ایه هم اتش بی دود اتشی است که صرفا از سوختن چوب یا کربن نباشد مثل اتش خورشید که در این مقاله به ان اشاره شده است.

ا در ایه 44 سوره قمر می گوید: "اگر قطعه ای از اسمان را ببینند که بر سر انها فرود می اید می گویند پاره ای ابر متراکم است کاملا مشخص است که منظور از این تکه از اسمان همان سیاره نیبرو یا یک جرم دیگر اسمانی است." "قسم به ستاره چون فرود می اید" :سوره نجم ایه 1.

 

پنج پدیده که طبق پیشگویی مایاها باعث نابودی زمین میشود :

 

پدیده‌ای فضایی، قطب‌ها را می‌چرخاند

       2012

در برخی پیش‌گویی‌ها پیرامون محشر 2012 گفته شده که زمین به واسطه برخورد یک شهاب‌سنگ دچار جابجایی قطب‌ها می‌شود، یا زمین در اثر پدیده‌ای نادر 27هزار سال‌نوری را یک‌شبه طی می‌کند و در مرکز کهکشان راه شیری قرار می‌گیرد؛ و یا داخل زمین به دلیل تشعشعات شدید خورشیدی ناپایدار می‌شود و به مکانی ناامن برای ساکنانش تبدیل می‌شود!

جابجایی قطب‌ها این‌گونه رخ می‌دهد که پوسته و گوشته زمین ناگهان جابجا می‌شوند و با گردش به دور هسته بیرونی زمین، شهرهای ویران را به قعر خود فرو می‌برند.

سیاره‌ای ناشناخته در راه برخورد با زمین

        2012

چند سال پیش، تلسکوپ فضایی هابل تصویری بی‌نظیر از ستاره متغیر 838 صورت‌فلکی تکشاخ را در فاصله بیست‌هزار سال‌نوری تهیه کرد که ستاره‌ای از نوع غول‌سرخ را همراه با غبار اطرافش نشان می‌داد؛ اما برخی پیدا شدند و گفتند این تصویر حاوی شواهدی از یک دنیای موهومی با نام سیاره ایکس ونیبیرو است و در مسیری واقع شده که تا سال 2012 به زمین اصابت خواهد کرد.

مقارنه خورشید و کهکشان به محشر می‌انجامد

     2012

برخی رصدگران آسمان باور دارند که سال 2012، مقارنه آسمانی بی‌نظیری روی خواهد داد که برای اولین بار در 26هزار سال گذشته اتفاق می‌افتد. بر پایه این سناریو، مسیر خورشید در آسمان از نقطه‌ای می‌گذرد که قلب کهکشان راه‌شیری در آنجا قرار گرفته است.

برخی نگران آنند که نیروی گرانش خورشید و نیروهای ناشناخته و بسیار قدرتمند کهکشانی یکدیگر را تقویت کنند و و مثلا با پدید آوردن یک جابجایی قطبی یا کشاندن زمین به داخل ابرسیاه‌چاله فوق‌العاده عظیمی که در قلب کهکشانمان لانه گزیده، آخرین روز زمین را رقم بزند.

طوفان‌های خورشیدی زمین را ناآرام می‌کنند

        2012

برخی دیگر شایع کرده‌اند که در 2012، خورشید فوران‌های مهلکی از شراره‌هایش تولید می‌کند که حرارتش، زمین را بر سر زمینیان ویران می‌کند.

فعالیت‌های خورشیدی در بازه‌هایی تقریبا 11 ساله تغییر می‌کند. البته طوفان‌های بزرگ خورشیدی می‌تواند با اختلال در عملکرد ماهواره‌ها و سیستم‌های مخابراتی و انتقال برق، بخصوص در عرض‌های جغرافیایی نزدیک به قطب، به جوامع و دیگر سیستم‌های زمینی آسیب برساند .

پس 2012 چه اتفاقی می‌افتد؟

        2012

بسیاری از پژوهشگران که شواهد پراکنده مقبره مایا را واکاوی می‌کنند، عقیده دارند که امپراتور به روشنی پیش‌گویی کرده که هر چیز ویژه‌ای در 2012 اتفاق خواهد افتاد.

