وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِى ٱلزَّبُورِ مِنۢ بَعْدِ ٱلذِّكْرِ أَنَّ ٱلْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِىَ ٱلصَّـٰلِحُونَ [٢١:١٠٥] و ما در زبور -پس از تورات- نوشته‌ايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد. معراج
معراج
معراج، بشارت، ظهور در وحی الهی، به حضرت رسالت پناهیص در
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 15 آذر 1391 توسط محمدنبی مرادقلی | نسخه قابل چاپ | تعداد بازدید 44 بار

بشارت ظهور در وحی الهی به حضرت رسالت پناهی در معراج:حسن بن سلیمان در کتاب المختصر از کتاب معراجِ شیخ صالح ابومحمدحسن به سند خود از شیخ صدوق روایت می کند که ابن عباس گفت: پیغمبر(ص) فرمود: وقتی خداوند مرا به معراج برد، صدایی شنیدم که می گفت:ای محمد، گفتم:ای خدای با عظمت لبیک، لبیک.آنگاه به من وحی شد که:ای محمد، فرشتگان عالم در خصوص چه موضوعی اختلاف کردند؟ گفتم: پروردگارا اطلاع ندارم.فرمود:ای محمد، آیا کسی را از میان مردم به عنوان وزیر و برادر و جانشین خود تاکنون برگزیده ای؟عرض کردم:خداوندا چه کسی را انتخاب کنم؟ تو خود چنین کسی را برای من انتخاب فرما.وحی آمد کهای محمد، من از میان تمام مردم، علی بن ابی طالب را برای تو برگزیدم.عرض کردم:خدایا، پسر عمویم را؟وحی آمد که:ای محمد، علی وارث تو و بعد از تو نیز وارث علم تو است. و در روز رستخیز، لوای حمد به دست اوست و هم او صاحب حوض کوثر است که هر کدام از مؤمنین امّت تو وارد بهشت شود از دست او آب کوثر بنوشد.آنگاه خداوند وحی فرستاد که:من به ذات مقدّس خودم قسم خورده ام که دشمن تو و اهل بیت تو و دودمان پاک سرشت تو از آن حوض آب نخواهند نوشید. ای محمد، تمام امّت تو را به بهشت در آوردم مگر آنها که نخواهند.عرض کردم:خدایا، آیا کسی هست که نخواهد وارد بهشت شود؟خدا وحی فرستاد که:آری. عرض کردم:چگونه نمی خواهد؟وحی آمد که:ای محمد، تو را از میان بندگانم برگزیدم و برای تو جانشینی انتخاب کردم و او را نسبت به تو به منزلۀ هارون نسبت به موسی قرار دادم با این فرق که بعد از تو دیگر پیامبری نخواهد بود. محبت او را به دل تو انداختم و او را پدر فرزندان تو قرار دادم. حقّی که او بعد از تو به امّت تو دارد، مثل حقی است که تو در زمان حیات بر آنها داری. هر کس منکر حق او شد، حق تو را انکار نموده و هر کس از دوستی او سر باز زند، نمی خواهد داخل بهشت شود.من فی الفور افتادم و خدا را بر این نعمتها که به من داده است سجدة شکر کردم. در آن وقت صدایی شنیدم که می گفت:ای محمد، سربردار و هر چه می خواهی از من بخواه تا به تو عطا فرمایم.عرض کردم:الهی بعد از من تمام امّت مرا از دوستان علی بن ابی طالب قرار بده تا فردای قیامت همه کنار حوض نزد من آیند.وحی شد:ای محمد، پیش از آن که من بندگانم را بیافرینم قضای من در میان آنها جاری گشته و گذشته است تا هر کس را که راه انحراف بپیماید هلاک گردانم و هر کس به راه راست برود هدایت کنم.علم تو را بعد از تو به علی بن ابی طالب داده ام و او را وزیر تو گردانیدم و او بعد از تو جانشین توست بر کسان و امّتت. این امری واجب بوده که از علم من گذشته است. و کسی که از وی در خشم باشد و او را دشمن بدارد و خلافت بلافصل او را انکار کند داخل بهشت نخواهد شد. هر کس از وی در خشم باشد تو را به خشم آورده و هر کس تو را به خشم آورد مرا به خشم آورده و هر کس او را دشمن بدارد تو را دشمن داشته و هر کس تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. هر کس او را دوست بدارد تو را دوست داشته و هر کس تو را دوست بدارد مرا دوست داشته است. این فضیلت را برای او قرار دادم و به تو عطا کردم که یازده مهدی را که همه از دودمان تو و از فاطمۀ پاکیزة دوشیزه می باشند از صلب او بیرون آورم. آخرین آنها کسی است که عیسی بن مریم پشت سر او نماز گزارد. او زمین را پر از عدل و داد کند چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد. به وسیلۀ او مردم را از سراشیب سقوط نجات دهم و به شاهراه هدایت راهنمائی کنم. و کور و بیمار را شفا دهم.عرض کردم:الهی اینها در چه وقت روی می دهد؟خداوند وحی فرستاد که:این در وقتی است که علم از میان برداشته شود و جهل و نادانی آشکار گردد. قاریان قرآن بسیار باشند ولی علم و عمل کم، و مرگ ناگهانی افزون باشد. فقهای هدایت پیشه اندک و فقیهان ضلالت کیش و خائن زیاد باشند و امّت تو قبرستان های خود را مسجد کنند و قرآن ها را زینت دهند و مساجد را طلاکاری کنند و ظلم و فساد بسیار شود و کارهای زشت آشکار گردد و امّت تو را به ارتکاب آن دستور دهند و از راهنمایی مردم به کردار نیک باز دارند. مردان به مردان و زنان به زنان اکتفا کنند و امراء کافر و سران آنان زناکار و دستیاران آنها ستمگر و صاحبنظران آنها فاسق باشند. و به هنگامی که سه خسف(فرورفتگی) در زمین روی دهد: یک خسف در مشرق و یک خسف در مغرب و یک خسف در جزیره العرب، و شهر بصره به دست شخصی از دودمان تو که اتباع او همچون ملخ می باشند ویران شود، و قیام مردی از اولاد حسن بن علیو آمدن دجّال که در مشرق از ناحیة سیستان خروج می کند و آمدن سفیانی.عرض کردم:خدایا چه فتنه ها که بعد از من پدید می آید. خدا وحی فرستاد و از بلای بنی امیه و فتنة فرزندان عمویم(بنی عباس) و آنچه تا روز قیامت واقع می شود خبر داد. من هم بعد از فرود آمدن به زمین آنها را در وصیت خود به پسر عمویم اطلاع دادم و رسالت خود را ایفا نمودم، فَلِلّّه الحمدُ علی ذلک کما حمده النّبیون و کما حمده کل شیء قبل و ما هو خالقه الی یوم القیامه.

رسول خدا(ص)فرمود:«چون به معراج رفتم، بر ساق عرش به نور نوشته دیدم: لا اله الّا اللّه محمّد رسول اللّه، اَیَّدتهُ بِعلیٍّ و نَصَرتهُ بِعلیٍّ ثمَّ بعدهُ الحسنُ و الحسینُ(تأیید کردم و یاری دادم او را به علی و پس از او حسن و حسین) و دیدم علی و علی و علی سه بار و دیدم محمّد و محمّد دو بار و جعفر و موسی و حسن و حجّت، دوازده اسمی که با نور بر عرش نوشته بود»

بشارت ظهور در اخبار معراجیه در منابع اهل سنت: شيخ الاسلام حموئى شافعى در فرايد السمطين و موفق بن احمد خوارزمى حنفى در كتاب مقتل ‏الحسين‏(ع) نقل مى‏كنند از ابى‏سلمى كه شترچران رسول خدا(ص) بود که: از رسول خدا(ص) شنيدم كه مى‏فرمود: «در شب معراج از خداى جليل خطاب آمد: ... يا محمد، من توجه كردم به زمين توجهی كامل و تو را از اهل زمين اختيار كردم. نامى از نامهاى خود را براى تو مشتق كردم. من ياد نمى‏شوم مگر آن كه تو نیز با من ياد شوى؛ منم محمود و تويى محمد. بار دوم به زمين نظر كردم و على‏ را برگزيدم و نامى از نامهاى خود براى او مشتق كردم؛ منم اعلى و اوست على. يا محمد، من تو را و على، فاطمه و حسن، حسين و امامان از فرزندان حسين را از شبح نور آفريدم و ولايت ‏شما را بر اهل آسمانها و زمين عرضه كردم. هر كه قبول كرد نزد من از مؤمنين است و هر كه انكار نمود نزد من از كفّار است. اى محمد، اگر بنده‏اى از بندگان من مرا عبادت كند تا از كار بیافتد و يا مانند مشك خشكى گردد، اگر در حال انكار ولايت ‏شما نزد من آيد، او را نمى‏آمرزم تا اقرار به ولايت ‏شما كند. اى محمد، آيا مي خواهى اوصياى خود را ببينى؟ گفتم: آرى بار خدايا. خطاب آمد: به طرف راست عرش بنگر. من به طرف راست عرش خدا نگاه كردم ناگاه ديدم: على، فاطمه، حسن، حسين، علی بن الحسین، محمد بن على باقر، جعفربن محمد صادق، موسى بن جعفر كاظم، على بن موسى‏الرضا، محمد بن على جواد، على بن محمد هادى، حسن بن على عسكرى و مهدى در دريايى از نور ايستاده و نماز مى‏خوانند و مهدى در وسط آنها مانند ستارۀ درخشانى بود. خداوند فرمود: «اى محمد، اينها حجّت ها هستند و مهدى منتقم عترت توست. به عزت و جلال خودم قسم، او حجّتى است كه ولايتش بر اولياى من واجب است و او انتقام گيرنده از دشمنان من است».

 

1 - فرائد السمطين، ج 2، ص‏319، حديث 571.

2 -مقتل الحسين، ج 1، فصل سابع فى فضائل الحسن، و الحسين، ص‏96.

3 -بقره؛285.

به این مطلب امتیاز بدهید:  1  2  3  4  5 

موضوعات مرتبط با این مطلب : مهدوینشانه های ظهوربشارت ظهور در وحی الهی به حضرت رسالت پنا
____________________________________________________
برچسب ها:
،،،
.: Weblog Themes By blogskin.ir :.