نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 33 بار
همزمان با تاخت و تاز سفیانی در بین النّهرین، سپاهی از ایران به فرماندهی
مردی که از او در روایات با عنوان «سيد خراساني» يا «شعیب بن صالح» یاد
شده، برای دفع سفیانی به سوی عراق می شتابد. بنا بر برخی روایات نیز «سید
خراسانی» و «شعیب بن صالح» دو شخصیت جداگانه هستند که با یکدیگر همکاری
خواهند داشت. شعیب بن صالح از فرماندهان ارشد سپاه قائم آل محمد(ص) برای تصرّف قدس خواهد بود.
نام «شعیب بن صالح» نامی
مستعار و رمزی است و می تواند بدین معنی باشد که این شخص دارای خصوصیاتی از
این دو پیامبر است. یکی از خصوصیاتی که از حضرت شعیب(ع) دارد عدالتخواهی
اوست هنگامی که به قوم خود گفت: «اى قوم من، پيمانه و ترازو
را از روى عدل به طور كامل ادا كنيد و در دارايي هاي مردم نادرستی نکنيد و
چون تبهكاران در زمين فساد نكنيد» و سپس گفت: «بَقِيَّه اللَّهِ خَيرٌ لَكُم إِن كُنتُم مؤمِنين». خصوصیت
دیگر این که شعيب پيامبري بود كه قبل از قيام منجی موعود بني اسرائيل يعني
حضرت موسی(ع) كه متواري شده و در خفا زندگي مي كرد، او را ياري كرده و
زمینه های حركتش را فراهم نمود. ظهور جریان شعیب بن صالح در اوج نا امیدی و
در آستانه شکست کامل نیروهای نیکی در برابر جریانهای شیطانی- صهیونیستی
دجّال و سفیانی رخ می دهد و جنبشی است انفجاری، رعب آفرین و جهانشمول که
امید را در دلهای محرومان جهان زنده می سازد.
از امام علی(ع) در ضمن حدیثی نقل است که فرمود:«...و لکن در طالقان مردمانی مؤمن خواهند آمد که به خداوند معرفت واقعی دارند و آنان انصار مهدی در آخرالزمان می باشند».
رسول خدا (ص) به حسنین(علیهما السلام) نظری نمود و گریست و سپس فرمود:«ما
اهل بیتی هستیم که خداوند به جای این دنیا،آخرت را برای ما برگزیده است.
همانا اهل بیتم پس از من دچار آوارگی، سختی و گرفتاری خواهند گردید تا این
که گروهی از مشرق برخیزند که باخود پرچم های سیاه* دارند، آنها حق را می
طلبند که به آنها داده نمی شود، پس می جنگند و پیروز می شوند و هر چه
بخواهند به آنها داده می شود ولی آنها نمی پذیرند تا این که حکومت را به
دست مردی از اهل بیتم بسپارند که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد پس از
آن که پر از ظلم و ستم شده باشد. پس هر که آن زمان را دریابد، باید که به
سوی آنان بشتابد اگرچه با دست و زانو بر روی برف یا یخ راه برود»
*پرچم سیاه رنگ در طول تاریخ، نماد
رسمیِ مذهب تشیّع بوده است. این رنگ نمایانگر ماتم اهل بیت طهارت(س) به
ویژه امام حسین(ع) و نشانگر عزای شیعیان به سبب حاکمیت نظام ظلم جهانی است.
افراشتن پرچم تشیع و برپا داشتن نمادهای آن در دورۀ غیبت از اهمیت و فضیلت
بسیار برخوردار است.
امام باقر(ع) فرمود:«پرچم هایی سیاه
از مشرق ظاهر می شوند که مربوط به اولاد عباس هستند. آنها حکومت را به دست
می گیرند و مدت زمامداری آنها آنچه خداوند بخواهد می شود.سپس
پرچم های سیاه کوچک دیگری ظاهر می شوند که با سفیانی و لشگریانش مبارزه می
کند و مردم را به فرمانبرداری از حضرت ولیّ عصر(ع) فرا می خواند»
امیرالمؤمنین(ع) دربارۀ اهميت نقش ايشان در انقلاب جهاني منجي موعود مي فرمايد: «و مَبدأهُ مِن مشرق... و آغاز كار او(حضرت مهدي) از مشرق خواهد بود». آن حضرت همچنين دربارۀ لزوم پیوستن به ایشان می فرماید:«اگر در میان صندوقی بودی که در آن را بسته و قفل زده باشند، آن را بشکن و خود را به آنها برسان».