مایا، نگاره‌ای بر جای گذاشته که حتی اگر زمانی برایش مشخص نکرده باشد، به سناریوی پایان جهان در صفحه پایانی متن تقریبا 1100 صفحه‌ای که به عنوان «دست‌نوشته‌های درسدن» شناخته می‌شود، پرداخته است. مطابق توصیف این نگاره، جهان توسط یک سیل نابود می‌شود. این سناریویی است که بسیاری از فرهنگ‌ها به آن پرداخته‌اند و احتمالا توسط مردمان باستان هم تجربه شده است.

به باور آنتونی اونی، منظور سناریوی دست‌نوشته‌ها فقط خوانده شدن به صورت لفظی نبوده؛ بلکه به عنوان درسی در رابطه با رفتار انسان بوده است. او تقویم بدون تکرار مایا را به تجدید دوره سال نوی خودمان تشبیه می‌کند؛ دوره‌ای از فعالیت‌های پرآشوب و پراسترس به پایان ‌می‌رسد و دوره جدید مثل تولدی دوباره آغاز می‌شود که در آن بسیاری افراد تصمیم به بهبود زندگی خود می‌گیرند.

    البته این پنج پدیده که به عنوان عوامل نابود کننده زمین معرفی شده اند مورد پذیرش دانشمندان کنونی قرار نگرفتن (که درادامه دلایلش را مشاهده میکنید) و احتمال اینکه زمین بر اساس یکی از این عوامل در سال 2012 نابود شود را ناچیز دانستند در ادامه ناسا پاسخهایی به سوالاتی درباره پایان دنیا در سال 2012 داده است که مشاهده میکنید .

 

پاسخهای ناسا به سوالاتی درباره پایان دنیا در سال 2012 :

سوال: آیا در 2012 تهدیدی برای زمین وجود دارد یا خیر؟ بسیاری از وب سایت ها می گویند که دنیا در دسامبر 2012 پایان خواهد یافت.

جواب: در 2012 هیچ اتفاق بدی برای زمین رخ نخواهد داد. سیاره مان برای بیش از 4 میلیارد سال به خوبی به حیات خود ادامه خواهد داد. دانشمندان مشهوری در سراسر دنیا تایید کرده اند که در 2012 هیچ تهدیدی برای زمین وجود نخواهد داشت.

سوال: منشاء این پیش بینی که جهان در 2012 پایان خواهد یافت از کجاست؟

جواب: داستان از اینجا شروع شد که نیبرو (Nibiru) به سمت زمین در حرکت است. نیبیرو یک سیاره فرضی است که توسط سامریانز عنوان شد. این حادثه اساساً برای ماه می 2003 پیش بینی شده بود اما وقتی در آن تاریخ هیچ اتفاقی نیفتاد، روز رستاخیز به دسامبر 2012 تغییر یافت. این دو افسانه با پایان دوره ها در تقویم باستانی مایان (Mayan) مصادف با انقلاب زمستانی (winter solstice) 2012 همزمان شده. از اینرو روز رستاخیز را مصادف با 21 دسامبر 2012 دانستند.

سوال: آیا تقویم مایان در 21 دسامبر 2012 پایان می یابد؟

جواب: درست مثل تقویمی که به دیوار آشپزخانه تان آویزان کرده اید و در آن هیچ روزی بعد از 31 دسامیر مشخص نشده، در تقویم مایان نیز هیچ موردی برای روز 21 دسامبر 2012 تعیین نشده. در این تاریخ دوره طولانی مدت مایان پایان می یابد. اما پس از آن _ درست مثل تقویم شما که دوباره در تاریخ 1 ژانویه شروع می شود_ در تقویم مایان نیز دوره طولانی مدت بعدی شروع می شود.

سوال: آیا پدیده ای مثل یک برخورد عظیم اتفاق خواهد افتاد؟

جواب: در دهه بعدی هیچ برخورری اتفاق نخواهد افتاد، زمین در 2012 با هیچ جرم آسمانی برخورد نخواهد کرد، حتی اگر برخوردی هم وجود داشته باشد اثرات آن بر روی زمین بسیار ناچیز خواهد بود. زمین و خورشید در ماه دسامبر تقریباً در مرکز کهکشان راه شیری قرار میگیرند و این پدیده ای است که به طور سالانه اتفاق می افتد.

دان یومانس (Don Yeomans) دانشمند محقق ارشد ناسا می گوید: "ظاهراً علاقه و توجه زیادی نسبت به اجرام آسمانی، موقعیت و مسیر حرکت آنها در پایان سال 2012 وجود دارد. من عاشق یک کتاب خوب یا یک فیلم مثل the next guy هستم، اما اجرام پرنده در فضای خیالی، تلوزیون و فیلم ها پایه علمی ندارند. حتی اخبار جعلی از ناسا نیز در آنها دیده می شود..."

سوال: آیا یک سیاره یا کوتوله قهوه ای (brown dwarf) بنام نیبیرو (Nibiru) یا سیاره ایکس (Planet X) یا اریس (Eris) وجود دارد که در حال نزدیک شدن به زمین و تهدید آن باشد؟

جواب: نیبیرو و داستان های دیگر درباره سیارات متمرد یک برنامه و شوخی اینترنتی بیش نیست و پایه و اساس واقعی ندارد. اگر نیبیرو و سیاره ایکس واقعی بود و قرار بود تا 2012 با زمین برخورد داشته باشد، اخترشناسان حداقل طی دهه گذشته باید آن را شناسایی می کردند و الان نیز با چشم غیر مسلح قابل رویت بود. بدیهی است که چنین چیزی وجود ندارد. اریس واقعیت دارد اما آن یک سیاره کوچک مثل پلوتو (Pluto) است که در حاشیه خارجی منظومه شمسی باقی خواهد ماند. کمترین فاصله ای که تا زمین باید طی کند 4 میلیارد مایل است.

سوال: تئوری تغییر قطبیت (polar shift) چیست؟ آیا حقیقت دارد که پوسته زمین به دور هسته چرخش 180 درجه دارد که به طور روزانه انجام می گیرد؟

جواب: واژگونی در چرخش زمین امری محال و غیرممکن است. حرکات آهسته قاره وجود دارد (مثلاً قاره قطب جنوب در صدها میلیون سال قبل در نزدیک استوا قرار داشته) اما اظهار واژگونی قطب ها یک موضوع بی ربط است. هرچند بسیاری از سایت ها برای افراد ساده حرف هایی دارند. آنها اظهار می کنند ارتباطی بین چرخش و قطبیت مغناطیسی زمین وحود دارد که به طورت غیر منظم تغییر می کند. یک واژگونی مغناطیسی نیز وجود دارد که به طور متوسط هر 400000 سال یکبار بروز می کند. تا جایی که ما می دانیم یک چنین واژگونی مغناطیسی ای هیچ خطری برای حیات روی زمین در بر ندارد. به هر حال وقوع یک واژگونی مغناطیسی تا چند هزاره بعدی غیر محتمل است.

سوال: آیا زمین در سال 2012 در خطر برخورد با یک شهاب سنگ قرار دارد؟

جواب: زمین همیشه در معرض خطر برخورد دنباله دارها و آستروئیدها (asteroids) بوده است هرچندکه برخوردهای بزرگ بسیار نادر هستند. آخرین برخورد بزرگ مربوط به 65 میلیون سال قبل بود که منجر به انقراض دایناسورها گردید. امروز اخترشناسان ناسا در حال انجام یک بررسی و کاووش به نام «گارد فضایی» (Spaceguard Survey) هستند تا هر آستروئید نزدیک به زمین را خیلی قبل تر از برخوردش با زمین شناسایی کنند. در حال حاضر هیچ آستروئید تهدید کننده ای - مثل آستروئیدی که دایناسورها را کشت – را شناسایی نکرده اند. تمام کارهای انجام گرفته به صورت علنی همراه با اکتشافات به دست آمده به طور روزانه در وب سایت NEO Program Office website ناسا قرار می گیرد. بنابراین شما می توانید خودتان ببینید که هیچ برخوردی در 2012 برای زمین پیش بنی نشده است.

سوال: نظر دانشمندان ناسا درباره نامعلوم بودن روز رستاخیز چیست؟

جواب: برای اظهار نظر درباره هرگونه تغییر دراماتیک و یا ناخوشایند در 2012، علم در کجا قرار گرفته؟شواهد و مدارک آن چیست؟ هیچ چیزی وجود ندارد. در تمام ادعاهای تخیلی بیان شده در کتاب ها، فیلم ها، مدارک و یا در اینترنت ما نمی توانیم حقیقت وجودی این روز را تغییر دهیم. هیچ مدرک قابل اعتمادی برای هرگونه ادعایی مبنی بر وقوع حادثه غیر عادی در دسامبر 2012 وجود ندارد.

 منبع : سایت نجوم ایران

 

اما از پیشگویی ها که بگذریم هفت نظریه علمی  معرفی شده است که قادرند پایان دنیا را رقم بزنند که آنها را در زیر مشاهدا میکنید .

       بسیاری از دانشمندان با توجه به شرایط کنونی زمین و بحرانهای موجود بسیار نگران حیات بشر بوده و به مطالعه بر روی حقایقی می پردازند که می تواند روزی منجر به اتمام حیات بر روی سیاره آبی شود. به اعتقاد برخی نظریه ها پایان یافتن جهان که در تقویم باستانی اقوام مایان تاریخ آن سال 2012 ذکر شده است می تواند به دلایل مختلفی به واقعیت تبدیل شود. نشریه تلگراف نیز با توجه به این نظریه ها و مدارک به بررسی برخی از این دلایل و میزان احتمال تحقق آنها تا سه سال آینده پرداخته است.

 

حمله بیگانگان فضایی: 

     حمله بیگانگان

 این پدیده در ابتدا به موضوع بسیاری از آثار هنری علمی تخیلی تبدیل شد اما به تدریج محققان دریافتند که نگرانی از حمله بیگانگان به زمین رو به افزایش است. تعداد موارد مشاهده یوفوها افزایش پیدا کرده و نشانه ها و مدارک زیادی از مشاهده این پدیده های غریب ارائه شده است. از جمله این شواهد تلاش دولتهای مختلف در سرتاسر جهان برای کنترل یوفوها طی 50 سال گذشته است. اما با وجود تمامی این شواهد و مدارک که بسیاری آنها را خیالی و زاده توهم شاهدان می دانند، احتمال وقوع حمله بیگانگان به زمین تا سال 2012 تنها 0.1 از 10 تخمین زده شده است.

برخورد با زمین: 

   برخورد با زمین

هزاران انجمن اینترنتی و سایتهای مختلف اعلام کرده اند زمانی در اوایل قرن 21 میلادی سیاره ای ناشناخته با زمین برخورد کرده و یا از فاصله ای بسیار نزدیک از کنار آن عبور خواهد کرد و در نتیجه تمدن را نابود کرده و یا خسارات و دگرگونی های عظیم و جبران ناپذیری را بر روی زمین به جا خواهد گذاشت. این سیاره با نام خیالی "نیبیرو" سیاره ای در منظومه خورشیدی فرض شده است که در مداری نامنظم در حرکت بوده و هر سه هزار و 700 سال یکبار به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی راه پیدا می کند. شواهد بسیار کمی برای اثبات این نظریه ارائه شده است که از آن جمله می توان به معرفی 10 سیاره توسط ناسا در سال 2005 اشاره کرد که در خارج از منظومه خورشیدی به سر می برند و شاید تا سال 2012 به قسمتهای داخلی منظومه خورشیدی وارد شده و از نزدیکی زمین عبور کنند. با این همه احتمال وقوع این برخورد 0.2 از 10 تخمین زده شده است.

بحران خورشیدی: 

           خورشید

این بحران یکی از معدود سناریوهایی است که با انتهای تقویم مایانها در ارتباط است و می تواند پایه علمی داشته باشد. در این سناریو که احتمال وقوع آن 0.3 از 10 برآورد شده است، تابشهای شدید خورشیدی و یا انفجارهای گازی در دسامبر 2012 می تواند زمین را در خود غرق کرده و نوع بشر را به همراه اکو سیستم زمین نابود سازد. تا کنون شواهدی مبنی بر وقوع چنین پدیده ای در سال 2012 ارائه نشده اما ارتباطاتی میان دوره های 11 ساله خورشیدی و چرخه زمانی تقویم مایانها یافته شده است. با این حال با وجود اینکه شعله های خورشیدی می تواند برای برخی از تجهیزات، ماهواره ها و فضانوردان مشکلاتی را ایجاد کند اما از قدرتی که بتواند زمین را حداقل تا سال 2012 ویران سازد برخوردار نخواهد بود. تنها خطر جدی که از سوی خورشید زمین را تهدید می کند، اتمام انرژی خورشید و بلعیده شدن زمین توسط این ستاره عظیم است که آن نیز تا پنج بیلیون سال آینده ممکن خواهد بود.

تغییر قطبهای مغناطیسی:

  تغیر قطبها

بسیاری معتقدند قطبهای مغناطیسی زمین در سالهایی نه چندان دور تغییر خواهند کرد و بر الگوی چرخش مداری زمین تاثیر گذاشته و فاجعه ای بزرگ را به وجود خواهد آورد. این افراد مدارکی از تغییر قطبی زمین در گذشته ارائه کرده و معتقدند این تغییرات را می توان با مطالعه نقاط خورشیدی و تئوری میدانهای مغناطیسی مشاهده کرد. در عین حال برخی معتقدند مایانها و مصریان باستان نیز از وقوع چنین پدیده ای در آینده آگاه بوده اند اما این راز امروزه توسط دولتها مخفی باقی مانده است. محققان دانشگاه پرینستون و تولوس در فرانسه با بررسی مدارک مختلف دریافته اند که سیاره زمین در حدود 800 میلیون سال پیش دورانی را برای متعادل سازی قطبهای خود پشت سر گذاشته است. تغییر زاویه 50 درجه ای در قطب شمال طی 20 میلیون سال از جمله شواهدی است که محققان به آن دست یافته اند و بر همین اساس معتقدند امکان وقوع چنین پدیده ای وجود دارد اما طی یک میلیون سال آینده و درصد احتمال وقوع آن یک از 10 خواهد بود.

ابرآتشفشان:

       ابر آتشفشان

انفجار ابر آتشفشانی یکی از عظیم ترین انفجارهایی خواهد بود که در تاریخ بشر دیده شده و در اثر افزایش میزان ماگما در هسته زمین و عدم وجود راه فرار از این منطقه از زمین به وجود خواهد آمد. نتیجه چنین انفجاری پراکنده شدن میزان زیادی از گازهای سمی در اتمسفر زمین و پوشانده شدن قسمتهای زیادی از خشکی ها توسط ماگماها خواهد بود. تصاویری که توسط ماهواره ها طی سالهای گذشته به ثبت رسیده است نشانه هایی از تغییر را در سنگهای مذاب زیر زمینی نمایش می دهد که می تواند درصد احتمال این انفجار را یک از 10 ساخته و مدارک علمی را برای اثبات این نظریه ارائه دهد.

 نقطه اوج نفتی: 

           استخراج نفت

کاهش ذخایر نفتی جهانی قطعا واقعیتی است که می تواند به فروپاشی سرمایه گذاری و اقتصاد جهانی منجر شود. اما نظریه نقطه اوج نفتی درباره موضوع افزایش تقاضا در برابر میزان تولید بحث می کند بر اساس این نظریه زمانی فرا خواهد رسید که تقاضای این منبع انرژی از میزان تولید آن پیشی خواهد گرفت. به گزارش مهر، برخی معتقدند این پدیده در حال حاضر آغاز شده است اما برخی دیگر آغاز آن را سال 2012 اعلام کرده اند. با این همه و با وجود تلاش برای تولید منابع جایگزین انرژی احتمال وقوع این پدیده 4 از 10 محاسبه شده است.

نابودی نسل زنبورها:

     زنبورها

 36 درصد از کندوهای زنبور در ایالات متحده در زمستان 2008 به دلیل اختلالی به نام اختلال نابودی کلونی زنبورها از بین رفتند. این اختلال که طی آن تمامی زنبورهای کارگر یک کندو به صورت ناگهانی می میرند و تنها زنبور ملکه به جا می ماند در چندین کشور اروپایی از جمله فرانسه، بلژیک، ایتالیا، پرتغال و اسپانیا رواج یافته است. تا کنون دلایلی مانند آفتها، تغییرات شدید جوی و امواج تلفن همراه عوامل بروز این اختلال اعلام شده اند اما تاثیر هیچ یک از آنها تا کنون به اثبات نرسیده است و از آنجایی که تا کنون درمانی موثر نیز برای کنترل این اپیدمی ارائه نشده است، پیش بینی می شود نظریه انقراض زنبورها به زودی به واقعیتی تلخ تبدیل شود.

با توجه به این حقیقت که پرورش بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله سویا، پنبه، دانه های روغنی مانند بادام، انگور، سیب و گلهای آفتابگردان نیازمند حضور زنبورها بوده و فعالیتهای این حشرات کوچک بر روی تولید 30 درصد از غذای جهان تاثیری مستقیم به جا می گذارد، بالاترین احتمال نابودی حیات در اثر پدیده ای طبیعی به این نظریه ارائه شده و 7 از 10 تخمین زده شده است.

    هزار چور مطلب دیگه تو اینترنت هست که البته اکثرشون با قاطعیت میگن سال 2012 پایان دنیاست و  هیچکدوم دلیل علمی ندارن من این مطالبی که به صورت چکیده ای از اینترنت بدست آوردم به همراه دلایل علمی و مذهبی برای مقایسه و انطباق دادن در کنار هم قرار دادم قضاوت دیگه با خود خوانندگان مطلب .


نظر یادتون نره خیلی برام مهمه

                    

   هرگونه كپي برداري با ذكر منبع و اطلاع به مدیر وبلاگ بلامانع است


 

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : نشانه های ظهوردسامبر2012شب یلدا1391 .کمتر ازیک ماه دیگ
____________________________________________________
برچسب ها:
،،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 15 بار
ادعای دیدن امام زمان(عج) از افراد بی‌صلاحیت،

اساساً کسانی که اهل فضیلت‌ هستند و توفیق شرف‌یابی به محضر مبارک امام زمان(عج) را می‌یابند، رازدار و سِر نگه دارند، روش بزرگان در طول تاریخ هم این بوده که ملاقات خود را مخفی ‌داشته‌اند. 

سخن مدعیان دیدار با امام زمان(عج) تا چه اندازه صحیح است معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فرد فرد انسان‌هاست، اعتقاد به بشارت‌های پیامبران گذشته و ائمه دین(ع) افراد با انگیزه و پرتوانی را در جامعه می‌تواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتی‌هاست و از جنبه اجتماعی باعث هم‌دلی مؤمنان و ایستادگی در برابر ظالمان می‌شود، کارکرد وسیع و عمیق آموزه‌های مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان می‌دهد، به همین دلیل، قشرهای مختلف جامعه پرسش‌های بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی صحیح به آن‌ها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.

پژوهشکده مهدویت در کتاب «مهدویت، پرسش‌ها و پاسخ‌ها» به برخی از شبهات این گونه پاسخ می‌دهد:

*چرا ما نمی‌توانیم سرورمان امام زمان (عج) را ببینیم؟
ـ پنهان بودن حضرت حجت(عج) از دیدگان عمومی، براساس روایات، حکمت‌های فراوانی دارد که بعضی از آن‌ها گفته شده و بسیاری از آن‌ها نیز فقط در زمان ظهور حضرت درک می‌شود.

بنابراین این حکمت‌ها ایجاب می‌کند که کسی نتواند در زمان غیبت کبرا حضرت را به طور معمول مشاهده کند و با او ارتباط داشته باشد؛ مگر در مواردی خاص که به طور استثنایی، بنا به مصالحی، خداوند چنین اجازه‌ای می‌دهد، در این موارد هم دیدار حضرت به صورت ناشناس یا شناخته شده فقط برای برخی افراد است؛ نظیر این که در مواردی، حضرت صلاح بداند بعضی بیماران را شفا دهد، نیازهای علمی افراد را پاسخ دهد، گم شده‌ای را هدایت کند و....

نکته مهم در مورد مسئله دیدار حضرت این است که خود امام زمان(عج) و دیگر معصومان (ع) هیچ‌گاه ما را موظف نکرده‌اند، درصدد جست‌وجوی دیدار حضرت باشیم؛ گرچه به ما توصیه فرموده‌اند از فراق، دوری و محرومیت ایشان به شدت محزون و اندوهگین شویم، پس آنچه از ما خواسته‌اند، عمل به وظایف دینی، فردی و اجتماعی است، نه چیز دیگر.

*بعضی از افراد ادعا دارند امام زمان(عج) را در خواب دیده‌اند؛ به نظر شما آیا باید سخن آنها را پذیرفت؟
ـ ما هم اکنون در دوران غیبت کبرای امام مهدی (عج) به سر می‌بریم، این دوران هم‌چنان که از عنوان آن پیداست، زمان پنهان بودن امام مهدی(عج) از دیدگاه همه است و کسی توفیق ملاقات حضرت را ندارد؛ امام در موارد استثنایی، کسانی که از نظر تقوا و فضیلت مراتب عالی داشته باشند، این سعادت را می‌یابند که جمال نورانی آن حضرت را ببینند، البته این گروه، اندک و انگشت شمارند.

از این رو، در دوران غیبت کبرا و به مقتضای غایب بودن حضرت، روال طبیعی این است که کسی حضرت را نبیند و ملاقات با آن حضرت جنبه استثنایی دارد.

بنابر این ما هم باید بنا را بر این بگذاریم که کسی حضرت را ندیده است و اگر کسی هم ادعای ملاقات کرد، تنها در صورتی که مطمئن شویم از نظر معنویت مراتب بالایی دارد، سخن او را می‌پذیریم.

در این باره توجه شما را به دو نکته جلب می‌کنیم:

1 ـ تقوا و معنویت چیزی نیست که بتوان آن را از ظاهر افراد و با برخوردی معمولی شناخت، بنابراین در مقام پی بردن به تقوا و فضیلت، به ظاهر افراد اعتماد نکنید، البته منظور این نیست که مردم سوء‌ظن داشته باشید، اما چون شرط ملاقات با امام مهدی(عج) داشتن مراتب عالی تقواست تا به این شرط یقین پیدا نکردید، ادعای کسی را باور نکنید.

2 ـ اساساً کسانی که اهل تقوا و فضیلت‌ هستند و توفیق شرف‌یابی به محضر مبارک امام زمان(عج) را می‌یابند، رازدار و سِر نگه دارند، روش بزرگان در طول تاریخ هم این بوده که برای پرهیز از شهرت و جلب نکردن توجه دیگران، ملاقات خود را مخفی ‌داشته‌اند و تنها در صورت ضرورت یا موردی که مصلحت مهمی در میان بوده، آن را برای دیگران ابراز می‌کردند.

بنابر این باید به کسانی که ادعای شرف‌یابی به محضر امام مهدی(عج) را دارند و همیشه از ملاقات و ارتباط با آن حضرت دم می‌زنند، سوء‌ظن داشته باشیم؛ مگر اینکه با رفت و آمد و ارتباط پیوسته و چندین ساله، او را کاملاً بشناسیم و در تقوا و فضیلت او کم‌ترین تردیدی نکنیم، توجه داشته باشیم که فراوان‌ هستند شیادانی که دنبال کسب جاه و مقامند و در راه رسیدن به شهرت و مقام، از عواطف و احساسات پاک مردم نیز نمی‌گذرند؛ پس باید مواظب باشیم بازیچه دست چنین افرادی نشویم.

البته باید به این نکته نیز توجه داشت که بعضی افراد که ادعای ارتباط و ملاقات با امام عصر(عج) را دارند، افرادی ساده و بدون کلک هستند، ولی چون زودباور و تا حدودی خیالاتی هستند، زود یقین پیدا می‌کنند، بنابر این ادعاهای چنین افرادی با این که پذیرفتنی نیست (چرا که دچار خیالات شده و مثلاً یکی از مؤمنان و صالحان را دیده و خیال کرده‌اند او امام زمان (عج) است)، اما چون قصد و غرض سوئی هم ندارند، گناه‌کار نیستند. البته ادعای آنها برای ما حجت و دلیل نمی‌شود و نمی‌توانیم به چنین ادعاهایی ترتیب اثر بدهیم، مگر آنکه همراه با شواهد و قرینه‌های معتبر باشد.

*بعضی از افرادی که صلاحیت ندارند، ادعا می‌کنند امام زمان (عج) را دیده‌اند، چگونه می‌توان حرف آنها را قبول یا رد کرد؟ نوری که در بعضی از زمان‌های خاص مانند شب قدر یا در مکان‌های خاص مانند امام‌زاده دیده می‌شود، آیا دلیل بر حضور یا گذر امام است؟

ـ ادعای دیدن امام زمان(عج) از افراد بی‌صلاحیت، بی‌هیچ وجه قابل اعتماد نیست، حتی دیدن نور در شب‌ها و مکان‌های خاص هم دلیل قطعی بر حضور امام زمان(عج) در آنجا نیست، شاید عنایتی داشته‌اند، ولی حضور قطعی حضرت را نمی‌توانیم مطمئن باشیم، باید احتیاط کرد که شیاد‌ها در کمین هستند.


به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : مهدوینشانه های ظهورادعای دیدن امام زمان(عج) از افراد بی‌صلا
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 43 بار

غیبت از نگاه مرحوم حاج اسماعیل دولابی

معنای غیبت از نگاه مرحوم حاج اسماعیل دولابی از عرفای معاصر با اشاره به معنای غیبت امام زمان(عج) بیان داشت: بچه دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود؛ او گمان می‌کند پدرش گم شده است اما در واقع خودش گم شده است. 

معنای غیبت امام زمان(عج) در کلام حاج اسماعیل دولابی مفهوم انتظار در عصر غیبت از اهمیت به سزایی نزد علما و عرفای دین برخوردار بوده است و همواره در تبیین مسئله غیبت کوشیده‌اند.

عارف نامی مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در پاسخ به پرسش «امام زمان(عج) غایب است، یعنی چه؟» چنین پاسخ داد:

*غایب، کدام غایب؟
بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می‌گوید: پدرم گم شده است.
ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کند.

بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است، در حالی‌که در واقع خودش گم شده است.

انبیاء و اولیاء پدران خلق‌اند و دست خلایق را می‌گیرند تا آن‌ها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند، غالب خلایق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند.

امام زمان(عج) گم و غایب نشده است، ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم، امام غایب نیست، تو نمی‌بینی آقا را، او حاضر است.

چشمت که اسیر دنیا شده، اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می‌بیند، خلاصه نگو آقا غایب است، تو نمی‌بینی.

منبع: کتاب «امام زمان در کلام اولیای ربانی» نوشته مهدی لک‌آبادی/فارس

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : مهدوینشانه های ظهورمعنای غیبت از نگاه مرحوم حاج اسماعیل دول
____________________________________________________
برچسب ها:
،،
.: Weblog Themes By blogskin.ir :.