وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ ٱلصَّـٰلِحُونَ [٢١:١٠٥] و ما در زبور -پس از تورات- نوشته‌ايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد. غیبت
غیبت
غیبت، دلیل غیبت، حضرت ولیّ عصرعج، از نگاه، مرحوم حاج اسماعیل دولابی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 30 بار

دلیل غیبت حضرت ولیّ عصر(عج)


 



 

دلیل غیبت حضرت ولی ّعصر(ع):

«برای قائم دو غیبت هست که در یکی از آنها در موسم حج حاضر می شود و مردم را می بیند در حالی که او را نمی بینند».

«تحقیقاً که امر غیبت، آزمایشی است از جانب خدای عزّ و جلّ که خلقش را بدان بیازماید»

امام عصر(ع) در نامه ای به محمدبن عثمان(از نوّاب چهارگانۀ ایشان در غیبت صغری)می فرماید:«...و اما علت غیبت، همانی است که خداوند عزّ وجلّ می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید، نپرسید از چیزهایی که اگر آشکار گردد، آزارتان دهد. و از دیگر علل آن است که در گردنم(هیچ گونه) بیعتی از طاغیان زمان نباشد و من خروج خواهم کرد در حالی که بیعت احدی از طواغیت بر گردنم نباشد*. اما وجه انتفاع مردم در غیبتم، مانند انتفاع از خورشید است هنگامی که ابرها روی آن را پوشیده باشند...».

*امام قائم(ع) هیچ حکومتی را حتی از روی تقیّه هم به رسمیت نشناخته و نمی شناسد و مأمور به تقیّه از حاکمی و سلطانی نیست و تحت حکومت و سلطنت هیچ ستمگری در نیامده و در نخواهد آمد و وقتی ظهور فرماید بیعتی با کسی ندارد.

در مورد غیبت پیش از هر چیز باید گفت که بنا بر فرمایش معصومین، امر غیبت سرّی از اسرار الهی است چنان که امام صادق(ع) فرموده اند:«امر غیبت چون ماجرای حضرت موسی و حضرت خضر(علیهما السلام) است، چنان که پس از اتمام درس مخصوص موسی(ع)، سرّ اعمال خضر(ع) آشکار گردید»

بنابر این تمامی اسرار غیبت بر ما هویدا نیست، اما شاید بتوان برخی از دلایل آن را این گونه بر شمرد: دانشمند بزرگ خواجه نصیرالدین طوسی دربارۀ حضرت مهدی(ع) نوشته است: «وجودهُ لطفٌ و تصرُّفُهُ لطفُ آخر و غیبتهُ مِنّا... وجود امام عصر(ع) لطفی است از جانب خداوند، و تصرّف او در عالم ماده و معنا لطفی است دیگر، و اما غیبت او از ماست».

غیبت حضرت مهدی(ع) نه از خدای سبحان است و نه از آن حضرت، بلکه از مکلّفین و مردم است و آن تمکین نداشتن مردم از امام است. موقعی که سبب غیبت زائل گردد ظهور واقع می شود. ممکن است رمز اساسی غیبت در همین نکته نهفته باشد؛ سرپیچی و طغیان بشریت و عدم اطاعت از اوصیای پیامبر اسلام(ص). تخلّف و عدم حمایت مردم از امامان پیشین نشانگر آن است که مردم نمی خواسته اند زیر بار حکومت عدل اسلامی بروند. در چنین وضعیتی، غیبت امری طبیعی است... از این رو امام(ع) غایب خواهد بود و به وظایف خود به طور پنهانی عمل می کند تا زمینه ظهورش فراهم آید. آن وقت مردم جهان درخواهند یافت که علت غیبت در وجود خودشان نهفته بوده و از آن غافل بوده اند و چنانچه پیش تر خود را اصلاح می كردند، امام بر آنان ظاهر می شد

دلیل عدم همکاری امام صادق(ع)با ابومسلم خراسانی در نبردهای وی با امویان و رد پیشنهاد وی نیز احتمالاً همین امر بود، چرا که امام(ع) کماکان در جامعه رشد و شایستگیِ حکومت حقّه را نمی دیدند. ابو مسلم خراسانی نامه ای به امام صادق (ع) می نویسد و مُصرّانه می خواهد كه او را یاری و تأئید كند یا برایش نیرو بفرستد. امام(ع) در پاسخ می‌فرماید: «نه تو از یاران ما هستی و نه دوران، دوران قیام ماست».

امام باقر(ع)فرمود: «هنگامی که خدای تعالی بر خلقش خشم گیرد، ما را از مجاورت ایشان دور می سازد» امیرالمؤمنین(ع) نیز به جامعۀ اسلامی چنین هشدار داد: «...اگر مرا از دست دادید، در کارهای ناخوشایند و دشواریهای صعب افتادید».

پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) امّت اسلامی در دو راهیِ خداپرستی و هواپرستی، راه دوم را انتخاب کرد و با رویگردانی از وصیّ رسمی رسول و امام برگزیدۀ الهی، امامت را به خلافت تبدیل نمود. ربع قرن بعد، به لطف الهی خلافت رسول خدا(ص) به مدار اصلی آن یعنی وصایت و امامت بازگشت اما مردم، عدل امام معصوم را تحمل نکرده و از یاری امیرالمؤمنین(ع) سر باز زدند تا آن حضرت به شهادت رسید*. امّت اسلامی دومین وصیّ پیامبر اسلام(ص) حضرت مجتبی را نیز در برابر دشمن تنها گذارد و آن حضرت برای حفظ جان شیعیان مجبور به پذیرش صلح گشته و خانه نشین گردید. بیست سال بعد فرصتی دیگر در اختیار جامعۀ اسلامی قرار گرفت تا با یاری امام حسین(ع) کار را به مدار اصلی آن باز گردانند اما هوی پرستی و حبّ دنیا ایشان را بر آن داشت که به آن حضرت نیز خیانت کرده و وی را در برابر دشمن تنها گذارند در حالی که از ایشان برای پذیرش رهبری جهاد با حکومت غاصب اموی دعوت به عمل آورده بودند. بدین ترتیب جامعه لیاقت حکومت عدل الهی تحت ولایت معصوم را از دست داده و بر اساس سنت الهی که «این گونه بعضی ظالمین را به بعضی دیگر وا می گذاریم» و «چنان كه هستيد بر شما حكومت كنند» (حديث نبوي)، مقدّرات مردم به حکام ستمگر اموی و مروانی و عباسی وا نهاده شد.

*امیرالمؤمنین(ع) از عدم آمادگی و شایستگی مردم برای حکومت معصوم آگاه بود، اما در آن برهۀ بسیار حساس، به ارادۀ الهی، برای احیای سیرۀ پیامبر(ص) و تمایز حق از باطل و برای به تصویر کشیدن نمونۀ کشورداری آل محمد(ص) برای بشریت، درخواست مردم را پذیرفت.

ابوحمزۀ ثُمالی خدمت امام باقر(ع) عرض کرد: «یا سیّدی، امیرالمؤمنین(ع)فرموده بودند: در سال 70 برایتان گشایشی خواهد بود، چرا این گشایش حاصل نگردید؟ امام(ع)فرمودند: «اگر مردم متوجه امام زمان خود می شدند، قرار بود در آن سال کار به مسیر اصلی یعنی امامتِ امام بازگردد، ولی با تنها ماندن سیدالشهداء(ع) و شهادت ایشان در کربلا(در سال 61 هجری) این امر تا سال 140 به تأخیر افتاد. تا آن سال آن قدر مردم در حفظ اسرار و تعهدی که نسبت به امام زمان خود داشتند بی توجهی کردند که این موعد هم به تأخیر افتاد و نزد ما زمان مشخص دیگری برای این مهم نیست»

عدم بلوغ فکری و عقلی جامعه همچنان ادامه یافت و اوصیای پیامبر اسلام(ص) یکی پس از دیگری مظلومانه زیستند و به شهادت رسیدند تا دور امامت بر دوازدهمین امام الهی و آخرین وصیّ پیامبر اسلام(ص) قرار گرفت اما از آن روی که جامعۀ بشری هنوز آمادگی پذیرش عدالت مطلق و گردن نهادن محض به فرامین الهی را نداشت،حکم غیبت طولانی بر آن حضرت قرار گرفت و بنابر حکمِ «خداوند سرنوشت قومي را دگرگون نكند تا آن قوم خود دگرگون شوند» این غیبت تداوم خواهد داشت تا آن هنگام که جامعۀ انسانی با رسیدن به کمال عقلی، آمادگی کامل برای پذیرش حق و عدالت را بیابد؛

ماتم غیبت خــود بر دل مخلـوق نهــاد با نهان گشتـن او موسم هجـران آمد

بر تماشای رُخش چشم بشر تاب نداشت پرده افکنـد به رخساره و پنهــان آمد

خسـروا کی ز پسِ ابـر سر آری تو برون تا بگوینـد که آن ناظــم دوران آمـد

جامعۀ انسانی به سیر کنونی خود ادامه خواهد داد و به طور طبیعی نسل اندر نسل به انحطاط بیشتری مبتلا خواهد گردید تا سرانجام با انفجار همه جانبۀ «آشفتگی بزرگ» در آخرالزمان و فرآیند تصفیۀ بزرگ(که دو سوم از جمعیت زمین را قربانی خواهد نمود) مواجه گشته و به ستوه آید و با چشيدن طعم تلخ حاكميت شيطان و مشاهدۀ نتایج هوی پرستی و خودپرستیِ هفت هزار سالۀ تاریخ خود، برای همیشه از غفلت بیدار شده و حقیقتاً پذیرای عدل و خداپرستی گردد. اميرالمؤمنين(ع) در اين رابطه مي فرمايد: «طلب عدالت شدت مي گيرد و اشتياق به ظهور مصلح هر لحظه افزون مي گردد».

 آن حضرت پس از ظهور و برپایی حکومت عدل الهی و ایجاد بهشت زمینی برای بشریت، در پایتخت خود(کوفه) خطاب به مردم می فرماید: «اگر جدّم علی(ع) را یاری می کردند، این دولت به تأخیر نمی افتاد».

امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «او هواپرستی را به خداپرستی باز می گرداند، پس از آن که خداپرستی را به هواپرستی بازگردانده باشند. رأی ها را به قرآن باز می گرداند، پس از آن که قرآن را به رأی های خود بازگردانده باشند...آگاه باشید که فردا، فرمانروایی که از این طایفه نیست عاملان حکومت را به جرم کردار زشتشان بگیرد. زمین گنجینه های خود را برون افكنَد و کلیدهای خویش. پس سیرة عدل را به شما بنماید و آنچه از کتاب و سنّت مرده است زنده فرماید»

حسین بن روح(ره)، سومین نایب رسمی امام عصر(عج) گفت: «به خدای که صاحب این امر هر سال در موسم حج حاضر است و مردم را می بیند و می شناسد و مردم نیز او را می بینند اما نمی شناسند».

امام عصر(عج) در دورۀ غیبت قابل رؤیت، قابل دیدار، و قابل ملاقات است. امام صادق(ع) فرمود: «مردم مانند برادران یوسف(ع)، امام زمان(ع) را می بینند. به خدا قسم امام زمان روی فرش مجالس مردم راه می رود. در کوچه و خیابان و بازار میان مردم راه می رود. مردم ایشان را می بینند اما نمی شناسند، اما امام زمان آنها را می شناسد. چون ایشان ظهور فرماید، مردم با انگشت اشاره می کنند و می گویند: ما این آقا را در شهر دیده بودیم... ولی نشناختیم».

اعضای هیئت امنای مسجد «سیده نرجس»(به نام مادر بزرگوار حضرت ولیّ عصر) در لبنان، با قسم مؤکّد نقل کرده اند که در یک محرّم به نام حضرت ابوالفضل(ع) مؤمنین را اطعام می کردند و صندوقی جهت دریافت کمکهای افراد در مورد این امر گذارده بودند. هنگامی که قفل صندوق را گشودند، با کمال شگفتی نامه ای را به همراه یک شکلات بزرگ در آن یافتند در حالی که آن نامه و شکلات به هیچ وجه با روزنۀ کوچک صندوق هماهنگی نداشت و تنها کلید صندوق نیز در اختیار هیئت امنا بود. در نامه نوشته شده بود: «بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ قُلِ اعمَلوا فَسَیَری اللّهُ عَمَلکُم و رسولهُ والمُؤمنون؛ صدق اللّهُ العلیُّ العظیم. أنأ المهدیُّ المنتَظَر. أقَمتُ الصلاهَ فی مسجدکم و أکَلتُ ممّا أکَلتُم و دَعَوتُ لکُم؛ فَادعُوا لی بِالفَرَج... بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ بگو عمل کنید که به زودی خدا و رسول او و مؤمنین عمل شما را خواهند دید؛ راست گفت خدای بلندمرتبۀ بزرگ. من مهدی منتظَر هستم. در مسجد شما نماز خواندم؛ و از آنچه شما خوردید، خوردم؛ و برایتان دعا کردم؛ شما هم برای من دعا کنید به دعای فرج». مدتی بعد یکی از علمای ربّانی در حرم مطهّر امام رضا(ع) به محضر امام عصر(عج) مشرّف شد و دربارۀ آن نامه سؤال کرد. حضرت فرمودند: «بله، آن نامه از ماست. سپس فرمودند: عمل کنید و بدانید که ما شاهد بر اعمال شما هستیم». لازم به ذکر است که اعمال شیعیان هر دوشنبه و پنج شنبه پیش از غروب آفتاب، بر امام عصر(ع) عرضه می گردد؛ «فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ».

علی بن مهزیار برای دیدار امام عصر(ع) بیست سفر به مکه رفت. در سفر بیستم، قاصد آن حضرت نزد وی رسید تا وی را به محضر ایشان ببرد. قاصد از علی بن مهزیار سؤال کرد: یا اباالحسن ما الذی تُرید؟ ای ابوالحسن، چه می جویی؟ پاسخ داد: اُریدُ الامامَ المحجوبَ عنِ العالم...امامی را می جویم که از عالمیان محجوب است. قاصد گفت: غلط پاسخ دادی، و ما هو المحجوبُ عنِ العالم و لکن حَجَبَهُ سوءُ اعمالکُم، او محجوب از عالم نیست بلکه سوء اعمالتان شما را از ایشان محجوب کرده است. علی بن مهزیار می گوید: خدمت حضرت رسیدم و نشستم. حضرت فرمود: «یا ابالحسن ما الذّی بَطَأَ بِکَ عَنّا الی الآن. قَد کُنّا نَتَوَقَّعُکَ لیلاً و نهاراً... چه چیز تو را باز داشت از رسیدن به حضور ما تا اکنون؟ ما شب و روز منتظر تو بودیم»*. علی بن مهزیار می گوید من پاسخ دادم: یابن رسول اللّه، در نوزده سفر گذشته قاصد شما به دنبالم نیامد و من بلد نبودم بیایم. می گوید: حضرت دیده بر زمین دوختند و با انگشت شریفشان روی زمین خط می کشیدند. پس سر مبارک بلند کردند و فرمودند: «قاصد نیامد؟! لا و لکنَّکُم کَثَّرتُمُ الاموال و تَجَبَّرتُم علی ضُعَفاءِ المؤمنین و قَطَعتُم الرَّحِم الَّذی بَینَکُم فَاَیُّ عُذرٍ لَکُم؟ نه بلکه در پی افزونی اموال هستید و بزرگی نمودن در برابر ضعفا از میان مؤمنین و قطع رحم میان خود، این چه عذری است برای شما؟». پس گفتم: آقای من، توبه کردم... فرمود: «علی بن مهزیار، اگر استغفار شما برای یکدیگر نبود، ما رحمتمان را از شما قطع می کردیم و لطف و عنایتمان را از شما می بردیم...».

* خداوند در حدیثی قدسی می فرماید: «لَو عَلِمَ المُدبَرونَ کَیفَ اشتیاقی بِهِم و انتظاری لَهُم لماتوا فِیَّ شوقاً... اگر پشت کنندگان به من می دانستند که با چه اشتیاقی در انتظار بازگشت ایشان هستم، از شوق قالب تهی می کردند».

«امروز انسان مداری یا اومانیسم به معنای منفی آن، بر ساحتهای مختلف اندیشه های بشری استیلا یافته است. امروز بشریت خود را به جای خدا، محور هستی قرار داده است(مصداق بارز آیۀ شریفۀ «أرَأیت مَن إتّخذَ الههُ هواه...آیا دیدی کسی را که هوسش را خدا گرفت» به شکل مطلق، در این قرن نفرین شده و در مکتب خودپرستیِ اومانیسم نمایان شده است. این مکتب محکوم به سقوط است. نماد سقوط در اثر خودبینی و خودپرستی در نظام خلقت، ابلیس است). در جامعۀ انسان مدار، امام معصوم نقش و جایگاهی ندارد زیرا در جامعه ای که انسان خود منتهای آرمانها و قبلۀ ایده آلها قرار گیرد، امام به کدام مبدأ می تواند رهبری نماید؟ امام در جامعه ای امامت می کند که خدا مدار باشد؛ در جامعه ای که میزان و محور، توحید باشد نه توهّمات و امیال و خواسته های پست نفسانی...جامعۀ بشری باید استعداد سخن و عمل و برنامه های حضرت را پیدا کند. بشریت باید قید تمام ایسم ها و ایدئولوژی های ناقص و منحرف خود را زده باشد(کما این که بشریت، امروز شکست کامل بسیاری از مکاتب پدید آمده در دو قرن اخیر را پذیرفته است). نظام های اقتصادی چه کاپیتالیسم و چه سوسیالیسم باید طرح های خود را ارائه نموده باشند. باید نظریه پردازی چون فوکویاما، دموکراسی و لیبرالیسم را پایان تاریخ بشریت بنامد و باید نظم نوین جهانی که نتیجه اش جنگ تمدنهاست طرح شود، آنگاه بشر حیران سر در گریبان فرو ببرد و بگوید: چه باید کرد؟ چرا به اینجا رسیدیم؟...آنگاه بشریت تمنّای آن رهبر الهی را بنماید. این همان زمان موعود است که جانها مستعد این امر شده اند زیرا مجازها خود را نشان داده اند و لحظۀ آن فرا رسیده است که حقیقت آشکار و ظاهر شود»



 

زمان ظهور:
پیامبر خدا (ص) قیام امام مهدی(ع) را به قیامت تشبیه کرده و فرمود:«قیام و ظهور مهدی(ع) به روز قیامت می ماند که ناگهان فرا می رسد».
عظمت آن روز به قدری است که بر آسمانها و زمین سنگینی می کند. پیامبرخدا (ص) بزرگی قیام مهدی را به روز قیامت تشبیه کرده و فرموده است:«قیام او مانند برپایی روز قیامت است و جز خداوند زمان آن را آشکار نمی کند. قیام او بر آسمانها و زمین سنگینی می کند و فرا نمی رسد مگر ناگهان».

«كسانی كه وقتی برای ظهور تعیین می كنند دروغ می گویند. ما اهل بیت وقتی برای آن تعیین نمی كنیم. خداوند اراده فرموده است كه با هر وقتی كه وقت گزاران تعیین كنند مخالفت فرماید».

«قائم در سال وتر (فرد) ظهور خواهد کرد، سال یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه»

«به اسم قائم در شب بیست و سوّم ماه رمضان ندا داده خواهد شد و در روز عاشورا قیام خواهد کرد و آن روزی است که حسین بن علی(ع) در آن روز به شهادت رسید».

«قائم ما اهل بیت در روز جمعه قیام می کند»

«هیچ نوروزی نیست مگر که ما در آن روز در انتظار فرج هستیم؛ نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست».

«در کتاب المختصر تألیف حسن بن سلیمان(شاگرد شهید اول)، روایت شده که حدیثی به خط حضرت امام حسن عسکری(ع) بدین عبارت یافته اند که نوشته بودند:...به زودی چشمه های آب زندگانی برای آنان(شیعیان) پس از چشیدن عذاب آتش ها ظاهر می شود و این در وقتی است که سالها، به میزان عددِ الم و طه و طس ها برسد.مجلسی می نویسد: احتمال دارد که مقصود حضرت، همۀ الم ها و سایر حروف مقطعه ای باشد که الم بر سر آنهاست؛ مثل المص و المر، زیرا تمام آنها با طه و طس ها به 1195 می رسد... ضمناً باید دانست که این گونه وقت ها، بر فرض اصالت روایات، با منع از تعیین وقت منافات ندارد زیرا روایاتی که از تعیین وقت نهی کرده، مقصود تعیین وقت به طور حتم است، نه تعیین وقتی که احتمال حصول بداء یا تغییر در آن برود».

* جمع 1195 با 255(سال ولادت قائم علیه السّلام) عدد 1450 را به دست می دهد، بنابر این، این روایت احتمالاً جنبۀ دیگری از اسرار حروف مقطعۀ قرآن را آشکار می کند. اما باید توجه داشت که: «این گونه اخبار که در آن از حروف مقطعۀ اوائل سور یا از رمز و اشاره به بعضی از سالها اشاره رفته است، در کتب شیعه بسیار کم، و مخالف انبوه اخبار صریح و معتبر دیگری است که فرموده اند:جز خداوند کسی وقت ظهور امام را نمی داند»-مهدی موعود؛ علی دوانی. باید توجه داشت که ممکن است که تمامی علائم ظهور نیز آشکار شود اما ظهور به تأخیر افتد و یا بر عکس، در امر ظهور تعجیل حاصل گردد. اصولاً مسألۀ زمان ظهور از مقولات غیب محسوب شده که کنجکاوی و کاوش پیرامون آن برای انسان، از نظر معنوی خطرناک است.

«در پیشاپیش ظهور مهدی ما دو نشانۀ بزرگ دیده می شود: خسوف ماه در پنجم آن و کسوف خورشید در پانزدهم ماه. از وقتی که خداوند حضرت آدم را به این دنیا فرستاده چنین واقعه ای رخ نداده است. بنابر این دیگر اعتباری برای منجمان باقی نخواهد ماند»

«آنان که در این باره(ظهور) شتاب می کنند هلاک می شوند و آنان که با ایمان ثابت انتظار آن روز را می کشند نجات می یابند و اینان همچون سنگری بر جای خود استوارند و مسلماً پس از این اندوه، پیروزیِ عجیبی است».

خدای تعالی یک سرِ رشتۀ فرج را در دست امّت قرار داده است. امام صادق(ع)دربارۀ لزوم دعا برای فرج فرمود:«وقتی عذاب و سختی بر بنی اسرائیل طولانی گردید، چهل روز به درگاه خداوند گریه و ناله کردند. خدای متعال به موسی و هارون(علیهماالسلام)وحی فرمود که آنان را از دست فرعون نجات دهند و این در حالی بود که از چهارصد سال، یکصد و هفتاد سال باقی مانده بود. خداوند به دعای بنی اسرائیل از آن یکصد و هفتاد سال صرف نظر فرمود».امام(ع)آنگاه فرمود:«اگر شما شیعیان نیز چنین تضرّع و زاری نمایید، خداوند فرج ما را می رساند ولی اگر دست روی دست بگذارید، هنگامی که کارها به نهایت رسد، گشایش فرا خواهد رسید»

لازم به ذکر است که انتظار ظهور و دعا برای تعجیل در امر فرج، از سفارشات بسیار مؤکّد در اخبار شیعه بوده و اجر فراوانی بر آن مترتّب است و علماء بر اساس بیانات معصومین تا یکصد اثر از آثار بزرگ آن را بر وجود مؤمنان در دنیا و آخرت، در کتب خود آورده اند.

*لطفاً رجوع کنید به کتاب مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم، تألیف مرحوم آیت الله سیدمحمدتقی موسوی اصفهانی. شیخ رجبعلی خیاط(ره)، از عرفای معاصر شیعه، توصیه کرده است که: «حتی المقدور از خداوند جز فرج امام عصر(عج) را نخواهید». اعضای هیئت امنای مسجد «سیده نرجس»(به نام مادر بزرگوار حضرت ولیّ عصر) در لبنان، با قسم مؤکّد نقل کرده اند که در یک محرّم به نام حضرت ابوالفضل(ع) مؤمنین را اطعام می کردند و صندوقی جهت دریافت کمکهای افراد در مورد این امر گذارده بودند. هنگامی که قفل صندوق را گشودند، با کمال شگفتی نامه ای را به همراه یک شکلات بزرگ در آن یافتند در حالی که آن نامه و شکلات به هیچ وجه با روزنۀ کوچک صندوق هماهنگی نداشت و تنها کلید صندوق نیز در اختیار هیئت امنا بود. در نامه نوشته شده بود:«بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ قُلِ اعمَلوا فَسَیَری اللّهُ عَمَلکُم و رسولهُ والمُؤمنون؛ صدق اللّهُ العلیُّ العظیم. أنأ المهدیُّ المنتَظَر. أقَمتُ الصلاهَ فی مسجدکم و أکَلتُ ممّا أکَلتُم و دَعَوتُ لکُم؛ فَادعُوا لی بِالفَرَج... بسم اللّه الرحمن الرحیم؛ بگو عمل کنید که به زودی خدا و رسول او و مؤمنین عمل شما را خواهند دید؛ راست گفت خدای بلندمرتبۀ بزرگ. من مهدی منتظَر هستم. در مسجد شما نماز خواندم؛ و از آنچه شما خوردید، خوردم؛ و برایتان دعا کردم؛ شما هم برای من دعا کنید به دعای فرج».مدتی بعد یکی از علمای ربّانی در حرم مطهّر امام رضا(ع) به محضر امام عصر(عج) مشرّف شد و دربارۀ آن نامه سؤال کرد. حضرت فرمودند:«بله، آن نامه از ماست. سپس فرمودند: عمل کنید و بدانید که ما شاهد بر اعمال شما هستیم»



1- 59 نكته در مورد امام زمان(ع)، مؤسسۀ فرهنگی انتشاراتی نصر(با تلخیص).

2 - ملل و نحل شهرستانی؛ ج1، ص154.

3- بحارالانوار؛ ج24.

4 -غیبت نعمانی؛ص199.

5- راهی به سوی نور؛ص82(با تلخیص).

6- تبصره الولی فی من رای القائم المهدی؛ سید هاشم بحرانی(با تلخیص).

7- اصول کافی؛ ج2.

8-انعام؛ 129[8]

9 -نهج البلاغه؛ خطبۀ 138.

10- برگرفته از «دولت موعود»؛ دکتر محمدعلی انصاری(با تلخیص و اندکی تغییر).


به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : مهدوینشانه های ظهوردلیل غیبت حضرت ولیّ عصر(عج)
____________________________________________________
برچسب ها:
،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 43 بار

غیبت از نگاه مرحوم حاج اسماعیل دولابی

معنای غیبت از نگاه مرحوم حاج اسماعیل دولابی از عرفای معاصر با اشاره به معنای غیبت امام زمان(عج) بیان داشت: بچه دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود؛ او گمان می‌کند پدرش گم شده است اما در واقع خودش گم شده است. 

معنای غیبت امام زمان(عج) در کلام حاج اسماعیل دولابی مفهوم انتظار در عصر غیبت از اهمیت به سزایی نزد علما و عرفای دین برخوردار بوده است و همواره در تبیین مسئله غیبت کوشیده‌اند.

عارف نامی مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در پاسخ به پرسش «امام زمان(عج) غایب است، یعنی چه؟» چنین پاسخ داد:

*غایب، کدام غایب؟
بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده می‌گوید: پدرم گم شده است.
ما مثل بچه‌ای هستیم که پدرش دست او را گرفته تا به جایی ببرد و در طول مسیر از بازاری عبور می‌کند.

بچه جلب ویترین مغازه‌ها می‌شود و دست پدر را رها می‌کند و در بازار گم می‌شود و وقتی متوجه می‌شود که دیگر پدر را نمی‌بیند، گمان می‌کند پدرش گم شده است، در حالی‌که در واقع خودش گم شده است.

انبیاء و اولیاء پدران خلق‌اند و دست خلایق را می‌گیرند تا آن‌ها را به سلامت از بازار دنیا عبور دهند، غالب خلایق جلب متاع‌های دنیا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنیا گم شده‌اند.

امام زمان(عج) گم و غایب نشده است، ما گم شدیم و محجوب گشته‌ایم، امام غایب نیست، تو نمی‌بینی آقا را، او حاضر است.

چشمت که اسیر دنیا شده، اگر از دنیا دست بردارد، آقا را می‌بیند، خلاصه نگو آقا غایب است، تو نمی‌بینی.

منبع: کتاب «امام زمان در کلام اولیای ربانی» نوشته مهدی لک‌آبادی/فارس

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : مهدوینشانه های ظهورمعنای غیبت از نگاه مرحوم حاج اسماعیل دول
____________________________________________________
برچسب ها:
،،
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 37 بار

چرایی غیبت امام زمان(عج)/فتنه آخرالزمان


بارها شنیده‌ایم که بزرگان دین به ما فرموده‌اند برای در امان ماندن از فتنه‌های آخرالزمان دعا کنید. مگر در آخرالزمان چه فتنه‌ای سراغ مؤمنان خواهد آمد؟ آیت‌الله العظمی بهجت(ره) به این سؤال پاسخ داده است. 

بارها شنیده‌ایم که بزرگان دین به ما فرموده‌اند برای در امان ماندن از فتنه‌های آخرالزمان دعا کنید. مگر در آخرالزمان چه فتنه‌ای سراغ مؤمنان خواهد آمد؟ آیت‌الله العظمی بهجت(ره) به این سؤال پاسخ داده است.


حضرت آیت‌الله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» به پرسش‌هایی از قبیل چرایی غیبت امام زمان علیه‌السلام، فتنه آخرالزمان و نحوه مقابله با آن پاسخ گفته‌اند که مشروح آن در پی می‌آید:

1- چرا امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه غایب هستند و ما از فیض حضورشان محرومیم؟
- سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم! وگرنه اگر ظاهر شود چه کسی او را می‌کشد؟ آیا جن آن حضرت را می‌کشد؟ یا قاتل او انسان است؟!

ما از پیش، امتحان خود را پس داده‌ایم که چگونه از امام تحفظ و یا اطاعت می‌کنیم، و یا این که او را به قتل می‌رسانیم! انحطاط و پستی انسان به قدری است که قوم حضرت صالح (ع) ناقه صالح را با اینکه وسیله ارتزاق و نعمت آن‌ها بود، پی کردند، چنان که قرآن کریم درباره آن می‌فرماید: «وَلَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَّعْلُومٍ» یعنی یک روز، آب سهم شما باشد و روز دیگر سهم آن، و روزی که آب چاه را می‌خورد در عوض به آنها شیر می‌داد!

آن آقا گفت: چرا برای تعجیل فرج دعا می‌‌کنید؟ آیا می‌خواهید بیاید و او را هم بکشید؟ برای اینکه مزاحم خط، مردم، حکومت و حاکمیت شما خواهد بود! آنان که سایر ائمه را کشتند، دیوانه که نبودند! بلکه سبب آن بی‌دینی بود! آیا الان دیگر آن طور نیست؟!...

2- این «فتنه آخر الزمان» که می‌شنویم چگونه فتنه‌ای است؟
- خدا کند ولو با تقیه کردن از طریقه اهل حق و اهل بیت (ع) مخذول نشویم. گرفته شدن ایمان از اهل ایمان، از کشته شدن آنها بدتر است. در روایت است که فتنه‌هایی بر اهل ایمان می‌آید «فتن کقطع اللیل المظلم» فتنه‌هایی همانند پاره‌های شب تاریک!

ما این همه ابتلائات را می‌بینم و می‌گویید آیا «فتن کقطع اللیل المظلم» است یا نه؟! و آیا - نعوذ بالله - طریقه حقه اهل بیت(ع) حق است یا باطل؟! با این همه رخدادها که می‌بینیم و برای ما پیش‌بینی و پیشگویی کرده‌اند، باز شک و تردید داریم!

3- این ابتلائات و گرفتاری‌ها تا چه اندازه است لطفا بیشتر توضیح دهید؟
- ائمه ما (ع) هزار سال پیش خبر داده‌اند که گرفتاری و ابتلائات برای اهل ایمان به حدی خواهد بود که عده کثیری از آنان از ایمان خارج می‌شوند!

4- در عصر غیبت مسلمانان با گرفتاری‌ها و بلاهای زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند شما فکر می‌کنید که باید چه کار کنند و چه چاره‌ای بیندیشند؟
- خدا می‌داند که چه بلاهایی بدتر از این در زمان غیبت آن حضرت بر سر مسلمان‌ها آمد و می‌آید! آلمان در مدت کوتاه، چهارده کشور اروپایی را شکست داد که بزرگترین آن‌ها یونان بود و سقوط آن بیست و پنج روز طول کشید!

بنابراین، ممالک اسلامیه در نزد آن‌ها، هر کدام یک لقمه است! ولی پیشرفت به سرعت، لازمه‌اش غفلت از دشمن پشت‌سر است که خداوند هر کدام از قدرت‌های شرق و غرب را معذب و رقیب دشمن مقابل خود قرار داده است و ظاهر این است که تا قیام حضرت حجت (عج) اسم اسلام باقی است: «لا یبقی من الاسلام الا اسمه» از اسلام به جز نام آن باقی نمی‌ماند.

اگر دو گروه در برابر هم قرار گرفته و با یکدیگر در حال جنگ باشند و یک فرد از این دو گروه را پیدا می‌کرد و رئیس گروه دیگر را می‌ربود، گروه بی‌رئیس یکی از دو راه را دارند: یا باید تسلیم شوند و یا بدون رهبر با دشمن مخالف بجنگند. حال ما مسلمانان با کفار تقریبا همین طور است...

آیا نباید مواظبت و محافظت کنیم؟


به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : چرایی غیبت امام زمان(عج)فتنه آخرالزمان
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،
.: Weblog Themes By blogskin.ir :.