«سید حسنی قیام می کند از خراسان با سلاحهایی که چون رعد می غرّد»
«...سید
حسنی ظاهراً از اولاد حضرت امام حسن مجتبی(ع) باشد و دعوی بر باطل ننماید و
دعوت بر نفس خود نکند بلکه از شیعیان خالص ائمه اثنی عشر علیهم السلام و
تابع دین حق باشد و دعوت نیابت و مهدویت نخواهد نمود لکن مطاع و بزرگ و
رئیس خواهد بود و در گفتار و در کردار موافق است با شریعت مطهره حضرت خاتم
النّبیین(ص) و در زمان خروج او، کفر و ظلم عالم را فرو گرفته باشد و مردم
از دست ظالمان و فاسقان در اذیت باشند و جمعی از مؤمنین نیز مستعد باشند از
برای دفع ظلم ظالمین، در آن حال سید حسنی استغاثه نماید از برای نصرت دین
آل محمد علیهم السلام، پس مردم او را اعانت نمایند خصوصاً گنجهای طالقان که
از طلا و نقره نباشد بلکه مردان شجاع و قوی دل و مسلح و مکمل که در اطراف
او جمع گردند و جمعیت او زیاد شود و به نحو سلطان عادل در میان ایشان حکم و
سلوک نماید و کم کم بر اهل ظلم و طغیان غلبه نماید و از مکان و جای خود تا
کوفه، زمین را از لوث وجود ظالمان و کافران پاک کند...».منتهي الآمال(شیخ عباس قمی).
«سفیانی سپاهی هفتاد هزار نفری را به سوی کوفه گسیل می دارد. در
این حال(که لشگر سفیانی در حال قتل و غارت کوفیان است)پرچم هایی از خراسان
حرکت می کنند و به سرعت منازل را می گذرانند. در میان آنها برخی از اصحاب
قائم(ع) نیز حضور دارند»
«...پس در این میان که لشگریان سفیانی در کوفه مشغول قتل و غارت
هستند، ناگهان لشگریان یمانی* و خراسانی مانند دو اسبی که مسابقه می دهند
از راه می رسند. آن دو لشگر غبارآلود و مو پریشان، جوانانی هستند از اصلاب
خالص در عِرق تشیّع که هیچ گونه غلّ و غشی در وجودشان راه ندارد...»
*اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «اهل يمن بر سر حكومت درگير شوند». امام صادق(ع) نيز فرمود: «مردي از اولاد عمويم زيد در يمن خروج مي كند».
چهل و هشت درصد جمعيت يمن را شيعيان زيدي تشكيل می دهند. سالهاست كه گروهي
از ايشان در حال نبرد مسلحانه با دولت اين كشور هستند، که سال گذشته مورد
تهاجم شدید ارتش این کشور و نیز ارتش عربستان سعودی و نیروی دریایی آمریکا
قرار گرفتند.
«پرچم های سیاه از مشرق زمین فرا می رسند و مردانی نیرومند و
دارای محاسن که شهرت ایشان شهرهایشان است و اسمهایشان کنیه، این پرچم ها را
رهبری نموده و به جلو می رانند. آنان شهر دمشق را می گشایند و به مدت سه
ساعت رحم و شفقّت از دلهایشان برداشته می شود».
*مقصود از«شهرت ایشان شهرهایشان است»این است که اسامی خانوادگی ایشان، نامهایی چون طالقانی، اصفهانی، شیرازی، و... است، و مقصود از«اسمهایشان کنیه است»این
است که اسامی شان نامهایی است چون: ابوالحسن، ابوالفضل و... . در متون
مقدس آئین زرتشت نیز به جنبش ایرانیان برای یاری منجی اعظم اشاره شده
است(علاقمندان جهت اطلاع بیشتر می توانند به موتورهای جستجوی اینترنتی
مراجعه نمایند). جنبش ایرانیان، کلید انقلاب جهانی تشیع به رهبری
قائم آل محمد(ص) است. در حالی که لشگر خونخوار سلفیون ناصبی به رهبری
«سفیانیِ» اموی پس از تهاجم به عراق و قتل و غارت و تاراج وسیع در آستانه
حمله به ایران است، سید خراسانی با سازماندهی نیروهای شیعه به مقابله با
ایشان می شتابد. سید خراسانی که از ذخایر مهدی موعود(عج) است، با تحرّک
نظامی خود، نقشۀ صهیونیزم بین المللی برای نیل به حکومت جهانی را خنثی کرده
و سرنوشت جهان را تغییر خواهد داد (تحقّق این امور در سالهای آتی، حقانیت
تشیع را بر تردیدکنندگان اثبات خواهد نمود). از همین روست که صهیونیزم یکصد
سال است که عوامل و امکانات خود را بر تخریب تشیع متمرکز نموده است.
لازم به ذکر است که لشگرکشی
ابومسلم خراسانی از ایران زمینه ساز سقوط و نابودی رژیم اُموی گشت و بنا بر
اخبار رسیده، با لشگرکشی سید خراسانی از ایران بر ضد سفیانی، تاریخ تکرار
خواهد گشت.
محود محمود در جلد دوم کتاب «تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس» می نویسد: هيچ يك از مللي كه در اين قسمت از آسيا سكني دارند، مانند ملت ايران داراي استعداد ذاتي و سوابق تاريخي نيستند. ملت ايران ملت مرموزي است. هر آن انتظار ظهور مردان نامي در ميان آنان مي رود. اين ملت داراي استعداد ذاتي است. روحش زوال ناپذير است. ممكن است حوادث دوران چندي آن را در حال وقفه نگاهدارد ولي طولي نمي كشد كه با نيروي تازه ديگري حيات اجتماعي خود را از سر مي گيرد. چنان كه در اين يكصد و پنجاه سال اخير از طرف عمّال سياسي اجانب و خائنين داخلي كه در انواع لباس ها و محافل هستند، كوشش هاي فراواني شده است كه اين روح مرموز ايراني را محدود و نابود كنند، ولي تا امروز نتوانسته اند موفقيتي حاصل كنند».
«سفیانی از کوفه قصد حمله به خراسان دارد و مردم خراسان در طلب حضرت مهدی(ع) به حرکت در می آیند و با سید هاشمی ملاقات می کنند در حالی که پرچم های سیاه در اهتزاز است(رایات سید حسنی). پیشاپیش سپاه، شعیب بن صالح قرار گرفته است و در جایی به نام اصطخر نبرد شدیدی در می گیرد که لشگریان سفیانی از بین می روند و آنگاه مردم تمنای دیدار حضرت مهدی را دارند».«زمانی که جنگهای سخت و خونینی در گرفت، خداوند مردی از
موالی(ایرانیان) را بر می انگیزد که گرامی تر از اعراب است و از نظر
تسلیحات و سپاهیان نیز بر ایشان برتری دارد، و خداوند دین را به وسیلۀ
ایرانیان تأیید خواهد فرمود...»
«هنگامی که سنت مرا تغییر دادند، یار و یاور این خانواده از
سرزمینی که آن را خراسان می نامند با پرچم های سیاه قیام خواهد نمود. هیچ
کس با ایشان روبرو نمی شود مگر که شکستش می دهند و بر آنچه در دست
دشمنانشان(از تسلیحات، غنائم و فرمانروایی) قرار دارد چیره و غالب می شوند
تا جایی که سرانجام پرچم های آنان به بیت المقدس نزدیک می شود».
سید خراسانی و شعیب بن صالح کوفه را تصرّف کرده و در انتظار رسیدن حضرت مهدی(ع) می مانند.«گویا دو نفر حسنی(خراسانی) و حسینی(مهدی)را می بینم که پرچم را بر افراشته اند، و حسنی پرچم خود را به حسینی تسلیم می کند»
«چون پرچم های سیاه از سوی مشرق نمایان شد، پس عجم را گرامی دارید که دولت ما با ایشان است».
«درفش هایى سیاه از خراسان خروج مى كند كه هیچ چیز قادر به
بازگرداندن آنها نیست تا این كه در ایلیا (بیت المقدس) به اهتزاز در آیند».
امام صادق(ع) در میان گروهی از اصحاب، آیات پنجم تا نهم سورۀ اسراء
مبنی بر وعده های سرکوب بنی اسرائیل را تلاوت می کردند، پس اصحاب عرض
کردند: این بندگان خدا کیانند؟ پس فرمود:«هُم واللّه اهل القُم...به خدا سوگند که اهل قم هستند»و سه بار نیز تکرار فرمود
«اهل خراسان پرچم های ما هستند، اهل قم یاران ما هستند و اهل کوفه اوتاد ما هستند و ما نیز از ایشان هستیم».
به این مطلب امتیاز بدهید:
موضوعات مرتبط با این مطلب : جنبش ایرانیان پیش از ظهور: